درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

۴۶ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

برگزیده سخنان مقام م عظم رهبری در دیدار با مسئولان، رمضان1397

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی  در دیدار سران قوا و جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام:

1-       شکست آمریکا در ماجرای اخیر در صورت ادای وظایف مسئولان، قطعی و بدون تردید خواهد بود.

2-      این فرصت (رمضان)برای همه‌ی مردم فراهم است اما این ماه برای نخبگان و مدیران کشور یک امتیاز مضاعف دارد تا با ارتباط بیش از پیش با خدا و تضرع و دعا، معنویت خود را جهت انجام رسالت سنگین مسئولیت، تقویت کنند.

3-      جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته همه‌ی مقاطع و حوادث گوناگون آن‌ها را با قدرت و استقامت و با تدبیر پشت سر گذاشته و مقطع فعلی را نیز با قدرت و تدبیر، پشت سر خواهد گذاشت و مسیر پیشرفت خود را ادامه خواهد داد.

4-       از ابتدای انقلاب اسلامی و در همه‌ی این مقاطع، رژیم آمریکا دشمن اصلی ملت ایران بوده و از همه‌ی ابزارها و ترفندهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی و تبلیغاتی نیز استفاده کرده است اما در همه‌ی موارد هم شکست خورده است.

5-      تعبیر «براندازی» تعبیر جدید نیست و مقامات آمریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، آن را به کار می‌بردند؛ حتی همان رئیس جمهوری که می‌گفت به دنبال براندازی نیستم، به دنبال براندازی بود و نیت و اهداف او نیز مشخص شد.

6-      سرنوشت رئیس‌جمهور کنونی آمریکا بهتر از سرنوشت اسلاف خود همچون بوش و ریگان نخواهد بود و همانند آن‌ها در تاریخ گم خواهد شد.

7-      البته بر اساس سنت الهی، وظایفی هم بر عهده‌ی ما است و اگر این وظایف را انجام ندهیم، نمی‌توان درخصوص رسیدن به نتایج مورد نظر، اطمینان داشت.

8-      مجموعه‌ی برخوردهای آمریکا از ابتدای مذاکرات هسته‌ای تاکنون، این تجربه‌ی مهم را به دست می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند با آمریکا تعامل کند زیرا آمریکا پایبند به تعهدات خود نیست.

9-      برخی نگویند که پایبند نبودن به تعهدات، مربوط به این رئیس‌جمهور و به این دولت آمریکا است، خیر؛ دولت قبل هم که با ما مذاکره کرد، تقریباً به همین روش عمل کرد و آن‌ها نیز برجام را نقض و ایران را تحریم کردند.

10-  با دولتی که معاهدات بین‌المللی را به‌راحتی و همانند آب خوردن نقض می‌کند نمی‌توان تعامل کرد. تجربه‌ی برجام، جواب آن کسانی است که بارها می‌گفتند چرا با آمریکا مذاکره و تعامل نمی‌کنید. بنابراین همه باید از این تجربه درس بیاموزند و بدانند که نمی‌توان با چنین دولتی تعامل و مذاکره کرد.

11-  تجربه‌ی بدعهدی آمریکا فقط مختص ایران نیست بلکه آمریکا حتی با افراد تسلیم و نوکر خود همچون محمدرضا پهلوی و حسنی مبارک نیز چنین رفتاری داشته و دارد.

12-  در مذاکرات سال‌های اخیر و بعد از برجام، کاملاً مشخص شد که موضوعاتی همچون هسته‌ای و موشکی، مسئله‌ی اصلی نیستند بلکه مخالفت و دشمنی عمیق آمریکا با اصل نظام اسلامی و ملت ایران به دلیل سربلندی این نظام در منطقه‌ی حساس و توسعه‌ی روحیه‌ی مقاومت و مخالفت بی‌ملاحظه با ظلم‌های آمریکا و بلند کردن پرچم اسلام است و آن‌ها می‌خواهند نظام اسلامی را از مؤلفه‌های قدرت و اقتدار خود تهی کنند.

13-  هرگونه انعطاف در مقابل آمریکا به دلیل مصلحت‌سنجی‌های موسمی، نه‌تنها دشمنی او را کمتر نخواهد کرد بلکه این دشمن را گستاخ‌تر خواهد کرد.

14-  در آن زمان به‌رغم این انعطاف‌ها، بوش، جمهوری اسلامی ایران را محور شرارت نامید.

15-  در مقابل بسیاری از این تحریم‌ها اعتراض شد اما هیچ اقدام قوی انجام نگرفت و نتیجه این شد که رئیس‌جمهور آمریکا، گستاخ‌تر و وقیحانه‌تر سخن می‌گوید.

16-  این موضوع فقط مختص آمریکایی‌ها نیست، همه‌ی غربی‌ها عمدتاً همین‌گونه هستند و ما فراموش نمی‌کنیم دوره‌ای را که رئیس‌جمهور ما طرفدار نرمش با غرب بود اما همین رئیس‌جمهور بر اساس موضوعاتی بی‌اساس، از طرف آلمان به دادگاه احضار شد.

17-  ایستادگی در مقابل غربی‌ها، امکان بسیار زیاد عقب نشاندن آن‌ها را به وجود می‌آورد.

18-  در سال‌های ۸۳ و ۸۴ برای آنکه پرونده‌ی هسته‌ای ایران در آژانس عادی شود، پذیرفته شد که تأسیسات هسته‌ای تعطیل و مُهروموم شوند اما آن‌ها در مقابلِ نرمش‌ها و عقب‌نشینی‌های آن زمان، به هیأت ایرانی گفتند که باید تمام تأسیسات هسته‌ای ایران، جمع‌آوری و نابود شوند.

19-  در آن زمان، آن‌ها حتی اجازه‌ی راه‌اندازی دو یا سه سانتریفیوژ را هم نمی‌دادند اما از زمانی که در مقابل زیاده‌خواهی‌های آن‌ها ایستادیم و مُهروموم‌ها را شکستیم و جوانان مؤمن و انقلابی ما غنی‌سازی بیست درصد را انجام دادند، غربی‌ها به التماس افتادند و ضمن قبول غنی‌سازی ۳.۵ درصد، با ادامه‌ی فعالیت ۵ تا ۶ هزار سانتریفیوژ نیز موافقت کردند.

20-  البته منشأ به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران، مذاکره نیست بلکه پیشرفت دانشمندان جوان ما و دستیابی به غنی‌سازی بیست درصد است وگرنه با مذاکره هیچ‌گاه حق ما را به رسمیت نمی‌شناختند.

21-  باید در مقابل زیاده‌خواهی طرف مقابل، حرکت شجاعانه انجام داد.

22-  ما بنای دعوا با اروپا را نداریم اما این سه کشور اروپایی نشان داده‌اند که در حساس‌ترین مواقع، با آمریکا همراهی می‌کنند.

23-  اروپایی‌ها حرف‌هایی می‌زنند اما تاکنون ندیده‌ایم که به معنی واقعی کلمه در مقابل آمریکا ایستاده باشند.

24-  در سال‌های اخیر، این درس گرفته شد که گره زدن حل مسائل کشور به‌خصوص مسائل اقتصادی به برجام و خارج از کشور، یک خطای بزرگ است.

25-  هنگامی که ما مسائل اقتصادی و کسب‌وکار را به برجام گره می‌زنیم، نتیجه این می‌شود که صاحبان کار و سرمایه چند ماه منتظر امضا شدن یا نشدن برجام می‌مانند و بعد از آن هم منتظر اجرا شدن و یا اجرا نشدن آن هستند و سپس نیز منتظر اینکه آیا آمریکا در برجام می‌ماند یا نمی‌ماند و درنهایت دستگاه فعال اقتصادی کشور همیشه معطل خارجی‌ها است.

26-  باید در قضایای بعدی مراقب بود تا این تجربه‌ها تکرار نشوند و از یک سوراخ، دو بار گزیده نشویم.

27-  این‌ها واقعیات است اما مگر ما برای این چیزها مذاکره کردیم که حالا به آن‌ها دل‌خوش کنیم.

28-  هدف از مذاکرات هسته‌ای برداشته شدن تحریم‌ها بود که بسیاری از آن‌ها برداشته نشد، ضمن اینکه اخیراً تهدید می‌کنند تحریم‌ها را با وجود تأکید قطعنامه‌ی سازمان ملل بازمی‌گردانند.

29-  نقد صحیح، منصفانه و عاقلانه ایراد ندارد و مسئولان هم باید به آن‌ها توجه کنند اما اهانت، هتک حرمت، اتهام و ایجاد دوقطبی بر سر برجام نباید صورت گیرد و وحدت و هم‌زبانی نباید نقض شود.

30-  نکته‌ی اول این است که باید مسائل را واقع‌بینانه ببینیم و بدون دل‌خوش کردن به احتمالات، آن‌ها را صریح و واقع‌بینانه با مردم در میان بگذاریم.رهبر انقلاب در همین زمینه به تصور باطل ورود ۱۰۰ میلیارد دلار به کشور پس از انعقاد برجام اشاره کردند و افزودند: متأسفانه برخی این تصور واهی را به مردم هم منتقل کردند.

31-  برجامِ اروپایی البته مسئله‌ای است اما قرائن فراوان از جمله انصراف و تردید شرکت‌های بزرگ اروپایی و نیز سخنان مسئولان سه کشور اروپایی نشان می‌دهد اقتصاد کشور را از راه برجام اروپایی نمی‌توان به جلو برد.

32-  اروپایی‌ها باید ثابت کنند که این بار قصد تکرار آن بدعهدی را ندارند.

33-  اگر آن‌ها به آمریکا اعتراض می‌کردند ممکن بود کار به اینجا نرسد؛ اروپایی‌ها باید این غفلت را جبران کنند.

34-  اروپایی‌ها باید قطعنامه‌ای علیه آمریکا به شورای امنیت ببرند و به این حرکت آمریکا اعتراض کنند.

35-  سران سه کشور باید متعهد شوند و قول دهند که بحث موشک و حضور منطقه‌ای ایران را مطلقاً مطرح نخواهند کرد.

36-  همه بدانند جمهوری اسلامی از مؤلفه‌های قدرت خود از جمله دفاع از راه دور قطعاً دست نمی‌کشد.

37-  حضور در منطقه و طرفداری ملت‌ها از جمهوری اسلامی، عمق راهبردی ماست و هیچ دولت عاقلی از این مؤلفه‌های قدرت‌بخش صرف‌نظر نمی‌کند.

38-  اگر آمریکایی‌ها توانستند در فروش نفت ایران خلل وارد کنند اروپایی‌ها باید خرید نفت از ایران به مقدار مورد نیاز ما را تضمین کنند.

39-  ایران با سه کشور اروپایی دعوا ندارد بلکه با توجه به سابقه‌ی اروپایی‌ها، ما به آن‌ها اعتماد نداریم و به همین علت آن‌ها باید تضمین‌های واقعی بدهند.

40-  اگر اروپایی‌ها در پاسخ به مطالبات ما تعلل کردند حق ایران برای آغاز فعالیت‌های تعطیل‌شده‌ی هسته‌ای محفوظ است.

41-  الان غنی‌سازی بیست درصد را آغاز نمی‌کنیم ولی باید آماده باشید که اگر لازم شد و دیدیم برجام فایده ندارد فعالیت‌های تعطیل‌شده به‌واسطه‌ی برجام از سر گرفته شود.

42-  فعالیت‌های دولت باید با گسترش خدمات ادامه پیدا کند اما با همه‌ی تلاش‌ها وضع اقتصادی کشور تعریفی ندارد و بسیاری از مردم در فشار شدید گرانی و مشکلات هستند.

43-  باید عمیقاً باور کنیم که مشکلات اقتصادی با تکیه بر ظرفیت‌های فراوان داخل کشور قابل حل است و نسخه‌های غربی نه در زمینه‌ی اقتصاد و نه در عرصه‌های دیگر نظیر جمعیت، حلّال مسائل و دشواری‌های کشور نیستند.

44-  سپردن کارها به خارجی‌ها با توجه به بدقولی‌های آن‌ها باید فقط در حد اضطرار باشد و فقط وقتی از امکانات داخلی مأیوس شدیم سراغ دیگران برویم.

45-  باید با توجه به این واقعیت‌ها برنامه‌ریزی و تدبیر کرد و به پیش رفت.

46-  باید ستاد مقابله با این شرارت دشمن در مرکز اقتصادی دولت تشکیل شود و وزارت خارجه نیز به این مسئله کمک کند.

47-  اقتصاد مقاومتی علاج همه‌ی مشکلات کشور است و امروز با توجه به اقدامات دشمن، باید بخش‌هایی از اقتصاد مقاومتی در اولویت قرار گیرد.

48-  اقتصاد دولتی جواب نمی‌دهد و همان‌گونه که بارها گفته‌ام باید سیاست‌های اصل ۴۴ جدی گرفته شود و بخش خصوصی را وارد میدان کنیم.

49-  ۲۰ سال پیش گفتیم باید به جایی برسیم که هر وقت اراده کردیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم و این ممکن است.

50-  امروز ما اسیر نفت هستیم چرا که قیمت‌گذاری و خرید یا عدم خرید آن دست دیگران است. این وضع باید تغییر کند و نفت به‌عنوان سرمایه‌ی ملی، واقعاً در اختیار ما باشد و وابستگی به آن را روزبه‌روز کم کنیم.

51-  مسائل اقتصاد را نباید به برجام و امثال آن گره بزنیم، دیدید با برجام هم مشکل اقتصاد درست نشد، بنابراین اقتصاد به عوامل دیگری نیاز دارد.

52-  ملت ایران امروز به استقلال، ایستادگی، آبروی بین‌المللی و نفوذ منطقه‌ای خود افتخار می‌کند اما دشمن به دنبال آن است که با شایعه، دروغ و برجسته‌سازی ضعف‌ها، این احساس افتخار را از ملت سلب کند و با شکست جلوه دادن پیروزی‌ها و پیشرفت‌ها، حرکت امیدوارانه را که حلّال مشکلات کشور است، از بین ببرد.

53-  ما با شناخت ظرفیت‌ها و توجه به تجربه‌ها و از همه مهم‌تر با استمداد از خداوند متعال، بدون تردید، توانایی غلبه بر همه‌ی مشکلات اقتصادی را خواهیم داشت.

54-  چندی قبل دبیرکل سازمان ملل یک روز پس از محکوم کردن جنایات سعودی‌ها علیه مردم یمن، حرف خود را پس گرفت. این نمونه‌ها نشان می‌دهد سازمان ملل تحت فشار آمریکا و قارون‌های منطقه‌ی خلیج فارس است.

55-  جمهوری اسلامی در این سال‌ها روزبه‌روز قوی‌تر شده است و حرکت به سمت اقتدار بیشتر را در پرتو استحکام ساخت داخلی و رفتار صحیح مسئولان با مردم همچنان به پیش خواهد برد.

سیاست اندلسی کردن ایران

مقام معظم رهبری مدظله:

سیاست امروز [آمریکایها] ، سیاست اندلسی کردن ایران است! موضوعی که من با شما در میان می‌گذارم شکل موعظه ندارد؛ بلکه موضوعی اساسی است که با بهترین عناصر یک ملت - که شما جوانان باشید - در میان گذاشته می‌شود. فقط شما مخاطب من نیستید؛ این سخن را جوانان سراسر کشور هم خواهند شنید.

 نسل جوان کشور که بیش از نیمی از ملت و جمعیت کشور است، باید بداند در مقابل آرزوهای بزرگ، آرمانهای بلند و هدفهای مقدّس و قابل قبول و موجّه او چه موانعی وجود دارد. روزگاری مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانیا تا جنوب فرانسه، کشوری اسلامی به‌وجود آوردند.

 این کشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن اندلسیِ قرون اوّلیه‌ی اسلام شکوفا گردید. شکوفایی علم در آن سرزمین، داستانهایی دارد و خودِ غربیها نیز به آن معترفند. (...) اروپاییها وقتی خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامی بلند مدّت کردند.

 آن روز صهیونیستها نبودند؛ اما دشمنان اسلام و مراکز سیاسی، علیه اسلام فعّال بودند. آنها به فاسد کردن جوانان پرداختند و در این راستا انگیزه‌های مختلف مسیحی، مذهبی یا سیاسی داشتند. یکی از کارها این بود که تاکستانهایی را وقف کردند تا شراب آنها را به‌طور مجّانی در اختیار جوانان قرار دهند! جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده کنند.گذشت زمان راههای اصلی برای فاسد یا آباد کردن یک ملت را عوض نمی‌کند. امروز هم آنها همین کار را می‌کنند.[1]



[1] 6/12/1381 در دیدار جوانان و دانشجویان سیستان و بلوچستان


تجمع طلاب انقلابی کرج علیه برجام

اَعوذُ بالله من الشّیطان الرّجیم


فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ.


اکنون زمان آن رسیده که تمامی غرب گرایان و آمریکا پرستان که سال هاست ملت شریف ایران را به سخره گرفته و با وعده های پوچ و واهی خویش ایشان را سرگرم نموده اند، با مشت های گره شده بر دهان آمریکای جنایت کار کوبیده و برای جبران ذره ای از آفات وارده به کشور همگام با ملّت شریفمان نماد شیطانی آمریکای جنایتکار را زیر قدم هایشان له کنند.

اکنون زمان آن رسیده تا مردم غیور کشورمان برای مرتبه ای دیگر بدانند که آمریکای خبیث و اذنابش حتی برای لحظه ای قابل اعتماد نبوده و تا ابد نیز نخواهند بود، چرا که او شیطان بزرگ است و به عزت خداوند قسم یاد نموده تا بندگانش را به وادی اغوا بکشاند.

در پی سخنان ابلهانه رییس جمهور سفیه آمریکا در شب گذشته و خروج بی عقلانه او از برجامِ نافرجام، طلاب و روحانیون استان مبارز البرز این عمل زشت را محکوم نموده و در تجمعی اعتراض خویش را اعلام خواهند نمود. چرا که به فرموده ابراهیم بت شکنِ زمان؛ امام خمینی(ره) بزرگترین مسؤلیت دوران غیبت بر دوش علما و روحانیون بوده و وای برآن روز که طلاب در چنین شرایطی در خواب غفلت آرمیده باشند.


وعده همه طلاب انقلابی البرز پنجشنبه ساعت 10 صبح مدرسه علمیه امام صادق(ع)


سکولاریزم پنهان

  امام خامنه ای مد ظله:

مراقب باشیم دچار سطحیگری و ظاهرگرائی نشویم، دچار تحجر نشویم - این یک طرف قضیه است - دچار سکولاریسمِ پنهان هم نشویم. گاهی اوقات در ظاهر، تبلیغات، تبلیغات دینی است؛ حرف، حرف دینی است؛ شعار، شعار دینی است؛ اما در باطن، سکولاریسم است؛ جدائی دین از زندگی است؛ آنچه که بر زبان جاری میشود، در برنامهریزیها و در عمل دخالتی ندارد. ادعا میکنیم، حرف می زنیم، شعار می دهیم؛ اما وقتی پای عمل به میان میآید، از آنچه که شعار دادیم، خبری نیست.


پی نوشت:

بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی/۱۳۹۱/۰۷/۲۳

قداست زدایی و واتیکانی کردن شهر های زیارتی

کشاندن مراکز خرید و تفریح به شهرهای مذهبیی مثل مشهد و قم و شیراز و... اگرچه به نظر می رسد به خاطر کثرت زائر و خریدار در این مناطق است ولی ممکن است زوایای پنهانی داشته باشد.
تصور کنید زائرانی که خالصانه به قصد زیارت و مناجات با خدا در حرم های امن خاندان عصمت می روند ، یکدفعه با حجم عظیم مرکز خرید و تفریح در حاشه و یا متن شهر مواجه شوند.
اتفاقی که می افتد این است که به صورت نرم و آهسته جریان زیارت، "اول به تفریح و خرید و بعد زیارت" تبدیل می شود.
وقتی نیت و قصد زائر انحراف یابد آنان که با مذهبی بودن مردم و فکر ایمانی مشکل دارند به زودی به آرزوی خود می رسند.
بعد از این اتفاق کم کم قداست این شهرها و حرمت آنها از بین می رود چنانچه بارها این موضوع در مشهد مقدس با گرفتن کنسرت و پارتی مختلط و کشف حجاب و شعار علیه آموزه های اسلامی به وجود آمد.
شاید تصور شود که من بد بینانه به قضیه می نگرم ولی لازمه زندگی هوشمندانه توجه همه احتمالات و جوانب است.
اگر این قضیه واقعیت داشته باشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ وظیفه چیست؟
کشور قم!؟
طرح کشور کردن شهر مقدس قم و واتیکانی کردن آن، بدون توجه به آموزه های اصیل اسلامی، تاریخ قم و قمیین، نظریه ولایت فقیه، نظام اسلامی مهدی باور، مهدویت و... یک تفکر انحرافی است و به نظر می رسد با دیدگاه اول درباره کشاندن مراکز تفریحی و خرید به سمت شهر های زیارتی، هم خوانی دارد.
لازمه واتیکانی کردن قم این است که:
۱. این شهر تبدیل به کشور مستقل شود و فقط مردان در آنجا حضور داشته باشند چنانچه در واتیکان مرسوم است.
۲. استقلال صد درصدی داشته باشد و این یعنی اینکه در معارض یا مقابل با کشور ایران قرار گیرد و ایران اسلامی تجزیه از درون شود.
۳. رهبر جدا داشته باشد و این یعنی فردی غیر از رهبری مقتدر و انقلابی ایران اسلامی باشد و این با خون دل خوردن های امام راحل و خون شهدا که برای حفط "اصل ولایت فقیه" بوده سازگاری ندارد. شاید کسی بگوید که رهبر فعلی ایران رهبر کشور قم شود و این یعنی محدود کردن قدرت ولی فقیه که با اصل ولایت همخوانی ندارد.
می طلبد در خصوص دو هشدار یاد شده مراجع عظام و ملت انقلابی ایران، دقت و اقدام لازم را مبذول دارند.
محمد علی فتحی

آزادیه تو ببند

‏به بی حجابی پیری گفت:

دخترم حجابت را مراعات کن که بی حجابی، امنیت روحی مردم را برهم می زند.

دختر: من دوست دارم آزادباشم مردم چشمشان راببندد.

پیرمرد کفشهایش را درآورد.

 بوی گندجوراب فضا را پرکرد.

 دختر گفت: 

کفشاتو بپوش خفه مان کردی.

پیر گفت:

 دوست دارم آزادیه تو بینی ات را ببند!

سرفصل های مهم دستاوردهای انقلاب اسلامی

 مهمترین سرفصلهای مهم انقلاب اسلامی کشور عزیمان ایران اسلامی را لیست کرده ایم.

مطالعه دقیق آنها و تبیین این عناوین برای عموم مردم، امید به نظام را رقم می زند:


1.      حاکمیت اسلام بر پایه ولایت فقیه

2.      سرنگونی استبداد 2500 ساله شاهنشاهی در ایران

3.      ارتقای مشارکت سیاسی و آگاهی های مردم با گسترش علم و دانش در سطوح مختلف

4.      کسب استقلال و آزادی و قطع کردن دست استعمارگران و ایادی آنها از میهن اسلامی

5.      تحقیر ابرقدتهای و امپریالیسم خصوصا آمریکا و صهیونیست

6.      مقابله با فرهنگ منحط غرب و شروع مقابله با تهاجم فرهنگی

7.      رویارویی با اقتصاد مصرفی و شروع به سمتتقویت اقتصاد داخلی و برون رفت از اقتصاد تک محصولی

8.      دفاع قهرمانانه در مقابل حملات دشمنان خصوصا رژیم بعث

9.      تشکیل سپاه و بسیج مردمی

10.  خودکفایی نظامی

11.  تجدید حیات اسلام در جهان

12.  شکستن ابهت پوشالی ابرقدرتها

13.  الگوسازی برای ملتهای مستضعف وامید بخشی  به مستضعفین جهان خصوصا مسلمانان برای نجات خود از دست مستکبران و آماده کردن دلهای آنان برای دفاع از حق خود

14.   ایجادهمگرایی و وحدت امت اسلام و حمایت از مسلمانان مظلوم و ستم دیده

15.  ایجاد بیداری امت اسلامی

16.  دگرگون سازی سرنوشت امت اسلام و حرکت به سمت پیشرفت اسلامی

17.  جهانی سازی دفاع از آرمان فلسطین

18.  تقویت معنویت و اخلاق در حوزه های مختلف

19.  تحول به ملتی شجاع جهادگر و شهادت طلب وحاضر در صحنه ها

20.  آزادی سیاسی،آزادی در انتخابات و تعیین سرنوشت،آزادی بیان و اندیشه

21.  کسب استقلال سیاسی و قطع کردن پای مستشاران بیگانه از کشور

22.  تأسیس حکومت اسلامی

23.  قانون اساسی

24.  شکل گیری نهادهای اسلامی و مردمی

25.  روی کارآمدن مسئولانی مردمی

26.  هماهنگی میان ملت و دولت

27.  احیای ولایت فقیه

28.  شکستن تابوی دخالت روحانی در سیاست

29.  زمینه سازی برای قیام امام مهدی(عج)

30.  احیای  دستورات اسلام  از جمله احکام سیاسی عبادی از جمله حج ابراهیمی، نماز جمعه

دانلود فایل



سلمان محمدی

 رهبر انقلاب در ابتدای درس خارج روز دوشنبه مورخ ۲ بهمن‌ماه، به ذکر حدیثی ازامام صادق(ع)، درباره خصوصیات جناب سلمان فارسی پرداختند. نظر به اینکه این حدیث می‌تواند الگویی اخلاقی و رفتاری برای نیروهای مؤمن و انقلابی باشد، خط حزب‌الله برای اولین‌بار آن را منتشر می‌کند.

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم.

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین.

«عَن مَنصورِ بنِ بَزرَج، قال: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ الصّادِق (علیه‌السّلام):

 ما أَکثَرَ ما أَسمَعُ مِنکَ یا سَیِّدی ذِکرَ سَلمانَ الفارسی»، راوی می‌گوید چقدر من زیاد می‌شنوم از شما که نام سلمان را می‌برید و از او یاد می‌کنید. معلوم می‌شود که حضرت [امام صادق (علیه‌السّلام)] مکرّر در مکرّر راجع به سلمان مطالبی را می‌فرموده‌اند.

این شخص تعجّب می‌کند که چیست که اینقدر موجب شده شما به او توجّه دارید، یا شاید مثلاً به او محبّت دارید و از این قبیل. «فَقال: لاتَقُل «الفارسی» وَ لکِن قُل سَلمانَ المُحَمَّدی»، یعنی نسبتِ او، فراتر از نسبت قومی و میهنی است؛ نسبت دینی است. این البتّه به هیچ‌وجه، طعن به قوم فارس نیست؛ پیغمبر اکرم و ائمّه (علیهم‌السّلام) از فارس - مردم ایران- تمجید کردند، تعریف کردند؛ در این که تردیدی نیست. می‌خواهد بفرماید که این شخص، فراتر و بالاتر از این است که به نسبتِ قومی شناخته بشود؛ نسبتِ او، نسبتِ عقیده و دین و پیامبر است؛ او کأنّه مثلاً- فرزند پیغمبر است.

«أَ تَدری ما کَثرَةُ ذِکری لَه؟» [حضرت فرمود] می‌دانی چرا؟

 «قُلتُ: لا.

قال: ثَلاثِ خِصالٍ»، سه خصوصیّت در سلمان بود که این موجب می‌شود که من او را زیاد یاد کنم و نام او را ببرم -لابد مثلاً- اجلال کنم او را، تعظیم کنم او را یا محبّت به او بورزم.

«أَحَدُها: ایثارُه هَوی أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‌السّلام) عَلی هَوی نَفسِه»، چیست آن سه خصلت؟

یکی‌اش این است: میل امیرالمؤمنین را بر میلِ خود غلبه می‌داد. از این معلوم می‌شود که بیش از یک بار چنین چیزی اتّفاق افتاده که حضرت چیزی را اراده کردند، سلمان چیز دیگری در دل خود و در ذهن خود می‌خواسته است ولیکن میل و هوای امیرالمؤمنین را  -«هَوی» یعنی میل- بر میل خود ترجیح داده است.

ببینید مقام امیرالمؤمنین را؛ حالا البتّه اینها که گوشه‌وکنارهای آن عظمت و آن جلالت الهی و ملکوتی و جبروتی است ولی خب، اینها همه، هرکدام یک نشانه است.

«وَ الثّانیَة: حُبُّهُ لِلفُقَراء وَ اختیارُه اِیّاهُم عَلی أَهلِ الثَّروَةِ وَ العَدَد»،

[دوّم:] فقرا را دوست می‌داشت. بعضی‌ها از طبقه‌ی مستضعف جامعه اصلاً بدشان می‌آید؛ حاضر نیستند طرف آنها بروند، نگاه بکنند به آنها! خودشان را برتر از آنها می‌دانند؛ او نه؛ فقرا را دوست می‌داشت، آنها را بر اهل ثروت ترجیح می‌داد. اگر فرض بفرمایید در یک جایی امر دایر بود بین یک سرمایه‌دارِ محترمِ خیلی پول‌داری یا یک فقیری، یا باید مثلاً خانه‌ی این برود یا خانه‌ی آن برود، یا باید به این سلام کند یا باید به آن سلام کند، این فقیر را بر آن غنی ترجیح می‌داد؛ اینها درس است دیگر.

ما طلبه‌ها، ما جامعه‌ی روحانیّت و علمی، یکی از خصوصیّات‌مان از اوّل همین بوده است که با ضعفا و طبقه‌ی ضِعاف نزدیک بوده‌ایم؛ این خیلی امتیاز بزرگی است. بله، گاهی پول‌دارها ممکن بود سراغ یک عالمی هم بیایند، او هم یک احترامی بکند امّا معاشرت روحانیّون ما، علمای ما، مراجع ما، ائمّه‌ی جماعت ما -علمائی که بودند با مردم- عمدتاً با مردم فقیر و زیر متوسّط بوده است؛ این خیلی چیز مهمّی است؛ این را باید نگه بداریم. حالا که علما و روحانیّت، به یک موقعیّتی در عالم سیاست دست پیدا کرده‌اند، نباید آنچه را تاریخچه‌ی ما و سنّت کهن ما است از دست بدهیم. اینکه در یک شهری یک عالمی مثلاً باشد، [ولی] بین مردم معروف باشد که ایشان با تجّار و با پول‌دارها و با باغ‌دارها و مانند اینها [اُنس دارد] - مهمانی خانه‌ی این؛ مهمانی در باغ آن- امّا با فقرا نه، اُنسی ندارد؛ این چیز خوبی نیست. این هم یک خصوصیّت.

«وَ الثّالِثَة: حُبُّهُ لِلعِلمِ وَ العُلَماء»، یکی هم این [سوّمی]: جناب سلمان علم را دوست می‌داشت، علما را دوست می‌داشت.

 این سه خصوصیّت در این بزرگوار، موجب می‌شود که امام صادقِ با آن جلالت و عظمت، نسبت به او گرایش پیدا کند، محبّت -یا تجلیل و تعظیم- نسبت به او بکند. «إِنَّ سَلمانَ کانَ عَبداً صالِحاً حَنیفاً مُسلِماً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکین[1]»، [می‌فرمایند: سلمان بنده‌ی صالحِ حنیفِ مسلمان است و از مشرکین نیست].

 



[1] -  منبع حدیث: « بحار» 22/ 327- از کتاب« امالى» مفید.

 

پاسخ به اظهار نظر روحانی درباره نقد امام معصوم

حق بودن گفتار و کردار و تقریر معصوم علیه السلام

پیامبر و امام به عصمت شناخته می شوند. با عصمت است که مردم پذیرای سخن آنان و هدایت شان می شوند.

معصوم بودن پیامبر و امام جزو لاینفک اعتقادات علمای اسلام است و خدشه وارد کردن در خصوص این جایگاه خود گناهی بزرگ محسوب می شود.

وقتی می گوییم کسی معصوم است به این معنا است که تمام گفتار و کردار او «حق» است و هرگز از روی هوی و هوس کاری انجام نمی دهد.

وقتی کسی معصوم شد اعتراض در کار و گفتار او ممنوع خواهد بود.

این ممنوعیت از ناحیه خدای عز وجلّ است چنانچه بر این نکته آیه شریفه دلالت دارد:

وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً[1].

ترجمه:

و هنگامى که خدا و رسولش درباره امرى از امور مؤمنان فرمانى صادر کردند، هیچ مرد و زن مؤمنى در کارشان اختیارى ندارند و آنان را نرسد که آنچه خود مى خواند برگزینند. و هر کس خدا و رسول او را نافرمانى کند قطعاً به گونه اى آشکار گمراه گشته است.

این آیه اگرچه درباره داستان ازدواج رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با همسر پسر خوانده‏اش زید می باشد ولی عمومیت دارد و یک قضیه کلی یعنی باطل بودن اعتراض بر فرمان پیامبر را می رساند چنانچه مفسرین یبزرگ قران همچون علامه طباطبائی قدس سره به آن اشاره دارند[2].

علاوه بر آیه یاد شده وحیانی بودن گفتار پیامبر از مسلمات اعتقادات مسلمانان است که برآن آیه 3 و 4 سوره نجم دلالت دارد:

و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی[3].

کسی که بر معصوم علیه السلام معترض باشد اعتراض اواز دوحال خارج نیست:

1-   به مقام معصوم علم و آگاهی ندارد؛

2-   می داند که پیامبر و امام معصوم هستند.

تحلیل این دوحال:

-        در صورت اول چنین شخصی حق اعتراض و نقد معصوم را ندارد چرا که درباره شخصیت وی هیچ معرفتی ندارد. در صورتی انسان می تواند نقد طرف مقابل را بکند که بر هندسه فکری او اشراف داشته باشد. چنین شخص جاهلی نقد و اعتراضش خود بی ادبی و جسارت به مقام عالم است.

-         در صورت دوم که شخص به عصمت پیامبر و امام آگاه است، اعتراضش مسموع نخواهد بود چرا که اعتراض او اعتراض بر خود حق است. مگر حق قابل نقد شدن است؟!

نقد گفتار حسن فریدون(روحانی)

جای تاسف است که شخصیت اول اجرایی  کشور در یک نطق، نقد بر امام دوازدهم و پیامبر را جایز بداند و بر قضایایی استناد کند که گوینده آن جزو مخالفین مکتب اهل البیت علیهم السلام است.

اصل از قضیه ازا ار امام صادق علیه السلام چنین نقل می کنند:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ زَیْدِ بْنِ الْجَهْمِ الْهِلَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام. قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ:

 لَمَّا نَزَلَتْ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام. وَ کَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص. سَلِّمُوا عَلَی عَلِیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ فَکَانَ مِمَّا أَکَّدَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ یَا زَیْدُ! قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص. لَهُمَا:
قُومَا فَسَلِّمَا عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ، فَقَالَا: أَ مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ؟ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْکِیدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلًا إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ...[4]

ترجمه:
زید بن جهم هلالی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود:

 

وقتی ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: به علی به عنوان «امیرالمؤمنان» سلام کنید . ای زید! آنچه خداوند در آن روز به آن دو تأکید کرد، این سخن رسول خدا بود که: برخیزید و به او به عنوان امیرمؤمنان سلام دهید، آن دو گفتند:‌ای رسول خدا، آیا این از سوی خداوند است یا از سوی رسولش؟
رسول خدا به آن دو فرمود:

 از خدا و رسول اوست، پس خداوند این آیه را نازل کرد: «و سوگند‌ها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده اید مشکنید، زیرا خدا میداند چه می‌کنید[5]».

چند سؤال:

اینجا جای سؤال است از آقای حسن فریدون(روحانی) که پیشوا و اسوه شما در زندگی کیست؟

شما در مسیر سیاسی خود با چه تفکری دم خور هستید ؟

با تفکر کسی که در غدیر خود بعد از اعلان وصایت و خلافت و امامت امیر المؤمنین علیه السلام اعتراض می کند و می گوید:

آنچه گفتی خودت گفتی یا از جانب خدا گفتی؟

چنین شخصی جسورانه این اعتراض را به پیامبر خدا می کند و نمی فهمد که خدا درباره پیامبرش فرموده:

لا ینطق عن الهوی ان هو وحی الا یوحی[6].

آقای روحانی شما پیرو چنین شخصیتی هستید؟ اگر آری فعلی الاسلام السلام اذ بلیت الامة بمثلک!

آقای روحانی! امام دوازدهم حجت خدا بر روی زمین است. حجت خداگفتار و فعل و تقریرش حق است. وقتی تمام شئون وجوی امام حق باشد چطور می توانید بر او نقد وارد کنید؟ مگر به حق هم می شود نقد وارد کرد؟!

 یک تحلیل:

به نظر می رسد بیان چنین مطالب باطلی جنبه سیاسی داشته باشد که ظریفانه و همراه با مغلطه توسط روحانی مطرح شده است و آن عبارت است از:

به راه انداختن سیل انتقاد بر ولی فقیه.

وقتی امام دوازدهم قابل نقد شود قطعا می توان نائب عام اورا که عصمت ندارد، نقد کرد؟!

با اینکه رهبران عظیم الشأن انقلاب خود معتقد به نقدشان بوده و هستند.

 جا دارد علمای امت اسلامی خصوصا مراجع عظام در خصوص سخنان این شیخ جسور و بی ادب موضع گیری نمایند!

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی



[1] - احزاب: 36

[2] - ترجمه المیزان: ج‏16، ص: 481 و 482

[3] - نجم:3و4

[4] - اصول کافی جلد ۲، انتشارات قائم آل محمد، چهارم، ۱۳۸۷، حدیث شماره ۷۶۰

[5] - نحل : ۹۱

[6] - نجم:3و4

سلام رفقای عزیز 

هم اکنون می توانید با کلیک بر متن زیر کلید واژه  و جملات جدا شده از بیانام تقام عظم رهبری را دانلود کنید.

 کلیدواژه ها و جملات مهم بیانات مقام معظم رهبری مد ظله  در دیدار مردم قم[1]



[1] - به‌مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی1396/10/19