درسهایی از قرآن و حدیث

حجت الاسلام و المسلمین فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

حجت الاسلام و المسلمین فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
آخرین نظرات

معاذ بن جبل در حالى نزد که گریان بود پیامبر آمد.حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله فرمود:

 

معاذ!چرا گریه مى‌کنى‌؟گفت:جوانى خوش‌سیما را دیدم که مثل زن کودک مرده گریه مى‌کند و اجازه حضور مى‌خواهد.پیامبر فرمود:او را بیاور. جوان که نزد پیامبر آمد،حضرت پرسید:چرا گریانى‌؟گفت:چگونه گریه نکنم در صورتى‌که گناهانى دارم که اگر خداوند به خاطر برخى از آن گناهان مرا مؤاخذه کند،کیفرم آتش دوزخ است.مطمئنم که خدا مرا مؤاخذه کرده و مرا نخواهد بخشید.


پیامبر فرمود:مگر چیزى را شریک خدا قرار دادى‌؟گفت:به او پناه مى‌برم از این‌که مشرک باشم.فرمود:خون کسى را به ناحق ریختى‌؟گفت:نه.پیامبر فرمود:اگر گناهان تو به اندازه هفت زمین و دریاها و ریگ‌ها و درخت‌ها و همه آفریده‌هاى او باشد،خداوند تو را مى‌بخشد.جوان گفت:گناهم از همه بزرگتر است.


فرمود:اگر به اندازه هفت آسمان و ستارگان و عرش و کرسى باشد:آمرزیده مى‌شوى.گفت:باز هم سنگین‌تر است.
پیامبر خشم‌آلود نگاهش کرد و فرمود:گناهان تو بزرگ‌تر است یا پروردگار تو؟ جوان پیشانى بر خاک سایید و گفت:منزه است خدا.چیزى از او بزرگ‌تر نیست. خدا بزرگ‌تر از هرچیزى است.فرمود:گناه بزرگ را جز خداى بزرگ نمى‌آمرزد.
جوان گفت:نه به خدا،اى پیامبر.سپس جوان ساکت شد.


حضرت فرمود:واى بر تو.حتى یک گناهت را هم نگفتى.گفت:من هفت سال کارم این بود که نبش قبر مى‌کردم و کفن‌شان را درمى‌آوردم.روزى دختر جوانى از انصار را به خاک سپردند و اقوامش بازگشتند.شب که رسید،قبرش را بازکردم و او را بیرون آورده و کفن را از تنش درآوردم.برهنه کنار قبرش انداختم.در حال بازگشت شیطان او را در نظرم جلوه‌گر نمود و مى‌گفت:آیا شکمش و سفیدى‌اش را نمى‌بینى‌؟آیا پاهایش را نمى‌بینى‌؟سپس مرا به وسوسه انداخت.بعد با او نزدیکى کردم و همانگونه رهایش کردم و به راه افتادم،که ناگهان از پشت سرم صدایى آمد:

 

اى جوان!واى بر تو از مالک روز جزا که مرا با تو در محشر گردآورد. همان‌طور که مرا برهنه رها کردى،کفنم را غارت کردى و مرا تا روز قیامت با حال جنابت رها نمودى،واى بر جوانى تو از دوزخ،آن‌گاه جوان گفت:اى پیامبر خدا! گمان ندارم که بوى بهشت به مشام من برسد،مگرنه‌؟پیامبر فرمود:اى تبهکار! از من دور شو که مى‌ترسم به آتش تو من نیز بسوزم.چه‌قدر تو به آتش جهنم نزدیک شدى‌؟پیامبر آن‌قدر با دست اشاره کرد تا این‌که او از نظرش محو شد.


جوان بدکار توشه‌اى از مدینه تهیه کرد و به کوهى از کوهاى مدینه پناه برد و لباس موئى پوشید و هردو دستش را به گردن بست و مشغول دعا و عبادت شد. مى‌گفت:خدایا!تو مرا مى‌شناسى و آگاهى که چه گناهى کردم.آقاى من،خداى من،پشیمانم.توبه کردم و نزد رسولت رفتم.مرا از نزد خود راند و بر وحشتم افزود.از تو به نام و جلال و عظمت تو مى‌خواهم که مرا ناامید برنگردانى و دعاى مرا بیهوده نکنى و از بهشت بى‌نصیبم نگردانى.چهل شب و روز همین‌گونه دعا مى‌کرد تا آنکه حیوانات به حال او گریستند.پس آنان زبان و دست به دعا گشودند.و مى‌گفت:آن‌چه از حاجت خود دانستم گفتم.اگر دعایم را پذیرفتى به پیامبرت وحى کن و اگر مرا نیامرزیده‌اى و مى‌خواهى کیفرم دهى،به زودى در آتشم بیفکن یا در دنیا هلاکم کن و از رسوایى روز قیامت نجاتم بده.


خداوند این آیه را نازل فرمود: وَ اَلَّذِینَ‌ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً‌ أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ‌ ذَکَرُوا اَللّٰهَ‌ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ‌ یقول خافوا الله فجعلوا التوبه وَ مَنْ‌ یَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ‌ إِلاَّ اَللّٰهُ‌ آنان که چون هرزگى کردند یا به خود ستم روا داشتند،یعنى گناهى بزرگ‌تر از زنا انجام دادند،هرگاه به یاد خدا افتادند و آمرزش خواستند و زود توبه کردند،کیست که گناهان آنان را بیامرزد، مگر خداى عز و جل‌؟(آل عمران/135)اى محمد!بنده‌ام درحالى‌که توبه کرده بود،نزد تو آمد،ولى تو او را طرد کردى،پس او به کجا برود و به کجا قصد کند و از چه‌کسى آمرزش بخواهد؟سپس خدا فرمود:آنانى که در انجام گناه پافشارى نکردند و براى همیشه از گناه خود دست برداشتند،پاداش‌شان از جانب خدا آمرزش است و همچنین بهشت‌هایى که از زیر آن نهرها روان است و در آن جاودانه‌اند.و چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان!


چون پیامبر این آیه را شنید با خوشحالى و تبسم خارج شد و به اصحاب فرمود:چه کسى مرا به جایگاه آن جوان راهنمایى مى‌کند؟معاذ گفت:اى رسول خدا!به من گفته‌اند که در فلان مکان است.پیامبر صلّى اللّه علیه و آله همراه اصحاب به راه افتادند.او را در میان دو سنگ بزرگ با دست‌هایى به گردن بسته و روسیاه و مژه‌ها که از گریه بسیار ریخته بود یافتند که مى‌گفت:اى آقاى من،مرا خوش‌چهره آفریدى.کاش مى‌دانستم که مى‌خواهى مرا در آتش خود بسوزانى یا در پناه خود جاى دهى.

خدایا!از تو نیکى و نعمت بسیار دیدم.اى کاش خبر داشتم که سرانجام من آتش جهنم است یا بهشت‌؟

خدایا!خطاى من از آسمانها و زمین و حتى از کرسى و عرش بزرگ تو بزرگتر است.

کاش مى‌دانستم که مرا مى‌آمرزى یا در رستاخیز رسوا مى‌کنى‌؟

پس این جمله‌ها را مى‌گفت و اشک مى‌ریخت و خاک بر سر مى‌ریخت.درندگان،دور او را گرفته بودند و پرندگان بالاى سر او پرواز مى‌کردند و از شدت گریۀ او به گریه افتاده بودند.

 

پیامبر نزدیک رفت و دست از گردن او باز کرد و خاک از سرش گرفت و فرمود:اى بهلول!به تو مژده مى‌دهم که خداوند تو را از آتش دوزخ رهانید.آن‌گاه به یاران فرمود:

گناهان خود را چنین جبران سازید که بهلول جبران کرد.پس از آن،حضرت آیه‌اى که نازل شده بود،براى جوان خواند و مژدۀ بهشت را به او داد.


منبع: الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۱  ص ۸۱

امام صادق علیه السلام:

▫️ من عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعرِفَتِها فَقَد أدرَکَ لَیلَةَ القَدرِ .

امام صادق علیه السلام:

▫️ هر که #فاطمه را، آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بى تردید #شب_قدر را درک کرده است.
 
📚 بحار، ج ۴۳، ص ۶۵.

👌 نکته:

هرکه فاطمی تر ، شب قدرش عالی تر.
 

 

عن رسول الله صلی الله علیه و آله :

 ▫️ فی أوَّلِ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ تُغَلُّ المَرَدَةُ مِنَ الشَّیاطینِ ، ویُغفَرُ فی کُلِّ لَیلَةٍ سَبعینَ ألفا ، فَإِذا کانَ فی لَیلَةِ القَدرِ غَفَرَ اللّه ُ بِمِثلِ ما غَفَرَ فی رَجَبٍ وشَعبانَ وشَهرِ رَمَضانَ إلى ذلِکَ الیَومِ إلاّ رَجُلٌ بَینَهُ وبَینَ أخیهِ شَحناءُ، فَیَقولُ اللّه ُ عز و جل :أنظِروا هؤُلاءِ حَتّى یَصطَلِحوا . 

رسول خدا صلی الله علیه و آله :

 ▫️ شب اوّل ماه رمضان ، شیطان هاى سرکش به بند کشیده مى شوند و هر شب ، هفتاد هزار تن آمرزیده مى گردند ، و چون شب قدر فرا رسد ، خداوند به اندازه آنچه در ماه رجب و شعبان و رمضان تا آن روز آمرزیده است ، [بندگان] را مى آمرزد ، مگر آن که میان کسى و برادرش کینه اى باشد که در این صورت ، خداوند عز و جلمى فرماید : [آمرزش] اینان را عقب بیندازید ، تا آشتى کنند .

 📚دوستی در قرآن و حدیث >حدیث شماره : 1100145 

👌نکته:

آنکه دیگران را نبخشاید و از او نگذرد و کینه داشته باشد، قلبش محل تجلی #عفو و #غفاریت و #حنانیت (مهربانی) نیست.
قلبش ظلمات است. 
دل ظلمانی پذیرای نور الله و الطاف او نیست.
چنین شخصی خود را محروم کرده و الا فیض مدام است و سرازیر و از ناحیه ربوبی بخلی نیست. 

#نکات_توحیدی

امیر المؤمنین علیه السلام: 

سبق فی العلوّ فلا شیء أعلی منه.

ترجمه: 

در والایی پیشی گرفت و چیزی برتر از او نیست.

📚تمام نهج البلاغه - اشارة - مجلد ۱، صفحه ۳۵۰
----------
👌نکات:

۱. منظور از #علو برتری کلی و بدون حد و حصر بر غیر ( ما سوی الله)است.

۲. سبقت در #علو هم به اول بودن ذات او بر می گردد که پیش از ذاتش هیچ اولی نبوده و ابتدائیتی هم نمی توان بر او تصور کرد. 

۳. وقتی ذات احدیت را اول دانستیم تمام #صفات_کمالیه_ذاتیه همچون علم، قدرت و حیات و سایر صفات را هم اول بر او اول خواهیم دانست. 

۴. ذات باری تعالی به دلیل آنکه #خالق و #بدیع موجودات ممکن است، بر همه آنها برتری دارد. هرچه ما سوی الله باشد محکوم به #عجز و #فقر اند و هرچه دارند از آن #ذات_یگانه دارند.
 
۵. وقتی عبد فهمید که خدای عزوجل اعلی هست، دیگر در محضرش بی ادبی و نافرمانی نمی کند و #استکبار نورزیده و خود را در برابر ذات #احدیت حقیر می داند. در این لحظه فرد به مقامات #خاشعین می رسد.  

✍️ محمد علی فتحی
 

#سؤال_کاربران

کسی که باید برای کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، می تواند آن را به یک نفر دهد؟

جواب:

مسأله ۱۶۸۶: کسی که باید برای کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد اگر به شصت فقیر دسترسی دارد نباید (۱) به هر کدام از آنها بیشتر از یک مد که تقریباً ده سیر است طعام بدهد، یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید (۲)، ولی (چنانچه انسان اطمینان داشته باشد که فقیر طعام را به عیالات خود می‌دهد یا به آنها می‌خوراند (۳) ) می‌تواند برای هر یک از عیالات فقیر اگر چه صغیر باشند یک مد به آن فقیر بدهد. 

🔰اختلاف فتوا👇:

▫️(۱) (#خوئی، #تبریزی: ) نمی تواند.. این مسأله در رساله آیت اللّه #بهجت نیست.
▫️ (۲) (#خوئی، #تبریزی: ) و زیادی را از کفاره حساب نماید.. 

▫️(#مکارم: ) کسی که برای کفاره روزه، اطعام شصت فقیر را انتخاب کرده باید به هر کدام، یک مُد طعام (تقریباً (۷۵۰) گرم) بدهد و نمی تواند چند مد را به یک نفر بدهد، مگر این که دسترسی به شصت فقیر پیدا نکند.

▫️(#فاضل: ) ولی چنانچه فقیر دارای عائله باشد انسان می‌تواند برای هر یک از عیالات فقیر اگر چه صغیر باشند یک مد به آن فقیر بدهند بلی اگر فرزندان او صغیر باشند سهم او و بچه‌ها را یک جا تحویل دهد. 

▫️(۳) [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، خوئی، تبریزی و صافی نیست ] (#زنجانی: ) مسأله کسی که برای کفّاره یک روز، شصت فقیر را طعام می‌دهد نمی تواند همان مقدار را بین کمتر از شصت نفر تقسیم کند؛ ولی می‌تواند برای هر یک از عیالات ِ فقیر، اگر چه صغیر باشند، یک مد دیگر به آن فقیر بدهد. 

▫️(#سیستانی: ) مسأله کسی که باید برای کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، اگر به تمام شصت نفر دسترسی دارد نمی تواند عدد را کم کند ولی همان مقدار کفاره بدهد مثلًا به سی نفر هر کدام دو مُد طعام بدهد و به آن اکتفا کند، ولی می‌تواند برای هر فرد از عیال فقیر اگر چه صغیر باشند یک مُد به آن فقیر بدهد، و فقیر به وکالت از عائله یا ولایت بر آنها اگر صغیر باشند قبول نماید و اگر نتواند شصت نفر فقیر را پیدا کند و مثلًا فقط سی نفر را پیدا کند می‌تواند به هر کدام دو مُد طعام بدهد ولی بنا بر احتیاط واجب هر گاه تمکن پیدا کرد به سی نفر فقیر دیگر نیز یک مُد بدهد.

📚توضیح المسایل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید

#دفتر_پاسخگویی_به_سؤالات_شرعی_فتحی 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹ 
#۰۹۱۹۲۶۵۵۸۶۶ 

#سؤال_کاربران 

آیا پایانی ( از نظر بودن و هستی ) برای دنیای مادی قابل تصور است ؟
یعنی آیا می شود که ماده تماما و کاملا، نیست بشود ؟ یعنی دیگه چیزی تحت عنوان ماده موجود نباشه ؟

جواب:

امکان عقلی دارد و در عالم خارج از ذهن نیز می تواند اتفاق بیفتد. 
تحقق آن به اراده خدای یگانه است. 
البته هرچه ما سوی الله باشد غایت و انتها دارد. چون وجودشان ممکن است و موجودات ممکن، ازلی و ابدی نیستند.
تنها موجودی که ازلی و ابدی است و هرگز فنا نمی پذیرد ذات خدای یگانه است. 

#دفتر_پاسخگویی_به_سؤالات_شرعی_فتحی 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹ 
#۰۹۱۹۲۶۵۵۸۶۶ 

#سؤال_کاربران 

انسان تا کجا قدرت اختیار دارد ؟! و تا کجا قدرت تعقل دارد ؟! 
با مرگ در این دنیا انسان این قدرت ها را از دست می دهد ؟ یا در برزخ هم چنین قدرت هایی دارد و با رسیدن به آخرت این قدرت ها را از دست می دهد ؟ یا حتی در آخرت و به عنوان مثال در بهشت اخروی چنین قدرت‌هایی را هنوز دارد ؟

جواب:

▫️قدرت انسان محدود به وسعت وجودی اوست و در افراد انسان ها متفاوت است. 
▫️اختیار و قدرت انسان بسته به شرایط و محیط زندگی و نیز نوع ارتباط با خالقش، متفاوت و متغیر خواهد. 
▫️انسان می تواند با رساندن خود به درجات مقربین به مقام ولایت الهی دست یابد و با اذن الهی در عوالم مختلف تصرف کند. چرا مه انسان کامل خلیفة الله است و کاری هایی که مخلف عنه یعنی  خدای عزوجل انجام می دهد رت با اذن او ، انجام می دهد. 

#دفتر_پاسخگویی_به_سؤالات_شرعی_فتحی 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹ 
#۰۹۱۹۲۶۵۵۸۶۶ 

#سؤال_کاربران 

1. بوسیدن دست چه کسانی جایز هست؟
2. اینکه برا امام حسین(علیه السلام) می گن (لبها رو گذاشت روی لب های علی اکبر ) درسته؟ 
آیا بوسیدن لب غیر از همسر مشکل نداره؟

جواب:
▫️بوسیدن دست امام، نائب او، پدر، مادر، همسر جایز است.
▫️ظاهر اخبار مصائب حسینی بوسیدن گونه و نیز لبهای ایشان هنگام وداع با حضرت علی اکبر علیه‌السلام است.
▫️ بوسیدن لب فرزند ایرادی ندارد.

پاسخ تفصیلی

▫️کتاب شریف کافی بابی با عنوان "التقبیل" دارد که در آن به برخی از سنت های بوسیدن در اسلام اشاره شده است. از جمله این موارد این است که می فرماید: "به درستی که برای شما مؤمنان نوری است که به آن در دنیا شناخته می شوید تا این که اگر شخصی برادر مؤمنش را دید بر آن موضع نور که در پیشانی اش است بوسه می زند".[1]

▫️ در کتاب تحف العقول روایتی به این مضمون رسیده است که امام رضا (ع) می فرماید: "لا یقبّل الرجل ید الرجل فإن قبلة یده کالصلاة له"؛ مرد، دست مرد دیگری را نبوسد؛ چرا که بوسیدن دست مانند صلاة برای او است".[2]
اصل کلمه صلاة به معنای دعا و استغفار است[3] و در قرآن کریم هم به دو معنای "دعا" و " نماز" استعمال شده است. خداوند می فرماید: "وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ‏ إِنَّ صَلاتَکَ‏ سَکَنٌ لَهُم".[4]‏ و در آیه دیگر می فرماید:" إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتا"،[5] که در آیه اول به معنای دعا و در آیه دوم به معنای نماز واجب آمده است.[6]
درست است که "صلاة" در این حدیث به معنای نماز است، ولی توجه داریم که روایت بدون سند و مرسل است.
اما در کتاب کافی احادیثی است که دلالت بر جواز بوسیدن دست می کند. امام صادق (ع) می فرماید: " سر شخص یا دست او نباید بوسیده شود، مگر دست رسول خدا یا کسی که از او قصد رسول خدا شود".[7]
یا شخصی می گوید بر امام صادق(ع) وارد شده و دست ایشان را بوسیدم، سپس فرمود جایز نیست دست کسی بوسیده شود، مگر دست انبیای الاهی یا اوصیای آنان."[8]
همان طور که از این روایات استفاده می شود بوسیدن دست پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) اشکالی ندارد، بلکه مطلوب است.[9] در روایت اولی امام صادق (ع) می فرماید: "... یا کسی که از او قصد رسول خدا شود." به  طور قطع امامان معصوم(ع) جزو این گروه هستند که با دیدن آنان، یاد و خاطره رسول الله (ص) زنده می شود و شأن و جایگاه آن حضرت را دارند. اما روایت می تواند مراجع و علمای دین که دارای صفات اخلاقی و کمالات نفسانی اند و در راستای دین پیامبر و اشاعه فرهنگ اسلام و اهل بیت تلاش می کنند و احترام به آنان در راستای احترام به پیامبر اکرم (ص) است، را شامل شود؛ زیرا در زمان غیبت، کسانی که از دین خداوند نگهبانی کرده و برخی از شؤون پیامبر اسلام و امامان معصوم (ع) را دارا هستند و از هر صنفی به خواسته ها و آرمان های حضرت رسول (ص) نزدیک ترند، مراجع و عالمان دینی هستند.[10] پس اگر چه عالمان دینی چنین توقعی  ندارند و احیاناً از این که دستشان بوسیده شود رنجیده می شوند، ولی از باب احترام به حضرت رسول (ص) و تعظیم شعائر چنین عملی بلا اشکال است.

📚منابع:
 [1] کلینی، محمد بن یعقوب،کافی، ج 2، ص 185، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365.
 [2] حرانی، حسن بن شعبه، تحف‏العقول، ص 450، انتشارات جامعه مدرسین، قم،1404.
 [3] ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏14، ص 464، بیروت،1414. [4] توبه، 103. 
[5] نساء، 103.
 [6] طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج‏1، ص 266، کتابفروشی مرتضوی، تهران، 1375. 
[7] کافی، ج 2، ص 185،"لَا یُقَبَّلُ رَأْسُ أَحَدٍ وَ لَا یَدُهُ إِلَّا یَدُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْ مَنْ أُرِیدَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص".
 [8] همان.
[9] آیت الله تبریزی در جواب استفتایی قائل به جواز بوسیدن دست عالم و سید هاشمی هستند. نک: تبریزی، میرزا جواد، صراط النجاة، ج 5، ص 266.
 [10] علامه مجلسی در استظهاری که از این گونه روایات دارد، بوسیدن دست عالمان دینی و سادات را مشمول این روایات می داند. نک: مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 73، ص 38، موسسه الوفاء، بیروت، 1404.

#دفتر_پاسخگویی_به_سؤالات_شرعی_فتحی 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹ 
#۰۹۱۹۲۶۵۵۸۶۶ 

#نکات_توحیدی

امیر المؤمنین علیه‌السلام:

لیس لأوّلیّته ابتداء، و لا لأزلیّته انقضاء.
برای اول بودن خدا ابتدایی نیست و برای ازلی و جاودانه بودنش پایانی متصور نیست.

👌نکته:

چون قبل از ذات احدیت هیچ وجودی و هیچ موجودی نبوده بلکه او خود ایجاد کننده موجودات است لذا نمی توان برای او ابتدایی تصور کرد چرا که در صورت قائل شدن به ابتدائیت برای او ، ذات پاکش را محدود می کنیم به زمان و این در حالی است که ذات یگانه ، محدودیت نمی پذیرد و محدودیت نقص است چرا برای موجود محدود، حاد یعنی محدود کننده لازم است که قوی تر باشد و سیطره بر او داشته باشد. 
می دانیم که خدای عزو جل از هر گونه نقصی مبرا است و چیزی برتر از او نیست. 
تصور پایان برای خدا نیز او را محدود می کند و عرض شد ذات پاکش از این اوهام پاک و منزه است.  
  
✍️ محمد علی فتحی
----------
📚 منبع حدیث: تمام نهج البلاغه - اشارة - مجلد ۲، صفحه ۹

#سؤال_کاربران 

حکم فالو کردن نامحرم و درخواست فالو  یک نامحرم چیه؟و حکم چت کردن با نامحرم؟

جواب: 

▫️در صورت اول اگر فالو کردن نامحرم، مستلزم مفسده برای شما یا طرف مقابل یا باعث ترویج گناه شود، جایز نیست. 

▫️چت با نامحرم اگر باعث مفسده و گناه برای طرفین نباشد، حرام نیست. 

▫️مؤمنین در روابط با نامحرمان نهایت حساسیت و تقوا را داشته باشند.

#دفتر_پاسخگویی_به_سؤالات_شرعی_فتحی 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹ 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹