درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

۷ مطلب با موضوع «پژوهش» ثبت شده است

وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ.[1]

ترجمه:

واگر پروردگارت مى‌خواست، (به اجبار) همه‌ى مردم روى زمین یکجا ایمان مى‌آوردند. (اکنون که سنّت خدا بر ایمان اختیارى مردم است،) پس آیا تو مردم را مجبور مى‌کنى تا ایمان آورند؟!

نکات آیه:

1- این آیه شریفه، صراحتا بر آزادی ذاتی مردم در پذیرش دین تاکید دارد.

2- طبق آیه شریفه، کسی حق ندارد مردم را مجبور به دینداری کند چنانچه پیامبران الهی و امام معصوم علیهم السلام هرگز چنین کاری نکردند.

3- این آیه در جواب کسانی است که به خاطر شرک ورزی مستحق عذاب الهی می شوند و شروع می کنند به این اعتراض که اگر خدا می خواست ما شرک نمی ورزیدیم. لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکْنا[2]؛ اگر خدا مى‌خواست ما مشرک نبودیم .

این آیه به این گروه تذکر می دهد که اگر قرار بود انتخاب دین و یا ترک آن اجباری می بود، خداوند از اول اینان را مجبور به هدایت می کرد. در واقع آیه می خواهد بگوید اگر انسانی مسیر ضلالت و هدایت را پیش گیرد به اختیار خودش است و خودش سعادت و شقاوت خود را رقم می زند.

4-  شاید کسی بگوید اگر پذیرش دین اجباری نیست چرا در جامعه اسلامی حاکمیت مردم را به رعایت برخی آموزه های دین الزام می کند؟ در جواب باید گفت که: وقتی کسی دینی را نپذیرد نباید آن را علنی کند چرا که در جامعه اسلامی تعداد کافران و مشرکان کم است و اگر قرار باشد هرکسی در اجتماع هر کاری دلش خواست انجام دهد نمی شود در آن جامعه زندگی کرد. لذا برای رعایت امنیت سایر انسانها، حاکمیت چاره ای جز الزام مردم به رعایت قوانین الهی و لو به صورت ظاهر ندارد. بلکه هر کسی در خفا دین را نپذیرد و به آموزه های آن معتقد نباشد کسی با او کاری نخواهد داشت و حاکمیت حق تفتیش عقیده او را ندارد.

5-  امر به معروف و نهی از منکر صرفا جنبه تذکار و تذکر را دارد و به معنی اجبار نیست تا گفته شود خلاف این آیه است. به عبارت دیگر تذکر دادن با مجبور کردن به دینداری تفاوت ماهوی دارد.

6-  از آیه استفاده می شود که هرکسی سرنوشت خودش را خودش رقم می زند و نمی تواند دیگری را متهم کند.

7-  انسان مرتد مادامی که عقیده خود را مخفی می کند کسی با او کاری ندارد ولی وقتی عقیده فاسدش را اظهار کرد به دلیل اینکه فساد عقیدتی در جامعه را رواج می دهد باید تحت تعقیب و مجازات قرار گیرد. لذا این آیه ربطی به مساله ارتداد و مجازات آن ندارد.

8-  این آیه ادعای کسانی را که می گویند اسلام دین شمشیر و اجبار است را نفی می کند و این نفی در واقع خبر از این است که ذاتا اسلام دین اختیار و آزادی است.

محمد علی فتحی



1-   سوره یونس:99

2-   انعام، 148


  • محمد علی فتحی

کتاب عصمت و طهارت بانوی حرم اهل البیت علیهم السلام به قلم محمد علی فتحی منتشر شد.

دراین کتاب نویسنده به بررسی زوایای شخصیتی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و خاصه عصمت و طهارت ایشان به صورت تخصصی و تحلیلی پرداخته است.

تعداد صفحات کتاب38 صفحه و در قطع جیبی است و هزینه آن 3000 تومان می باشد.

جهت تهیه کتاب می توانید به 09192655866 هزینه کتاب را پیام کنید تا برایتان به صورت پستی ارسال شود.

  • محمد علی فتحی

 [بصائر الدرجات‏] أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ یُوسُفَ عَنْ دَاوُدَ الْحَدَّادِ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

 کُنْتُ عِنْدَهُ إِذْ نَظَرْتُ إِلَى زَوَجِ حَمَامٍ عِنْدَهُ فَهَدَرَ الذَّکَرُ عَلَى الْأُنْثَى فَقَالَ لِی أَ تَدْرِی مَا یَقُولُ؟ قُلْتُ: لَا. قَالَ:

 یَقُولُ :یَا سَکَنِی وَ عِرْسِی مَا خُلِقَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْکِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَوْلَایَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیه السلام.

(بحارالأنوار ج : 47 ص : 86)

توضیح لغات:

هَدَرَ البعیرُ یَهْدِرُ ه هَدْراً و هَدِیراً و هُدُوراً: صَوَّتَ فی غیر شِقْشِقَةٍ، و کذلک الحمام یَهْدِر

بدون اینکه صدا را در گلوبگرداند صدا کرد

(لسان‏العرب ج : 5  ص :  258)

ترجمه:

فضیل بن یسار می گوید:با ابا عبد الله علیه السلام بودم.یک وقتی دیدم که یک کبوتر نردر همان نزدیکی با کبوتر ماده اش صحبت می کند(وق وقو می کند).امام علیه ا لسلام فرمودند:می دانی چه می گوید؟

عرض کردم:نه .

فرمود:می گوید:

ای مایه آرامش من وای عروس من هیچ چیزی برایم دوست داشتنی تر از توبرایم خلق نشده است مگر جعفر محمد علیه السلام.

نکته ها

بلا شک بسیاری از ما تشکیل خوانواده خواهیم داد وهمسری اختیار خواهیم کرد واو را مایه آرامش خود یافته وبا او عشق بازی خواهیم کرد واظهار محبت خواهیم نمود.بی شک اظهار عشق به همسر ودوست داشتن او از واجبات زندگی زناشویی است ونمی توان آنرا از زندگی جدا کرد ولی باید دقت کرد که به خاطر این عشق به همسر هر ارزشی را زیر پا نگذاریم وقتی خوب به ارزشها بنگریم سرآمد آنها را عشق وارادت به خاندان اهل البیت علیهم السلام خواهیم یافت.

از کبوتر یاد بگیریم وعشق به امام زمان علیه السلام را بر عشقهای دیگر ترجیح ندهیم.

 

  • محمد علی فتحی

سؤال:


سلام علیکم ببخشید.

سوالی خدمتتون داشتم.با توجه به اینکه کشورهای توسعه یافته و پیشرفته غربی دلایل روانشناسانه و عقلی برای هنجنسگرایی پیداکردن.وهمینطور الان زوج های همجنسگرا با عمل جراحی و گذاشتن رحم جایگزین میتوانند تولید مثل کنند و نسل بشر دچار انقراض نمیشه دلیل حرام بودن این قضیه در اسلام چیه بااینکه ما حتی در کشور خودمونم افراد زیادی داریم که به جنس موافق تمایل دارن.از کثیف بودن این عمل آگاهم میخوام دلیل شرعیشو بدونم.

باتشکر از شما


جواب:


پیشینه این سؤال به زمان های گذشته بر می گردد. زندیقی از امام صادق علیه السلام در این باره پرسیده اند که ما هم همان پاسخ حضرت را تقدیم می داریم:


متن حدیث:


سَأَلَ اَلزِّنْدِیقُ فِیمَا سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: لِمَ حَرَّمَ اَللَّهُ اَلزِّنَا؟

 قَالَ: لِمَا فِیهِ مِنَ اَلْفَسَادِ وَ ذَهَابِ اَلْمَوَارِیثِ وَ اِنْقِطَاعِ اَلْأَنْسَابِ لاَ تَعْلَمُ اَلْمَرْأَةُ فِی اَلزِّنَا مَنْ أَحْبَلَهَا وَ لاَ اَلْمَوْلُودُ یَعْلَمُ مَنْ أَبُوهُ وَ لاَ أَرْحَامٌ مَوْصُولَةً وَ لاَ قَرَابَةٌ مَعْرُوفَةً .

قَالَ : فَلِمَ حَرَّمَ اَللِّوَاطَ ؟

قَالَ: مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ کَانَ إِتْیَانُ اَلْغُلاَمِ حَلاَلاً لاَسْتَغْنَى اَلرِّجَالُ مِنَ اَلنِّسَاءِ وَ کَانَ فِیهِ قَطْعُ اَلنَّسْلِ وَ تَعْطِیلُ اَلْفُرُوجِ وَ کَانَ فِی إِجَازَةِ ذَلِکَ فَسَادٌ کَثِیرٌ...الحدیث[1].


ترجمه:


زندیقی از امام صادق علیه السلام- در مجموعه سؤالاتی که از امام پرسیده بود- پرسید: خدا چرا زنا را حرام کرد؟

فرمود: به خاطر اینکه در این کار فساد و تباهی وجود دارد و میراث ها از بین می روند و سببن قطه نسل می شود و زن در زنا نخواهد دانست که از نطفه چه کسی باردار شده است و فرزند هم نخواهد دانست که پدرش کیست و رحم های مرتبط با هم معلوم نمی گردد و فامیلهای نزدیک دانسته نمی شود.

پرسید: برای چه لواط را حرام کرده است؟

حضرت فرمود:

اگر رابطه جنسی با پسر حلال باشد ،مردان از زنان بی نیازی می جویند و نسل انسانی قطع می گردد و فرجه ها تعطیل می گردد( یعنی فرزند نمی آورند) و در اجازه چنین گناهی، فساد بزرگی به وجود می آید.


 نکات:


1-        بیشترین تاکید امام در هر دو مورد یاد شده بر روی این نکته است که انحراف جنسی نسل را از بین می برد یعنی کم کم با گسترش همجنس گرایی دیگر نسل انسانها منقطع می شود و این درحالی است که اراده الهی بر تکثیر نسل است.

2-        فساد زائی این اعمال زشت نیز جزو مهمترین علل تحریم همجنس گرایی است که شامل فساد در خانواده، اجتماع و نیز جامعه جهانی می گردد.

3-        احکام الهی دایر مدار غالب افراد است. چون با انحراف جنسی دو عامل مهم یاد شده تحقق می یابد، لذا خدای عزوجل به خاطر مصلحت و خیر خواهی جامعه بشری هم جنس گرایی را تحریم کرده است.

4-        فلسفه تحریم هم جنس گرایی در اندیشه امام صادق علیه السلام، شامل مساحقه( همجنس گرایی زنان) نیز می شود.

5-        عقل  همه جوانب مصلحت و یا فساد مسائل را نمی تواند درک کند و الا نیازی به ارسال رسولان و نازل کردن کتاب های آسمانی و جعل احکام شریعت نبود. لذا آنچه از کشفیات غربی ها در خصوص فایده هم جنس گرایی صرفا دیدگاه یک طرفه محسوب می شود و دیدگاه جامع گرایانه بر اساس جهان بینی توحیدی و ایدئولوژی توحیدی نیست.

6-        مسئله ازدواج و رابطه انسان ها به دلیل اینکه بار حقوقی زیادی دارد، تحت تدبیر باری تعالی قرار گرفته تا سود جویان از مسئله نیاز جنسی انسان ها سوء استفاده ننمایند. لذا اگر کسی خدا باور باشد حد اقل اگر فلسفه حرمت هم جنس گرایی را هم نداند باید تعبدا این تحریم را بپذیرد.

خداوند همه ما را از انجام اعمال فساد انگیز حفظ نماید.

موفق باشید



[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 100 , ص 368


  • محمد علی فتحی

طب  اسلامی داریم، نداریم؟!

وقتی می گوییم اسلام پاسخگوی همه مسائل مربوط به انسان بلکه عالم هستی است، گزافه نگفته ایم.

در قرآن کریم می خوانیم:

«وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْء[1]».

و ما بر تو این کتاب (قرآن عظیم) را فرستادیم تا حقیقت هر چیز را روشن کند

«مَّا فَرَّ‌طْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْء[2]».

ما در کتاب (آفرینش، بیان) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم.

این آیات به صراحت به جامعیت اسلام و اینکه می تواند پاسخگوی همه نیازهای بشری باشد اشاره می کند.

در این بین «طب» مستثنی نیست.

حجم عظیم روایات پزشکی که در زمینه پیشگیری از بیماری، سلامتی، و حتی درمان در جوامع حدیثی شیعه و سنی، نشان از اهتمام دین اسلام و رهبران آن بر «طب»  دارد.

اگر قید «اسلامی» را بر «طب»  بزنیم هیچ اتفاق خاصی علیه اسلام نخواهد افتاد چرا که این قید ، قید حقیقی «طب»  است.

دلیل اینکه برخی از اسلام شناسان با طب اسلامی مخالفت دارند و حتی منکر آن هستندشاید به چند علت باشد:

-         نبود آگاهی کافی در این زمینه .

-          ملاحظاتی در چنین اظهار نظرهایی دارند.

 از جمله این ملاحظات جلوگیری از حجم عظیم مدعیان آگاه به «طب اسلامی» است.

قطعا ما متخصصین و مجتهدینی در زمینه «طب اسلامی» داریم. ولی برخی از طلاب که تخصص کافی برای طبابت ندارند و صرفا با خواندن یک جزوه و یا یک کتاب، ادعای طبابت می کنند، مردم را به خاطر نسخه های نادرست، نسبت به دین اسلام و «طب اسلامی» بدبین کرده اند. حتی برخی از این آقایان، ادعای بنیانگذاری «طب متعالیه» را دارند. طبی که به زعم مدعی اش، تلفیقی از طب هندی، چینی، یونانی، سنتی، اسلامی، طلسمات، جن گیری و ماوراء طبیعه است و این درحالی است که این تلفیقات را بزرگانی مثل ابن سینا رحمه الله انجام داده اند ولی ادعای بنیانگذاری طب متعالیه را هرگز نکرده اند.

وجود «غیر متخصص» در حیطه «طب اسلامی» باعث شده برخی مراجع، موضع علیه طب اسلامی بگیرند و کلا آن را منکر شوند.

 به نظر نگارنده، باید جانب انصاف در خصوص طب اسلامی رعایت شود. برای این کار چند پیشنهاد تقدیم می گردد:

1-      روایت مربوط به طب بعد از جمع آوری پالایش رجالی و فقه الحدیثی شود.

2-      طب جدید به کمک تایید این دسته روایات بیاید.

3-      حوزه علمیه و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، در راستای تبیین و ترویج «طب اسلامی» همکاری نمایند.

4-      برای دانش پژوهان «طب اسلامی» مدرک رسمی برای طبابت صادر شود.

نکته:

شاید یکی از دلایلی که علیه «طب اسلامی» از ناحیه غیر حوزویان موضع گرفته می شود دو چیز عمده باشد:

1-      کسادی بازار دارو برای دلالان دارو و سازندگان آنها. چون طب اسلامی بر استفاده از داروهای گیاهی و دعا تاکید دارد اما طب مدرن بر داروهای شیمیایی تاکید دارد. وقتی مردم به سمت داروهای گیاهی بروند خود به خود تولیدی های داروها تعطیل خواهدشد.

2-      کسادی کار پزشکان

فرایند درمان در «طب اسلامی» ، جامع نگری است ولی طب مدرن جزئی نگر است و این در حالی است که بیماری همه وجود شخص را تحت الشعاع قرار می دهد.

طبیب اسلامی علاوه بر تجویز دارو از دعا و مناجات و ذکر نیز برای بهبود بیماری بهره می گیرد ولی پزشکی اکادمیک، غالبا دارو تجویز می کند و دیگر هیچ.

طبیعی است با روی کار آمدن طب اسلامی بسیاری از پزشکان از روند درمان ناراضی خواهند بود.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

 

  • محمد علی فتحی

ملتی که در علم و دانش در رتبه اول ارزیابی ها قرار دارد، قدرتمند ترین ملل محسوب می شود.

 علم و دانش است که خمیر مایه اصلی «قدرت» را تشکیل می دهد. در این میان کشوری که بتواند در تولید «محتوا» کار بدیعی انجام دهد بر همگان «سرآمد» خواهد بود.

با نگاهی به شبکه های مختلف در فضای مجازی و نیز محتواهای فیلم ها در می یابیم که غالب محتواها تکراری و مشابه هم است که در این بین جریان کپی پیست بیشترین خدمت را به ارباب رسانه کرده است. جریانی که توقف رشد علمی را دامن می زند.

به تعبیر از یکی از رفقا که می گوید بیش از10000 فیلم هالیوود را دیده است و خود منتقد فیلم محسوب می شود، فاجعه نبود «محتوای غنی ، جالب و نو» در حال وقوع است.

«پژوهش های مسئله محور» می تواند به عنوان یکی از بهترین راهکارها برای برون رفت از این بحران باشد.

فرهنگ غنی «مکتب اهل البیت علیهم السلام» که در لابلای منابع وحیانی موجود است  اگر درست تحلیل و ارزیابی  شود و هنرمندانه و با متد روز ارائه گردد می تواند «محتوای متعالی» را در اختیار کاربران قرار دهد.

طلاب حوزه های علمیه با توجه به اینکه با زبان علمی اهل البیت علیهم السلام آشنایی دارند، می توانند در این «مجاهدت علمی» پیشگام باشند.

فراگیری «روش پژوهش» خصوصا پژوهش مسئله محور، یاد گیری «تحلیل محتوا» و پیام گیری از آیات و روایات - که در واقع به تدبّر در آیات و درایه حدیث و فقه الحدیث منجر می شود -  برای رسیدن به قله «جهاد علمی» ضروری می نماید.

طلاب گرامی و دلسوزان حوزوی نباید به بهانه نبود زمینه آموزش روش پژوهش، از پژوهش های علمی دور شوند.

به امید پژوهش های بدیع و نو آوری در ارائه متون وحیانی با حرکت جهادی طلاب گرامی.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

  • محمد علی فتحی

ما اگر تحقیق را جدی نگیریم، باز سالهای متمادی بایستی چشم به منابع خارجی بدوزیم و منتظر بمانیم که یک نفر در یک گوشه ی دنیا تحقیقی بکند و ما از او یا از آثار تألیفی بر اساس تحقیق او استفاده کنیم و اینجا آموزش بدهیم. این نمیشود؛ این وابستگی است؛ .....من بارها گفته ام که ما از شاگردی ننگمان نمیکند که شاگردی کنیم؛ استاد پیدا بشود، ما پیش او شاگردی میکنیم؛ اما از این ننگمان میشود که همیشه و در همه ی موارد شاگرد باقی بمانیم؛ این که نمیشود.[1]



[1]  - دیدار اساتید و رؤسای دانشگاهها ۹/مهر/۸۶

  • محمد علی فتحی