درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

۶ مطلب با موضوع «مجموعه آثار من» ثبت شده است

فلسفه تحریم همجنس گرایی

سؤال:


سلام علیکم ببخشید.

سوالی خدمتتون داشتم.با توجه به اینکه کشورهای توسعه یافته و پیشرفته غربی دلایل روانشناسانه و عقلی برای هنجنسگرایی پیداکردن.وهمینطور الان زوج های همجنسگرا با عمل جراحی و گذاشتن رحم جایگزین میتوانند تولید مثل کنند و نسل بشر دچار انقراض نمیشه دلیل حرام بودن این قضیه در اسلام چیه بااینکه ما حتی در کشور خودمونم افراد زیادی داریم که به جنس موافق تمایل دارن.از کثیف بودن این عمل آگاهم میخوام دلیل شرعیشو بدونم.

باتشکر از شما


جواب:


پیشینه این سؤال به زمان های گذشته بر می گردد. زندیقی از امام صادق علیه السلام در این باره پرسیده اند که ما هم همان پاسخ حضرت را تقدیم می داریم:


متن حدیث:


سَأَلَ اَلزِّنْدِیقُ فِیمَا سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: لِمَ حَرَّمَ اَللَّهُ اَلزِّنَا؟

 قَالَ: لِمَا فِیهِ مِنَ اَلْفَسَادِ وَ ذَهَابِ اَلْمَوَارِیثِ وَ اِنْقِطَاعِ اَلْأَنْسَابِ لاَ تَعْلَمُ اَلْمَرْأَةُ فِی اَلزِّنَا مَنْ أَحْبَلَهَا وَ لاَ اَلْمَوْلُودُ یَعْلَمُ مَنْ أَبُوهُ وَ لاَ أَرْحَامٌ مَوْصُولَةً وَ لاَ قَرَابَةٌ مَعْرُوفَةً .

قَالَ : فَلِمَ حَرَّمَ اَللِّوَاطَ ؟

قَالَ: مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ کَانَ إِتْیَانُ اَلْغُلاَمِ حَلاَلاً لاَسْتَغْنَى اَلرِّجَالُ مِنَ اَلنِّسَاءِ وَ کَانَ فِیهِ قَطْعُ اَلنَّسْلِ وَ تَعْطِیلُ اَلْفُرُوجِ وَ کَانَ فِی إِجَازَةِ ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ...الحدیث[1].


ترجمه:


زندیقی از امام صادق علیه السلام- در مجموعه سؤالاتی که از امام پرسیده بود- پرسید: خدا چرا زنا را حرام کرد؟

فرمود: به خاطر اینکه در این کار فساد و تباهی وجود دارد و میراث ها از بین می روند و سببن قطه نسل می شود و زن در زنا نخواهد دانست که از نطفه چه کسی باردار شده است و فرزند هم نخواهد دانست که پدرش کیست و رحم های مرتبط با هم معلوم نمی گردد و فامیلهای نزدیک دانسته نمی شود.

پرسید: برای چه لواط را حرام کرده است؟

حضرت فرمود:

اگر رابطه جنسی با پسر حلال باشد ،مردان از زنان بی نیازی می جویند و نسل انسانی قطع می گردد و فرجه ها تعطیل می گردد( یعنی فرزند نمی آورند) و در اجازه چنین گناهی، فساد بزرگی به وجود می آید.


 نکات:


1-        بیشترین تاکید امام در هر دو مورد یاد شده بر روی این نکته است که انحراف جنسی نسل را از بین می برد یعنی کم کم با گسترش همجنس گرایی دیگر نسل انسانها منقطع می شود و این درحالی است که اراده الهی بر تکثیر نسل است.

2-        فساد زائی این اعمال زشت نیز جزو مهمترین علل تحریم همجنس گرایی است که شامل فساد در خانواده، اجتماع و نیز جامعه جهانی می گردد.

3-        احکام الهی دایر مدار غالب افراد است. چون با انحراف جنسی دو عامل مهم یاد شده تحقق می یابد، لذا خدای عزوجل به خاطر مصلحت و خیر خواهی جامعه بشری هم جنس گرایی را تحریم کرده است.

4-        فلسفه تحریم هم جنس گرایی در اندیشه امام صادق علیه السلام، شامل مساحقه( همجنس گرایی زنان) نیز می شود.

5-        عقل  همه جوانب مصلحت و یا فساد مسائل را نمی تواند درک کند و الا نیازی به ارسال رسولان و نازل کردن کتاب های آسمانی و جعل احکام شریعت نبود. لذا آنچه از کشفیات غربی ها در خصوص فایده هم جنس گرایی صرفا دیدگاه یک طرفه محسوب می شود و دیدگاه جامع گرایانه بر اساس جهان بینی توحیدی و ایدئولوژی توحیدی نیست.

6-        مسئله ازدواج و رابطه انسان ها به دلیل اینکه بار حقوقی زیادی دارد، تحت تدبیر باری تعالی قرار گرفته تا سود جویان از مسئله نیاز جنسی انسان ها سوء استفاده ننمایند. لذا اگر کسی خدا باور باشد حد اقل اگر فلسفه حرمت هم جنس گرایی را هم نداند باید تعبدا این تحریم را بپذیرد.

خداوند همه ما را از انجام اعمال فساد انگیز حفظ نماید.

موفق باشید



[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 100 , ص 368


بیچاره منی که فضل تو بشمارم

دریای فضائلت ندارد دفتر

بیچاره منی که فضل تو بشمارم

طب اسلامی داریم، نداریم؟!

طب  اسلامی داریم، نداریم؟!

وقتی می گوییم اسلام پاسخگوی همه مسائل مربوط به انسان بلکه عالم هستی است، گزافه نگفته ایم.

در قرآن کریم می خوانیم:

«وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْء[1]».

و ما بر تو این کتاب (قرآن عظیم) را فرستادیم تا حقیقت هر چیز را روشن کند

«مَّا فَرَّ‌طْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْء[2]».

ما در کتاب (آفرینش، بیان) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم.

این آیات به صراحت به جامعیت اسلام و اینکه می تواند پاسخگوی همه نیازهای بشری باشد اشاره می کند.

در این بین «طب» مستثنی نیست.

حجم عظیم روایات پزشکی که در زمینه پیشگیری از بیماری، سلامتی، و حتی درمان در جوامع حدیثی شیعه و سنی، نشان از اهتمام دین اسلام و رهبران آن بر «طب»  دارد.

اگر قید «اسلامی» را بر «طب»  بزنیم هیچ اتفاق خاصی علیه اسلام نخواهد افتاد چرا که این قید ، قید حقیقی «طب»  است.

دلیل اینکه برخی از اسلام شناسان با طب اسلامی مخالفت دارند و حتی منکر آن هستندشاید به چند علت باشد:

-         نبود آگاهی کافی در این زمینه .

-          ملاحظاتی در چنین اظهار نظرهایی دارند.

 از جمله این ملاحظات جلوگیری از حجم عظیم مدعیان آگاه به «طب اسلامی» است.

قطعا ما متخصصین و مجتهدینی در زمینه «طب اسلامی» داریم. ولی برخی از طلاب که تخصص کافی برای طبابت ندارند و صرفا با خواندن یک جزوه و یا یک کتاب، ادعای طبابت می کنند، مردم را به خاطر نسخه های نادرست، نسبت به دین اسلام و «طب اسلامی» بدبین کرده اند. حتی برخی از این آقایان، ادعای بنیانگذاری «طب متعالیه» را دارند. طبی که به زعم مدعی اش، تلفیقی از طب هندی، چینی، یونانی، سنتی، اسلامی، طلسمات، جن گیری و ماوراء طبیعه است و این درحالی است که این تلفیقات را بزرگانی مثل ابن سینا رحمه الله انجام داده اند ولی ادعای بنیانگذاری طب متعالیه را هرگز نکرده اند.

وجود «غیر متخصص» در حیطه «طب اسلامی» باعث شده برخی مراجع، موضع علیه طب اسلامی بگیرند و کلا آن را منکر شوند.

 به نظر نگارنده، باید جانب انصاف در خصوص طب اسلامی رعایت شود. برای این کار چند پیشنهاد تقدیم می گردد:

1-      روایت مربوط به طب بعد از جمع آوری پالایش رجالی و فقه الحدیثی شود.

2-      طب جدید به کمک تایید این دسته روایات بیاید.

3-      حوزه علمیه و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، در راستای تبیین و ترویج «طب اسلامی» همکاری نمایند.

4-      برای دانش پژوهان «طب اسلامی» مدرک رسمی برای طبابت صادر شود.

نکته:

شاید یکی از دلایلی که علیه «طب اسلامی» از ناحیه غیر حوزویان موضع گرفته می شود دو چیز عمده باشد:

1-      کسادی بازار دارو برای دلالان دارو و سازندگان آنها. چون طب اسلامی بر استفاده از داروهای گیاهی و دعا تاکید دارد اما طب مدرن بر داروهای شیمیایی تاکید دارد. وقتی مردم به سمت داروهای گیاهی بروند خود به خود تولیدی های داروها تعطیل خواهدشد.

2-      کسادی کار پزشکان

فرایند درمان در «طب اسلامی» ، جامع نگری است ولی طب مدرن جزئی نگر است و این در حالی است که بیماری همه وجود شخص را تحت الشعاع قرار می دهد.

طبیب اسلامی علاوه بر تجویز دارو از دعا و مناجات و ذکر نیز برای بهبود بیماری بهره می گیرد ولی پزشکی اکادمیک، غالبا دارو تجویز می کند و دیگر هیچ.

طبیعی است با روی کار آمدن طب اسلامی بسیاری از پزشکان از روند درمان ناراضی خواهند بود.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

 

ماه گرفتگی، فلسفه آن و احکام مربوطه

یاد داشتی که ملاحظه می فرمایید درباره فلسفه خسوف یعنی ماه گرفتگی، شیوه برخورد ما با آن و بیان چند حکم شرعی درباره آن است.


حکمت خسوف

یکی از سؤالات مهم انسانها در طول تاریخ این است که قیامت کی اتفاق خواهد افتاد. دلیل این پرسش یا حقیقت جویی بشر و یا حس کنجکاوی و یا آمادگی برای ورود به جهان دیگر است.

قرآن کریم پرده از این سؤال برداشته و خصوصا از زبان تکذیب کنندگان روز قیامت می فرماید:

" یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ[1]" یعنی می پرسد که کی روز قیامت خواهد بود؟!

برای پاسخ به این سؤال ،خدای عز و جل چند نشانه از قیامت را  در قرآن بیان می دارد.

مثلا می فرماید:  " فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ وَ خَسَفَ الْقَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ[2]".

ترجمه:  آنگاه که چشم در دیدن متحیر شود و خسوف خورشید وماه اتفاق افتد.

 منظور از" خسوف‏ قمر" بى ‏نور شدن آن است.

طبق آیه شریفه یکی از نشانه های قیامت خسوف است. که خدای عزوجل نمونه این خسوف را در طول سال ، در نقاط مختلف جهان با قرار دادن زمین بین خورشید و ماه و افتادن سایه زمین بر روی ماه نشان می دهد تا به جهانیان قدرت و عظمت و بزرگی خود را نشان دهد و به بندگان گوشزد کند که چنین اتفاقی در آستانه قیامت خواهد افتاد و ظلمت به خاطر خسوف کلی در خورشید و ماه،  همه جا را فرا خواهد گرفت.

همگان اذعان دارند که ظلمت و تاریکی بدون یک سو از نور دهشت و وحشت زیادی می آورد و آرامش روحی و روانی انسان را به هم می زند.

شاید به همین دلیل است که در آموزه های اسلامی برای کرنش در برابر این قدرت نمایی خدای عزوجل دستور داده شده است که هنگام خسوف و کسوف نماز آیات خوانده شود.

از امام صادق علیه السلام در این باره  از پدرشان امام باقر علیه السلام  نقل شده است که حضرت فرمود:

 زلزله‏ها و گرفتگى ماه و خورشید و بادهاى سخت و وحشت‏زا، از نشانه‏هاى قیامت است. هر گاه یکى از اینها را دیدید، به یاد برپایى قیامت بیفتید، به مسجدها پناه برید و نماز بخوانید.[3]

ازامام رضا علیه السلام در بیان علّت نماز آیات به هنگام کسوف فرموده‏اند:

 کسوف آیتى است از آیات خدا که نمى‏دانیم به نشانه رحمت حقّ عزّ و جل ظاهر شده یا به منظور عذاب الهى پدید آمده، بارى نبى اکرم صلى الله علیه و آله دوست دارند که امّتشان هنگام ظهور کسوف در مقابل خالق و راحم فزع و جزع و تضرّع نموده تا شرّ آن از ایشان دفع گشته و بدین وسیله از امر مکروه مترتّب بر آن مصون بمانند، چنان چه قوم یونس وقتى در مقابل حقّ عزّ و جل تضرّع و جزع و فزع نمودند بارى تعالى عذاب را از آنها برگرداند.[4][5]

تاکید به تدبر در آیات الهی

امام سجاد علیه السّلام مى‏فرماید:

جز شیعیان ما کسى به خاطر خسوف و کسوف و زلزله نمى‏ترسد و به خدا استغاثه نمى‏کند پس اگر یکى از این‏ها رخ داد به خدا پناه ببرید و به او مراجعه کنید

شهید ثانى قدّس سرّه مى‏فرماید:

 به هنگام نماز آیات پیش‏آمدهاى هولناک آخرت و زلزله‏هاى آن و گرفتگى خورشید و ماه و تاریکى قیامت و ترس خلائق از گرفتار شدن به عذاب و عقوبت الهى را بیاد آور.

و دعا و تضرّع بسیار کن و با خوف و خضوع و خشوع از خدا رهایى از آن گرفتاریها را طلب کن و از او بخواه که تو را از آن ظلمت بگذراند و به نور رهنمون شود و از لغزشهایت چشم بپوشد.

از گناهانت توبه کن به امید آنکه به این نفس شکسته و سرافکنده که از تقصیر خود حیا بر او غلبه کرده نظرى کند و توبه‏ات را بپذیرد و لغزشت را ندیده گیرد[6].

 سؤال:

 اگر خورشید گرفتگى در شهر ما قابل رؤیت نباشد و یا در شهر دیگرى زلزله شود، نماز آیات بر ما واجب مى‏شود؟

همه مراجع: امورى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر محلى که اتفاق بیفتد، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم شهرهاى مجاور آن، واجب نیست.[7]

کیفیت نماز آیات:


این نماز دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد که جمعا ده رکوع مى‌شود که آن را می‌توان به یکی از این دو صورت بجا آورد:
الف: بعد از نیت، تکبیرة الاحرام گفته و سپس حمد و سوره را می‌‌خواند و به رکوع می‌‌رود سپس سر از رکوع برداشته بار دیگر حمد و سوره را می‌‌خواند و به رکوع می‌رود و آن گاه سر از رکوع برداشته به خواندن حمد و سوره می‌‌پردازد و همچنین تا پنج رکوع آن گاه بعد از رکوع پنجم به سجده می‌رود و بعد از سجده دوم برخاسته و رکعت دوم را نیز مانند رکعت اول را انجام می‌دهد و پس از سر برداشتن از سجده دوم تشهد می‌خواند و سلام می‌دهد و در این نماز فرقى بین این نیست که در ده بار حمد و سوره خواندن یک سوره را تکرار کند و یا ده سوره متفاوت بخواند.
ب: بعد از نیت، تکبیرة الاحرام گفته و سپس سوره حمد را خوانده و یک سوره کامل را پنج قسمت می کند، آن گاه بعد از حمد یک قسمت از آن سوره را می‌خواند و به رکوع می‌رود و سر از رکوع برداشته بدون این که حمد را تکرار کند قسمت دوم از همان سوره را می‌خواند و به رکوع می‌رود و مجدداً برخاسته قسمت سوم آن سوره را می‌خواند و به رکوع می رود و همچنین تا رکوع پنجم به طورى که قبل از رکوع پنجم همۀ سوره تمام شود و رکوع پنجم را به جاى آورده و سر از رکوع برداشته و به سجده می‌رود و پس از سجده دوم برخاسته رکعت دوم را نیز به همین ترتیب به جا می آورد.[8]

پی نوشت:

[1] - القیامه: آیه6

[2] - القیامة: 9-7

[3] - وسائل‏الشیعة، ج 7، ص 487 ..

[4] -علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج 1، ص 851 ..

[5]-  گروهى از مولفان، پرسش ها و پاسخ هاى‏دانشجویى، 47جلد، دفتر نشر معارف - قم.

[6] - شبر، عبد الله،  ترجمه الاخلاق،نشر هجرت،قم،1387، ص97

[7] -  توضیح المسائل مراجع، م 1494؛ نورى، توضیح المسائل، م 1491؛ وحید، توضیح المسائل، م 1502 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 713.

[8] - توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج ‏1، ص 813، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، 1424ق.

سخنرانی ها

سخنرانی ها

دانلود سخنرانی های بنده با موضوع:

 ۱- اثرات حب اهل البیت علیهم السلام ورفع گرفتاریهااز اینجادانلود کنید.

۲- تفسیر آیات۲۲۰الی۲۲۴سوره بقره ازاینجا دانلود کنید.

۳- دائم  الوضو بودن- تفسیر تبعض -در دین (پذیرفتن بخشیاز احام وطرد برخی دیگر) ازاینجا دانلودکنید.

۴- اهمیت امام شناسی/اینجا

۵- تفسیر آیه۱۸۶سوره بقره/علل عدماجابت دعا/اینجا

۶- تفسیر آیه۸۱سوره طه/اینجا

۷- بدترین دردها/اینجا

8- تفسیرآیه۱۲۰ بقره،نفوذ فرهنگی،نقد سند۲۰۳۰،/ اینجا

گنه کارم هنوز

بر نیامد از تمنای رخت کامم هنوز

بر امید دیدنت بنگر که نالانم هنوز

روزها بگذشت وشبها عمررا ازمن گرفت

نیستم لایق که افتم پای تو جانم هنوز

صاحبایک جرعه ای از جام صهبایت بده

در میان تشنه گانت تشنه آبم هنوز

یاد«عین الناظره» افتم خجالت می کشم

روبه روی دیدگانت من گنهکارم هنوز

پرتو روی تورایک شب که دیدم خرمم

پرتو دیگر ز نورت سخت خواهانم هنوز

نام من رفته زبانت در قنوت جمعه ها

یک دعای ساده ای باشد تمنایم هنوز

از ازل داده خدا عشق شما را بر دلم

حمد لله را که از عشقت شرر بارم هنوز

ای که گفتی در«فرَج»های شما باشد فرَج

این دعا های فرج صدر دعاهایم هنوز

در قلم آورد فتحی گوشه ای از یاد تو

در قلمها می رود یادت به ا فکارم هنوز

13/9/1391ش



ای مهربان تر از پدر و مادرم، حسین...

ای سایه‌ات فتاده به روی سرم حسین
معنای واقعی اصول الکرم حسین

 

یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند

تسکین دردهای دل مضطرم حسین
***
یادم نمی‌رود که همه عزتم تویی
من پای سفرۀ تو شدم محترم حسین

 

لطفی که کرده‌ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان‌تر از پدر و مادرم حسین
***
من سال‌هاست در به در روضه توام
داغ تو را به جان و دلم می‌خرم حسین

 

در کوچه‌های سینه زنی سالیان سال

در حسرت هوای حرم می‌پرم حسین
***
کابوس من شده غم دوری کربلا
در خواب هم ذکر لب من حرم حسین

 

تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت

مانند خواهری که صدا زد دلم حسین
***
اینجا کجاست؟ خواهرت افتاد از نفس

رحمی نما به سینۀ شعله ورم حسین

 

اینجا عجیب بوی فراق تو می‌رسد

یک دم نگاه کن تو به چشم ترم حسین
***
زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا
یک ذره حق بده نشود باورم حسین

 

مجموع حرف‌های من اینجا خلاصه شد

در یک کلام: ای همۀ باورم حسین

 شعر از: حسین صائمی