درسهایی از قرآن و حدیث

کانون فرهنگی تبلیغی ندای عصر|حجت الاسلام و المسلمین فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

کانون فرهنگی تبلیغی ندای عصر|حجت الاسلام و المسلمین فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
آخرین نظرات
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۳:۳۴ - سیده زهرا فوج
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۱:۳۵ - احمدی
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۱:۳۴ - محمد مهدی ایلخانی
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۲۱:۱۹ - نرگس نعمتی نیا
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۸:۴۱ - محمد رسول علی بابایی
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۸:۳۸ - حمیدرضا پرندوار
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۸:۲۷ - سیدناصر مطهری
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۵:۲۸ - رضا یادگاری
    موافقم
  • ۲۴ شهریور ۹۹، ۱۵:۲۱ - محمد گرمسیریان
    موافقم

هنگامی که آیه «وَ إنَّ جَهَنَّمَ لِمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعینَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ- دوزخ میعادگاه همگی ایشان است که هفت درب دارد و برای هر دربی سهم معینی از ایشان خواهد بود» (سوره حجر آیه 43 و 44.) نازل شد رسول خدا به صدای بلند گریست، و اصحاب او از گریه آن بزرگوار گریستند اما نمی دانستند جبرئیل چه بر او فرود آورده است، و (از هیبت پیامبر) هیچیک توان آنکه با او سخن بگویند نداشتند.

پیامبر (ص) چنان بود که چون فاطمه (علیهاالسلام) را می دید شادمان می شد، به همین جهت سلمان به خانه فاطمه (علیهاالسلام) رفت تا او را از قضیه آگاه سازد، و آن گرامی را دید که مقداری جو را آسیا می کند و می گوید: «وَ ما عِنْدَاللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی- آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است» (سوره قصص آیه 60 و سوره شوری آیه 36.) و عبایی پشمین بر تن دارد که دوازده جای آن با لیف خرما وصله شده است.

سلمان وضع پیامبر (ص) را و اینکه جبرئیل بر او چیزی فرود آورده است به فاطمه (علیهاالسلام) خبر داد و آن گرامی برخاست و همان عبای وصله دار را بر خود پیچید (و حرکت کرد)، سلمان (از مشاهده آن بسیار متأثر و اندوهمند شد و) گفت: دریغا، دختران کسری و قیصر ابریشم و حریر می پوشند و دختر محمّد (ص) عبایی پشمین برتن دارد که دوازده جای آن با لیف خرما وصله شده است!

فاطمه (علیهاالسلام) بر رسول خدا (ص) وارد شد و سلام کرد و عرض کرد: پدر جان، سلمان از لباس من تعجب کرده است، در حالی که سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث فرمود پنج سال است که من و علی (ع) از اثاث زندگی چیزی نداریم جز پوست گوسفندی که روزها روی آن به شترمان علوفه می دهیم و شبها بستر ما است و بالش ما از پوستی است که درون آن از لیف خرما پر شده است!

پیامبر فرمود: ای سلمان، دختر من از گروه پیشگامان و سبقت گرفتگان (به سوی خدا) است.

فاطمه (علیهاالسلام) عرض کرد: پدر فدای تو شوم چه چیزی موجب گریستن شما شد.

پیامبر (ص) از آیه ای که جبرئیل فرود آورد به او خبر داد، فاطمه (علیهاالسلام) چون آیه را شنید چنان گریست که بر زمین افتاد، و پیاپی می گفت: وای، وای بر کسی که در آتش دوزخ افتاد...


منبع: ریاحین الشریعه ج 1 ص 148- بیت الاحزان ص 28 و 29

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی