درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

  • محمد علی فتحی

آنچه پیش رو دارید درباره خرید و فروش چک است که سایت وزین اسلام کوئیست جمع آوری کرده و ما با توجه به جامعیت مطلب عینا در پایگاهمان قرار می دهیم.

سؤال:

آیا خرید و فروش چک جایز است؟

نظر اکثر مراجع تقلید در این‌ باره آن است که، اگر چک و سفته حقیقی بوده (صوری نباشد) و فروشنده، مبلغ چک یا سفته را از صادر کننده آن، طلبکار باشد، فروش آن (به بدهکار یا شخصی دیگر) به قیمت کمتر و به صورت نقد، اشکال ندارد[1].

اما برخی از فقها، هر چند فروش چک و سفته را توسط شخص طلبکار به بدهکار، جایز شمرده ولی فروش آن به شخص ثالث به قیمت کمتر را صحیح نمی‌دانند[2]. و برخی نیز خرید و فروش آن، به هر دو شکل را حرام دانسته‌اند[3].

ضمائم:

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است[4]:

 حضرت آیت الله العظمی ‌خامنه‌ای (مد ظله العالی):

فروش چک و سفته به شخص ثالث به مبلغ کمتر جایز نیست، ولی فروش آن به بدهکار ‏اشکال ندارد.‏

حضرت آیت الله العظمی ‌مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

در صورتی‌که چک مربوط به معامله‌ای باشد، و سند بدهکاری محسوب شود (و چک دوستانه نباشد) خرید و فروش آن به کمتر یا بیشتر از مبلغ مندرج در آن مانعی ندارد.

همچنین سفته حقیقی را اگر کسی با دیگری به مبلغی کمتر معامله کند مثل این که سفته هزار تومانی را که سه ماه مدت دارد به نهصد تومان پول نقد معامله نماید و در حقیقت یک هزار تومان اسکناسی را که در ذمه بدهکار، طلب دارد، به نهصد تومان پول نقد می‌فروشد، این گونه معامله سفته اشکال ندارد (و آن را تنزیل سفته گویند) ولی معامله روی سفته دوستانه خالی از اشکال نیست، چون بدهی واقعی در آنجا وجود ندارد و راه‌هایی که برای حل مشکل آن ذکر شده هیچ کدام خالی از اشکال نمی‌باشد.

حضرت آیت الله العظمی ‌سیستانی (مد ظله العالی):

چک دیگران اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی ‌نوری همدانی(مد ظله العالی):

خرید کردن چک چنانچه صوری نباشد اشکال ندارد.

حضرت آیت الله العظمی‌ صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

فروش چک و سفته صحیح نیست. بلی، طلبکار می‌تواند ذمه مدیون را به کمتر از مبلغ دین به دیگری نقداً بفروشد.

حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته):

هر نوع خرید و فروش چک و سفته که در آن به ازای نقد کردن آنها از مبلغ اصلی چک یاسفته کم می کنند، (تنزیل کردن)حرام است. 

 


[1] - آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مکارم و نورى؛ تبریزى، جواد، استفتاءات جدید، ج‌1، ص 230، س 1102، قم، اول، بی‌تا؛ فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج 1، ص 256، س 1032، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم، بی‌تا؛ آیت‌الله بهجت: (اگر فروشنده چک، مبلغ آن را از صادر کننده چک، طلبکار باشد فروش آن به مبلغ کمتر، در صورتى جایز است که در مابه‏التفاوت، معامله شرعى انجام گیرد و در ضمن آن، شرط قرض (به مبلغ فروش چک) شود)؛ بهجت، محمد تقى، توضیح المسائل، ضمائم، ص 4، م29، انتشارات شفق، قم - ایران، 92، 1428 ه‍ ق.

[2] - آیات عظام امام خمینی و خامنه‌ای؛ آیت الله وحید خراسانی: (بنابر احتیاط واجب، جایز نیست)؛ وحید خراسانى، حسین، توضیح المسائل، ص 600، م 2869، مدرسه امام باقر علیه السلام، قم، نهم، 1428 ه‍ ق؛ امام، خمینى، سید روح اللّٰه موسوى، توضیح المسائل (امام خمینى)، ص 637، س 72، اول، 1426 ه‍ ق.

[3] - آیت الله هادوی تهرانی.

[4] - استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.


  • محمد علی فتحی
من از میان همه داشته هایم تنها تو را می خواهم
  • محمد علی فتحی

  آنچه می خوانید بخشی از دیدگاه های مقام معظم رهبری مد ظله در خصوص وجود مقدس حضرت امام باقر علیه السلام است از میان بیانات معظم له که در سایت پایگاه اطلاع رسانی معظم له منتشر شده تقدیم می گردد:

1-      این‌ بزرگوار که‌ حدود هجده‌ سال‌ دوران‌ امامتشان‌ طول‌ کشید، الگوی‌ کامل‌ تلاش‌ و مبارزه‌ و مجاهدت‌ خستگی‌ناپذیر و پر از مشکلات‌ برای‌ اشاعه‌ی‌ دین‌ و کلمه‌ی‌ حق‌ و راه‌ انداختن‌ جریان‌ فکری‌ درست‌ در دنیای‌ آن‌ روز بودند. هدفی‌ که‌ امروز ملت‌ ایران‌ برای‌ آن‌ تلاش‌ می‌کند ـ یعنی‌ زنده‌ کردن‌ سخن‌ حق‌ در دنیای‌ مادی‌ و منحط و گمراه‌ کننده‌ و غرق‌ در فساد ـ کاری‌ است‌ که‌ امام‌ باقر(علیه‌السلام‌) یک‌تنه‌ به‌ کمک‌ معدودی‌ از اصحاب‌ خود، در دنیای‌ بزرگ‌ آن‌ روز اسلام‌ انجام‌ می‌داد[1].

2-      شهادت امام باقر (علیه‌السّلام) که یک شهادت داراى پیام بود؛ لذا خود امام باقر وصیت کرد که بعد از او تا ده سال در منا به مناسبت این رحلت، یادبود برپا شود. در میان ائمه‌ى ما این بى‌سابقه است، بى‌نظیر است. یاد امام باقر، یعنى یاد سر برآوردن حیات دوباره‌ى جریان اصیل اسلامى در مقابله‌ى با تحریفها و مسخهائى که انجام گرفته بود[2].

3-      اقامه‌ى دین، وظیفه است. حاکمیت دین، هدف مهم همه‌ى ادیان است؛ «لیقوم النّاس بالقسط»(۱). قیام به قسط، قیام به عدل و حاکمیت الهى، هدف بزرگ ادیان است. اصلاً ائمه‌ى ما (علیهم‌الصّلاة و السّلام) تمام زجر و مصیبتشان به خاطر این بود که دنبال حاکمیت الهى بودند؛ والّا اگر امام صادق و امام باقر(صلوات‌اللَّه‌ علیهما) یک گوشه مى‌نشستند و چند نفر دور خودشان جمع مى‌کردند و فقط یک مسأله‌ى شرعى مى‌گفتند، کسى به آنها کارى نداشت. خود امام صادق در یک حدیث مى‌فرماید: «هذا ابوحنیفة له اصحاب و هذا الحسن البصرى له اصحاب[3]»؛ ابوحنیفه اصحاب دارد، حسن بصرى اصحاب دارد. پس، چرا به آنها کارى ندارند؟ چون مى‌دانند که آن حضرت داعیه‌ى امامت دارد؛ اما آنها داعیه‌ى امامت نداشتند. ابوحنیفه داعیه‌ى امامت نداشت. این علماى معروف اهل سنت - محدثان و فقهایشان - داعیه‌ى امامت نداشتند. اینها امام زمان را که هارون، منصور و عبدالملک بود، قبول داشتند[4].


[1] - دیدار و بیعت اقشار مختلف مردم کشور با معظم له،۱۹ /تیر/ ۱۳۶۸

[2] - بیانات در دیدار جمع کثیرى از بسیجیان کشور،۴ /آذر/ ۱۳۸۸

[3] - بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۷۴

[4] - سخنرانی‌ در جمع‌ علما و روحانیون‌ استان‌ لرستان‌،۳۰ /مرداد/ ۱۳۷۰

  • محمد علی فتحی

بعد از منع کتابت حدیث توسط خلیفه دوم آن هم به بهانه جلوگیری از نشر فضائل اهل البیت علهم السلام، بسیاری ار راویان حدیث نبوی تحت تعقیب و پیگرد قرار گفتند و کسی جرأت مخالف با این بخش نامه را نداشت.

کم کم جامعه اسلامی با از دنیا رفتار اصحاب پیامبر، به سمتی رفت که مسلمانان نتوانستند از علم نبوی بهره و حظ کافی را ببرند. تلاش های امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهما السلام نیز در زمینه معرفت افزایی مسلمین محدود به خواص یاران شد.

چنان جهل امت اسلامی را فرا گرفت و از طرفی دستگاه اموی شروع به جعل حدیث کرد که جای حق و باطل عوض شد و ما نتیجه این تغییرات را در حادثه کربلا می بینیم. جماعتی که خود را مسلمان می نامیدند نوه رسول خدا را غریب و تشنه کشتند و بر کشته های دشت کربلا شادمانی کردند.

جو اختناق در زمان یزید ملعون به قدری وحشتناک بود که امام سجاد علیه السلام در قالب دعا توانستند برخی معارف ناب اسلامی را به جامعه مخاطبان خود منتقل کنند.

بعد از جریان انتقال قدرت از اموی ها به مروانی ها و بعد ها بنی العباس، امام باقر علیه السلام از فرصت مشغولیت سران حکومت به مساله انتقال قدرت، استفاده کرد و علوم پیامبر صلی الله علیه و آله را به تشنگان معرفت آموزش داد.

امام باقر علیه السلام در واقع مجدد دین اسلام و ارائه کننده معارف قرآن و عترت شد و مدرسه علمی وی در مدینه چنان گسترش یافت که از اقصی نقاط بلاد اسلامی برای فراگیری علم به محضر ایشان شرفیاب می شدند.

به حق ما مسلمین وامدار امام باقر علیه السلام هستیم امامی که دشمن تاب علم و دانش و معرفت او را نیاورد و  با سم حضرت مسمسوم و به شهادت رساند.

کلامی از امام باقر علیه السلام

محمد بن مسلم قال:کنا عند أبی جعفر علیه السلام على باب داره بالمدینة فنظر إلى الناس یمرون أفواجا، فقال لبعض من عنده:

حدث بالمدینة أمر؟

فقال: أصلحک الله ولّی المدینة والٍ فغدا الناس یهنؤونه.

فقال: إن الرجل لیغدی علیه بالامر یهنئ به، وإنه لباب من أبواب النار[1].

ترجمه:

نزد امام باقر علیه السلام در مدینه جلوی منزلش بودیم که حضرت مشاهده کرد مردم گروه گروه حرکت می کنند.از کسی که نزدش بود پرسیدند:

 در مدینه اتفاقی افتاده؟

عرض کرد: خدا امرتان را به صلاح دارد به حکمرانی مدینه والیی گماشته شده و مردم صبح زود برای تبریک ورودش می روند.

حضرت فرمود:

"مرد صبح می کند که تبریک به آن کس بگوید در حالی که او دری از درهای آتش است".

نکته:

1-      هر حرکتی جمعی دلیل بر حقانیت و مثبت بودن آن نیست.

2-      استقبال از کسی که ظلم می کند و یا گماشته ظالم است خود ظلم است.

3-      والی ستمگر باب ورود به آتش است.

 



[1] - وسائل الشیعه،ج۱۷،ص۱۸۸


  • محمد علی فتحی

عن رسول الله صلی الله علیه و آله:

أَلاَ وَ مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ یَطْلُبُ فِیهِ اَلْجَمَاعَةَ کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ یُرْفَعُ لَهُ مِنَ اَلدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ مَاتَ وَ هُوَ عَلَى ذَلِکَ وَکَّلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یَعُودُونَهُ فِی قَبْرِهِ وَ یُبَشِّرُونَهُ وَ یُؤْنِسُونَهُ فِی وَحْدَتِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى یُبْعَثَ[1] .

 پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

هر کس به قصد شرکت در نماز جماعت به سوی مسجدی گام بردارد، خداوند متعال در مقابل هر گام، هفتاد هزار حسنه به او پاداش می‌دهد و به همین میزان، درجات او را بالا خواهد برد و چنانچه در این حال از دنیا برود، خداوند بزرگ، هفتاد هزار فرشته را مأمور می‌کند تا در قبر به دیدار او بروند و وی را بشارت دهند و در تنهایی قبر، انیس او باشند و تا روز قیامت برایش طلب آمرزش کنند.



[1] - من لا یحضره الفقیه، ج4، ص17.


  • محمد علی فتحی

یکی از برنامه ای اسلام جهت تقرب الی الله قربانی کشتن در راه اوست. مؤمن با کشتن شتر،گاو یا گوسفند یا هر حیوان حلال گوشت برای رضای خدا و دادن گوشت آن به فقرا و نیازمندان ،عبادت و بندگی می کند.

 هر ساله حاجیان به یاد قربانی بزرگ حضرت ابراهمیم علیه السلام که برای امتحان اخلاص او بود، در منا قربانی می کشند. در عید قربان برای غیر حاجیان مستحب است قربانی بکشند.

همچنین مستحب است برا ی نوزاد قربانی کشته شود و اگر کسی باشد که والدین او برایش قربانی یا عقیقه نکشته باشند مستحب است برای سلامتی خود عقیقه قربانی نمایند.

یکی از آداب قربانی کشتن، خواندن دعا هنگام قربانی است که  در ذیل سه نوع دعا تقدیم می گردد:

1-     دعای پیامبر هنگام کشتن فربانی:

عَوَالِی اَللآَّلِی ، عَنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ عَلَى ذَبِیحَتِهِ :

بِسْمِ اَللَّهِ اَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ[1] .

ترجمه دعا:

پیامبر هنگام کشتن قربانی می فرمود:

خدایا از محمد و آل محمد و از امت محمد صلی الله علیه وآله قبول کن.

2-     عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ وَ اِبْنِ أَبِی عُمَیْرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ :

 

 إِذَا اِشْتَرَیْتَ هَدْیَکَ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ اَلْقِبْلَةَ وَ اِنْحَرْهُ أَوِ اِذْبَحْهُ وَ قُلْ:

 «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ حَنِیفاً وَ مٰا أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ إِنَّ صَلاٰتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ `لاٰ شَرِیکَ لَهُ وَ بِذٰلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ  اَللَّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ بِسْمِ اَللَّهِ وَ اَللَّهُ أَکْبَرُ اَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّی».

 ثُمَّ أَمِرَّ اَلسِّکِّینَ وَ لاَ تَنْخَعْهَا حَتَّى تَمُوتَ [2].

 

ترجمه:

صفوان و ابن عمیر گویند: امام صادق علیه السّلام فرمود:

چون قربانى خود را خریدى آن را رو به قبله کن و نحر و یا ذبح کن و بگو:

«وجّهت وجهی للّذی فطر السّماوات و الأرض حنیفا و ما أنا من المشرکین إنّ‌ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی للّه ربّ‌ العالمین لا شریک له و بذلک أمرت و أنا من المسلمین. اللّهمّ‌ منک و لک بسم اللّه و اللّه أکبر. اللّهمّ‌ تقبّل منّی».

سپس چاقو را بکش و نخاع آن را پیش از رگ نبر تا بمیرد.

3-     عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ آدَمَ عَنِ اَلْکَاهِلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: فِی اَلْعَقِیقَةِ إِذَا ذَبَحْتَ تَقُولُ:

 

 «وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ مٰا أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ إِنَّ صَلاٰتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ `لاٰ شَرِیکَ لَهُ»  اَللَّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ اَللَّهُمَّ هَذَا عَنْ فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ [3].

ترجمه:

کاهلى گوید: امام صادق علیه السّلام دربارۀ عقیقه چنین فرمود:

هنگامى که کارد بر حلق عقیقه نهادى مى‌گویى:

«وجّهت وجهی للّذی فطر السّموات و الأرض حنیفا مسلما و ما أنا من المشرکین إنّ‌ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی للّه ربّ‌ العالمین لا شریک له، اللّهمّ‌ منک و لک اللّهمّ»‌ هذا عن فلان بن فلان».

نکته:

 (بجای فلان بن فلان، اگر شخص مرد باشد اسم او با پدرش را می بری مثلا می گویی: عن علی بن محمد و اگر شخص زن بود می گویی: عن فاطمه بنت محمد).

 

در صورت تمایل به واریز وجه قربانی برای نیازمندان بر روی عکس زیر کلیک کنید.

حد اقل مبلغ قربانی 9000000 ریال است.



[1] -  مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , ج 10 , ص 108

[2]- الکافی , ج 4 , ص 498

[3] -  الکافی , ج 6 , ص 31


  • محمد علی فتحی

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی :

1-       مشکلات اقتصادی و راه‌حلهای آن معلوم است، هیچ بن بستی در کشور وجود ندارد و مسئولان در هر سه قوه باید با تلاش، کار مشترک و استفاده از نظرات کارشناسان، مشکلات و فشارها را از دوش مردم بردارند.

2-      با امریکایی‌ها به علت وجود استدلالهای دقیق، تجربه گذشته و ضررهای فراوان مذاکره با یک رژیم متقلب و زورگو مذاکره نمی کنیم و در پرتو وحدت و همدلی مردم و مسئولان، این مرحله را به خوبی پشت سر خواهیم گذاشت.

3-      اکثر کارشناسان اقتصادی و بسیاری از مسئولان متفق هستند که عامل همه این مشکلات تحریم ها نیست بلکه ناشی از مسائل درونی و نحوه مدیریت و سیاست گذاری اجرایی است.

4-      من نمی گویم تحریم ها اثر ندارد، اما عمده مشکلات اقتصادی اخیر مربوط به عملکردها است و اگر عملکردها بهتر و با تدبیرتر و به هنگام‌تر و قوی‌تر باشد، تحریم ها تأثیر زیادی نخواهد داشت و می توان مقابل آن ایستاد.

5-      وقتی ارز یا سکه به صورت غلط عرضه و تقسیم می‌شود، مشکلات فعلی به‌وجود می آید زیرا این قضیه دو طرف دارد، یک طرف آن فردی است که دریافت می کند و طرف دیگر آن کسی است که عرضه می کند. همه بیشتر به‌دنبال آن فردی هستند که ارز یا سکه را گرفته است در حالی که تقصیر عمده متوجه آن فردی است که ارز یا سکه را با بی تدبیری عرضه کرده است که اقدامات اخیر قوه قضاییه نیز در واقع برخورد با کسانی است که با یک تخلف و خطای بزرگ، زمینه ساز این مسائل و کاهش ارزش پول ملی شده اند.

6-      ما به دلایل گوناگون، دشمنان خبیث و رذل کم نداریم، آنها کمین گرفته اند تا همچون مگس برروی زخم بنشینند و با سوءاستفاده از مشکلات ناشی از خطای برخی افراد، ناکارآمدی نظام و بن بست در کشور را القاء کنند تا مردم ناامید شوند.

7-      برخی می گویند علت مشکلات فعلی در بازار، و کسب و کار این است که چون فعالان اقتصادی از زمان آغاز تحریم ها یعنی نیمه مرداد و یا نیمه آبان مطلع بودند، کارهایی انجام دادند، حالا سؤال این است که اگر فعالان اقتصادی مطلع بودند و کارهایی کردند، مسئولان دولتی هم باید خود را برای مقابله با تحریم بیشتر آماده می کردند.البته اکنون هم دیر نشده است و می توان تصمیم ها و اقدامات لازم را در مقابل تصمیم خبیثانه دشمن، اتخاذ کرد و اگر کسی بگوید دیر شده و ممکن نیست، یا جاهل است و یا حرف بی جهت زده است.

8-      هرکسی که اعلام کند، ما به بن بست رسیده ایم، یا جاهل است و یا حرف او خائنانه است.

9-      برخی درخصوص فساد به گونه ای صحبت می کنند که گویا همه نظام فاسد است و ادعای فساد سیستمی و فراگیر می کنند در حالی که اینگونه نیست و ما در کشور، مدیران پاکدست و مؤمن فراوانی داریم و اینگونه سخن گفتن، ظلم به این افراد و ظلم به نظام اسلامی است.

10-  دستگاههای نظارتی وابسته به دستگاههای اطلاعاتی، قوه قضاییه و مجلس نیز باید با قدرت و با چشم باز در میدان باشند و آحاد مردم مؤمن نیز باید با احساس وظیفه، در این خصوص، نقش ایفا کنند.

11-  ملت ایران همواره در مقابل دشمن بصیرت داشته است و همه باید بدانند که دشمن به دنبال سوءاستفاده از نقطه ضعف ها، بر ضدّ خود مردم است.

12-  تأکید می کنیم جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد.
البته آنها مسئله جنگ را صریحاً مطرح نمی کنند اما درصددند با اشاره و کنایه، «شبح جنگ» را ایجاد و بزرگ کنند تا ملت ایران و یا ترسوها را بترسانند.
جنگی رخ نخواهد داد چرا که ما مثل گذشته هیچ وقت شروع کننده جنگ نخواهیم بود و آمریکایی‌ها هم حمله را آغاز نمی کنند چون می دانند که صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد زیرا جمهوری اسلامی و ملت ایران ثابت کرده اند به هر متعرّضی، ضربه بزرگ‌تری وارد خواهد کرد.

13-  با توجه به فرمول امریکایی‌ها در مذاکره، هر دولتی در جهان با آنها مذاکره کند، دچار مشکل می شود مگر جهت گیری هایش با واشنگتن یکی باشد که البته دولت فعلی امریکا حتی به اروپایی ها هم زور می گوید.

14-  ما فقط وقتی می توانیم وارد بازی خطرناک مذاکره با امریکا شویم که از لحاظ اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به اقتدار مورد نظرمان برسیم و فشارها و هوچی گری های او نتواند در ما تأثیر بگذارد اما در حال حاضر مذاکره قطعاً به ضرر ما تمام می شود و ممنوع است.
امام راحل عظیم الشأن هم مذاکره با امریکا را تا وقتی این رژیم آدم نشود ممنوع کرده بود ما هم بر همین نکته تأکید می کنیم.
حتی اگر به فرض محال قرار بود با امریکایی ها مذاکره ای کنیم قطعاً با دولت فعلی هرگز مذاکره نمی کردیم.
مذاکره با رژیم زورگو و پرتوقع امریکا وسیله ای برای رفع یا کاهش دشمنی آنها نیست بلکه دادن ابزاری به امریکا است که با آن می تواند بیشتر و بهتر اعمال دشمنی کند و اهداف خود را پی بگیرد.

15-  آنها می خواهند با جنگ اقتصادی نارضایتی ایجاد کنند تا شاید این نارضایتی به اغتشاش و ناامنی تبدیل شود.

16-  برخی به اسم اینکه طرفدار ضعفا هستیم و می خواهیم اوضاع را درست کنیم، خودشان ملتفت نیستند اما عملاً در چارچوب نقشه دشمن حرف می زنند و اقدام می کنند

17-  آنها که می گویند دولت باید برکنار شود در نقشه دشمن نقش آفرین هستند. دولت باید سرکار بماند و با قدرت، وظایف خود را در حل مشکلات انجام دهد[1].



[1] - بیانات معظم له در تاریخ ۲۲ /مرداد/ ۱۳۹۷

  • محمد علی فتحی

 مقام ممعظم رهبری مد ظله:

جهیزیّه‌ی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می‌توانستند از این خانه بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار اینهاست.

ارزش اینهاست. آیا پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نمی‌توانستند یک جهیزیّه‌ی مفصل تشکیل دهند؟ اگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) اشاره‌ای می‌کردند، این مسلمانانی که در اطراف ایشان بودند، بعضیهایشان هم آدمهای متمکّنی بودند، پول هم داشتند، از خدا می‌خواستند که بیایند یک هدیه‌ای بدهند، کمکی بکنند. نکردند. چرا نکردند؟ این برای این است که من و شما یاد بگیریم. و الّا بنشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم، چه فایده‌ای دارد؟استفاده‌اش را نمی بریم. نسخه‌ی طبیب را که انسان نباید بگذارد روی طاقچه تماشا کند. باید عمل کنیم تا بهره‌اش را ببریم. رژیم غذایی را باید عمل کنید تا فایده‌اش را ببرید. اینها رژیم غذایی روح است، رژیم غذایی صحّت جامعه است. صحّت خانواده است. باید عمل شود. ساده برگزار کنید[1].

 


[1] - خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۵/آذر/۱۳۷۵


  • محمد علی فتحی

ملا محسن فیض کاشانی رحمه‌الله در کتاب اللیالی‌المخزونه می‌گوید:

چون اول ماه قمری دوشنبه باشد، شروع کند به خواندن این سورۀ مبارکه، با طهارت و رو به قبله. روز اول یک مرتبه، روز دوم دو مرتبه، و روز سوم سه مرتبه، و همچنین تا [روز] چهاردهم، چهارده مرتبه بخواند. و بعد از تلاوت سورۀ مبارکه، هر روز این دعا را بخواند:

 

یا مُسَبِّبَ الاَسْبابِ وَ یا مُفَتِّحَ الاَبْوابِ اِفْتَحْ لَنا الْاَبْوابَ وَ یَسِّرْ عَلَیْنَا الْحِسابَ وَ سَهِّلْ عَلَیْنَا الْعِقابَ [الصِّعابَ]، اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ رِزْقِی و رِزْقُ عِیالی فِی السَّمَاءِ فَأَنْزِلْهُ وَ إِنْ کَانَ فِی الْأَرْضِ فَأَخْرِجْهُ وَ إِنْ کَانَ فِی الْأَرْضِ بَعِیداً فَقَرِّبْهُ وَ إِنْ کَانَ قَرِیباً فَیَسِّرْهُ وَ اِنْ کانَ یَسِیراً فَکَثِّرْهُ وَ اِنْ کانَ کَثِیراً فَخَلِّدْهُ وَ اِنْ کانَ مُخَلَّداً فَطَیِّبْهُ وَ اِنْ کانَ طَیِّباً فَبارِکْ لی فیهِ وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ یا رَبِّ فَکَوِّنْهُ بِکَیْنُونِیَّتِکَ وَ وَحْدانِیَّتِکَ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ اِنْ کانَ عَلی اَیْدِی شِرارِ خَلْقِکَ فَانْزِعْهُ وَانْقُلْهُ اِلَیَّ حَیْثُ اَکونُ وَ لا تَنْقُلْنِی اِلَیهِ حَیْثُ یَکُونُ[1].

 

ذر ادامه، از مرحوم مجلسی رحمه‌الله به نقل از امام سجاد علیه‌السلام این عمل را با دعایی در پنجشنبه‌های میان این چهارده روز نقل می‌کند؛ آن دعا چنین است:

 

یا ماجِدُ یا واحِدُ، یا جَوادُ یا حَلیمُ، یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا کَریمُ، اَسْئَلُکَ تُحْفَةً مِنْ تُحَفاتِکَ تَلُمُّ بِها شَعْثى، وَ تَقْضى بِها دَیْنى، وَ تُصْلِحُ بِها شَأْنى بِرَحْمَتِکَ یا سَیِّدى. اَللَّهُمَّ اِنْ کانَ رِزْقى فِى السَّماءِ فَاَنْزِلْهُ، وَ اِنْ کانَ فِى الاَرْضِ فَاَخْرِجْهُ، وَ اِنْ کانَ بَعیداً فَقَرِّبْهُ، وَ اِنْ کانَ قَریباً فَیَسِّرْهُ، وَ اِنْ کانَ قَلیلاً فَکَثِّرْهُ، وَ اِنْ کانَ کَثیراً فَبارِکْ لى فیهِ، وَ اَرْسِلْهُ عَلى اَیْدى خِیارِ خَلْقِکَ، وَ لا تُحْوِجْنى اِلى شِرارِ خَلْقِکَ، وَ اِنْ لَمْ یَکُنْ فَکَوِّنْهُ بِکَیْنُونِیَّتِکَ (بِکَیْنُونَتِکَ) وَ وَحْدانِیَّتِکَ. اَللًّهُمَّ انْقُلْهُ اِلَىَّ حَیْثُ اَکُونُ، وَ لا تَنْقُلْنى اِلَیْهِ حَیْثُ یَکُونُ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ، [یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا واحِدُ یا مَجیدُ یا بَرُّ یا کَریمُ] یا رَحیمُ یا غَنِىُّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَمِّمْ عَلَیْنا نِعْمَتَکَ، وَ هَیِّنَا [هَنِّئْنا-هَیِّئْنا] کَرامَتَکَ وَ اَلْبِسْنا عافِیَتَکَ.



[1] - اللئالی المخزونة، ملا محسن فیض کاشانی، نسخه خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص۵٣-۵۵، بهجت‌الدعا، ص٣۶٢-٣۶۴.


  • محمد علی فتحی

دو حدیث زیبا درباره ازدواج امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها


1-       وَ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : أَیُّهَا اَلنَّاسُ هَذَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنِّی أَنَا زَوَّجْتُهُ اِبْنَتِی فَاطِمَةَ وَ لَقَدْ خَطَبَهَا إِلَیَّ أَشْرَافُ قُرَیْشٍ فَلَمْ أُجِبْ کُلَّ ذَلِکَ أَتَوَقَّعُ اَلْخَبَرَ مِنَ اَلسَّمَاءِ حَتَّى جَاءَنِی جَبْرَئِیلُ لَیْلَةَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ اَلْعَلِیُّ اَلْأَعْلَى یَقْرَأُ عَلَیْکَ اَلسَّلاَمَ وَ قَدْ جَمَعَ اَلرُّوحَانِیِّینَ وَ اَلْکَرُوبِیِّینَ فِی وَادٍ یُقَالُ لَهُ اَلْأَفْیَحُ تَحْتَ شَجَرَةِ طُوبَى وَ زَوَّجَ فَاطِمَةَ عَلِیّاً وَ أَمَرَنِی فَکُنْتُ اَلْخَاطِبَ وَ اَللَّهُ تَعَالَى اَلْوَلِیَّ وَ أَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَتِ اَلْحُلِیَّ وَ اَلْحُلَلَ وَ اَلدُّرَّ وَ اَلْیَاقُوتَ ثُمَّ نَثَرَتْهُ وَ أَمَرَ اَلْحُورَ اَلْعِینَ فَاجْتَمَعْنَ فَلَقَطْنَ فَهُنَّ یَتَهَادَیْنَهُ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ وَ یَقُلْنَ هَذَا نُثَارُ فَاطِمَةَ [1].

                     ترجمه:

از جابر بن سمره روایت شده است:

روزى پیامبر فرمود:این على بن ابى طالب است، شما گمان مى‌کنید که من خود دخترم را به او تزویج نمودم در حالى که تعدادى از اشراف و ثروتمندان قریش خواستگارى او را کرده بودند،من در بارۀ ازدواج دخترم منتظر فرمان آسمانى بودم تا اینکه در شب بیست و چهارم ماه رمضان جبرئیل نزد من آمد و گفت: اى محمّد!خداى علىّ‌ اعلى به تو سلام مى‌رساند.همانا او ملائکۀ روحانى و کرّوبیّین را در محلّى به نام افیح در زیر درخت طوبى جمع کرده و فاطمه را به عقد على بن ابى طالب درآورده است،و من خطبۀ عقد آنها را خواندم و خداوند خود متولّى این امر بود.سپس خداوند تعالى به درخت طوبى دستور داد تا زر و زیور را نثار فاطمه و على کنند و حور العین از آن زر و زیورها جمع کردند و تا روز قیامت به داشتن آنها افتخار خواهند کرد.

2-       أَبُو بَکْرٍ مَرْدَوَیْهِ فِی کِتَابِهِ بِالْإِسْنَادِ عَنْ سِنَانٍ اَلْأَوْسِیِّ قَالَ اَلنَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ أَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَمَّا زَوَّجَ فَاطِمَةَ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَمَرَ رِضْوَانَ فَأَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَتْ رِقَاعاً لِمُحِبِّی آلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ أَمْطَرَهَا مَلاَئِکَةً مِنْ نُورٍ بِعَدَدِ تِیکَ اَلرِّقَاعِ فَأَخَذَ تِلْکَ اَلْمَلاَئِکَةُ اَلرِّقَاعَ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَةِ وَ اِسْتَوَتْ بِأَهْلِهَا أَهْبَطَ اَللَّهُ اَلْمَلاَئِکَةَ بِتِلْکَ اَلرِّقَاعِ فَإِذَا لَقِیَ مَلَکٌ مِنْ تِلْکَ اَلْمَلاَئِکَةِ رَجُلاً مِنْ مُحِبِّی آلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ دَفَعَ إِلَیْهِ رُقْعَةَ بَرَاءَةٍ مِنَ اَلنَّارِ[2].

ترجمه:

رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم گوید: جبرئیل به من گفت:هنگامى که خداى تعالى فاطمه را براى على(علیهما السّلام)تزویج کرد،به رضوان(خازن بهشت)امر کرد تا رقعه‌ها و نوشته‌هایى را براى محبّان و دوستداران آل محمّد(صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم)،بر درخت طوبى بیاویزد آنگاه ملائکه‌اى نورانى به تعداد رقعه‌هاى مذکور فرود آمدند و آن صفحات را برداشتند.در روز قیامت خداوند متعال آن ملائک را بازمى‌گرداند تا هر گاه یکى از محبّان آل محمّد(صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم)را دیدند یکى از آن صفحه‌ها را که در آنها برائت از جهنّم نوشته شده است به او بدهند.


[1] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 43 , ص 139

[2] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 43 , ص 44


  • محمد علی فتحی