۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حق گرایی» ثبت شده است

شادی انتخابات

دیشب بسیاری از طرفداران آقای روحانی به مناسبت پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری در خیابانها و میدان ها و چهار راه های شهرها بدون رعایت حقوق شهروندی به رقص و پایکوبی و سر لخت کردن زنان و دختران شان و رقص زنان و دختران در کنار مردان، پرداختند.

شادی در هر پیروزی جزو لاینفک زندگی بشری است ولی اگر این شادی با گناه و معصیت آمیخته شود تبدیل به ولنگاری و باب شدن یک تفکر انحرافی در شادمانی می شود.

این نوشته بنا ندارد شادی مردم را در انتخابات تقبیح کند ولی نگاه حق گرایانه بر اساس قرآن و عترت نه منطق اومانیستی و منطق ضد دینی این نوع خوشی را بی حرمتی به ارزش های الهی می داند.

آقای روحانی هم اگر واقعا پیروزی اش بر اساس عدالت الهی بوده یعنی در راه رسیدن به هدفش از فریب و دروغ و نیرنگ و اموال عمومی و تهدید به جنگ و... استفاده نکرده جای شادمانی دارد و الا منتظر عواقب بد این پیروزی در دنیا و آخرت باشد البته اگر به آخرت اطمینان و اعتقاد راسخ نه سطحی دارد. این جمله من به معنی این نیست که او ایمان ندارد من چنین قضاوتی نمی توانم بکنم ولی گفتن معیارهای ارزشمندی رفتار افراد و یا بی ارزشی آنان هیچ منعی ندارد و عین آزادی بیان مقدس است.

توجهتان را به یک فرموده امام صادق علیه السلام جلب می کنم:

لا یصیر العبد عبدا خالصا للَّه تعالى حتى یصیر المدح و الذم عنده سواء لان الممدوح عنده لا یصیر مذموما بذمهم و کذلک المذموم، و لا تفرح‏ بمدح أحد فإنه لا یزید فی منزلتک عند اللَّه، و لا یغنیک عن المحکوم لک و المعدوم (و المقدور) علیک، و لا تحزن أیضا بذم أحد فإنه لا ینقص عنک به ذرة و لا یحط عن درجة خیرک شیئا، و اکتف بشهادة اللَّه لک و علیک، قال اللَّه عز و جل: و کفى باللَّه شهیدا[1].

ترجمه‏:

حضرت صادق (ع) فرمود: هرگز کسى به مقام بندگى خالص نمى‏رسد مگر آنکه تعریف کردن و بدگویى دیگران از او به نزدش برابر باشد، زیرا کسى که در واقع و نزد خدا خوب و پسندیده است؛ با بد گویى و تکذیب مردم، بد و ناپسند نمى‏شود. و کسى هم که در حقیقت و در پیشگاه خداوند متعال پست و مطرود است؛ با تعریف و تجلیل دیگران عوض نخواهد شد.

با تعریف و مدح کردن مردم خوشحال و مسرور مباش، زیرا مدح آنان‏ مقام و مرتبت تو را نزد پروردگار متعال افزایش نداده، و تو را از آنچه محکوم به آن هستى و یا مقدر در باره تو است و یا از آنچه نباید به تو برسد؛ بى‏نیاز و بر کنار نمى‏کند. و از بدگویى و مذمت مردم نیز محزون و دلتنگ مباش، زیرا بدگویى آنان از درجه و مقام تو نمى‏کاهد، و ذره‏اى از منافع تو را ضرر نمى‏زند. و اکتفاء کن به شهادت پروردگار متعال و آگاه بودن او بر اعمال خوب و اعمال بد تو، چنان که مى‏فرماید: و کفى باللَّه شهیدا.

نکته:

تلاشهای مجدانه علما و روحانیون و انقلابیون در راستای هدایت گری مردم در انتخابات96 اگر چه به ثمر نرسید ولی حق گرایان از این مساله ناراحت نمی شوند چون به این فرموده امام صادق علیه السلام ایمان دارند که فرمود:

اجْعَلُوا أَمْرَکُمْ لِلَّهِ وَ لَا تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّ مَا کَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا کَانَ لِلنَّاسِ فَلَا یَصْعَدُ إِلَى اللَّهِ فَلَا تُخَاصِمُوا النَّاسَ لِدِینِکُمْ فَإِنَّ الْمُخَاصَمَةَ مَمْرَضَةٌ لِلْقَلْبِ إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِنَبِیِّهِ ص‏ إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ‏ أَحْبَبْتَ‏ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ[2] وَ قَالَ‏ أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ[3] ذَرُوا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّکُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلِیٍّ ع وَ لَا سَوَاءٌ إِنِّی سَمِعْتُ أَبِی ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ إِذَا کَتَبَ عَلَى عَبْدٍ أَنْ یَدْخُلَ فِی هَذَا الْأَمْرِ کَانَ أَسْرَعَ إِلَیْهِ مِنَ الطَّیْرِ إِلَى وَکْرِهِ‏[4].

کارهایتان را به خدا واگذارید نه به مردم چون هرچه برای خدا باشد به خدا می رسد و هرچه برای رضای مردم باشد به سمت خدا نمی رود با مردم در نحوه دینداریشان دشمنی نکنید چرا که این دشمنی  باعث بیماری قلب می شود خدای عزوجل به پیامبرش فرمود: ای رسول ما تو هرکه را بخواهی نمی توانی هدایت کنی ولی خداست که هرکه را بخواهد هدایت می کند و فرمود: آیا تو می خواهی مردم را اجبار کنی که ایمان بیاورند؟!.  مردم را فرو گذارید مردم از مردم می گیرند ولی شما از رسول خدا و علی دینتان را می گیرید و این دو باهم مساوی نیستند. از پدرم امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: وقتی خدای عزوجل بربنده ای حتمی کند که در این امر(ولایت) وارد شود، زودتر از جهیدن پرنده به لانه اش خواهد بود.

در انتخابات 96 دو نوع پیروزی داشتیم:

1-      پیروزی ملت ایران به خاطر رای حداکثری که به تثبیت نظام جمهوری اسلامی منجر شد و جای حمد دارد.

2-      پیروزی یک طیف سیاسی که اگر بر اساس عدالت و نه فریب و تزویر و تهدید و عوام فریبی بوده عند الله ارزشمند است والا نزد خدای عزوجل بهایی ندارد.

دوستان اگر در این باره آنچه عرض شد با منطق قرآن و عترت نقدی دارید بفرمایید و الا ما با شما کاری نداریم شما هم با ما کاری نداشته باشید. لکم دینکم ولی دین.



[1] - مصباح الشریعة-ترجمه مصطفوى، متن، ص: 196

[2] - القصص:57

[3] - یونس:99

[4] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏2، ص: 134

  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۶

بازگشت به حق گرایی

 

متاسفانه در طول تاریخ برخی از مردم در حمایت ها و جانبداری های  اجتماعی و سیاسی خود روی « فرد» تاکید می کردند و الآن هم این تفکر وجود دارد.

دلیل عمده این نوع از جانبداری را می تواند از دو جهت بررسی کرد:

1-     نبود قدرت تشخیص کافی

2-        حرکت های دماگوژیستی یا عوام فریبانه رهبران

 

خطر هر دو جهت برای به خطر افتادن مردم و یک کشور و یا یک نظام حاکمیتی بسیار زیاد است. مردم اگر سطح آگاهی و معرفتی کافی نداشته باشند با وزش هرگرایشی تمایل به جهت آن پیدا می کنند و این یعنی تایید گرایش انحرافی و کمک به نابودی خود.

رفتار «دماگوژیست»ی رهبران در واقع استفاده از فریب و دروغ و سیاه نمایی و دادن وعده های تو خالی باعث دلسرد شدن مردم نسبت به حاکم و تز حاکمیتی او می شود.

بهترین راه برای رویارویی با این دو خطر بزرگ ترویج فرهنگ « حق گرایی» است.

حق گرایی یعنی آنچه خدا آن را ارزش قرار داده است را بپذیریم. راه رسیدن به این مرتبه از بلوغ فکری، انس با بزرگترین معیار تشخیص حق و باطل یعنی معارف قرآن و عترت است. منابعی که به دلیل وحیانی بودن دستخوش تحریف احدی قرار نگرفته است.

به باور ما هرکه در زندگی از قرآن و عترت بهره مندی بیشتری داشته باشد، سطح تشخیص حق و باطل او زیاد خواهد بود. البته در این مسیر از یک چیز نباید غافل بود و آن برداشت ها و قرائت های شخصی از دین است که خطر بزرگ انحراف را می تواند بیافریند ولی اگر شخص با معیارهای علمی صحیح دست به بهره مندی از « ثقلین» بزند آن « هدایت خاصه» الهی نصیبش خواهد شد.

با توجه به آنچه ذکر شد نقش علمای دین در ایراد سخنرانی، نوشتن، برگزاری نشستهای تبیینی، برای گشترش معارف ثقلین، سنگین تر جلوه می کند. از طرفی حاکمیت باید در سیاستهای کلان کشور طوری برنامه ریزی کند که همه چیز بر اساس حق گرایی اجرایی شود.

این یاد داشت بنا ندارد که حمایت  مردم از یک فرد را کلا زیر سؤال ببرید بلکه تاکید می دارد که حمایت باید با نگرش حق گرایانه باشد.

هرکس بیشترین شباهت را به معیارهای داشته باشد باید از او حمایت کردو از او دفاع نمود.

در بین رهبران عالم معصومین علیهم السلام به دلیل اینکه کوچکترین رفتارشان بر اساس حق بوده می توانند خودشان معیار حق قرار بگیرند مثل مولا امیر المؤمنین علیه السلام که رسول گرامی اسلام درباره ایشان فرمود:

«أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَکَ حَیْثُ مَا دَارَ[1]» «تو با حق هستى و حق با تو است؛ هر کجا که باشی».

[1] - تاریخ مدینة دمشق ج20، ص361،

محمد علی فتحی


  • محمد علی فتحی
  • سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۶