۲۱۷ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

مسأله شخصی است به تو ربطی نداره

 وقتی به برخی در خصوص گناهانی که مرتکب می شوند تذکر می دهیم می گوید:

این مسأله شخصی است و به شما ربطی ندارد.

نمونه این جمله هنگام تذکر به  بی حجاب، روزه خوار، قانون شکنان و محرم و نامحرم نشناسها و... می شنوید.

 

براستی آیا گناهان افراد، مسأله شخصی است؟

برای پاسخ به این سوال باید قید شخصی بودن توضیح داده شود و بعد بررسی شود که آیا گناهان یاد شده و مشابهش چه اندازه در تعریف قرار می گیرد.

منظور از شخصی بودن چیزی این است که آن چیز، ارتباطی با دیگران ندارد، حق فردی است، اجتماعی محسوب نمی شود،  عمومی نیست، مالکیت و انتفاع فردی دارد و دیگران چنین حقی ندارند.

 

با بررسی گناهان، می بینیم که به دلیل تاثیر گذاری آنها بر هم افراد جامعه و اطرافیان و اجتماع و در معرض عمومی بودن، و تخریب محیط و حقوق سایرین، اتفاقا این گناهان، شخصی محسوب نمی شود.

 تازه اگر این گناهان شخصی بود،خداوند به انسان مؤمن دستور نمی داد دربرابر گناهان عکس العمل نشان دهند.

در طول تاریخ امر به معروف و نهی از منکر بوده و این نشان می دهد که گناهان افراد فقط جنبه فردی ندارد بلکه مثل یک ویروس واگیردار، انسان ها و محیط سالم را خراب و وضعیت بدان جامعه را بدتر می کند.

جالب است بدانید نظام موجود در عالم ، نظام ارتباطی است که به احسن وجه بوجود آمده و هر رفتاری و کرداری بر کل عالم تاثیر می گذارد.

مثلاً دروغ هم فرد را خراب می کند هم دیگران را و هم ساکنان آسمانها و فرشتگان را آزار می دهد.

به این فرموده رسول گرامی اسلام دقت کنید:

المومن اذا کذب بغیر عذر لعنه سبعون الف ملک و خرج من قلبه نتن حتی یبلغ العرش فیلعنه حمله العرش[1].

آن گاه که شخص مومن، بدون عذر دروغ گوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می کنند و از قلب او بوی گندی بیرون می‌آید که به عرش می‌رسد؛ آن گاه حاملان عرش الاهی نیز او را لعن می‌کنند.

گناهکار نمی داند که او در وهله اول توهین به خدا می کند و در مراتب پایین تر، به بندگان و موحدان درگاه ربوبی جسارت می کند.

 

اگر بندگان الهی به گناهکار تذکر ندهند، نشان می دهد که از خدا و اوامر او حمایتی ندارند و این خلاف توحیدعملی است.

 

محمد علی فتحی

 

            .

 

[1] - مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۸۶، ح ۱۰۲۹۱.

  • محمد علی فتحی
  • سه شنبه ۱۶ مهر ۹۸

پاسخ به دلنوشته دختر یک طلبه

چندی پیش دلنوشته دختر یک طلبه که در کانال فقاهت منتشر شده است موجب ناراحاتی و تعجب دوستاران روحانیت گردید.

اخیرا سایت فقاهت و دوستان فعال در آن موضوع عدم ضرورت لباس روحانیت را با شگرد های مختلف طرح کرده اند.

 یکی از این روش ها استفاده از احساسات خانواده های طلاب خصوصا فرزندان طلبه برای دردسر ساز بودن این لباس - که به تعبیر مقام معظم رهبری قلعه ای است که هنوز دشمن آن را نتوانسته فتح کند- است.

در پاسخ به این دلنوشته  عرض می کنیم:

۱. اتفاق ناخوشایندی که برای این دختر پیش آمده جزو نوادر محسوب می شود.

۲. با یک واقعة ما، اصل یک قضیه کلیه( لباس مقدس روحانیت) را که در طول تاریخ تاثیرگذارترین بوده، نمی شود نفی کرد.

۳. کاش این دختر عزیزم متوجه می شد که در کنار این همه هجمه به روحانیت، قداست و جایگاه پدرعالم از پدر جاهل بالاتر است.

قال تعالی: أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ ۗ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ۗ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ (الزمر:۹)

آیا (چنین کسی با ارزش است یا) کسی که در ساعات شب در حال سجده و قیام به عبادت مشغول است و از عذاب آخرت می ترسدو به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانی که می دانند باکسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می شوند»

دخترم! دختران ناآگاه همکلاسی شما، جاهلانی از فرزندان جاهلان بودند و مقایسه خودتان به عنوان فرزند عالم، با فرزند جاهل دون شأن شماست.

۴. مهم این است که انسان از چشم خدا نیفتند.

به قول سعدی:

گر من از چشم همه خلق بیفتم سهل است

تو میندازه که مخذول تو را ناصر نیست

۵. دخترم بجای اینکه غصه متلک ها را بخوری، از پدرت حمایت کن و روشنگری نما و پشت پدرت را بگیر و بدان که خوبان همیشه در معرض یاوه گویی جاهلان بوده اند و صبر دربرابر این ناملایمات بی اجر نخواهد بود.

وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ (القصص:۵۵) 

و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی می گردانند و می گویند:

«اعمال ما از آنِ ماست و اعمال شما از آن خودتان. سلام بر شما (سلام وداع). ما خواهان جاهلان نیستیم. »

۶. دخترم مگر تعداد کسانی که توهین به شما و پدرتان می کنند چند نفرند؟ آیا تعداد بیشماری کسانی که به احترام پدرتان شما را اکرام می کنند را ملاحظه فرموده اید؟

۷. اما مدیران محترم کانال فقاهت بجای طرح وقایع تلخ اتفاق افتاده که یک امر طبیعی در جریان تبلیغ دین محسوب می شود، به بیان جایگاه رفیع تبلیغ و مشکلات و مصائب این راه و ارائه راهکار بپردازند نه اینکه از احساسات یک دختر مظلوم برای پیش برد اهداف خود یعنی حذف لباس روحانیت، اقدام نمایند.

 

 مگر به دختر بزرگترین مبلغ دین حضرت صدیقه کبری و زینب الکبری و سایر مخدرات اهل البیت علیهم السلام توهین نکردند؟!

 

۸. در آخر به مدیران محترم کانال فقاهت توصیه امیرالمؤمنین(ص) را یادآور می شوم:

کَلامُکُمْ یُوهِیَ الصُّمَّ الصِّلابَ، وَ فِعْلُکُمْ یُطْمِعُ فِیکُمُ الاْعْدَاءَ!(خطبه۲۹نهج البلاغه)

سخنان (داغ) شما، سنگ هاى سخت را درهم مى شکند، ولى اعمال (سُست) شما دشمنانتان را به طمع مى اندازد.

محمد علی فتحی

  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۱۴ مهر ۹۸

کارجهادی

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۱۰ مهر ۹۸

حکم معامله با شرابخوار + حدیث درباره شرابخواری

سؤال:

شوهرم ام دی اف کار هستش و رفیقش ازش خواسته که براش یه قفسه تو خونش درسته کنه برای نگهداری شراب.

سؤال کرده که قبول سفارش و انجام کار برای این رفیق شرابخوار حرامه یا نه؟

جواب:

هرگونه کمک به هنجار شرابخواری، حرام است و نوعی معاونة علی الاثم (کمک به گناه) محسوب می شود.

مؤمن در برابر گناهان غیرت دینی دارد و این غیرت او را از هرگونه کمک به نافرمانی پروردگارش باز می دارد. رفت و آمد و هرگونه تعامل با شرابخوار حرام است.

به نمونه ای از احادیث  در این زمینه اشاره می کنیم:

  1. حَدَّثَنِی اَلْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ اَلنَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی اَلْخَمْرِ عَشَرَةً غَارِسَهَا وَ حَارِسَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِیَهَا وَ حَامِلَهَا وَ اَلْمَحْمُولَ إِلَیْهِ وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِیَهَا وَ آکِلَ ثَمَنِهَا [1].

از جابر بن یزید نقل شده است که امام باقر (علیه السّلام) فرمود: پیامبر خدا (صلّى الله علیه و آله) در مورد شراب ده نفر را لعنت کرده است: کسى که درخت آن را کاشته، و کسى که از آن مواظبت کرده، و کسى که آب آن را گرفته، و کسى که آن را نوشیده، و کسى که آن را به دست نوشنده داده، و کسى که آن را حمل کرده، و کسى که براى او حمل شده، و کسى که آن را فروخته، و کسى که آن را خریده، و کسى که از بهاى آن استفاده کرده است.

  1. قَالَ  رسول الله صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: شَارِبُ اَلْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ فَلاَ تَعُودُوهُ وَ إِنْ شَهِدَ فَلاَ تَقْبَلُوهُ وَ إِنْ ذُکِرَ فَلاَ تُزَکُّوهُ وَ إِنْ خَطَبَ فَلاَ تُزَوِّجُوهُ وَ إِنْ حَدَّثَ فَلاَ تُصَدِّقُوهُ وَ إِنْ مَاتَ فَلاَ تَشْهَدُوهُ شَارِبُ اَلْخَمْرِ یَلْقَى اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَعَابِدِ اَلْوَثَنِ شَارِبُ اَلْخَمْرِ یَأْتِی عَلَیْهِ حَالٌ لاَ یَعْرِفُ فِیهَا رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ شُرْبَ اَلْخَمْرِ ذَنْبٌ یَعْلُو کُلَّ ذَنْبٍ کَمَا أَنَّ شَجَرَةً تَعْلُو کُلَّ شَجَرَةٍ شَارِبُ اَلْخَمْرِ یَأْتِی یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ یُنَادِی بِالْوَیْلِ وَ اَلثُّبُورِ[2].

باده‌گسار اگر بیمار شد،عیادتش نکنید و اگر گواهى داد، نپذیرید و اگر در بارۀ او گفتگو شد،او را پاک خصلت معرفى نکنید و اگر خواستگارى کرد،خواسته‌اش را برنیاورید و اگر حدیثى نقل کرد،راست نپندارید و اگر مرد به تشییع جنازه‌اش حاضر نشوید،و باده‌گسار،خداوند را با گناه بت پرستان ملاقات مى‌کند.براى باده نوش حالتى پیش مى‌آید که در آن حال خداى خود را نمى‌شناسد و باده نوشى گناهى است که از همۀ گناهان بزرگتر است،همچون درختى که از دیگر درختان بلندتر باشد(همچون درختى که بر هر درخت دیگر مى‌پیچد و از آن بالا مى‌رود).باده‌گسار روز قیامت در حالى مبعوث مى‌شود که چهره‌اش سیاه است و بانگ بدبختى و فریادش بلند خواهد بود .

  1. قَالَ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: مُجَاوَرَةُ اَلْیَهُودِ وَ اَلنَّصَارَى خَیْرٌ مِنْ مُجَاوَرَةِ شَارِبِ اَلْخَمْرِ وَ لاَ تُصَادِقُوا شَارِبَ اَلْخَمْرِ فَإِنَّ مُصَادَقَتَهُ نَدَامَةٌ[3].

رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله فرمود:نزدیکی و مصاحبت با یهود و نصارى بهتر است از مصاحبت شارب الخمر و راستگو ندانید شارب الخمر را که باور کردن سخن او پشیمانى است.

  1. فِقْهُ اَلرِّضَا، عَلَیْهِ السَّلاَمُ عَنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: شَارِبُ اَلْخَمْرِ مَلْعُونٌ شَارِبُ اَلْخَمْرِ کَعَبَدَةِ اَلْأَوْثَانِ یُحْشَرُ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ [4].

امام رضا علیه السلام از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نقل کرده اند که فرمود: شرابخوار ملعون است، شرابخوارهمچون عبادت کنندگان بت هاست که روز قیامت بافرعون و وزیرش هامان محشور می شود.

  1. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَیْنِ رَفَعَهُ قَالَ: قِیلَ لِأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّکَ تَزْعُمُ أَنَّ شُرْبَ اَلْخَمْرِ أَشَدُّ مِنَ اَلزِّنَا وَ اَلسَّرِقَةِ فَقَالَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ نَعَمْ إِنَّ صَاحِبَ اَلزِّنَا لَعَلَّهُ لاَ یَعْدُوهُ إِلَى غَیْرِهِ وَ إِنَّ شَارِبَ اَلْخَمْرِ إِذَا شَرِبَ اَلْخَمْرَ زَنَى وَ سَرَقَ وَ قَتَلَ اَلنَّفْسَ اَلَّتِی حَرَّمَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَرَکَ اَلصَّلاَةَ [5].

راوى گوید: به امیر مؤمنان على علیه السّلام گفتند: تو گمان مى‌کنى که حرمت نوشیدن شراب شدیدتر از زنا و دزدى است‌؟ فرمود: آرى؛ زناکار احتمال دارد که علاوه بر زنا، گناه دیگرى مرتکب نشود. اما شراب‌خوار آن‌گاه که شراب بنوشد زنا مى‌کند، دزدى انجام مى‌دهد، کشتن انسانى را که خداوند متعال حرام کرده مى‌کشد و نماز را ترک مى‌کند.

 

[1] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال , جلد 1 , صفحه 244

[2] - روضة الواعظین , جلد 2 , صفحه 464

[3] - جامع الأخبار , جلد 1 , صفحه 153

[4] -  مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , جلد 17 , صفحه 57

[5] - الکافی , جلد 6 , صفحه 403

  • محمد علی فتحی
  • دوشنبه ۱ مهر ۹۸

فشار قبر به خاطر بد اخلاقی

به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر دادند که سعد بن معاذ فوت کرده است.

 پیغمبر صلی الله علیه و آله با اصحابشان از جای برخاسته، حرکت کردند. با دستور حضرت - در حالی که خود نظارت می فرمودند - سعد را غسل دادند.

پس از انجام مراسم غسل و کفن، او را در تابوت گذاشته و برای دفن حرکت دادند.

در تشییع جنازه او، پیغمبر صلی الله علیه و آله پابرهنه و بدون عبا حرکت می کرد. گاهی طرف چپ و گاهی طرف راست تابوت را می گرفت، تا نزدیکی قبر سعد رسیدند.

حضرت خود داخل قبر شدند و او را در لحد گذاشتند و دستور دادند سنگ و آجر و وسایل دیگر را بیاورند! سپس با دست مبارک خود، لحد را ساختند و خاک بر او ریختند و در آن خللی دیدند آنرا بر طرف کردند و پس از آن فرمودند:

- من می دانم این قبر به زودی کهنه و فرسوده خواهد شد، لکن خداوند دوست دارد هر کاری که بنده اش انجام می دهد محکم باشد.

در این هنگام، مادر سعد کنار قبر آمد و گفت:

- سعد! بهشت بر تو گوارا باد!

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

- مادر سعد! ساکت باش! با این جزم و یقین از جانب خداوند حرف نزن! اکنون سعد گرفتار فشار قبر است و از این امر آزرده می باشد.

آن گاه از قبرستان برگشتند.

مردم که همراه پیغمبر صلی الله علیه و آله بودند، عرض کردند:

یا رسول الله! کارهایی که برای سعد انجام دادید نسبت به هیچ کس دیگری تاکنون انجام نداده بودید: شما با پای برهنه و بدون عبا جنازه او را تشییع فرمودید.

رسول خدا فرمود:

ملائکه نیز بدون عبا و کفش بودند. از آنان پیروی کردم.

عرض کردند:

گاهی طرف راست و گاهی طرف چپ تابوت را می گرفتید!

حضرت فرمود:

چون دستم در دست جبرئیل بود، هر طرف را او می گرفت من هم می گرفتم!

عرض کردند:

- یا رسول الله صلی الله علیه و آله بر جنازه سعد نماز خواندید و با دست مبارکتان او را در قبر گذاشتید و قبرش را با دست خود درست کردید، باز می فرمایید سعد را فشار قبر گرفت؟

حضرت فرمود:

- آری، سعد در خانه بداخلاق بود، فشار قبر به خاطر همین است[1]!

 

[1] - داستان های بحارالانوار - محمود ناصری،ج1،ص8

  • محمد علی فتحی
  • شنبه ۳۰ شهریور ۹۸

مادران خائن دختران بیچاره

یکی از چیزهای که دختران جوان هنگام نهیشان از رابطه با پسران می گویند این است که والدینمان از رفت و آمد و رابطه ما مطلع هستند و با این عبارت تمام مرزهای دینی را در خصوص روابط محرم و نامحرم در می نوردند.

البته برخی از اینان دروغ می گویند ولی عده ای هم راست می گویند.

وقتی با مادر این دختر صحبت می کنیم می گویند که جوان است و یا می گوید برادر ندارد و لذا اجازه دادم که با فلان پسر بگردد.

این کار مادربیشتر به یک جنون و یک خیانت شباهت دارد تا یک دلسوزی.

دلیل این مسأله این است که وی دختر پاک خود را که امانت الهی است و در عنفوان جوانی دارای غریزه جنسی شدید است در دامن شهوت جوانی می اندازد که تقوایش کم و خود نگهداریش در حد پایین است.

بعد از شروع رابطه این جوان ها، عواطف تحریک می شود و اگر این دو در خلوت باشند منجر به لمس و نوازش و در نهایت منجر به زنا می شود.

در گناه این دختر و آلودگی او ،مقصر اصلی مادر وی است که او را به این جایگاه کشانده است.

این دختر دیگر روی خوشی را نخواهد دید و به تجربه رسیده که بعد از این رابطه که منجر به زنا شده، پسر نیز دختر را رها می کند چرا که او را برای همسری و مادری فرزندانش خوش نمی بیند! دقت کنید

اینجا، بیشترین آسیب را دختر می بیند. چرا که اولا سلامتی جنسی خود را از دست داده است و در ثانی سلامتی روحی خود را.

 با چنین دختری دیگر کسی ازدواج نمی کند و اگر این دختر موفق به ازدواج شود، خاطرات رابطه نامشروعش زندگی او را به تلاطم می اندازد که به تبع آن، انواع بیماری روحی و جسمی سراغش خواهد آمد.

به نظر نویسنده مادر این دختر، یکی از بزرگترین ناقض حقوق زنان و بزرگترین خائن محسوب می شود.

در این بین بی تفاوتی پدر خانواده به روابط دخترش، گناهی نابخشودنی است.

توصیه به دختران:

با اجازه مادر مبنی بر داشتن رابطه با پسر نامحرم ،خودتان را بد بخت نکنید بدانید که چنین مادری فردا از شما حمایت نخواهد کرد و روز قیامت بار گناه شما را به دوش نخواهد کشید.

 

در پایان شما را به تدبر در چند روایت دعوت می کنم:

  1. عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: 

مَا مِنْ مَوْلُودٍ یُولَدُ إِلاَّ عَلَى اَلْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ اَللَّذَانِ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِهِ[1].

امام صادق علیه السّلام فرمود: هیچ مولودى نیست مگر آنکه بر فطرت توحید و اسلام متولد مى‌شود، ولى والدینش همان کسانى هستند که او را یهودى و نصرانى و مجوسى می سازند.

  1. رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله:

یا علیُّ فی الزِّنا سِتُّ خِصالٍ :ثلاثٌ مِنها فیالدنیا وثلاثٌ فی الآخِرَةِ ، فأمّا التی فی الدنیا فَیَذهَبُ بالبَهاءِ ، ویُعَجِّلُ الفَناءَ ، ویَقطَعُ الرِّزقَ ، وأمّا التی فی الآخِرَةِ فَسُوءُ الحِسابِ ، وسَخَطُ الرحمنِ ، والخُلُودُ فی النار[2]. 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آلهاى على! زنا شش پیامد دارد : سه پیامد در دنیا و سه دیگر در آخرت ؛ پیامدهاى دنیایى اش این است که آبرو را مى برد ، مرگ را شتاب مى بخشد و روزى را مى بُرد؛ و پیامدهاى آخرتش حسابرسى سخت و دقیق ، خشم خداى رحمان، و جاودانگى در آتش است .

خادم اسلام و مسلمین

محمد علی فتحی

 

[1] - من لا یحضره الفقیه , جلد 2 , صفحه 49

[2] - بحار الأنوار : 79/22/15

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۲۷ شهریور ۹۸

نوشتن کنار پیکر فرزند

نقل است آیت الله محمدحسن نجفی، معروف به صاحب جواهر، در شب وفات فرزندش، در کنار پیکر او، پس از خواندن مقداری قرآن، به مطالعه و نوشتن کتاب جواهر پرداخت.

 ایشان در بخشی از کتاب خود آورده است که ثواب این چند صفحه کتاب را به روح فرزندش هدیه می‌کند[1].

----------

👌نکته:

 اینگونه فقه اهل البیت علیهم السلام بدست ما رسیده.

حالا یه عده ای با کمال وقاحت توهین به علما می کنند.


[1] - سید نعمت الله حسینی، مردان علم در میدان عمل، قم، مؤلف، ۱۳۷۵، چ ۱، ج ۶، ص ۱۱۵ و سیره اخلاقی علما - صفحه ۲۴

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۲۷ شهریور ۹۸

آیا با بی حجاب ازدواج کنیم؟

آیا با بی حجاب ازدواج کنیم؟

 کلید واژه های مهم:

بی اعتمادی، مهم بودن ازدواج، تردید درباره بی حجاب، نگرانی از آینده

تحلیل:

 سؤال یاد شده از جمله مهمترین پرسش های کسانی است که در مشاوره ازدواج ، از ما می پرسند.

در جواب نکته های مهمی را می توان مطرح کرد. به صورت تیتر وار به برخی از آنها اشاره می کنم:

  1. این سؤال نشان می دهد که پرسشگر دغدغه مهمی به نام ازدواج دارد و مهم تر از آن، ازدواج با کسی است که درباره او تردید دارد. تردید درباره خانمی که حجاب را رعایت نمی کند.
  2. این تردید نشان می دهد که فرد برخی از ویژگی های زن مورد نظر را پذیرفته ولی این علامت یعنی «بی حجابی» نمی گذارد که تصمیم نهایی را درباره او بگیرد.
  3. دلیل این تردید این است که این مرد یک فرد معتقد و متدین و آینده نگر محسوب می شود او می خواهد شریک زندگی او، همه ایده آل های یک زن خوب را داشته باشد.
  4. حجاب را جدای از «خوب بودن» زن نمی داند چون حجاب در واقع اندازه تعهد زن به حکم خدا و دین را نشان می دهد.
  5. منشأ تردید یاد شده این نکته است: «این زن وقتی حکم خدا درباره حجاب را قبول ندارد و به آن پایبند نیست, نشان می دهد که خدا را آن گونه که او می خواهد قبول ندارد. قبول کردن خدا و دین در نزد این خانم دل بخواهی است و نشان می دهد که در برابر حکم الهی طغیان گری دارد».
  6. این حس «طغیان گری »مرد را تحت تاثیر قرار داده و نگران است که این زن بعدا در مسیر زندگی دل بخواهی و نه بر پایه اصول و ارزش های الهی گام بردارد و این باعث تنش بین روابطشان شود.
  7. باید به این نکته اشاره کنم که حتما همه کسانی که در چادر باشند همه ایده آل ها را ندارند چون برخی حجاب را از روی باور نپذیرفته اند یا در برخی رفتارها آگاهی کافی ندارند. ولی داشتن چادر به هر حال یک نقطه سفید و نورانی در ایده آل های یک زن و یک شریک زندگی است  و اگر  رفتارهای دیگر هم اصولی و ارزشی باشند این زن را از فرشته بالاتر می کند.
  8. برخی از آمارها نشان از عدم تعهد زن بی حجاب به اصول و ارزشهای انسانی و اسلامی است.
  9. زنی که به راحتی در برابر خدا می ایستد و به خاطر نفس خود و خواهش های شیطان انسی و جنی به خدای مهربان بی احترامی می کند قطعا احترام به همسر را در زندگی و در گوشه ای از آن و یا کلش نشان خواهد داد.
  10. مردانی که این پرسش را می کنند در کنار سؤالشان نگرانی درباره آینده دختر و پسری که این خانم بی حجاب می خواهد مادرشان بشود را دارند. آنها می گویند: «این خانم چون پایبند به یکی از اصول  و ارزشهای اسلامی نیست می تواند روحیه پایبند نبودن به ارزش ها را به فرزندم انتقال دهد و این خطر بزرگی است».
  11. پیشنهاد ما این است که با خانمی که حجاب ندارد ازدواج نکنید. شاید این خانم بتواند برخی از خواسته ای شما را بر آورده کند ولی بهترین خواسته شما یعنی داشتن یکی «زندگی متعالی» و با «فرزندان متعهد و دیندار و مایه افتخار» در دنیا و آخرت را برای شما رقم نخواهد زد و یا اینکه همیشه یک «زندگی نا آرام و پر تلاطم» خواهید داشت.

اگر انتقادی در باره این تحلیل دارید ارسال کنید.

محمد علی فتحی

متشکرم

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۲۷ شهریور ۹۸

💠 تکریم فرزندان

درباره عالم بزرگوار، میرزایشیرازی نقل کرده اند:

 هرگز فرزندانش را و حتی بچه‌های کوچک را صدا نمی زد، مگر اینکه پیش یا پس از اسم آنها، آقا یا خانم را می‌افزود.

هنگامی که فرزندانش به اتاق ایشان وارد می‌شدند، به احترام آنان از جای خود بلند می‌شد یا می‌ایستاد، حتی در برخورد با فرزند هفت و هشت ساله اش این گونه رفتار می‌کرد[1].

 

[1] - سیدمحمود مدنی، دیدار با ابرار، (میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا)، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱، چ ۱، ش۷، ص۱۲۸ و سیره اخلاقی علما - صفحه ۱۱۵

  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۲۴ شهریور ۹۸

اظهار نیاز نکن!

مادامی که خدای یگانه هست و او غنی علی الاطلاق است، دست نیاز به سوی کسی دراز کردن در بین اولیاء الله روانیست.

هرچه قدرت استغنای عبد نسبت به خلائق زیاد باشد، معلوم می شود که دایره ایمان و توکلش وسیع و معرفتش به ساحت ربوبی زیاد است.

اگرچه واسطه های فیض الهی مردم را هنگام درخواستشان محروم نمی سازند ولی باز اگر کسی از خدای عزوجل و خالق این واسطه ها بخواهد بهتر خواهد بود.

به این حدیث توجه بفرمایید:

وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:

 اِشْتَدَّتْ حَالُ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَتْ لَهُ اِمْرَأَتُهُ لَوْ أَتَیْتَ اَلنَّبِیَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَسَأَلْتَهُ فَجَاءَ إِلَى اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَسَمِعَهُ یَقُولُ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ فَقَالَ اَلرَّجُلُ مَا یَعْنِی غَیْرِی فَرَجَعَ إِلَى اِمْرَأَتِهِ فَأَعْلَمَهَا فَقَالَتْ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بَشَرٌ فَأَعْلِمْهُ فَأَتَاهُ فَلَمَّا رَآهُ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ حَتَّى فَعَلَ ذَلِکَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ ذَهَبَ اَلرَّجُلُ فَاسْتَعَارَ فَأْساً ثُمَّ أَتَى اَلْجَبَلَ فَصَعِدَهُ وَ قَطَعَ حَطَباً ثُمَّ جَاءَ بِهِ فَبَاعَهُ بِنِصْفِ مُدٍّ مِنْ دَقِیقٍ ثُمَّ ذَهَبَ مِنَ اَلْغَدِ فَجَاءَ بِأَکْثَرَ مِنْهُ فَبَاعَهُ وَ لَمْ یَزَلْ یَعْمَلُ وَ یَجْمَعُ حَتَّى اِشْتَرَى فَأْساً ثُمَّ جَمَعَ حَتَّى اِشْتَرَى بَکْرَیْنِ وَ غُلاَماً ثُمَّ أَثْرَى وَ حَسُنَتْ حَالُهُ فَجَاءَ إِلَى اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَأَخْبَرَهُ وَ أَعْلَمَهُ کَیْفَ جَاءَ یَسْأَلُهُ وَ کَیْفَ سَمِعَهُ یَقُولُ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قُلْتُ لَکَ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ.[1]

ترجمه:

یکى از اصحاب رسول اللّٰه-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-دست تنگ شد،همسرش گفت:

نزد پیامبر-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-برو و از او حاجتت را طلب کن.

آن مرد نزد حضرت آمده شنید که پیامبر اکرم مى‌فرماید:

«هر که از ما طلب کند او مى‌دهیم،ولى کسى که اظهار نیاز نکند، خداوند او را بى‌نیاز مى‌سازد».

 آن مرد با خود گفت:

حتما مقصود حضرت من بودم.

آنگاه به سوى همسرش بازگشت و ماجرا را به اطلاعش رساند.

زن گفت:رسول اللّٰه-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-بشرى است مانند دیگران(از حال تو چه خبر دارد)برو و وضع خودت را براى او بگو.

آن مرد مجددا نزد حضرت آمد،چون رسول حق-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-او را دید،همان جملۀ سابق را بیان فرمود.

این مرد،رفت و آمد،تا سه مرتبه این کار تکرار گردید و آن مرد که صحنه را این چنین دید رفت و تبرى به عاریه گرفت و به طرف کوه روانه گردید،از کوه بالا رفت و قدرى هیزم جمع کرده به شهر آورد و به اندازۀ پنج سیر آرد،آن را فروخت.

 روز بعد مجددا به طرف کوه رفت،این بار هیزم بیشترى آورد و فروخت، همین کار را تکرار کرد تا اینکه تبرى خرید.

پس از گذشت مدتى،دو شتر و یک برده نیز خریدارى نمود تا اینکه داراییش زیاد شد و روزگارش رو به راه گردید، سپس نزد رسول خدا-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-آمد،ماجراى خود را به اطلاع حضرت رساند که چگونه قصد ابراز نیاز به محضر حضرت را داشت و از ایشان چه شنید.

 حضرت فرمود:

من که به تو گفتم هر که از ما طلب کند به او مى‌دهیم ولى کسى که اظهار نیاز نکند،خداوند او را بى‌نیاز مى‌سازد.

 

[1] - عدة الداعی و نجاح الساعی , جلد 1 , صفحه 100

  • محمد علی فتحی
  • شنبه ۲۳ شهریور ۹۸