۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام صادق علیه السلام» ثبت شده است

اعتراف چهارتن از بزرگان اهل سنت درباره عظمت شخصیت امام صادق علیه السلام

درباره بزرگی و عظمت شخصیت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام هرچه گفته شود باز کم خواهد بود. درباره ایشان اندیشمندان اسلامی نظراتی دقیق و ارزشمند داده اند که به دیگاه چهارتن از بزرگان اهل سنت اشاره می کنیم:

1-  نعمان بن ثابت بن زوطی  معروف به «ابوحنیفه » (80 150ه. ق.) پیشوای فرقه ی حنفی , معاصر با امام صادق(ع) ، درباره ی عظمت امام صادق(ع) می گوید:

مارایت افقه من جعفربن محمد و انه اعلم الامه[1].

من فقیه تر و داناتر از جعفربن محمد ندیده ام. او داناترین فرداین امت است

لولا جعفربن محمد ما علم الناس مناسک حجهم.[2]

اگر جعفربن محمد نبود، مردم احکام و مناسک حجشان رانمی دانستند.

2-   مالک بن انس (17997 ه .ق) پیشوای فرقه ی مالکی است که مدتی افتخار شاگردی امام صادق(ع) نصیب وی شد[3]. در باره ی امام صادق(ع) می گوید:

ولقد کنت آتی جعفربن محمد و کان کثیرالمزاح و التبسم، فاذاذکر عنده النبی(ص) اخضر و اصفر، و لقد اختلفت الیه زمانا وماکنت اراه الا علی ثلاث خصال: اما مصلیا و اما صائما وامایقراء القرآن. و ما راءیته قط یحدث عن رسول الله(ص) الا علی الطهاره و لا یتکلم فی مالا یعنیه و کان من العلماءالزهاد الذین یخشون الله و ماراءیته قط الا یخرج الوساده من تحته و یجعلهاتحتی[4].

مدتی به حضور جعفربن محمد می رسیدم. آن حضرت اهل مزاح بود.

همواره تبسم ملایمی برلب هایش نمایان بود. هنگامی که در محضر آن حضرت نام مبارک رسول گرامی اسلام(ص) به میان می آمد، رنگ رخساره های جعفربن محمد به سبزی و سپس به زردی می گرایید. در طول مدتی که به خانه ی آن حضرت آمد و شد داشتم، او را ندیدم جز این که در یکی از این سه خصلت و سه حالت به سر می برد، یا او را درحال نماز خواندن می دیدم و یا در حالت روزه داری و یا در حالت قرائت قرآن.

3-  عبدالله بن شبرمه بن طفیل ضببی معروف به «ابن شبرمه » (72-144 ه .ق) قاضی و فقیه نامدار کوفه، درباره ی امام صادق(ع)می گوید:

ماذکرت حدیثا سمعته من جعفربن محمد(ع) الا کادان یتصرع له قلبی سمعته یقول حدثنی ابی عن جدی عن رسول الله[5].

 به یاد ندارم حدیثی را از جعفربن محمد شنیده باشم جز این که درعمق جانم تاثیر گذاشته باشد. از او شنیدم که در نقل حدیث می گفت که از پدرم و از جدم و از رسول خدا(ص) این روایت را نقل می کنم.

همو گفت:

واقسم بالله ما کذب علی ابیه و لا کذب ابوه علی جده و لا کذب جده علی رسول الله[6].

به خدا سوگند! نه جعفربن محمد در نقل روایات از پدرش دروغ می گفت و نه پدرش برجدش دروغ می گفت و نه او بر پیامبر(ص). یعنی آنچه که در سلسله ی سند روایات جعفربن محمد وجود دارد جملگی درست است.

4-  عمربن مقدام  از علمای معاصر امام صادق(ع) درباره ی آن حضرت می گوید:

کنت اذا نظرت الی جعفربن محمد علمت انه من سلاله النبیین و قدراءیته واقفا عندالجمره یقول سلونی، سلونی[7].

هنگامی که جعفربن محمد را می دیدم، می فهمیدم که او از نسل پیامبران است. خودم دیدم که در جمره ی منی ایستاده بود و ازمردم می خواست که از او بپرسند و از علم سرشار او بهره مندشوند...



[1] - شمس الدین ذهبی، سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 257; تاریخ الکبیر، ج 2، ص 199 و 198، ح 2183.

[2] - شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 519، طبع قم، نشراسلامی

[3] - سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 256.

[4] - ابن تیمیه، التوسل و الوسیله، ص 52; جعفریان، حیات فکری وسیاسی امامان شیعه، ص 327.

[5] - امالی صدوق،ص 343، ح 16.

[6] - همان

[7] - سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 257.


  • محمد علی فتحی
  • شنبه ۱۶ تیر ۹۷

امام صادق علیه السلام محور وحدت مذاهب

بعد از جریان منع حدیث توسط خلیفه دوم، بسیاری از معارف دین که توسط پیامبر به اصحاب وی رسیده بود، از گردونه نشر و تبلیغ خارج شد. حتی طوری حکومت وقت در این زمینه اقدام کرد که بخش نامه شده بود اگر کسی نقل حدیث کند با او برخورد می شود.

این جریان تا زمان بنی امیه به قوت اجرایی شد اگرچه بزرگان از اصحاب پیامبر همچون امیر المؤمنین علیه السلام و شیعیان ایشان، در نقل حدیث و انتقال علوم اهتمام ویژه با روش های خاص داشتند.

در دوران خلافت امیر المؤمنین علیه السلام که دوران طلایی بعد پیامبر محسوب می شود حضرت با نامه نگاری، سخنرانی و جلسات خصوصی و توصیه های خاص، توانستند بسیاری از معارف را منتقل کنند. طوری که حجم بالای سخنان ایشان را ما در لابه لای جوامع حدیثی شیعه می یابیم که نهج البلاغه قطره ای از دریای سخنان مولا محسوب می شود.

هر کدام از امامان حسنین علیهم السلام هم، با توجه به جو اختناقی که بنی امیه ایجاد کرد سعی بلیغ در حفظ اصل اسلام داشتند.

در زمان بنی امیه جعل حدیث به نفع جریان حاکمیت رواج یافت و برخی از تازه مسلمانان، اسلام اموی را یاد گرفتند و نه اسلام محمدی  را.

اثر آموزه های اموی را در قتل فرزند رسول خدا به وضع بسیار اسف بار و با نهایت مظلومیت در حادثه کربلا می بینیم. امام حسین علیه السلام را  در واقع مسلمانی کشتند که مسلمان اموی بودند!

از زمان امام سجاد علیه السلام انتقال قدرت از بنی امیه به مروانی ها و بعدها به بنی العباس شروع شد. حاکمان جور زمانه مشغول بازی سیاسی خود شدند. امام سجادعلیه السلام در قالب دعا توانست بسیاری از معارف را منتقل کند.

 بعد از ایشان در زمان امام باقر علیه السلام فرصت باز سیاسی باعث شد ایشان بتوانند با تشکیل «جبهه علمی» معارف ناب محمدی را به شاگران خود منتقل کنند که هرکدام برای خود فقیهی بودند. این «حرکت جهادی» با آموزه های امام صادق علیه السلام در حد اعلای خود رسید. طوری که حجم احادیث امام صادق علیه السلام بسیار زیاده از مجموعه احادیث سابقین شد. دین مبین اسلام چهره واقعی خود را با تلاش های امام باقر علیه السلام و خصوصا امام صادق علیه السلام بیشتر نشان داد. برای همین است که مذهب تشیع بیشترین حجم معارف را در زمینه های مختلف دارد و جالب اینکه ائمه اربعه برادران اهل سنت نیز مدیون مدرسه امام صادق علیه السلام هستند اگرچه قدردان نعمت علم امام صادق علیه السلام نشدند و در برابر مکتب اهل البیت علیهم السلام، مذهب ابداع کردند.

اگر دقت بفرمائید می بینیم که فریقین- شیعه و سنی- مدیون علم امام صادق علیه السلام هستند و امام صادق علیه السلام می توانند محور وحدت بین مذاهب اسلامی باشند.

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۲۸ تیر ۹۶