درسهایی از قرآن و حدیث

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۶۲ مطلب با موضوع «عقاید» ثبت شده است

زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند.

 اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . 

آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.

به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را  می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند.

  پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت :

 قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد.
 
اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد.

 ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. 

 

آنان  شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . 

 

علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که  ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول کردند .

 

 سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه ) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .

سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه  با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند . 

 

سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید : 


آیا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟ 


اگر می شناخت ، امام زمان فاطمه  ( سلام الله علیها ) چه کسی بود ؟ 

 

تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی  یکی جلسه  را ترک کردند و با خود می گفتند:

 

اگر بگوییم  نمی شناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟  در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته : ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه   ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی از ابوبکر و عمر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب  (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.

👌زحمت نشرش با شما .

یا علی

#الهی!

از اینکه تو را محدود به ذهنم و خیالم کنم و با توهماتم تصور ات کنم  به تو پناه می برم.

▪️هو الله احد.

الهی!

یگانه ای هستی که به وصف در نیایی و اگر خودت از وجودت به ما نمی فرمودی ما تو را نمی فهمیدیم.

▪️ما عرفناک حق معرفتک.

آنگونه که شایسته است شناخته شوی، نشناختیمت.

✍️ محمد علی فتحی

رسول خدا صلی الله علیه وآله  درباره دختر بزرگوارش کلماتی دارد که به عنوان معیار ومیزان سنجش مطرح هستند.

 

از جمله آن کلمات روایتی است که از ایشان درباره سیادت حضرت زهرا بر همه زنان عالم بلکه بر همه خلق  اشاره دارد عبارت است از:

حضرت محمد-صلی الله علیه وآله- فرموده است:

- فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّه.

- فَاطِمَةُ سیّدة نساء هذه الأُمّه.

- فَاطِمَةُ سیدة نساء المؤمنین.

- فَاطِمَةُ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِین.

 

این روایت باهمه اختلاف الفاظش در:

 

صحیح بخاری:۴/۲۰۹والخصائص نسائی:۳۴والمسند ابی داوود طیالسی:۱۹۷وصحیح مسلم:۷/۱۴۳والمستدرک حاکم نیشابوری:۳/۱۵۳وصحیح ترمزی:۵/۳۲۶وصحیح ابن ماجه:۱/۵۱۸ومسند احمد:۶/۲۸۲ وحلیه الاولیاء:۲/۳۹ نقل شده است.

 

آنچه از فرموده پیامبر استفاده می شود این است که:

 

۱- فاطمه سرور همه زنان پسین وپیشین است.

۲- این روایت ویژگی سیادت آن حضرت رادر مقایسه باهمه زنان مطرح می کند ولی این به معنی سیادت نداشتن آن حضرت بر مردان نمی باشد بلکه آیات تطهیر ومباهله و....بر این نکته دلالت دارند که حداقل ایشان با توجه به مقام عصمتشان در طول معصومین -علیهم السلام- هستند.

۳-سیادت ایشان از حیث معرفت/علم/تقوا/فضائل و....در همه شئونات مربوط به انسان کامل مطرح است.

۴- این روایت بهشتی بودن ونیز عصمت حضرت زهراء-سلام الله علیها- را به همه اعلام می دارد.زیرا این سیادت  برزنان خصوصا وبر همه عالمیان عموما بدون داشتن عصمت به دست نمی آید زیرا:

ان اکرمکم عند الله اتقاکم.یعنی با تقواترین شمادرنزد خدای تعالی با تقواترین شما است.

۵-سیادت حضرت زهرا سلام الله علیها تشریفاتی واز باب لقب وعنوان دادن بدون توجه به اینکه آیا او شایستگی لقب وعنوان را دارد نیست بلکه این نسبت با واقعیت همخوانی دارد.

۶- طبق این ویژگی حضرت هرگونه سخن وعمل  ایشان ونظریات وی بر همه مسلمانان حجت است وکسی نمی تواند با آن مخالفت کند.

۷- هرگونه نسبت گناه دادن از هر نوع که باشد بر حضرت زهرا-سلام الله علیها- حرام است.

آنان که نظریه  #ولایت_فقیه را در عصر غیبت به #زعامت_سیاسی تقلیل می دهند کاش یک بار خطبه #غدیریه رسول خدا را می خواندند.

 در این خطبه ولایت ولاة امر تا قیامت ترسیم شده و محدودیتی برای آخرین ولی در اعمال ولایت بیان نشده است.

امام عصر در زمانه غیبت - که زمانه فیض و هدایت او از پشت ابر است- به آنکه بیتشرین آگاهی از اندیشه قرآنی و عترتی دارد را اذن اعمال ولایتیش داده است. 

در واقع فقیه جامع الشرایط  علی التعیین عمومی، وکیل امام در امور دین و دنیای مردم است.

✍️ محمد علی فتحی

میلاد حضرت محمد صلی الله علیه و آله بزرگترین هدیه خدا به بشریت است. بزرگی این هدیه به عظمت و بزرگی این مولود بستگی دارد.

شخصیت رسول الله به عنوان عبد الله ، سید فرزندان آدم، سید خلائق، سیدبشر، سید رسل، سید اولیاء و سید اتقیاء و.... نشان از والایی مقام و منزلت ایشان دارد.

شخصیتی که به تعبیر عارفان صادر نخستین است و اول مخلوق الهی محسوب می شود. عرش نشینی که برای نجات بشر، به فرش آمده تا با خلق نیکش و اندیشه توحیدی اش و عدالتش بشر غوطه ور در گمراهی و جهالت و معصیت را به هدایت و یکتاپرستی و زیست توحیدی و عدالت ورزی دعوت نماید.

شخصیتی که همه پیامبران الهی آمدنش را نوید داده بودند و در توجهات و توسلات خود ایشان را واسطه فیض الهی می کردند.

چه غصه ها و غم ها و چه نکبت ها و سختی ها که با نام محمد صلی الله علیه و آله از میان رخت بر بست و نور الهی اش پرده های ظلمات را کنار زد.

بشر به هویت محمدی و خلق ایشان و عدالت ورزی از هر چیز دیگر تشنه تر است.

با شناخت و پیروی از رسول الله می توان افق روشنی را برای بشریت ترسیم کرد و الا بشریت روی خوش نخواهد دید.

چه زشت و پلیداند کسانی که بهترین خلق خدا از اولین تا آخرین را، توهین کرده و جسارت می نمایند.

چه ناشکرند انسان هایی که با وجود شمع جمع آفرینش، دنبال اسوه های غیر توحیدی در زندگی می گردند.

پیامبر خدا تمام زندگیش بوی خدا می داد و رنگ زندگی اش، خدا بود. همه چیز را برای خدا می خواست حتی مردم را برای خدا.

هرگز مردم را به خود دعوت نکرد و اگر دعوتی به خود بوده برای ایصال و رساندن مردم به خالق یکتا بوده است.

آیین محمد کاملترین، جامعترین و کاربردی ترین آیین هاست که از هرگونه انحراف و کژی به دور است و قرآنی که آورده بر این مدعا خود شاهد اعظم است.

اگر به آموزه های نبی خدا عمدا عمل نکنیم و گفته و سخنان و اوامر و نواهی وی را نادید بگیریم، بعید نیست که این کار توهین علمی به ایشان باشد.

مقام و منزلت رسول الله در جهان واپسین بیشتر هویدا خواهد شد. چرا که در آن روز شفیعان محشر- یعنی انبیاء الهی - به شفاعت ایشان محتاج خواهند بود.

مقام قربی که ایشان دارد، احدی حتی فرشتگان مقرب خدا ندارد.

محمد صلی الله علیه و آله نسخه کامل صفات جلال و جمال الهی است و هرکس می خواهد به خدا برسد، باید محمدی باشد و الا پای سیر الی الله او لنگ خواهد بود.

امام صادق علیه  السلام نیز سلاله رسول الله است و نسخه ای از محمد صلی الله علیه و آله در میان بشر، که علم و دانش صادقی ماندگارترین مکتب را به بشریت تقدیم کرده است.

مکتب الصادق علیه السلام مکتبی پویا، متعالی، رشد دهنده، جوابگوی نیاز های بشر و بیدار کننده دل های خسته و جلا دهنده دل های زنگ زده است.

مکتبی که با داشتن بیشترین تراث علمی، بیشترین سهم را در پویایی فقه اسلامی و معارف اسلامی تا کنون دارد و بسیاری از دانشمندان اسلامی از خرمن دانش امام صادق علیه  السلام بهره برده و می برند.

روحیه استکبار ستیزی و نفی سلطه رسول خدا و امم صادق علیهما السلام الهام بخش این موضوع است که پیروان ایشان و همه انسان های موحد و خدا خواه، هرگز ظلم نمی پذیرند و دائما در راه مبارزه با سلطه گر ،مجاهدت می کنند و حتی در این راه جان خود را تقدیم می کنند.

باز خوانی اندیشه های نبوی و صادقی در مقوله نفی سلطه و ترویج و تبلیغ آن، جز ضروری ترین مسائل برای مهدی باوران و زمینه سازان ظهور منجی عالم بشریت است.

 انقلاب اسلامی جرقه ای است برای ورود به این عرصه که بحمد الله در طی 41 سال گذشته، نهضت استکبار ستیزی از ایران شروع شده و در جهان توسط آزادی خواهان عالم جریان دارد.

به باور انسان های با بصیر، به زودی هیمنه استکبار جهانی شکسته خواهد شد و بشر با تغییر رویه به سمت اسلام گرایی، زمینه ظهور دولت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را فراهم خواهد کرد.

محمد علی فتحی

کرج، ایران کوچک

12 آبان 1399

هر کس در #مدار_توحید قرار گیرد مورد حمایت #موحدان خواهد بود. چون موحدان عالم وظیفه دارند #توحید_عملی خود را با خدمت به موحدان اثبات نمایند.

✍️ محمد علی فتحی

نکات مهم در صلح تحمیلی بر امام حسن علیه السلام:

  1. صلح اتفاق افتاده بین امام معصوم علیه السلام و معاویه ای است که به ظاهر مسلمان است و دشمن داخلی محسوب می شود نه دشمن خارجی.
  2. این صلح در حالتی پیش آمد که یاران امام حسن علیه السلام وی را تنها گذاشتند و معاویه با تطمیع و تهدید افراد امام حسن علیه السلام را از ایشان جدا کرد.
  3. اگر جنگ بین امام حسن علیه السلام و معاویه ادامه می یافت نتیجه اش به خطر افتادن اهل البیت علیهم السلام ، شیعیان و مسلمانان بوده است.
  4. ظرف زمانی این صلح در شرایط نبود یار برای دفاع از مسلمین و امت بوده است. لذا اگر یارانی رهبر امت اسلامی داشته باشد، سخن از صلح کردن بیتشر به یاوه گویی شباهت دارد تا تدبیر.
  5. اگر مفاد عهدنامه امام حسن علیه السلام را دقت کنید می بینید که امام روی دو نکته اساسی یعنی حقن الدماء و صلاح امت تاکید دارد. در شرایط زمانه ما جان مسلمانان در خطر نیست و بحمد الله به لحاظ نظامی و نیروی انسانی ایران اسلامی قوی تر از گذشته است.
  6. صلح با استکبار جهانی نتیجه مثبتی برای امت اسلامی ندارد. سابقه صلح های ملل اسلامی و غیر آنان ثابت کرد که آمریکایی ها هرگز بر عهد و پیمان نمی ایستند و زمینه سلطه جدید را فراهم می کنند.
  7. کسانی که امام حسن علیه السلام را وادار به صلح کردند انسان هایی ترسو و بزدل و اهل دنیا بودند که ماندن در دنیا را بر کشته شدن در راه خدا که شهادت را نصیب انسان می کردند ترجیح دادند.
  8.  قطع فتنه یکی دیگر از دلایلی بود که امام حسن علیه السلام بعد از صلح و در سخنرانی بعد از آن طرح کردند. فتنه پیش روی امام حسن علیه السلام در صورت قبول نکردن صلح این بود که کشتار وسیعی که کشته شدگان آن بهترین های امت بودند اتفاق می افتاد و همین چهره اسلام را برای تازه مسلمان ها زشت و خشن نشان می داد و اهل البیت علهم السلام متهم به دنیا خواهی می شدند.
  9. امام هرگز بعد از صلح با معاویه سازش نکرد و لذا بعد از صلح سخنرانی خود را مبنی بر اینکه ولایت معاویه جائرانه بوده و حق خلافت از آن معصوم علیه السلام است طرح فرمودند تا به عموم مردم اعلام کنند که ولایت انسان فاجر بر انسان، از نوع ولایت جور و ستم است.
  10. فتنه صلحی که بر امام حسن علیه السلام تحمیل شد، جهت امتحان امت بود و اینکه معاویه و یاران و همفکران او پلیدی خود را بیشتر نشان دهند و همین هم اتفاق افتاد و بعد از واقعه صلح معاویه نه تنها به پیمان خود وفا نکرد، بلکه حکومت اسلامی را به سلطنت اموی کشاند و کشتارها و فساد های وسیع و بدعت ها و تحریف را در امت اسلامی ایجاد کردند.
  11. سخن گفتن از صلح توسط رئیس جمهور ایران اسلامی با اینکه رهبری این کشور به دست ولی فقیه است، دهن کجی به ولایت و تحقیر جایگاه ولایت فقیه است. رئیس جمهور باید بداند که صرفا یک نوکر برای ملت است و نه امیر بر آنان.
  12. تمام کسانی که پشت صلح آفرینان در زمان امام حسن علیه السلام قایم شدند، روی خوش ندیدند و ذلیلانه زندگی کردند.این همان فتنه ای بود که امام حسن علیه السلام از آن خبر داده بود.
  13. زمانه ما زمانه امام حسن نیست و دشمن ما دشمن خارجی است یاران ولی فقیه نه از جنس یاران خائن امام حسن  علیه السلام هستند. لذا سخن صلح در این شرایط نابخردانه است.

محمد علی فتحی

کرج، ایران کوچک

27/۰۷/99

 

متن عربی صلح نامه:

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ 

هَذَا مَا صَالَحَ عَلَیْهِ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ - مُعَاوِیَةَ بْنَ أَبِی سُفْیَانَ صَالَحَهُ عَلَى أَنْ یُسَلِّمَ إِلَیْهِ وِلاَیَةَ أَمْرِ اَلْمُسْلِمِینَ عَلَى أَنْ یَعْمَلَ فِیهِمْ بِکِتَابِ اَللَّهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سِیرَةِ اَلْخُلَفَاءِ اَلصَّالِحِینَ وَ لَیْسَ لِمُعَاوِیَةَ بْنِ أَبِی سُفْیَانَ أَنْ یَعْهَدَ إِلَى أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ عَهْداً بَلْ یَکُونُ اَلْأَمْرُ مِنْ بَعْدِهِ شُورَى بَیْنَ اَلْمُسْلِمِینَ وَ عَلَى أَنَّ اَلنَّاسَ آمِنُونَ حَیْثُ کَانُوا مِنْ أَرْضِ اَللَّهِ فِی شَامِهِمْ وَ عِرَاقِهِمْ وَ حِجَازِهِمْ وَ یَمَنِهِمْ وَ عَلَى أَنَّ أَصْحَابَ عَلِیٍّ وَ شِیعَتَهُ آمِنُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ وَ نِسَائِهِمْ وَ أَوْلاَدِهِمْ وَ عَلَى مُعَاوِیَةَ بْنِ أَبِی سُفْیَانَ بِذَلِکَ عَهْدُ اَللَّهِ وَ مِیثَاقُهُ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ بِالْوَفَاءِ وَ بِمَا أَعْطَى اَللَّهُ مِنْ نَفْسِهِ وَ عَلَى أَنْ لاَ یَبْغِیَ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ لاَ لِأَخِیهِ اَلْحُسَیْنِ وَ لاَ لِأَحَدٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ غَائِلَةً سِرّاً وَ لاَ جَهْراً وَ لاَ یُخِیفَ أَحَداً مِنْهُمْ فِی أُفُقٍ مِنَ اَلْآفَاقِ شَهِدَ عَلَیْهِ بِذَلِکَ وَ کَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً  فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ وَ اَلسَّلاَمُ.

 

وَ لَمَّا تَمَّ اَلصُّلْحُ وَ اِنْبَرَمَ اَلْأَمْرُ اِلْتَمَسَ مُعَاوِیَةُ مِنَ اَلْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنْ یَتَکَلَّمَ بِمَجْمَعٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَ یُعْلِمَهُمْ أَنَّهُ قَدْ بَایَعَ مُعَاوِیَةَ وَ سَلَّمَ اَلْأَمْرَ إِلَیْهِ فَأَجَابَهُ إِلَى ذَلِکَ فَخَطَبَ وَ قَدْ حَشَدَ اَلنَّاسُ خُطْبَةً حَمِدَ اَللَّهَ تَعَالَى وَ صَلَّى عَلَى نَبِیِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِیهَا وَ هِیَ مِنْ کَلاَمِهِ اَلْمَنْقُولِ عَنْهُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ قَالَ :

أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ أَکْیَسَ اَلْکَیْسِ اَلتُّقَى وَ أَحْمَقَ اَلْحُمْقِ اَلْفُجُورُ وَ إِنَّکُمْ لَوْ طَلَبْتُمْ بَیْنَ جَابَلَقَ وَ جَابَرَسَ رَجُلاً جَدُّهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا وَجَدْتُمُوهُ غَیْرِی وَ غَیْرَ أَخِی اَلْحُسَیْنِ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ اَللَّهَ هَدَاکُمْ بِجَدِّی مُحَمَّدٍ فَأَنْقَذَکُمْ بِهِ مِنَ اَلضَّلاَلَةِ وَ رَفَعَکُمْ بِهِ مِنَ اَلْجَهَالَةِ وَ أَعَزَّکُمْ بَعْدَ اَلذِّلَّةِ وَ کَثَّرَکُمْ بَعْدَ اَلْقِلَّةِ وَ إِنَّ مُعَاوِیَةَ نَازَعَنِی حَقّاً هُوَ لِی دُونَهُ فَنَظَرْتُ لِصَلاَحِ اَلْأُمَّةِ وَ قَطْعِ اَلْفِتْنَةِ وَ قَدْ کُنْتُمْ بَایَعْتُمُونِی عَلَى أَنْ تُسَالِمُوا مَنْ سَالَمْتُ وَ تُحَارِبُوا مَنْ حَارَبْتُ فَرَأَیْتُ أَنْ أُسَالِمَ مُعَاوِیَةَ وَ أَضَعَ اَلْحَرْبَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ وَ قَدْ بَایَعْتُهُ وَ رَأَیْتُ أَنَّ حَقْنَ اَلدِّمَاءِ خَیْرٌ مِنْ سَفْکِهَا وَ لَمْ أُرِدْ بِذَلِکَ إِلاَّ صَلاَحَکُمْ وَ بَقَاءَکُمْ - وَ إِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَکُمْ وَ مَتٰاعٌ إِلىٰ حِینٍ[1]  .

 

[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام  ,  جلد۴۴  ,  صفحه۶۵  

بازتاب خبری یاد داشت

خداوند متعال در این آیه مبارکه فرمود:

«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَاللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد[1]؛

 برخى از مردم باایمان و فداکار همچون علی علیه‌السلام در لیلة المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله جان خود را در برابر خشنودى خدا مى‌ فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است».

این آیه درباره جان نثارى، فداکارى، تعهد و ایمان امیر المؤمنین علیه السلام است در روزگاری بود که مشرکی به دنبال قتل رسول الله صلب الله علیه و آله و پایان دادن به نظام نوپای توحیدی بود.

تمامى مفسران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت، معتقدند که شأن نزول این آیه فداکارى حضرت علی علیه‌السلام در لیلة المبیت و در بیان فضیلت و مقام آن حضرت است.

صاحب تفسیر شریف "مجمع البیان" گفت: این آیه در میان راه مکه و مدینه، به هنگام هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله بر آن حضرت نازل گردید[2].

همچنین این مفسر گرانقدر روایت کرد:

هنگامى که حضرت علی علیه‌السلام در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید تا پیامبر صلی الله علیه و آله از دسیسه مشرکان بگریزد، جبرئیل در بالاى سر حضرت علی علیه‌السلام و میکائیل در پایین پاهایش قرار گرفته (و او را محافظت مى‌ نمودند) و جبرئیل به آن حضرت، مى‌ گفت: آفرین و خوشا به افرادى مانند تو، اى پسر ابى‌ طالب که خداوند متعال در میان فرشتگانش به تو مباهات مى‌ کند و به تو مى‌ نازد[3].

نکات:

  • مجاهدت مولی علیه علیه السلام در دفاع از رسول خدا صلی الله علیه وآله آن هم در شرایطی که مشرکین توطئه قتل ایشان را کشیده بودند فضیلتی است که هیچیک از اصحاب پیامبر بدان دست نیافته اند.
  • اگر فداکاری ایشان نبود الآن از اسلام خبری نبود.
  • مسلمین تا قیام قیامت مدیون جان نثاری مولا علی علیه السلام هستند.
  • توصیف خدای عزوجل از امیر المؤمنین علیه السلام در این آیه، اخلاص و فداکاری ایشان را در دفاع از دین نشان می دهد.
  • شخصیتی مثل علی علیه السلام تنها شایسته جانشینی نبی الله بوده است و دیگرانی که در میدان های نبرد ترسو بودند و در میدان های عبادت نفاق داشتند و از پشت خنجر به نبی خدا زدند و با ایجاد سقیفه تفکر حکومت انسان غیر معصوم و غیر کامل بر انسان را را رواج دادند شایسته زمامداری امت اسلامی نبودند.

محمد علی فتحی

کرج ایران کوچک

 

[1] - سوره بقره، آیه 207.

[2] - مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 1-2، ص 535؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 47.

[3] - مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 1-2، ص 535؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 46؛ تاریخ الیعقوبى، ج 1، ص 358.

قال الله تعالی:

و تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ.( الانبیاء:۹۳)

و (گروهی از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند. (سرانجام) همگی به سوی ما باز می گردند (و جزای کار خویش را می بینند).
 
👌نکات:

1-  کلمه تقطع ، معناى تقطیع یعنى جدا کردن است.
2-   بعضى دیگر گفته اند به همان معنایى است که از لفظ متبادر مى شود و آن تفرق و اختلاف است.
3-  مقصود از آن این است که مردم این امر واحد را که گفتیم همان دین توحید است که انبیا بدان دعوت کرده اند رها کرده با اینکه امرى واحد بود پاره پاره نموده و میان خود تقسیمش کردند، هر طایفه اى یک قسمت آن را گرفته بقیه را رها کرد یکى وثنى مذهب شد، یکى یهود و یکى نصارى و یکى مجوس و دیگرى صابئى، آن هم با همه اختلافاتى که در طوایف آنها هست و این خود نوعى سرزنش و مذمتى است از مردم به خاطر اختلافشان در دین و نافرمانى خدا در پرستش معبود یگانه .
4-  و در جمله کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ بیان مى کند که اختلافشان در امر دین نادیده گرفته نمى شود بلکه همگى به سوى خدا بازگشت نموده بر طبق اختلافى که در امر دین کردند سزا داده مى شوند هم چنان که تفصیل در آیه فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ اَلصّٰالِحٰاتِ نیز بدان اشاره دارد .
5-   اگر جمله کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ را بدون عطف آورده براى این است که این جمله در واقع جوابى است از سؤالى تقدیرى، گویى کسى پرسیده عاقبت اختلافشان در امر دین چه خواهد بود و چه نتیجه خواهد داد در پاسخ فرموده همه به سوى ما بر مى گردند و طبق عملشان مجازاتشان مى کنیم .
6-  از ظاهر آیه بر می آید که دلیل این همه اختلاف در میان امت ها خود مردم هستند نه رهبران آنها. لذا اتهام به کوتاهی انبیاء در هدایت گری مردم و یا ناکارآمدی خود دین در هدایت وایجاد تفرقه سخنی باطل است. 
7-  ( وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ ) کارشان به جایى رسید که در برابر هم ایستادند،و هر گروه،گروه دیگرى را لعن و نفرین مى کرد و از او برائت و بیزارى مى جست،به این نیز قناعت نکردند به روى همدیگر اسلحه کشیدند و خونهاى زیادى را ریختند،و این بود نتیجه انحراف از اصل اساسى توحید و آئین یگانه حق.
8-  جمله تقطعوا که از ماده قطع مى باشد به معنى جدا کردن قطعه هایى از یک موضوع به هم پیوسته است،و با توجه به اینکه از باب تفعل آمده که به معنى پذیرش مى آید مفهوم جمله این چنین شود:آنها در برابر عوامل تفرقه و نفاق تسلیم شدند،جدایى و بیگانگى از یکدیگر را پذیرا گشتند، به یکپارچگى فطرى و توحیدى خود پایان دادند و در نتیجه گرفتار آن همه شکست و ناکامى و بدبختى شدند
9-   و در آخر آیه اضافه مى کند اما همه آنها سرانجام به سوى ما باز مى گردند ( کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ ) این اختلاف که جنبه عارضى دارد برچیده مى شود و باز در قیامت همگى به سوى وحدت مى روند،در آیات مختلف قرآن،روى این مساله زیاد تاکید شده که یکى از ویژگیهاى رستاخیز برچیده شدن اختلافات و سوق به وحدت است: در آیه 48 سوره مائده مى خوانیم إِلَى اَللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ : بازگشت همه شما به سوى خدا است و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه مى سازد این مضمون در آیات متعددى از قرآن مجید به چشم مى خورد و به این ترتیب آفرینش انسانها از وحدت آغاز مى شود و به وحدت باز مى گردد.

✍️ محمد علی فتحی

کرج ایران کوچک