درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه

۲۹ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

قداست زدایی و واتیکانی کردن شهر های زیارتی

کشاندن مراکز خرید و تفریح به شهرهای مذهبیی مثل مشهد و قم و شیراز و... اگرچه به نظر می رسد به خاطر کثرت زائر و خریدار در این مناطق است ولی ممکن است زوایای پنهانی داشته باشد.
تصور کنید زائرانی که خالصانه به قصد زیارت و مناجات با خدا در حرم های امن خاندان عصمت می روند ، یکدفعه با حجم عظیم مرکز خرید و تفریح در حاشه و یا متن شهر مواجه شوند.
اتفاقی که می افتد این است که به صورت نرم و آهسته جریان زیارت، "اول به تفریح و خرید و بعد زیارت" تبدیل می شود.
وقتی نیت و قصد زائر انحراف یابد آنان که با مذهبی بودن مردم و فکر ایمانی مشکل دارند به زودی به آرزوی خود می رسند.
بعد از این اتفاق کم کم قداست این شهرها و حرمت آنها از بین می رود چنانچه بارها این موضوع در مشهد مقدس با گرفتن کنسرت و پارتی مختلط و کشف حجاب و شعار علیه آموزه های اسلامی به وجود آمد.
شاید تصور شود که من بد بینانه به قضیه می نگرم ولی لازمه زندگی هوشمندانه توجه همه احتمالات و جوانب است.
اگر این قضیه واقعیت داشته باشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ وظیفه چیست؟
کشور قم!؟
طرح کشور کردن شهر مقدس قم و واتیکانی کردن آن، بدون توجه به آموزه های اصیل اسلامی، تاریخ قم و قمیین، نظریه ولایت فقیه، نظام اسلامی مهدی باور، مهدویت و... یک تفکر انحرافی است و به نظر می رسد با دیدگاه اول درباره کشاندن مراکز تفریحی و خرید به سمت شهر های زیارتی، هم خوانی دارد.
لازمه واتیکانی کردن قم این است که:
۱. این شهر تبدیل به کشور مستقل شود و فقط مردان در آنجا حضور داشته باشند چنانچه در واتیکان مرسوم است.
۲. استقلال صد درصدی داشته باشد و این یعنی اینکه در معارض یا مقابل با کشور ایران قرار گیرد و ایران اسلامی تجزیه از درون شود.
۳. رهبر جدا داشته باشد و این یعنی فردی غیر از رهبری مقتدر و انقلابی ایران اسلامی باشد و این با خون دل خوردن های امام راحل و خون شهدا که برای حفط "اصل ولایت فقیه" بوده سازگاری ندارد. شاید کسی بگوید که رهبر فعلی ایران رهبر کشور قم شود و این یعنی محدود کردن قدرت ولی فقیه که با اصل ولایت همخوانی ندارد.
می طلبد در خصوص دو هشدار یاد شده مراجع عظام و ملت انقلابی ایران، دقت و اقدام لازم را مبذول دارند.
محمد علی فتحی

نگاهی به نقد ها درباره سریال پایتخت

باسمه تعالی

سریال پایتخت از همان ابتدا با بعضی ساختار شکنی‌ها و گاه حرف‌هایی نو توانست جمع زیادی از مخاطبان را به سوی خود جذب کند. بخشی از این مسئله را باید در یافتن سوژه‌های عمومی و در عین حال جذاب برای مخاطب جست و بخش دیگر آن را در کارگردانی، بازیگردانی و حضور عواملی که ایده و سلیقه‌ای نسبتاً نو را به کار بستند.

در قسمت‌ها ابتدایی، این عوامل بودند که مخاطب را به دنبال خود می‌کشیدند اما از یک جایی به بعد این مخاطب بود که تقاضای دیدن قسمت‌های جدید این سریال پرطرفدار را داشت. از همین رو با تمام مشکلات مالیِ شبکه‌ها برای فیلمسازی، عوامل با یافتن سرمایه گذار و گنجاندن تبلیغات پیدا و پنهان در فیلم، به ساخت سریال ادامه دادند.

در سال‌های گذشته هم شاهد نقدهایی هرچند اندک نسبت به مسائل و مفاهیم مطرح شده در سریال در میان مخاطبان و منتقدان بودیم اما این حجم از انتقاد که امروز به سوی این فیلم سرازیر شده آن هم در تمامی سطوح، در طیف گسترده‌ای از کانال‌ها و گروه‌های متنوع شبکه‌های اجتماعی و در میان طیف‌های گوناگونی از مخاطبان جای اندکی تأمل دارد!

بعضی از نقدها با رویکرد فمینیستی، در کانال‌ها و گروه‌های مرتبط و در میان قشر به اصطلاح روشنفکرنما راجع به مسائلی مانند مطرح شدن مسئله ازدواج زودهنگام دختران، غیرت ورزی بیش از حد (!) نقی معمولی و ... و عدم اشتغال زنان که در قالب تقابل «هما» ی قسمت‌های چهارم و پنجم در مسئله اشتغال و خانه داری مطرح می‌شود؛ به عنوان مثال بازنمایی زنی مانند هما که بعد از تصادف و مرگ کودک خود دچار افسردگی و خانه نشینی شده را (از زبان این دست منتقدان بخوانید خانه نشین کردن زنان شاغل!) نوعی عقبگرد و تحجر می‌خوانند و سؤال‌هایی از این دست در ذهن مخاطب می‌کارند که چه شده هما در این دو قسمت این همه تفاوت دارد؟! چرا زنی که مستقل (!) بود الان خانه نشین شده و زیر بیرق قیمومیت همسر (!) باید زندگی کند؟!

از سویی در جمع‌های مذهبی بعضی شوخی‌های درج شده در فیلم، وجود بعضی کاراکترها مانند «بهتاش» – که قرار است نقش منفی فیلم و نمادی از جوان طغیانگر و کمتر مسئولیت پذیر را ایفا کند – و ... مایه تخریب این سریال محبوب در میان پیکره اصلی جامعه شده است.

به این اضافه کنید تخریب این فیلم به خاطر اشتباهاتی نظیر به کارگیری عواملی از شبکه «جم» در این سریال در میان قشر انقلابی و دلسوز را و مسائلی از این دست که نشان از هجمه گسترده نسبت به این سریال دارند.

نیک می دانیم نقد نهایی یک اثر پیش از اتمام آن نه عقلانی است و نه با قواعد اخلاق و تخصص می‌خواند. گرچه می‌توان وجود یا عدم بعضی مسائلِ مخل یا ضروری و یا حضور بعضی ضعف‌ها را می‌توان به عنوان نقدی که تا اینجای کار وجود دارد ذکر نمود و اگر با دیده انصاف بنگریم کمتر اثری را می‌توان که از خطا و ضعف مصون باشد.

جای یک سؤال اینجا خالی است؛ چرا این حجم از نقدها و تخریب‌ها پس از شروع این قسمت از سریال پایتخت سراغش آمد؟ مگر بسیاری از این انتقادها پیش از این نیز بر این سریال وارد نبود؟! چرا تا سازمان اوج حامی مالی این فیلم و امثال آن شد، این سریال و فیلم‌هایی که امثال سازمان اوج حامی آن هستند در نظر بسیاری از افراد قلم به دست این همه بد و زشت و زننده شد؟! چرا...؟ و خیلی چراهای دیگر.

باید گفت تخریب یک اثر و نقدهایی که بیشتر رویکردی تخریبی دارند، آن هم پیش از پایان یافتن، نشان از تخریبی عمدی یا شبه عمد دارد. بیش از همه سازمان اوج و بواسطه آن ورود سپاه به حوزه مسائل فرهنگی و هنری ازجمله تولید فیلم و سریال را نشانه رفته است. این مسئله را به شکلی پررنگ در کانال‌هایی که ارتباط بیشتری با جریان‌های مخالف انقلاب دارند می‌توان یافت و باید از مخاطبان و منتقدان منصف دعوت کرد در این دور باطلی که هدف آن تخریب نهادها و دستگاه‌های انقلابی و دلسرد کردن آنها از ورود به عرصه‌های هنری است قرار نگیرند.

گرچه نگارنده نیز نقدهایی که در برخی موارد جدی است به این اثر تا اینجای کار و برخی آثار مورد حمایت سازمان اوج و سازمان‌های مشابه دارد و معتقد است این سازمان‌ها باید بازنگری جدی نسبت به محصولاتی که حمایت می‌کنند داشته باشند، اما قواعد نقد حرفه‌ای به ما می‌گوید در نقد بسیاری از مسائل موجود در کارهایی که به صورت سری ساخته می‌شوند و حالتی سریالی دارند بهتر است اجازه دهیم کار به سرانجام برسد، بعد با ادله و قواعد علمی به نقد منصفانه آن بنشینیم.

بسیاری از این نقدهایی که اکنون به نظر می‌رسد وجود داشته باشد اگر در آن زمان هم موجود یا حتی پررنگ‌تر بود باز می‌توان به شکلی زیباتر و لحنی دلسوزانه‌تر در اختیار جوانان دلسوز و بعضاً تازه کار این سازمان‌ها قرار گیرد تا این نیروهای خودی در ادامه راه با تجربه و دانش بیشتر و بهتری گامی را که در این مسیر پرخطر نهانده اند استوار کنند و با قدرت بیشتری راه را ادامه دهند.

از نظر نگارنده نقد این مطلب به معنای تطهیر فیلم از اشتباه و خطا نیست.

به قلم: 

- حجت الاسلام و المسلمین علی قهرمانی

-  رئیس مؤسسه ندای فطرت

- منتقد رسانه و عرفانهای نو ظهور

- نظریه پرداز و محقق سبک زندگی


دوباره مسلمانی

وقتی به برخی از مردم مسأله ای گفته می شود که طبق شریعت مقدس اسلام و مذهبه حقه شیعه است در جواب می گویند که نه ما آنچه خودمان دلمان می خواهد انجام می دهیم!

مثلا وقتی گفته می شود که نماز را به زبان فارسی نباید خواند می گویند که زبان عربی مال عربها است و من فارس هستم و با زبان فارسی راحت می توانم با خدا صحبت کنم!

یا وقتی می گوییم: خانم حجابت را مراعات کن خدای تعالی امر به پوشش و حجاب کرده و از زینت و آرایش برای نامحرمان نهی کرده است،می گوید:

«دلت پاک باشد» اینها مثل بچه ها یا برادران من هستم.

یا وقتی گفته می شود آقا خمس یا زکات جزو وظایف مالی است که به امرخدای تعالی بر افراد واجب شده است می گوید: نه من مالیات می دهم و اینها را شما از خود می گویید!

امثال این جوابها وادعا ها زیاد است.

 مثلا شنیدم از دوستی که می گفت: دختر یکی از فامیلها وصیت کرد که بعد از مردنش جسد او را آتش زده و خاکسترش را بر رودخانه زرد و یا نیل بریزند. وقتی به او می گویند که این کار از منظر اسلام حرام است، می گوید: من اینگونه مردن را دوست دارم!

یا وقتی به طرف می گویی این برداشت شما از آیه قرآن مخالف با آیه دیگر است و مفسرین چنین تفسیری را قبول ندارند،می گوید: من هرچه خودم می فهمم را قبول دارم!

دلیل این سماجتهای افراد در برابر احکام الهی چیست؟

چرا فقط آنچه خود می خواهند را می پذیرند ولی آنچه مخالف طبعشان باشد را رد می کنند؟

جواب این سوالات یک کلمه است وآن «سرکشی در برابر معبود یکتا» است.

اینان اگر خدا را باور دارند باید «همه آنچه خدا می خواهد» را باور داشته باشند.

«خدا باوری» نشانه اش «تسلیم محض شدن در برابر خواست خدای تعالی» است حتی در کوچکترین حرکتها در مسیر حیات.

اینها کسانی هستند که فکر می کنند کارشان درست است ولی شدیدا در گمراهی اند.

« الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[1].

ترجمه آیه:

آنان که در زندگى دنیا تلاششان گم و نابود مى‏شود، در حالى که مى‏پندارند (همچنان) کار شایسته و نیک انجام مى‏دهند.

اینان به جای «بنده »بودن در برابر خدا می خواهند«مولا»باشند ولو در برخی امور.

اینان دین خدا را تجزیه کرده اند  ومصداق آیه«...أَ فَتُؤْمِنُونَ‏ بِبَعْضِ‏ الْکِتابِ‏ وَ تَکْفُرُونَ‏ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏»[2] شده اند.

ترجمه:

آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان می ‏آورید وبه برخى دیگر کافر می ‏شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سخت‏ترین عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید، غافل نیست‏

برادردان وخواهران!

بدانید خود رأیی در انجام اعمال عبادی و روش زندگی بر خلاف عبودیت وبندگی است.

بدانید اگر خدا را قبول دارید باید همه آجه او می خواهد را انجام دهید.

تنها آیینی که در این برهه از زمان تا قیام قیامت پذیرفتنی است و احکام و برنامه هایش خواست الهی است،اسلام است.

دوباره مسلمان شویم!

بدانید که هرکس بر غیر منهج و راه خدا حرکت کند وحتی در کمترین کارها خواست خدا را در نظر نگیرد گمراه گشته و از چشم رحمت الهی خواهد افتاد و در نهایت خسران و زیان دو دنیا نصیبش خواهد شد.

به روایات خوب دقت کنید:

روایت اول:[قصص الأنبیاء علیهم السلام‏] بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ :أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ .فَقَالَ: یَا رَبِّ وَ عِزَّتِکَ إِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّکَ عِبَادَةً مَا عَبَدَکَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا!

 قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ[3].

ترجمه:

هشام از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود:

به ابلیس امر شد که برآدم سجده کند.شیطان گفت:ای پروردگار!اگر مرا از سجده بر آدم عفو کنی عبادتی تو را خواهم کرد که کسی مثل آن نکرده باشد!

خدای بزرگ و بلند مرتبه فرمود: «من دوست دارم در آنچه من امر می کنم اطاعت شوم».

توضیح:

در این روایت ملاحظه می فرمایید که خدای تعالی به شیطان هشدار می دهد که اگر تو اهل طاعت هستی و واقعا من را قبول داری فقط آنچه من می خواهم را انجام بده.طبق این روایت کسانی که در مسیر زندگی «خود رأی» باشد و خواسته خدا را نادیده بگیرند هرچند بهترین عبادتهارا بجا آورند،قطعا رانده شده درگاه خدای تعالی خواهند بود.

مراقب باشید شیطانی نشوید!

روایت دوم: سن، [المحاسن‏] بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبَصْرِیِّ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ:

 مَرَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَى نَبِیِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِرَجُلٍ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ یَدْعُو اللَّهَ فَانْطَلَقَ مُوسَى فِی حَاجَتِهِ فَغَابَ سَبْعَةَ أَیَّامٍ ثُمَّ رَجَعَ إِلَیْهِ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُکَ رَافِعٌ یَدَیْهِ إِلَیْکَ یَسْأَلُکَ حَاجَتَهُ وَ یَسْأَلُکَ الْمَغْفِرَةَ مُنْذُ سَبْعَةِ أَیَّامٍ لَا تَسْتَجِیبُ لَهُ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ یَا مُوسَى لَوْ دَعَانِی حَتَّى تَسْقُطَ یَدَاهُ أَوْ تَنْقَطِعَ یَدَاهُ أَوْ یَنْقَطِعَ لِسَانُهُ مَا اسْتَجَبْتُ لَهُ حَتَّى یَأْتِیَنِی مِنَ الْبَابِ الَّذِی أَمَرْتُهُ[4].

امام صادق علیه السلام می فرماید:

حضرت موسی- که بر رسول ما و آل او وایشان درود باد- از کنار مردی گذشت که دستانش را بسوی آسمان بلند کرده و دعا می کرد.موسی به دنبال حاجت خود رفت و هفت روز گذشت.بعد از بازگشت، دید که مرد دستان خود را بلند کرده و هنوز دعا می کند.به خدای تعالی عرض کرد:

ای پروردگار!این بنده تو هفت روز است که دستانش را بسوی تو بلند کرده و تو را می خواند و از تو مغفرت طلب می کندآیا او را اجابت نمی کنی؟

وحی آمد که ای موسی اگر او دستانش بیفتد و یا گردنش بریده شود و یا دستش قطع گردد اجابتش نخواهم کرد مگر از طریقی که من گفتم بخواهد.

توضیح:

از این قضیه این نکته استفاده می شود که هرگونه اختراع و بدعت در دین پذیرفتنی نیست و کسانی که از غیر راه الهی و دین او کاری را هرچند در قالب ارزشها باشد را انجام دهند، هرگز خداوند قبول نخواهد کرد.

پس بنگریم به خودمان و از خواب برخیزیم و از غفلتی که دامنگیرمان شده بیدار شویم و مراقب باشیم که «در مسیر حق» باشیم نه اینکه خود مسیر برای خود درست کنیم.

مراقب باشیم «آیین ساز»نباشیم بلکه پیرو«آیین اسلام»باشیم.

امیر المومنین علی علیه السلام اگر علی شد ونام آور همه عرصه در طول تاریخ گشت وجاری در همه زمانها گشت وکسی در فضایل و ویژگیها به مانند او نشد و دوست ودشمن ثنا گوی او شدند به این خاطر بود که او «عبد» بود وهرگز از خود کاری نکرد بلکه دید که خواست خدای تعالی چیست.

آورده اند که روزی به محضر امیر المومنین علیه السلام فالوده آوردند به آن نگاه کرده وبه اصحاب فرمود که دستان خ.د دراز کنید واز آن بخورید.خودش نیز دستش را دراز کرد که بخورد ولی به یک باره دست کشیدند و از آن نخوردند.پرسیدند یا امیر المومنین چرا میل نمی فرمایید؟

فرمود: « یاد رسول خدا افتادم که از آن نخورده اند.چیزی را که رسول خدا صلی الله علیه وآله از آن نخورده نخواهم خورد»[5].

آری علی علیه السلام در کوچکترین چیزها پیرو حق بود حتی در خوردن که کار عادی همه ما انسانها است.

چقدر فاصله است بین «علی وار زندگی کردن» و« ادعای شیعه و پیرو» او بودن.

یا علی! ما از تو دور شدیم و به همین خاطر فرزندان ما مبتلای به انواع گناهان هستند.

یا علی! دختران مسلمان بازیچه شیطان شده اندو جوانان ما غیرت را به فراموشی سپرده اند.

یا علی! پدران و مادران به فکر خواسته های جنسی خودند و از تربیت فرزندان خود متنفر. اصلا بگویم از فرزند داشتن متنفر!

یا علی! سرمایه داران بی رحم شده و فقیران بی دین!

یا علی! از شیعه بودن ادعا مانده و بس.

یا علی! ما ماندیم و بی نهایت رسوایی.

یا ابا غوث ادرکنا!

یا ابا ایتامی! یتیمان امت را دریاب.

یا کاشف الغم عن وجه رسول الله! بیا و این غبار خفت و خواری را دوباره از روی امت اسلامی پاک کن.

یا حیدر کرار و ای کشنده فتنه ها! بیا و فتنه ها را با دو دم شمشیر ذوالفقارت نابود کن.

ای کننده در خیبر بیا و دیوارهای بی اعتمادی به دین را یهود ونصاری برای امت اسلامی بنیان نهاده اند از جا بکن.

یا علی! بیا و این فاصله هایی را که خودمان ایجاد کرده ایم ، کم کن.

یا علی! بیا و ما را بنده کن!

یا علی! بیا و ما اسیران هوای نفس و اسیران شیطان را آزاد کن.

یا علی! مددی.


پی نوشتها:

[1] - الکهف:104

[2] - البقره:85

[3] - بحارالأنوار ج : 2 ص : 262

[4] - بحارالأنوار ج : 2 ص : 263

[5] - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی الرَّحْبَةِ فِی نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ إِذْ أُهْدِیَ إِلَیْهِ طَشْتُ خِوَانِ فَالُوذَجٍ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ: مُدُّوا أَیْدِیَکُمْ فَمَدُّوا أَیْدِیَهُمْ وَ مَدَّ یَدَهُ ثُمَّ قَبَضَهَا وَ قَالَ :إِنِّی ذَکَرْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَمْ یَأْکُلْهُ فَکَرِهْتُ أَکْلَهُ.( وسائل‏الشیعة،ج24،ص388)


دعوت به کمک برای پیوند کلیه

سلام به رفقای گرامی

یک سید بزرگوار از علما داریم که الآن دیالیز می شوند. کلیه برایشان پیدا شده ولی  ۲۲ میلیون تومان‌ بابت پیوند کلیه نیاز دارند.

در صورتی که می توانید یاری برسانید از روش های ذیل استفاده کنید:

1-  شماره گیری کد ussd  پایگاه درسهایی از قرآن و حدیث که زیر نظر این جانب است:

55008#*97*788*

لطفا اعداد را به لاتین وارد کنید.

2-   واریز به کارت:

۶۰۳۷۹۹۷۲۳۹۵۷۹۵۴۴ بنام محمد علی فتحی

در صورت تمایل به مشورت تماس بگیرید.

 تلفن: ۰۹۱۹۲۶۵۵۸۶۶


در ضمن از سهم سادات نیز می توان به ایشان کمک کرد در این باره با اجازه مرجع تقلید و تقدیم فیش مرجع تقلیدتان از طرف ما نیز می توانید همیاری کنید.

خودت + دیگران

بی توجهی به حال اطرافیان و دوستان و آشنایان عملی نکوهیده است.

دستور اکید اسلام بر همیاری و توجه به هم نوع است تا شادی های زندگی و غم های را همه باهم احساس کنند و برای حل مشکلات به هم کمک کنند.

تمرکز کردن بر خود و خود و خود از انسانیت و ایمان به دور است.

به این حدیث توجه کنیم:

خلّاد گوید:

 مردى دیر به خدمت پیامبر (ص) رسید، پیامبر به او فرمود: 

چه باعث شده است که تو را کم ملاقات مى‏کنم؟

پاسخ داد: 

اى رسول خدا برهنگى مانع آمدنم بود.

 پیامبر فرمود: 

آیا همسایه‏ات دو جامه نداشت که یکى را به تو عاریه دهد؟

 پاسخ داد چرا [داشت.] 

حضرت فرمود:

 او برادر تو نیست.[1]



[1] حر عاملى، محمد بن حسن، آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام، 1جلد، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهشهاى اسلامى - مشهد مقدس، چاپ: پنجم، 1380.


صدقه روزانه

یکی از دستورات اسلام برای رفع گرفتاریها و امان ماندن از حوادث بد و سختیها دادن صدقه به نیازمندان است.

ما امکان پرداخت صدقه روزانه را برای کاربران آسان کردیم.

کمک های شما به نیازمندان از اهل علم، دانش جویان و دانش آموزان و مریض ها و قرض داران خواهد رسید.

می توانید از ما مطالبه قبض پرداخت کنید.

کافی است کلیک کنید

آزادیه تو ببند

‏به بی حجابی پیری گفت:

دخترم حجابت را مراعات کن که بی حجابی، امنیت روحی مردم را برهم می زند.

دختر: من دوست دارم آزادباشم مردم چشمشان راببندد.

پیرمرد کفشهایش را درآورد.

 بوی گندجوراب فضا را پرکرد.

 دختر گفت: 

کفشاتو بپوش خفه مان کردی.

پیر گفت:

 دوست دارم آزادیه تو بینی ات را ببند!

سلمان محمدی

 رهبر انقلاب در ابتدای درس خارج روز دوشنبه مورخ ۲ بهمن‌ماه، به ذکر حدیثی ازامام صادق(ع)، درباره خصوصیات جناب سلمان فارسی پرداختند. نظر به اینکه این حدیث می‌تواند الگویی اخلاقی و رفتاری برای نیروهای مؤمن و انقلابی باشد، خط حزب‌الله برای اولین‌بار آن را منتشر می‌کند.

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم.

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین.

«عَن مَنصورِ بنِ بَزرَج، قال: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ الصّادِق (علیه‌السّلام):

 ما أَکثَرَ ما أَسمَعُ مِنکَ یا سَیِّدی ذِکرَ سَلمانَ الفارسی»، راوی می‌گوید چقدر من زیاد می‌شنوم از شما که نام سلمان را می‌برید و از او یاد می‌کنید. معلوم می‌شود که حضرت [امام صادق (علیه‌السّلام)] مکرّر در مکرّر راجع به سلمان مطالبی را می‌فرموده‌اند.

این شخص تعجّب می‌کند که چیست که اینقدر موجب شده شما به او توجّه دارید، یا شاید مثلاً به او محبّت دارید و از این قبیل. «فَقال: لاتَقُل «الفارسی» وَ لکِن قُل سَلمانَ المُحَمَّدی»، یعنی نسبتِ او، فراتر از نسبت قومی و میهنی است؛ نسبت دینی است. این البتّه به هیچ‌وجه، طعن به قوم فارس نیست؛ پیغمبر اکرم و ائمّه (علیهم‌السّلام) از فارس - مردم ایران- تمجید کردند، تعریف کردند؛ در این که تردیدی نیست. می‌خواهد بفرماید که این شخص، فراتر و بالاتر از این است که به نسبتِ قومی شناخته بشود؛ نسبتِ او، نسبتِ عقیده و دین و پیامبر است؛ او کأنّه مثلاً- فرزند پیغمبر است.

«أَ تَدری ما کَثرَةُ ذِکری لَه؟» [حضرت فرمود] می‌دانی چرا؟

 «قُلتُ: لا.

قال: ثَلاثِ خِصالٍ»، سه خصوصیّت در سلمان بود که این موجب می‌شود که من او را زیاد یاد کنم و نام او را ببرم -لابد مثلاً- اجلال کنم او را، تعظیم کنم او را یا محبّت به او بورزم.

«أَحَدُها: ایثارُه هَوی أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‌السّلام) عَلی هَوی نَفسِه»، چیست آن سه خصلت؟

یکی‌اش این است: میل امیرالمؤمنین را بر میلِ خود غلبه می‌داد. از این معلوم می‌شود که بیش از یک بار چنین چیزی اتّفاق افتاده که حضرت چیزی را اراده کردند، سلمان چیز دیگری در دل خود و در ذهن خود می‌خواسته است ولیکن میل و هوای امیرالمؤمنین را  -«هَوی» یعنی میل- بر میل خود ترجیح داده است.

ببینید مقام امیرالمؤمنین را؛ حالا البتّه اینها که گوشه‌وکنارهای آن عظمت و آن جلالت الهی و ملکوتی و جبروتی است ولی خب، اینها همه، هرکدام یک نشانه است.

«وَ الثّانیَة: حُبُّهُ لِلفُقَراء وَ اختیارُه اِیّاهُم عَلی أَهلِ الثَّروَةِ وَ العَدَد»،

[دوّم:] فقرا را دوست می‌داشت. بعضی‌ها از طبقه‌ی مستضعف جامعه اصلاً بدشان می‌آید؛ حاضر نیستند طرف آنها بروند، نگاه بکنند به آنها! خودشان را برتر از آنها می‌دانند؛ او نه؛ فقرا را دوست می‌داشت، آنها را بر اهل ثروت ترجیح می‌داد. اگر فرض بفرمایید در یک جایی امر دایر بود بین یک سرمایه‌دارِ محترمِ خیلی پول‌داری یا یک فقیری، یا باید مثلاً خانه‌ی این برود یا خانه‌ی آن برود، یا باید به این سلام کند یا باید به آن سلام کند، این فقیر را بر آن غنی ترجیح می‌داد؛ اینها درس است دیگر.

ما طلبه‌ها، ما جامعه‌ی روحانیّت و علمی، یکی از خصوصیّات‌مان از اوّل همین بوده است که با ضعفا و طبقه‌ی ضِعاف نزدیک بوده‌ایم؛ این خیلی امتیاز بزرگی است. بله، گاهی پول‌دارها ممکن بود سراغ یک عالمی هم بیایند، او هم یک احترامی بکند امّا معاشرت روحانیّون ما، علمای ما، مراجع ما، ائمّه‌ی جماعت ما -علمائی که بودند با مردم- عمدتاً با مردم فقیر و زیر متوسّط بوده است؛ این خیلی چیز مهمّی است؛ این را باید نگه بداریم. حالا که علما و روحانیّت، به یک موقعیّتی در عالم سیاست دست پیدا کرده‌اند، نباید آنچه را تاریخچه‌ی ما و سنّت کهن ما است از دست بدهیم. اینکه در یک شهری یک عالمی مثلاً باشد، [ولی] بین مردم معروف باشد که ایشان با تجّار و با پول‌دارها و با باغ‌دارها و مانند اینها [اُنس دارد] - مهمانی خانه‌ی این؛ مهمانی در باغ آن- امّا با فقرا نه، اُنسی ندارد؛ این چیز خوبی نیست. این هم یک خصوصیّت.

«وَ الثّالِثَة: حُبُّهُ لِلعِلمِ وَ العُلَماء»، یکی هم این [سوّمی]: جناب سلمان علم را دوست می‌داشت، علما را دوست می‌داشت.

 این سه خصوصیّت در این بزرگوار، موجب می‌شود که امام صادقِ با آن جلالت و عظمت، نسبت به او گرایش پیدا کند، محبّت -یا تجلیل و تعظیم- نسبت به او بکند. «إِنَّ سَلمانَ کانَ عَبداً صالِحاً حَنیفاً مُسلِماً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکین[1]»، [می‌فرمایند: سلمان بنده‌ی صالحِ حنیفِ مسلمان است و از مشرکین نیست].

 



[1] -  منبع حدیث: « بحار» 22/ 327- از کتاب« امالى» مفید.

 

غرق فضای مجازی

تودیع و معارفه امام مسجد امام جعفر صادق علیه السلام ساسانی

تودیع و معارفه امام مسجد امام جعفر صادق علیه السلام ساسانی توسط حجت الاسلام خالقپرست معاونت محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد استان البرز هم زمان با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء آغاز شد.در ادامه حجت الاسلام خالقپرست معاون امور مساجد استان به ایراد سخنرانی پرداختند و ضمن بیان مسائل اخلاقی به فعالیت های انجام شده در مرکز و وظایف فعالین مسجد از قبیل امام ، خادم و هیئت امناء پرداختند .

معاونت مرکز با قرائت حکم امامت حجت الاسلام فتحی را بعنوان امام جدید معرفی نمودند و حجت الاسلام نصرتی را تودیع کردند.

در پایان حجت الاسلام نصرتی ضمن ارائه گزارش مختصری از فعالیت های انجام شده در مدت امامت، مشغله کاری شان را دلیل کناره گیری از این مسئولیت بیان کردند.

چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۰۶