می گویند یکی از صحرانشینان، سگی و الاغی و خروسی داشت که خروس، او را برای نماز صبح بیدار می‌کرد، سگ مراقب او بود و الاغ بار او را می‌برد.

 شبی روباه خروس او را برد و خورد. آن مرد گفت: شاید خیر من در آن باشد. 

روز دیگر گرگ آمد و الاغ او را گرفت و شکم الاغ را درید. آن مرد گفت: شاید خیر من در آن باشد. 

روز دیگر سگ او مُرد. گفت: لا حول و لا قوة الّا بالله، شاید صلاح من در آن باشد. 

اتفاقاً جمعی از دشمنان قصد قبیله او کردند؛ نزدیک به خانه‌های آنها آمده، انتظار فرصت می‌کشیدند. و چون شب شد، سر آنها ریختند و اموال آنان را غارت کردند و مردان را به قتل رساندند، اما چون از خانه آن مرد هیچ صدایی نمی آمد، او را نکشتند. 

----------
📚نعمت الله جزایری، گزیده زهر الربیع، به اهتمام: سید ابراهیم نبوی، صص ۲۱۵ و ۲۱۶.

#دفتر_پاسخگویی_به_سؤالات_شرعی_فتحی 
#۰۹۳۸۲۴۴۱۸۷۹ 
#۰۹۱۹۲۶۵۵۸۶۶