۹۶ مطلب با موضوع «حدیث» ثبت شده است

دعای فرزند دار شدن

ریّان بن شبیب‏ گوید:

 در اوّلین روز محرّم بخدمت امام رضا علیه السّلام رسیدم، حضرت فرمودند:

 

 آیا روزه هستى؟ عرض کردم: خیر، فرمود:

 

 امروز، روزى است که زکریّا علیه السّلام پروردگارش را خواند و گفت: «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ» (پروردگارا! فرزندى پاک به من مرحمت فرما، همانا تو دعاى بندگان را میشنوى- آل عمران: 38) و خداوند دعاى او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریّا- که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیى را مژده مى‏دهد، پس هر کس این روز را روزه بدارد و سپس دعا کند، خداوند همان طور که دعاى زکریّا را مستجاب کرد، دعاى او را نیز مستجاب مى‏کند.

سپس فرمود:

اى ابن شبیب‏! محرّم ماهى است که اهل جاهلیّت به احترام آن، ظلم و جنگ را حرام کرده بودند ولى این امّت، احترام آن و احترام پیغمبر خود را حفظ نکردند، در این ماه اولاد او را کشتند و زنانش را اسیر کردند و وسائلش را غارت نمودند، خداوند هرگز این کارشان را نبخشد!

 اى ابن شبیب! اگر میخواهى گریه کنى، بر حسین بن علىّ ابن ابی طالب علیهما السّلام گریه کن، زیرا او را همچون گوسفند ذبح کردند و از بستگانش، هیجده نفر به همراهش شهید شدند که در روى زمین نظیر نداشتند، آسمانهاى هفتگانه و زمین‏ها بخاطر شهادتش گریستند، و چهار هزار فرشته براى یارى او به زمین آمدند، ولى تقدیر الهى نبود، و آنها تا قیام قائم علیه السّلام در نزد قبرش با حال نزار و ژولیده باقى هستند و از یاوران قائم علیه السّلام هستند و شعارشان‏ «یا لثارات الحسین» است.

 اى ابن شبیب! پدرم از پدرش از جدّش علیهم السّلام به من خبر داد که: وقتى جدّم حسین- صلوات اللَّه علیه- شهید شد، از آسمان خون و خاک قرمز بارید. اى ابن شبیب! اگر به گونه‏اى بر حسین گریه کنى که اشکهایت بر گونه‏هایت جارى شود، خداوند هر گناهى که مرتکب شده باشى- چه کوچک، چه بزرگ، چه کم و چه زیاد- خواهد بخشید.

 اى ابن شبیب! اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زیارت‏ حسین برو، اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله در غرفه‏هاى بهشت همراه باشى، قاتلان حسین را لعنت کن.

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب کسانى که همراه حسین بن علىّ علیهما السّلام شهید شدند داشته باشى، هر گاه بیاد او افتادى بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (اى کاش با آنان مى‏بودم و به فوز عظیم میرسیدم).

 

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین و در خوشحالى ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد[1].

 

پی نوشت:

 


[1] - عیون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفید، ج‏1، ص: 606

تاثیر رفتار در دوره کودکی و جوانی بر شکل گیری شخصیت

هنگامی که مردم شام درجنگ صفین قرآنها را بر نیزه ها زدند و جنگجویان را به حکم‌قرآن دعوت نمودند علی (ع) فرمود:

ای بندگان خدا من سزاوارترین کسی هستم که کتاب خدا را پذیرفته ام اما معاویه، عمرو بن عاص، ابن ابی معیط، حبیب بن مسلمه و ابن ابی سرح، اینان نه اهل دیانت اند و نه به قرآن اعتقادی دارند من آنها را بهتر از شما می شناسم در وقت کودکیشان با آنها بوده ام و پس از آنکه به حد مردی رسیدند باز یا آنها بوده ام در هنگام کودکی و مردی بدترین بودند.

این سخن، (دعوت او به حکم قرآن) سخن حقی است که از آن اراده باطل و ناروا شده، بخدا قسم اینان قرآن رابلند نکرده اند اینان قرآن را نمی شناسند و بدان عمل نمی کنند و اینکه می بینید که قرآنها را بر سر نیزه ها کرده اند جز مکر و حیله چیز دیگری نیست[1].

 

نکته:

از این فرمایش حضرت استفاده می شود که شخصیت فرد در دوران کودکی و جوانی به هر صورت شکل گیرد، در ادامه حیات و زندگی آن شخصیت خود را نشان می دهد.

حرکت به سمت حق در دوران کودکی و جوانی نکته کلیدی شخصیت حق گرا ساز است.

 

پی نوشت:

[1] - ترجمه الغدیر،ج۳،صفحه ۲۳۶

 

 

آرایش و زیبایی از منظر اسلام

 

کلمه تجمل که یک واژه عربی است به معنی« جمال دادن» و «خود را زیبا نمودن» و به تعبیر ساده تر«آراستن» است.

در دین اسلام که مظهر زیبایی است سفارش زیادی برای «آراستن» و به «خود پرداختن» شده است. مرحوم کلینی از محدثان بزرگ شیعی، در کتاب« فروع کافی» باب مخصوصی را به نام «باب الزی والتجمل» اختصاص داده است که روایات مربوط به آراستگی ظاهری را در لباس،بدن، خانه و...مطرح کرده است.

 

 

در جامعه امروز ما، از این کلمه بیشتر بار منفی آنرا می فهمند.

وقتی می گویند فلانی «تجملاتی» است با این کار، از طرف خورده می گیرند.

 

واقعیت تجمل چیست؟

 

تجمل به معنای آراستگی جسم  و خانه و...اگر در حد اصراف و خروج از عرف متدینین باشد عیب است. کسانی که به دنبال جمع آوری بهترین اشیاء برای خود هستند و در این راه از هیچ گونه خرجی ابایی ندارند دچار افراط شده اند که مذموم است.

 

افراط در تجمل لذت احساس زیبایی را  کم می کند و شخص را به خاطر افراط در دام خواسته های نفس می اندازد.

 

کسی که به اصطلاح عامیانه «هشتش گرو نهشه» اگر به دنبال ساختن خانه ای اشرافی برای خود باشد در طوفان فقر و نداری، تا ابد خواهد ماند.

 

چرا نباید خانه ای مجلل داشته باشم؟

 

داشتن خانه ای که مایه آرامش روحی اعضای خانه باشد نه تنها عیب نیست بلکه لازم است ولی آیا با افراط در این کار به آرامش می رسیم؟

 

واقعیت این است که تجملات افراطی روحیه دنیا خواهی ودنیا طلبی را افزون می کند و انسان را از اینکه برای آخرت خود ذخیره ای فراهم کند منع  می کند. انسان تجملاتی فرصتها و انرژی خود را صرف جمع کردن همه زرق و برقها می کند ودیگر وقتی برای مناجات و نیایش و توجه به خدا و آخرت نمی کند.

 

 

تجمل در لباس

 

در برخی روایات از تجمل در لباس تمجید شده است  و هر خرجی برای آنرا اسراف نمی دانند. البته این بدان معنا نیست که ما از حد اعتدال خارج شویم.

 

بهتر است برای هر فصلی و برای هر مناسبتی لباس مخصوص به اندازه دو و یا سه دست داشته باشیم.

 

مومن  لباس نیکو می پوشد و با همه نداریش به دیگران فقر خود را آشکار نمی کند تا مبادا عزت و شوکت او محدود گردد و مورد طعنه دیگران قرار گیرد.

 

آداب جماع و فرزند آوری از منظر اسلام

آداب جماع و فرزند آوری از منظر اسلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه السلام چنین سفارش کرد:

اى على! چون عروس را به خانه تو آورند وقتى نشست کفش او را بکن و پایش را بشو و آبش را به در خانه‏ات بریز که چون چنین کنى خدا از خانه ‏ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بچرخد تا برکت آن به هر گوشه خانه‏ات برسد و خدا عروس را از جنون و خوره و پیسى امان دهد که به او رسند تا در آن خانه است و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن.

 

على علیه السلام عرض  کرد:

 یا رسول اللَّه! چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟

 فرمود: چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است.

 على علیه السلام عرض  کرد:

چطور سرکه از او منع کند؟

 

فرمود :چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود به طور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.

سپس فرمود:

 

اى على ! با زنت اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگى و خوره و گیجى بدو شتابند و به فرزندش.

 بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندى آورید قیچ باشد و شیطان به قیچى انسان شاد است.

نزد جماع سخن مگو که اگر فرزندى شود از گنگى در امان نیست.

 مبادا کسى به فرج زنش بنگرد و باید وقت جماع‏ دیده بر هم نهد زیرا نظر به فرج مایه کورى فرزند است.

 اى على! با زنت به عشق زن دیگرى مجامعت مکن که می ترسم اگر فرزندى شود مخنث[1] و زن منش و گیج باشد.

 هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که می ترسم آتشى از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند.

 اى على ! جماع‏ مکن جز آنکه خودت دستمالى داشته باشى و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنى است میان شما و شما را به جدائى و طلاق کشد.

 ایستاده جماع‏ مکن که کار خران است و اگر فرزندى شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد.

در شب فطر جماع‏ مکن که اگر فرزندى شود بسیار بد باشد.

در شب عید قربان جماع‏ مکن که فرزند شش انگشت آید یا چهار انگشت.

زیر درخت بار دار جماع‏ مکن که فرزند جلاد و آدم کش و کدخدا آید.

در برابر پرتو آفتاب جماع‏ مکن، مگر با روپوش بر هر دو که اگر فرزند شود در سختى و فقر باشد تا بمیرد.

 میان اذان و اقامه جماع‏ مکن که فرزند خونخوار آید.

 اى على!  چون زنت آبستن باشد بی وضوء با او جماع‏ مکن که فرزند کوردل و بخیل آید.

 در نیمه شعبان جماع‏ مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید.

در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع‏ مکن که فرزند گمرک چى‏ و معاون ظالم آید و جمعى از مردم بدستش هلاک شوند.

 بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت‏گذار آید.

 چون قصد سفر دارى در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید.

 

 رسول خدا این آیه را خواند : إِنَ‏ الْمُبَذِّرِینَ‏ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِین‏. به راستى اسراف کاران  برادران شیاطین باشند[2].

چون در سفرى رفتى تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید.

اى على ! شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندى آید حافظ قرآن و راضى به قسمت خدا باشد.

 اى على! اگر شب سه شنبه جماع کنى و فرزندى آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوى دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است.

 اگر شب پنجشنبه جماع کنى و فرزندى آید حاکمى از حکام گردد یا عالمى از علماء .

در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمان است فرزند که آید تا پیر شود شیطان به او نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد.

 در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد.

 در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندى می رود که از ابدال[3] باشد ان شاء اللَّه.

اى على! در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندى شود بسا باشد جادوگر و دنیا طلب در آید.

اى على!  این سفارش مرا به یاد نگهدار چنانچه من از جبرئیل نگهداشتم[4].


[1] -  مردی که در جماع ناتوان باشد و حالات زنانه داشته باشد. 2 - کنایه از: بی غیرت و بی حمیت .

[2] - سوره اسراء- 30

[3] - بی مانند روزگار

[4] - امالى شیخ صدوق-ترجمه کمره‏اى، متن، ص: 570

عقوبت های ترک نماز

نماز به عنوان امام اعمال و سرآمد آنها است و فاصله بین کفر عملی و ایمان ترک نماز است. بسیاری به دلایل مختلف این واجب الهی را ترک کرده اند در حالی که این عبادت به عنوان عامل بزرگ بازدارندگی در برابر گناهان محسوب می شود.

 

در بین روایات ترهیبی( ترساننده از عقوبت گناهان) این روایت از بهترین فرموده های خاندان عصمت درباره ترک نماز است. کافی است یک در صد احتمال دهیم  این خبر واقعیت داشته باشد.

ترجمه حدیث:

حضرت فاطمه (ع)، سرور زنان، دختر پیامبر- که درود خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد- از پدرش محمّد (ص) پرسید:

پدرجان! سزاى مردان و زنانى که نماز خود را سبک بشمارند چیست؟

فرمود:  ای فاطمه! هر مرد و زنى نماز خود را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده خصلت دچار مى‏ کند:

 شش خصلت در دنیا و سه خصلت هنگام مرگ و سه خصلت در قبر و سه خصلت در قیامت هنگامى که از قبر خارج مى‏ شود.

امّا خصلت‏هائى که در دنیا به او مى ‏رسد:

خداوند عمرش را بى‏ برکت مى‏ کند، و برکت از روزیش بر مى ‏دارد، و سیماى شایستگان را از چهره ‏اش محو مى‏ کند، و در برابر کارهایش پاداشى به او نمى ‏دهد، و دعایش را به آسمان بالا نمى ‏برد، و ششم اینکه از دعاى شایستگان بهره ‏اى ندارد.

امّا خصلتهائى که هنگام مرگ به او مى ‏رسد:

 نخست اینکه با خوارى مى ‏میرد، دیگر آنکه گرسنه جان مى ‏سپارد، و سوّم آنکه با حال تشنگى از دنیا مى‏ رود بگونه‏ اى که اگر تمام نهرهاى دنیا را به او بخورانند سیراب نمى ‏شود.

امّا خصلتهائى که در قبر به او مى ‏رسد:

اوّل آنکه خداوند فرشته‏ اى بر او مى ‏گمارد که پیوسته او را در قبر حرکت مى‏ دهد، دیگر آنکه قبر را بر او تنگ مى‏ گرداند، و سوّم آنکه قبرش تاریک مى‏ گردد.

امّا خصلت هائى که روز قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر به او مى‏ رسد:

 نخست آنکه خداوند فرشته‏ اى بر او مى‏ گمارد که او را در برابر چشم مردم به صورت روى زمین مى‏ کشد. دوّم آنکه حساب او را سخت مى ‏گیرند، و سوّم آنکه خداوند به او نظر نمى‏ کند و او را پاک نمى‏ سازد و عذابى دردناک خواهد داشت.

 

متن عربی حدیث:

عن سیدة النساء فاطمة ابنة سید الأنبیاء صلوات اللَّه علیها و على ابیها و على بعلها و على أبنائها الأوصیاء أنّها سألت أباها محمّدا صلّى اللَّه علیه و آله فقالت:

 یا أبتاه ما لمن تهاون بصلاته من الرّجال و النّساء؟ قال صلّى اللَّه علیه و آله: یا فاطمة من تهاون بصلاته من الرّجال و النّساء ابتلاه اللَّه بخمس عشرة خصلة، ستّ منها فی دار الدّنیا و ثلاث عند موته و ثلاث فی قبره و ثلاث فی یوم القیامة إذا خرج من قبره.

فأمّا اللّواتی تصیبه فی دار الدّنیا فالأولى یرفع اللَّه البرکة من عمره و یرفع اللَّه البرکة من رزقه و یمحو اللَّه (عزّ و جلّ) سیماء الصّالحین من وجهه، و کلّ عمل یعمله لا یوجر علیه و لا یرفع دعاؤه الى السّماء، و السّادسة لیس له حظّ فی دعاء الصّالحین، و امّا اللّواتی تصیبه عند موته فأوّلهنّ أنّه یموت ذلیلا و الثّانیة یموت جائعا و الثّالثة یموت عطشانا فلو سقی من انهار الدّنیا لم یرو عطشه. و امّا اللّواتی تصیبه فی قبره فأوّلهنّ‏[1] یوکّل اللَّه به ملکا یزعجه فی قبره و الثّانیة یضیّق علیه قبره، و الثّالثة تکون الظّلمة فی قبره، و أمّا اللّواتی تصیبه یوم القیامة إذا خرج من قبره فأوّلهنّ أن یوکّل اللَّه به ملکا یسحبه على وجهه و الخلائق ینظرون إلیه و الثّانیة یحاسب حسابا شدیدا و الثّالثة لا ینظر اللَّه‏ إلیه و لا یزکّیه و له عذاب ألیم[2].


[1]  فاولهن،« فاولاهن» ن خ البحار

[2] - الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 292  و فلاح السائل/ 99 البحار 83/ 21

عقوبت ترک زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام

قَالَ الصادق علیه السلام:


 ‏ مَنْ تَرَکَ زِیَارَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَا یَنْظُرُ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَ لَا تَزُورُونَ مَنْ تَزُورُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ النَّبِیُّونَ علیهم السلام إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَفْضَلُ مِنْ کُلِّ الْأَئِمَّةِ وَ لَهُ مِثْلُ ثَوَابِ أَعْمَالِهِمْ وَ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ فُضِّلُوا.


هرکه زیارت امیر المؤمنین علیه السلام را ترک کند خدای عزو جل به نگاه رحمت نمی کند. آیا نمی خواهید کسی را زیارت کنید که فرشتگان و انبیا زیارتش می کنند.امیر المؤمنین علیه السلام افضل از هر امامی است و برای او دوبرابر اعمال آنان است و امام به اندازه اعمالشان برتری بر دیگری یافته اند.


 جامع الأخبار، ص: 23

زنان بی ایمان چشم روشنی های شیطان

 

پیامبر صلی الله علیه و آله:

روزی شیطان به حضرت یحیی گفت: 

ای پیامبر خدا، همانا آگاه باش که امیدوارترین چیزها و محکم‌ترین تکیه گاه و بهترین چشم روشنی برای من، زنان بی تقوا هستند.

به راستی که آن‌ها دام‌های من برای انحراف و فساد در جامعه می‌باشند، آن‌ها به مانند تیری هستند که وقتی پرتاب می‌نمایم، خطا نمی‌روند، و اگر زنانِ بی تقوا نبودند، من قدرت گمراهی کوچک‌ترین انسان‌ها را نداشتم، چشم دلم به وسیله آن‌ها شاد می‌شود و به کمک چنین زنانی در هدف‌هایم پیروز می‌شوم و به یاری این دسته از زنان، مردم را به نابودی می کشانم، چرا که این زنان، مایه امید و تکیه گاه من و مورد اطمینان و فریادرس من می‌باشند!                 

بحارالانوار، ج 63: 229؛ ج 14: 173

 

 

خدمت به همسر و جایگاه آن اندیشه دینی

به این روایت توجه فرمائید:

عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ:

 

دَخَلَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ فَاطِمَةُ جَالِسَةٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّی الْعَدَسَ‏ قَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ قُلْتُ لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ اسْمَعْ مِنِّی وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مَنْ أَمَرَ رَبِّی مَا مِنْ رَجُلٍ یُعِینُ امْرَأَتَهُ فِی بَیْتِهَا إِلَّا کَانَ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَةٍ عَلَى بَدَنِهِ عِبَادَةُ سَنَةٍ- صِیَامٍ نَهَارُهَا وَ قِیَامٍ لَیْلُهَا وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ الصَّابِرِینَ وَ دَاوُدَ النَّبِیَّ وَ یَعْقُوبَ وَ عِیسَى ع یَا عَلِیُّ مَنْ کَانَ فِی خِدْمَةِ الْعِیَالِ فِی الْبَیْتِ وَ لَمْ یَأْنَفْ کَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى اسْمَهُ فِی دِیوَانِ الشُّهَدَاءِ وَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِیدٍ وَ کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حِجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ- وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِکُلِّ عِرْقٍ فِی جَسَدِهِ مَدِینَةً فِی الْجَنَّةِ یَا عَلِیُّ سَاعَةٌ فِی خِدْمَةِ الْعِیَالِ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَةِ أَلْفِ سَنَةٍ وَ أَلْفِ حَجٍّ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ وَ خَیْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ أَلْفِ غَزْوَةٍ وَ أَلْفِ عِیَادَةِ مَرِیضٍ وَ أَلْفِ جُمُعَةٍ وَ أَلْفِ جَنَازَةٍ وَ أَلْفِ جَائِعٍ یُشْبِعُهُمْ وَ أَلْفِ عَارٍ یَکْسُوهُمْ وَ أَلْفِ فَرَسٍ یُوَجِّهُهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ دِینَارٍ یَتَصَدَّقُ عَلَى الْمَسَاکِینِ وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَقْرَأَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ مِنْ أَلْفِ أَسِیرٍ أَسَرَ فَأَعْتَقَهَا وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ بَدَنَةٍ یُعْطِی‏لِلْمَسَاکِینِ وَ لَا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یَرَى مَکَانَهُ مِنَ الْجَنَّةِ یَا عَلِیُّ مَنْ لَمْ یَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِیَالِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسَابٍ یَا عَلِیُّ خِدْمَةُ الْعِیَالِ کَفَّارَةٌ لِلْکَبَائِرِ- وَ یُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِ الْعِینِ وَ یَزِیدُ فِی الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ- یَا عَلِیُّ لَا یَخْدُمُ الْعِیَالَ إِلَّا صِدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ أَوْ رَجُلٌ یُرِیدُ اللَّهُ بِهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة.

 

شعیرى ‏تاج الدین، جامع الأخبار، انتشارات رضى‏،ص103

 

 

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: روزی در حالى که فاطمه(ص) نزدیک من نشسته بود و من عدس در دیک می ریختم ، پیامبر (ص) وارد شدند و فرمودند : یا ابو الحسن! عرض کردم لبیک یا رسول َّ ، فرمود : آنچه می گویم بشنو زیرا من هیچ حرفی نمی زنم مگر اینکه به امر پروردگار است :

 

مردى که به زن خود در خانه کمک کند ،خدا ثواب یک سال عبادتی را که روزها روزه باشد و شبها به قیام و نماز ایستاده باشد به او می دهد،

 

ثواب صابران و ثواب یعقوب و داود و عیسی علیهم السلام را به او عطا خواهد کرد،

 

یا على هر که در خانه در خدمت خانواده خود باشد و آن را ننگ نداند خدواند نام او جزو شهدا می نویسد و ثواب هزار شهید را در هر روز شب برای او محاسبه می کند،

 

برای هر قدمی که برمی دارد ثواب یک حج و عمره می نویسد وبه هررگی که در بدن اوست در بهشت شهری به او عنایت می کند .

 

یا على یک ساعت خدمت کردن در خانه از عبادت هزار ساله و هزار حج و هزار عمره بهتر است.

 

خدمت کردن به عیال از آزاد کردن هزار بنده و هزار جهاد و عیادت هزار بیمار و شرکت در هزار نماز جمعه وشرکت در هزار تشییع جنازه و سیر کردن هزار گرسنه و پوشاندن هزار برهنه گرفتن هزار اسیر در راه خدا بهتر است.

 

ثواب خدمت کردن به خانواده از هزار دینار صدقه دادن به درویشان بهتر است .

 

خدمت به عیال از خواندن توریة و انجیل و زبور و قرآن برای او بهتر است و از هزار اسیر که بخرد و آنها را در راه خدا آزاد کند برتر می باشد . برای او از صدقه دادن هزار شتر به نیازمندان بهتر است .

 

یا على هر کسی خدمت کردن به خانواده خود را ننگ نداند خداوند او را بدون حساب به بهشت داخل می کند . یا على خدمت کردن به عیال کفاره گناهان کبیره است و غضب پروردگار را فرو می نشاند و مهریه او حور العین است.

یا على خدمت نمی کند عیال خود را مگر کسی که صدیق یا شهید باشد یا مردی که می خواهد خدا خیر دنیا و آخرت را به عنایت کند.

 

نکته:

 

1-  این حدیث معننه و مرفوعه است یعنی راویان حدیث دقیق مشخص نیست چه کسی یا کسانی باشند. علمای شیعه در خصوص ادله سنن و آداب و چنین احادیثی تسامح نشان می دهند البته در صورتی که محتوای حدیث، مخالف با ضروریات دین نباشد.

2- طبق روایات« من بلغ» عمل به روایاتی که منتسب به اهل البیت علیهم السلام است پاداش دارد ولو بعدا صدور آن از اهل البیت علیهم السلام اثبات نشود.

3-  خدمت به عیال باعث استحکام روابط زناشوئی و عدم رغبت زن به غیر عیال خود می شود. متاسفانه یکی از دلایل ارتباط نامشروع زنان شوهر دار عدم همکاری زوج در خانه با همسرش می باشد.دروایت ترغیبی مشابه آنچه خواندید برای جلوگیری از بروز چنین آسیبها می باشد.

  

حمایت از گناه کاران معیار تشخیص هویت

یکی از خطاهای بسیار خطرناک که ممکن است فرد به آن مبتلا شود کمک به کسانی است که گناه و معصیت را انجام می دهند.

گناه یعنی سرپیچی از فرمان خدای عز و جل .

 این سرپیچی فقط حدود زندگی فرد را تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه دامنه تخریب برخی گناهان، به دنیا که هیچ  به عالم ملکوت می رسد چنانچه بوی متعفن دهان دروغگو به آسمانها رفته و فرشتگان را آزار می دهد و هفتاد هزار فرشته او را نفرین می کنند.

 

در روایتی از رسول گرامی اسلام می خوانیم:

 

الْمُؤْمِنُ إِذَا کَذَبَ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ خَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ‏ حَتَّى یَبْلُغَ الْعَرْشَ وَ یَلْعَنُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِ لِتِلْکَ الْکَذِبَةِ سَبْعِینَ زَنْیَةً أَهْوَنُهَا کَمَنْ یَزْنِی مَعَ أُمِّه‏[1

ترجمه:

مؤمن هر گاه بدون عذر دروغ بگوید هفتاد هزار فرشته او را لعنت مى‏کنند و از درونش بوئى خارج مى‏گردد که تا عرش مى‏رسد و حاملان عرش او را لعنت مى‏نمایند، خداوند براى آن گناه هفتاد زنا براى او مى‏نویسد که پست‏ترین آنها زنا با مادرش مى‏ باشد.

 

حمایت از افرادی که گناهان فاحش و آشکاری را انجام می دهند در واقع تایید آن گناه محسوب می شود. نتیجه این حمایت این است که « ضد ارزش» به صورت آرام تبدیل به « ارزش» می گردد.

در این بین نقش حمایتی عالمان و دانشمندان از گناه کاران مخرّب تر است چون توده مردم معمولا متأثر از اینان هستند و  زود سخن آنها را باور می کنند.

 قرآن کریم در آیه شریفه3 از سوره مائده می فرماید:

وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوانِ وَ اِتَّقُوا اَللّهَ إِنَّ اَللّهَ شَدِیدُ اَلْعِقابِ [2].

ترجمه:

و در هر کار خیر و تقوا یکدیگر را یاری دهید و بر گناه و تجاوز همکاری نکنید ، و از خدا پروا نمایید ، که همانا خداوند سخت کیفر است.

 

این آیه صراحتا هر گونه اقدامی را که باعث حمایت از جریان گناه شود نکوهش می کند.

با توجه به آنچه عرض شد ما می توانیم یکی از معیارهای تشخیص شخصیت افراد را میزان حمایت او از گناه و گناهکارن قرار دهیم.

با توجه به اینکه الان در انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم با معیار قرار دادن آنچه گفته شد، می توانید اصلح را تعیین نمایید.

 محمد علی فتحی


[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏69، ص: 264

[2] - مائده : ٣ 

حدیث درباره صورت برزخی بی حجابی

خواهش میکنم مطالعه کرده و فکر کنید اگر واقعیت داشته باشد چه خواهید کرد؟

برخی می گویند خدا ارحم الراحمین است وچنین کاری با ما نمی کند ودلت پاک باشد.

در جواب می گوییم:

اگر خدا ارحم الراحمین  است اشد المعاقبین(عذاب کننده شدید) هم هست.به علاوه اگر دلی پاک باشد که حرف خدا را و دستور صریح او مبنی بر وجوب حجاب بر زنان را ترک نمی کند!

 

لطفا یک درصد فقط1%احتمال بدهید واقعیت داشته باشد.

 

حضرت علی علیه السلام نقل می‌کند که:

 

روزی من و فاطمه علیها السلام بر پیامبر خدا وارد شدیم، دیدیم پیامبر به شدّت گریه می‌کند.

عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد! چه چیز ترا گریان ساخته است؟

فرمود: ای علی، شبی که مرا به آسمان بردند، زنان اُمّتم در عذاب سختی دیدم و چون شدّت عذاب آنان را دیدم گریان شدم. سپس پیامبر شروع کرد آنچه را شب معراج دیده بود بازگوکرد، از جمله فرمود:

زنی را دیدم به موهایش آویخته شده و مغزش می‌جوشد، و زنی را دیدم به زبانش آویزان شده و آب جوش در حلقش میریزند و زنی را دیدم گوشت بدن خود را می‌خورد و آتش از زیر او شعله‌ور است، و زنی را دیدم که پاهایش به دست‌هایش بسته شده و مارها و عقرب‌ها بر سر او ریخته‌اند و زنی را دیدم که کر و کُور و لال بود و در جعبه‌ای آتشین قرار داشت مغز سرش از سوراخ بینی‌اش بیرون می‌آمد و بدنش در اثر خوره و پیسی قطعه قطعه شده بود، و زنی را دیدم که گوشش را با مقراض‌ها قیچی می‌کنند.

حضرت فاطمه (علیها السلام) به پدرش عرض کرد:

به من بگو این زن‌ها (در دنیا) چه کاری می‌کرده‌اند که خدا آنان را به این عذاب دچار کرده بود؟

پیامبر اکرم فرمود:

دخترم، آن زنی که به موهایش آویخته شده بود، موهای خود را از مردان بیگانه نمی‌پوشاند 

آن زنی که به زبانش آویزان شده بود همسرش را آزار می‌کرد

آن زنی که گوشت بدنش را می‌خورد، بدنش را برای مردم آرایش می‌کرد

آن زنی که دست‌هایش به پاهایش بسته بود و مارها و عقرب‌ها بر او مسلّط بودند، وضو و لباسش کثیف بوده و برای حیض و جنابت غسل نمی‌کرده و خود را پاکیزه نمی‌ساخته و نماز را سبک می‌شمرده

آن زنی که کر و کور و لال بود، از راه زنا بچه‌دار می‌شده و به گردن شوهرش می‌گذاشته(یعنی اولاد زنا را به همسرش نسبت می‌داده) 

آن زنی که گوشش را مقراض‌ها قیچی می‌کردند خود را در اختیار مردان می‌گذاشته …

یا ایها الذین آمنوا توبو الی الله توبة نصوحا.

ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدابا توبه خالصانه بازگردید.

بازآ بازآ    هرآنکه هستی باز آ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

گر کافر وگبر وبت پرستی بازآ

  

 

تعدد تصمیمات و کارها عامل شکست

قال امیر المؤمنین علیه السلام:

«من اومأ الی متفاوت خذلته الحیل»[1].

هرکه به کارهای پراکنده اشاره کند(یعنی عمل کند)چاره ها او را خوار نمایند.

وقال علیه السلام:

«قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه»[2].

عمل کمی که برآن مداوت شود بهتز عمل زیادی است که انسان را ملول وخسته کند.

 

توضیح:

بسیار ی از ما انسانها به دلیل داشتن «فکر و اندیشه فعال» تصمیمهای متفاوتی را برای عمل کردن می گیریم.

گاهی در آن واحد تصمیم می گیریم که مثلا از فردا و یا از همین حالا چند کار را انجام دهیم.یا دست به انجام پرژه ای می زنیم و در همان لحظه به فکر پروژهه ای دیگر می افتیم.از یک کار شروع می کنیم وهنوز آن را تمام نکرده به کار دیگر مشغول می گردیم.

ظاهر این عملکردهایی خوش بینانه است وما احساس می کنیم که از پس همه اینها بر می آییم غافل از آنکه به قول قدیمیها:

«جوجه را آخر پاییز می شمارند»!

یعنی خروجی این تصمیمات گوناگون چیزی نمی شود! حتی به زور از میان آن همه تصمیمات یکی را عملی می کنیم؟!!

وقتی خروجی تصمیمات پراکنده وبه تعبیر بنده «گنجشکی» ما افتضاح شد ناامیدی و خستگی و بی حوصلگی  ما را بیچاره می کند.

تعبیر به گنجشکی به این خاطر است که همانند این پرنده زیبا زا یک شاخه ای به شاخه دیگر می پریم واز این پرریدنها چیزی جز ضعف قوا عایدمان نمی شود.

ار قافله عقب می افتیم ودیگر توانی نمی ماند که به مقصدی برسیم.

ما می مانیم توقعات بیجا ومرکبی که راهوار بود والآن جان ندارد خود را تکان دهد.

رفقا ناامید نشوید!

 از همین حالا یک تصمیم بگیریم این تصمیم متفاوت از همه است واقعا مردانه به آن عمل کنیم.

می پرسید چه تصمیمی؟

«تا کاری را تمام نکردیم کار دیگری را شروع نکنیم».

فرمایش مولا امیر المومنین علیه السلام به این نکته اشاره دارد که پراکندگی در تصمیمات به دلیل اینکه نیر وی انسان را کاهش می دهد و اینکه «انسان انباشته از تصمیات» برای هر کاری باید چاره ای بیاورد ولی نمی تواند، زود ضعیف می گردد.

راهکاری که حضرت دارند این است که به یک کارکمی که بر انجام آن مداوت داشته باشیم اکتفا کنیم وقتی آن کار تمام گشت به سراغ تصمیم بعدی و کار بعدی برویم.

اندیشمندان مغز واعصاب نیز بر این معتقدند که تشتت افکار و تصمیمات گوناگون حتی از نوع صحیح آن، نیرویی مغز وفعالیت مغز را کند می کند وحتی ممکن است اختلال در اندیشه ایجاد کند چه رسد به اینکه ان تصمیات غیر عاقلانه باشد.

 

[1] - نهج الباغه:حکمت403

[2] - همان:حکمت444

تاریخچه موسیقی و مخترع موسیقی

مرحوم کلینی با اسناد خود از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:

 

وقتی حضرت آدم علیه السلام فوت کرد قابیل و ابلیس جهت بی احترامی وشماتت در مرگ آدم علیه السلام در یک  جا جمع شدند وابلیس و قابیل ، سازها وآلات لهو (موسیقی)نواختند.

پس هرچه در روی زمین از اینگونه وسائل هست که با آن مردم لذت می برند از ابلیس وقابیل به یادگر مانده است.

 

فروع کافی،کتاب الأشربه،باب الغناء،ح3،ص431

 

نکته ها:

 

1- سابقه موسیقی به زمان آدم علیه السلام باز می گردد.

2- مخترعان موسیقی ابلیس رانده شده در گاه خدای تعالی وقابیل برادر کش هست.

3- موسیقی را برای گناه بزرگی همچون بی احترامی به پیامبر خدا استفاده کردند والآن نیز بسیاری از موسیقیها گناه آور است وکسانی که گناه را ناچیز می دانند از آن استفاده می کنند.

4- با توجه به این که مخترعان موسیقی با خدا دشمند واز انسان بیزارند وخود گمراه شده اند،چیزی که از آنها بیرون بیاید مطمئنا در هدف دشمنی با خدا وگمراهی مردم استفاده می شود.

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

باتوجه به این خبر شما نظراتان در مورد موسیقی چه خواهد بود ؟آیا شما نیز از ابلیس وقابیل پیروی خواهید کرد.

 

  

پیروزی با گناه

 

امیر المؤمنین علیه السلام:

 

ماظفر من ظفر الإثم به.

 

ترجمه غررالحکم،ج1،ص30

 

ترجمه:

 

کسی که گناه بر او پیروز گشته،براستی پیروز نیست.

 

نکته:

 

 

با توجه به این سخن نورانی هرچه قدر انسان ادعای پیروزی کند ولی از طرف دیگر دست به گناه ومعصیت زند معلوم است که در مبارزه با نفس خود وشیطان شکست خورده است.

 

کسی که نفس خود را بر زمین نتواند بکوبد،کوبیدن دیگران برایش شجاعت نمی آورد.

  

اثر نماز خواندن در مقابله با شیطان

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- : 


(ما أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّیْطانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلاهِ، فَصَلِّها وَأَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ)[1] 


هیچ چیز به مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى ساید، پس نماز بگذار و بینى ابلیس را به خاک بمال. 


شرح:

 
این کلام از پاسخ هایى است که از ناحیه ى مقدّس امام زمان(علیه السلام)، در جواب مسائل ابى الحسین جعفر بن محمّد اسدى، صادر شده است. از این حدیث استفاده مى شود که به خاک مالیدن بینى شیطان (غلبه بر شیطان) اسباب متعدّدى دارد که بهترین آنها نماز است; زیرا نماز، مشتمل بر انقطاع از خلق و توجه تامّ به خداوند متعال و ذکر و یاد اوست. خداوند متعال مى فرماید: 


(أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری)[2]; نماز را براى یاد من برپا دار. 


نمازى که چنین باشد، انسان را از فحشا و منکرات باز مى دارد، و در نتیجه، انسان بر هواى نفس و شیطان غالب مى گردد.

 


[1]. کمال الدین، ج2، ص520، ح49 ; فقیه، ج1، ص498، ح1427 ; تهذیب الأحکام، ج2، ص175، ح155 ; الإستبصار، ج1، ص291، ح10 ; الغیبه، طوسى، ص296، ح250 ; احتجاج، ج2، ص298 ; بحارالأنوار، ج53، ص182، ح11 ; وسائل الشیعه، ج4، ص236، ح5023 . 
[2]. سوره ى طه، آیه ى 14 .

عشق ورزی

 امیر المؤمنین علیه السلام:

                                     من استحسن قبیحا کان شریکا له.

                                                                                         (غررالحکم)

ترجمه:

هر کس یک زشتی را نیکو گرداند در آن زشتی شریک شده است.

 شرح:

دوست داشتن جزو ذات انسانها است ونمی تواند از آن جدا شود.این دوست داشتن پیامدهای گوناگونی برای انسان دارد.

گاه پیامد علاقه ها «خوب» است وگاه«بد».

باید حواس انسان آماده دریافت بهترین گزینه از نتیجه علاقه ها باشد چرا که این ارتباطها در خوشبختی وتلخکامی انسان تأثیر فراوان دارد.

در متون مقدس اسلامی که «نکته های حیات بخش انسان های کامل» در آنها جای دارد یک نوع دعوت همگانی  برای سمت وسو دادن به عشق ها و محبت ها  وحتی کینه ها و دشمنیها وجود داردکه اگر درست به این نداهای الهی گوش دهند وبه آنها عمل کنند قطعا انسان ها به راه راست خواهند آمد وبه سعادت ابدی خواهند رسید.

در جمله نورانی یاد شده امیر المؤمنین- علیه السلام - نتیجه خوب دانستن زشتیها را شریک شدن در آن کار زشت می داند و گوشزد می کند که مبادا انسان به خاطر علاقه نابخردانه به کار زشت وناپسند دیگران،خود را در گروه«گناهکاران»قرار دهد.

چرا که انسان با علاقه هایش محشور خواند شد.

اگر خوبان را دوست داشته باشد با آنان خواهد بود  و اگر گناهکاران را محبوب خود داند باآنها در جایگاه«دوزخ»زندگی خواهد کرد.

دشمنی با صالحان«زندگی تلخ »را نصیب آدم می کند ونیز دوستی با «دشمنان وخطاکاران» بد عاقبت شدن را.

 

پیامها:

1- دوست داشتنها ودشمن داشتنها در خوشایند زندگی انسان وبد بختی او تأثی گذار است.

2-باید علاقه ها به سوی بهترین گزینه یعنی خوبیها سمت وسو داده شوند.

3- همانگونه که «دوستی خوبان» خوشی را برای انسان می آورد «دشمنی با خوبان» نیز پیامد ناگوار وتلخ به  همراه دارد.

4- انسان با علاقه هایش محشور می شود.

دوست عزیز شما از روایت چه نکته ای را می فهمید؟

کاهش آسیب های روحی و روانی سرپرستان خانواده

دین مبین اسلام علاوه بر اینکه بر رفع گرفتاری های مسلمین برنامه دارد و عمده کار را بر دوش مسئولین گذاشته ، یه سری برنامه ها برای کاهش آسیب های روحی و روانی سرپرستان خانواده هایی که توان مالی کافی برای اداره زندگی خود ندارند، ترسیم کرده است.

ازجمله اینکه خدای عزوجل در برابر ناکامی های این دنیایی افراد، نعمتهای عظیم آخرتی نصیبشان کرده است.

 

به متن روایت و توضیح آن دقت کنید.

مستدرک 272/ 15: أحمد بن محمّد بن فهد فی کتاب التّحصین نقلًا من کتاب المنبئ عن زهد النبیّ صلّى اللّه علیه و آله للشیخ جعفر بن أحمد القمّیّ بإسناده الى النّبیّ صلّى اللّه علیه و آله انّه قال فی جملة کلام له:

 

فی صفات إخوانه الّذین یأتون من بعده یا أبا ذرّ لو انّ أحداً منهم اشتهى شهوة من شهوات الدّنیا فیصبر و لا یطلبها کان له من الأجر  بذکر  أهله ثمّ یغتمّ و یتنفّس کتب اللَّه له بکلّ نفس ألفى‏ ألف‏ حسنة و محا عنه ألفى‏ ألف‏ سیّئة و رفع له ألفى‏ ألف‏ درجة الخبر.

جامع أحادیث الشیعة، ج‏22، ص: 270

 

ترجمه:

پیامبر درباره ویژگی های برادرانی که بعد از ایشان می آیند فرمود:

 

ای اباذر! اگر یکی از آنان چیزی از خواسته های دنیا را بخواهد ولی توان بر آوردن آن را نداشته باشد و صبر کند وآن را مطالبه نکند، پاداشی که به خاطر یاد خوانواده و غصه برآنها  می خورد این است که خدا به او دو میلیون حسنه برای او می نویسد و دو میلیون گناه از او پاک می کند و دو میلیون درجه او را بالا می برد.

 

نکته:

1- این حدیث مرهمی است بر زخم داغ دل نیازمندانی که به هر دلیلی نتوانسته اند پاسخی بر خواسته های خوانواده خود بدهند.

2- این حدیث هرگز به دنبال تحقیر نیازمندان نیست بلکه اجر معنوی صبرشان را به تصویر می کشد.

 بار ها تاکید کرده ایم برای رفع فقر از زندگی مراعات این امور شایسته است:

1- نمازتان را ترک نکیند.

2- بر کم از دنیا قناعت کنید.

3- در آمد حاصله را مدیریت کنید و بخشی از آن را و لو کم پس انداز کنید.

4- هر شب سوره واقعه بخوانید.

5- ذکر استغفر الله را دائما بگویید روزی حداقل1000بار.

5- صله ارحام کنید ولو با یک سلام.

 

مشابه روایت فوق از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

 

عن أبی عبد اللّه علیه السلام إنّه قال لبعض أصحابه:

 

 أما تدخل السوق أ ما ترى الفاکهة تابع و الشی‏ء ممّا تشتهیه فقلت بلى و اللَّه فقال أما انّ لک لکلّ ما تراه و لا تقدر على شرائه و تصبر علیه حسنة.

از امام صادق علیه السلام نقل شده که به برخی از یارانشان فرمودند"

آیا شده وارد بازار شوی و میوه بازار را ببینی و یا چیزهای دیگر که دوست داری بخری ولی نمی توانی خرید کنی؟

عرضه داشت: بله به خدا قسم!

حضرت فرمود: آگه باش خدا به خاطر هر آنچه می بینی و لی نمی توانی بخری و صبر می کنی حسنه برایت می نویسد.

 

جامع أحادیث الشیعة، ج‏22، ص: 270

تولد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در منابع اهل سنت

دباره تولد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دربین علمای اهل سنت دو دیگاه وجود دارد:
دیدگاه اول: عدم تولد ایشان
دیدگاه دوم: متولد شدن وی
هر کدام از گروه ها استناداتی دارند که در مقاله زیر که  رفقای محترم پرسمان مهدویت آن را نگاشته اند به آنها می پردازیم: 
 

در این نوشتار سعی شده به این پرسش که اهل سنت در مورد تولد امام زمان چه نظری دارند پاسخ داده شود ؟

وجود روایات فراوان در زمینة­ مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، و ‌اعتقاد به آمدن منجی در آخرالزمان، به عنوان عقیده­ای مسلّم در میان مسلمانان پذیرفته شده است.

و این اعتقاد، اختصاص به شیعه ندارد ـ هر چند که عده‌ای از اهل سنت، این امر را نمی‌پذیرند.- ولی عده‌ای از آن‌ها،معتقد به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفهستند.

1. محمد بن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» می­گوید: «مهدی منتظر، در سال دویست و پنجاه و هشت هجری، در سامرا متولد شد. پدرش، حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی المرتضی است، و نام­ او محمد و کنیه­اش ابوالقاسم و از القاب او حجت و خلف صالح و منتظر است». و بعد روایاتی را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در زمینة مهدی موعود نقل می­کند مبنی بر این­که: «مهدی، از نسل من و از فرزندان فاطمه و هم­نام من است و در آخرالزمان قیام می­کند و زمین را از عدل و داد پر می­کند بعد از آن­که از ظلم و جور پر شده است و این قیام، حتمی است حتی اگر یک روز از عمر دنیا بیش­تر باقی نمانده باشد». و پس از ذکر این روایات، آن­ها را بر همان ابوالقاسم محمد بن حسن بن علی … بن علی ابن ابی­طالب متولد دویست و پنجاه و هشت تطبیق می­کند و به اشکال­ها و شبهاتی که در این زمینه ممکن است مطرح شود، پاسخ می­دهد.

2. ‌سبط ابن جوزی حنفی در کتاب تذکرة الخواص، می­گوید: «حضرت حجت «مهدی»، محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابی­طالب است. کنیه او، ابوعبدالله و ابوالقاسم است و او است حضرت حجت و صاحب­الزمان و قائم منتظر». سپس از عبدالله ابن عمر روایتی نقل می­کند که رسول گرامی اسلام فرموده: «در آخرالزمان، مردی از فرزندان من قیام می­کند که نام او همانند نام من و کنیه­اش همانند کنیه­ی من است و زمین را از عدل و داد پر می­کند، پس از آن­که از ظلم و جور پر شده است.».

3. عبدالوهاب شعرانی در کتاب «الیواقیت و الجواهر»، که در بیان آرای اکابر و بزرگان علمای اهل سنّت در مسائل مختلف عقیدتی است، فصلی را به وقایعی که قبل از روز رستاخیز و پایان دنیا حتماً اتفاق می­افتد، اختصاص داده است که یکی از آن وقایع، قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مفصلاً دربارة آن بحث کرده ،و از قول برخی از اکابر علمای اهل سنت، نقل می­کند که «مهدی، فرزند حسن عسکری است که در نیمه­ی شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هـ . ق متولد شد و زنده باقی خواهد ماند تا با عیسی علیه السلام ظهور کند و اکنون که سال نهصد و پنجاه و هشت هجری است، هفتصد و سه سال از عمر شریف او می­گذرد».

چرا برخی از اهل سنت به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقد نیستند، برای این مسئله می‌توان دلایلی را مطرح نمود؛ از جمله:

‌1. مخفی بودن ولادت آن حضرت


آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از همان زمان نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم و صدر اسلام، امری مسلَّم و شایع و مورد توجه مسلمانان بود. و حاکمان وقت هم از آن اخبار بی­اطلاع نبودند و شنیده بودند که مهدی موعود، از نسل حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسین علیه السلام متولد می شود و حکومت ستمکاران به دست­اش منقرض می­گردد و تمام زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد؛ به ویژه روایات متعددی که می­گفت، او، نهمین از فرزندان امام حسین علیه السلام است. دولت عباسی از این امر بیم وهراس داشتند و در صدد بودند به هرگونه که شده این خطر را از حکومت خود دفع کنند. به همین‌جهت، خانه­های بنی­هاشم، بویژه خانه­ی امام حسن عسکری علیه السلام به شدّت تحت کنترل و مراقبت مأموران مخفی و علنی دولت عباسی قرار داشت. معتمد عباسی، به عدة از زنان قابله، مأموریت سری داده بود که در خانه­های بنی­هاشم، به‌ویژه خانه­ی امام حسن عسکری علیه السلام رفت و آمد کنند و مراتب را گزارش دهند ،و به گروهی از مأموران خویش مأموریت داد که دائماً و روز و شب، مراقب خانة آن حضرت باشند وبعد از شهادت امام عسکری علیه السلام، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه ، و اگر آبستنی در بین آنان دیده شد، بازداشت کنند. حتّی به خانه­ی امام عسکری علیه السلام هم اکتفا نکرد و دستور داد تمام خانه­های شهر را با کمال دقت بازرسی و کنترل کنند. [1] (ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شبیه ولادت حضرت موسی علیه السلام می باشد که فرعون، تمام زنان باردار را کشت تا از ولادت او جلوگیری کند، امّا به اراده و خواست خداوند، حضرت موسی علیه السلام در دامان فرعون بزرگ شد.) ولادت حضرت مهدی علیه السلام به خاطر شرایط سخت آن زمان، مخفی بود؛ و حدود پنج سال، قبل از شهادت امام عسکری علیه السلام، یعنی در سال دویست و پنجاه و پنج قمری در شب نیمة شعبان در حالی که تا روز قبل، آثار حمل در مادر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دیگران ظاهر نبود، به دنیا آمد. و در طول این پنج سال، امام حسن عسکری علیه السلام فرزندش را تنها به خواص شیعیان خود نشان می­داد و او را امام، و حجت بعد از خود معرفی می­کرد. با این وضعیت، طبیعی است دیگران از جمله، اهل سنّت که از اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فاصله گرفته بودند، از ولادت آن حضرت مطلع نشوند.

2 . اجتناب از برخی لوازم احتمالی پذیرش ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف


روایاتی که در زمینة مهدی موعود آمده، بسیار زیاد و از نظر مضمون، بسیار متنوع است. در روایات بسیاری، از پیامبر اکرم نقل شده که تعداد ائمه و خلفای بعد از من، دوازده نفر است. مجموع روایات شیعه و سنی در این زمینة نهصد و بیست و پنج حدیث است. در روایات بسیاری ، به نام دوازده نفرائمه تصریح شده، و آمده که اولین آن‌ها امام علی علیه السلام و آخرین‌شان حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و این­که نه نفر از آنان از نسل امام حسین علیه السلام هستند و در تعدادی از این روایات نام تمام آنها ذکر شده است. همچنین در روایات متعددی آمده است که امام ‌مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از فرزندان امام علی علیه السلاماست (214 حدیث ) وامام مهدی از فرزندان فاطمه علیها السلام است (192 حدیث ) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نهمین ازفرزندان امام حسین علیه السلام است (148 حدیث ) . … و این که مهدی فرزند حسن عسکری است (145 حدیث) و ‌نام پدر مهدی حسن است (148 حدیث ).‌[2] بنابراین قبول تولد مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی پذیرش تمامی این روایات و پذیرش این روایات یعنی قرار گرفتن در مقابل انبوهی از سؤالات و مطالبی که اهل سنت هیچ پاسخی برای آن ندارند.

--------------------------------------------------------------------------------

1. ارشاد مفید ، ‌اعلام الوری طبرسی ، اصول کافی کلینی.

2. برای اطلاع تفصیلی، مراجعه کنید به کتاب منتخب­الاثر آیه الله صافی که این احادیث را به تفصیل با ذکر منابع و مصادر شیعی و سنی آن نقل کرده است.

[مجله شماره 6 : - مقالات]

  

مقایسه کردن خود با زیر دستان

الأمالی للصدوق‏: ابْنُ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ عَنِ الرُّویَانِیِّ عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع:

 

 مَنْ رَضِیَ بِالْعَافِیَةِ مِمَّنْ دُونَهُ رُزِقَ السَّلَامَةَ مِمَّنْ فَوْقَهُ الْخَبَرَ.[1]

 

ترجمه:

آنکه به پاین دست خود نسبت به عافیتی که دارد راضی شود،سلاکتی از انچه در دست مافوق اوست روزیش می گردد.

 

نکته ها:

انسانها همیشه خود را با دیگران مقایسه می کنند وبا این کار تصمیمات خود را در چرخ تحول می گذارند.ما با مقایسه خود با آنچه دیگران دارند وآنچه ما داریم متأسفانه بدون توجه به عوافب بد آن زود رفتار خود را تغییر می دهیم.خدای حکیم با با توجه به ظرفیتهایی که انسانها دارند نعمتهایی را به آنها می دهد که در هم نوع دیگر اوآن نعمت وجو ندارد وبه برخی بهترین نعمت را با زیادی ویا کاستی آن داده است.

اگر انسان در مقایسه های خود به پایین دست خود بنگردخواهد ددید که برتری دارد ونیاز ندارد که برای رسیدن به بالاترین نعمتهااز چیزهای با ارزش خمد مثل عمر و...خرج کند.

کسی به فرو دست خود می نگرد از آسبیهای مفایسه با بالا دستان مصون می ماند.

 

انسان اگر خود را به بالا دست خود مقایسه کند ممکن است:

 

1-به مقدرات الهی راضی نگردد.

2- به بالادست خود حسادت ورزد.

3-برای رسیدن به نعمتی که در بالادست خود وجود دارد دست به جنایت بزند.

4- از رحمت خدا ناامید گردد

5- خود را بیازارد و...

انسان اگر خود را باپایین دست خود مقایسه کند :

1- خود را غرق در نعمت خدا می بیند.

2- احساس می کند که خداومد به ام توجه دارد.

3- امید به زندگی در او بیشتر می شود.

4- به دیگران حسادت نمی کند.

5- از آسیبهای مقایسه با بالا دست مصونمی ماند.

البته باید توجه داشت که مقایسه با انسانهای با تقوی وغبطه خوردن به حال انان وکوشش در رسید به مقامات آنها از بهترین مقایسه هاست وآسیب ندارد.

 

[1] - بحارالأنوار، ج72 ،ص 52 ، باب 42- الرفق و اللین و کف الأذى

 

  

زنان در آخر الزمان

زتان همواره به عنوان وسیله ای برای صاحبان قدرت و شهوت در طول تاریخ مورد استفاده قرار می گرفته اند که این ظلمی بزرگ ونابخشودنی است.

 

البته در میان زنان عده ای بودند که تن به هیچ ذلتی نمی دادند بلکه در برار انسانهای پست می ایستادند و حتی برای حفظ آبرو و شخصیت خود جان خود را فدا می کردند.

 

عامل این ظلم به زنان دو چیز به نظر می رسد باشد:

1- انسان نماهای وحشی و شیطان صفت که هماره به فکر خود بوده اند و بویی از انسانیت را نچشیده بلکه با چیزی به نام انسانیت غریبه بوده وعلیه آن تلاش می کردند که این دسته در طول تاریخ زیاد اند.

2- خود زنان به عنوان عامل دوم باعث اعمال ظلم علیه خود بوده اند.

منظور اینکه این دسته از زنان به جای حفظ شخصیت خود،خود را در معرض سوء استفاده کنندگان قرار می دهند که منشأ این کار جز ناآگاهی از جایگاه انسانی و دوری از فطرت پاک الهی و شهوت خواهی چیز دیگری نیست.

امروزه با پدیده «زنان رنگارنگ» مواجه هستیم زنانی که زیبایی بدن و اندام خود را در اختیار چشم های هوس ران قرار می دهند و به بهانه مد گرایی و دور نشدن از فرهنگ رایج جهانی،حاضرند تمام هستی معنوی وانسانی وحتی مادی خود را فدای آن کنند که نتیجه ای جز تباهی خود نمی گیرند و ناخود آگاه  کمک کار شیطان در ترویج هوسرانی و شهوت رانی می شوند.

شلوارهای رنگارنگ تنگ و مانتوهای کوتاه - بهتر است بگویم بولیز-  و روسری هایی که اسم روسری را دارد و هیچ پوشیدگی برای مو ندارد و آرایشهای غلیظ سر و صورت و مو  و واحدهای آپارتمانی طبقاتی از جنس موی سر روی سر، نه تنها زن را در دیده مرد کامل و انسان واقعی، زیبا نشان نمی دهد بلکه خود به خود به همه عاقلان می فهماند که این زن رنگارنگ چیزی جز این ظاهر ندارد واز درون تهی است.

به زنان جامعه اسلامی عرض می کنم که به خود آیید و به فطرت خود بازگردید ونگذارید تبلیغات شیطان در پس برنامه های ماهواره ها و فضای مجازی شما را به بیراهه کشاند که نتیجه این رنگارنگی،سقوط شخصیت وافتادن از نگاه پاک خدای تعالی و بندگان صالح خداست.

به آخرتتان فکر کنید وبه نتیجه این گناهانی که می کنید بیاندیشید که فردای قیامت وبالتان می شود کافی است به حقانیت آخرت نیم درصد احتمال دهید تا وجود و هستیتان سامان گیرد.

زن مسلمان نباید بازیجه دست شیطان صفتان باشد.

 

در نهایت توجه شما را به روایتی از امیر المومنین علیه السلام جلب می کنم که جامعه امروزی ما را به تصویر کشیده است.مراقب باشید مصداق این روایت نباشید:

«در آخر الزمان زنانی باشند که حجاب نداشته وعریان باشند که از دین جدا گشته در فتنه ها افتند به شهوات تمایل پیدا کرده برای لذتهای حرام بشتابند حلالها را حرام کنند اینان در جهنم وارد خواهند شد».(الفقیه،ج3،ص391)

منظور از عریانی این است که پوشش آنان طوری است که اندام زن را مشخص می کند حجم بدن آنها را با کوچکترین نگاهی نشان می دهد. ومنظور از فتنه ها سوء استفاده هایی است که از زنان به خاطر بی اهمیتیشان به مظاهر دینی می کنند ولی جز خسران و عمری بی آبرویی وشرمندگی چیزی به ارمغان نمی آورد.

آری چنین زنانی بیشتر به شهوت خود و ارضای آن از راه غیر اخلاقی فکر می کنند بیچاره نمی داند که عفت و پاکدامنی اش را دیگر می شود با چیزی خرید و به دست آورد؟!!!

این دسته از زنان مرزهای مقدس الهی را که با عناوین حرام و حلال مشخص شده ، می شکنند و عملا و از روی غفلت و یا تعمدا رو در روی پروردگار خود می ایستند.

«یا ایها الانسان ما غرک بریک الکریم»  ای انسان چه چیزی تو را در برا ر پرودگار بزرگوارت غره کرده و شورانده است؟

این گروه از زنان هیزم جهنم خواهند بود.

زنان ایرانی مراقب باشید هیزم دوزخ نشوید!

زنده باد زن مومن  با حجاب و با عفت ایرانی!

  

 

انواع دعا

عن محمد بن مسلم؛ عن أبی عبد اللَّه علیه السّلام‏ فی قول اللَّه عزّ و جلّ‏ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏ قال: التّضرّع: رفع الیدین بالدّعاء

و عن علی بن جعفر عن أخیه موسى علیه السّلام قال: التّبتّل: أن تقلّب کفّیک فی الدّعاء  و الابتهال: أن تبسطهما و تقدّمهما  و الرّهبة: أن تلقی کفّیک و ترفعهما إلى الوجه و التّضرّع: أن تحرّک إصبعیک و تشیر بهما.

 

و قال أبو جعفر بن بابویه فی حدیث آخر: إنّ البصبصة أن ترفع سبّابتیک إلى السّماء، و تحرّکهما، و تدعو[1].

 

ترجمه:

 

 

از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که در باره آیه‏ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏[2] [نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى در نیامدند]. فرمود:

 

تضرّع: [در اینجا] برداشتن دستها به دعاست.

 

و از امام کاظم علیه السّلام روایت شده است که فرمود:

 

تبتّل: این است که کفّ دو دستت را به دعا بردارى.

ابتهال: این است که دستها را بگسترانى و پیش رو بدارى.

رغبة: این است که رو به قبله بایستى و کف دستها را مقابل صورتت به جانب آسمان بگیرى.

رهبة: این است که کف دو دستت را بگیرى و به جانب صورت بلند کنى.

و تضرّع: این است که دو انگشتت را حرکت دهى و با آنها اشاره نمایى.

 

توضیح: مرحوم شیخ صدوق رضوان اللَّه تعالى علیه نقل مى‏ کند.

 

بصبصة: این است که دو انگشت سبّابه‏ات را به جانب آسمان بردارى، حرکت دهى و دعا کنى.

 


[1] - معانى الاخبار: ص 369، ح 1 و 2.

 

[2] ( 1) مؤمنون/ 76.