درسهایی از قرآن و حدیث

کانون فرهنگی تبلیغی ندای عصر|حجت الاسلام و المسلمین فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

کانون فرهنگی تبلیغی ندای عصر|حجت الاسلام و المسلمین فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
آخرین نظرات
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۳:۳۴ - سیده زهرا فوج
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۱:۳۵ - احمدی
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۱:۳۴ - محمد مهدی ایلخانی
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۱:۱۹ - نرگس نعمتی نیا
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۸:۴۱ - محمد رسول علی بابایی
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۸:۳۸ - حمیدرضا پرندوار
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۸:۲۷ - سیدناصر مطهری
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۵:۲۸ - رضا یادگاری
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۵:۲۱ - محمد گرمسیریان
    موافقم

یکی از شیوه های جلوگیری از جرم، احسان قبل از وقوع خطاست.برادر اگر از حال برادر خبر یابد و او را در مشکلات یاری دهد، امکان ندارد به فکر جرم بیفتند.

 گاهی عدم مواسات و احسان ما، عزیزانمان را دچار مشکل می کند.

به این قضیه توجه کنیم:

ابوجعفر محمد بن عیسی می‌گوید: یک بار در مسجد زبید واقع در بازار شهر سامرا جوانی را مشاهده کردم که می‌گفتند هاشمی و از فرزندان موسی بن عیسی است.

 من مشغول نماز شدم وقتی سلام نماز را دادم همان جوان هاشمی رو به من کرد و گفت:

 آیا تو اهل قم هستی یا ساکن رازی می‌باشی؟

گفتم: من قمی هستم ولی هم اکنون در کوفه در جوار مسجد امیرالمؤمنین علیه‌السلام زندگی می‌کنم.

او به من گفت: آیا خانه موسی بن عیسی را در کوفه می‌شناسی؟

گفتم: آری. گفت: من پسر او هستم.

گفت: پدرم برادرانی دارد و برادر بزرگتر مال فراوانی جمع کرده و برادر کوچکتر محروم از مال دنیا است، یک روز برادر کوچکتر به خانه برادر بزرگتر رفته و ششصد دینار از او به سرقت برده است.

برادر بزرگتر می‌گفت که به محضر امام حسن عسکری مشرف می‌شوم و از آن حضرت می‌خواهم که با برادر کوچکترم از روی مهر و لطف صحبت کند شاید مال مرا به من برگرداند زیرا آن امام بزرگوار بیان و کلام شیرینی دارد می‌تواند روی او اثر بگذرد.

ولی هنگام سحر منصرف شدم از اینکه به خدمت امام حسن عسکری علیه‌السلام برسم و گفتم که به سراغ «أسباس ترکی» هم صحبت جناب سلطان می‌روم و شکایتم را به او می‌رسانم!

برادر بزرگتر می‌گوید: همینکه بر أسباس ترکی وارد شدم دیدم که مشغول قماربازی است به کناری نشستم و انتظار کشیدم تا بازیش تمام شود که ناگاه پیام‌آور امام حسن عسکری علیه‌السلام به نزد من آمد و گفت:دعوت مولایت را اجابت کن.

از جا برخاستم و همراه پیام‌آور به محضر امام علیه‌السلام مشرف شدم.

 امام علیه‌السلام فرمود: چه شد که اول شب از ما حاجتی داشتی و در هنگام سحر رأیت عوض شد؟!

 برخیز و برو که آنچه را برادرت از مالت برده برایت آورده و درباره‌ی او شک نکن و با او به نیکی رفتار کن و مقداری هم به او عطا بنما و اگر بناداری چیزی به او ندهی او را به نزد ما راهنمایی کن تا ما به او کمک کنیم.

 وقتی از خدمت امام علیه‌السلام مرخص شدم غلام خویش را ملاقات کردم که خبر از آوردن کیسه پولهایم داد.[1]

 

نکته:

  1. قبل از وقوع جرمی نیکی کنیم.
  2. در دادخواهی پیش کسانی برویم که مؤمن باشند نه فاسق.
  3. امام معصوم علیه السلام مهربانترین فرد روی زمین است و با آگاهی های ویژه ای که دارد از شیعیان خود حمایت کرده و از آنها دفاع می کند.

[1] - کمال الدین، ج 2، ص 194.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی