۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زیبایی» ثبت شده است

تجمل و بایدها و نبابد های آن

کلمه تجمل که یک واژه عربی است به معنی« جمال دادن» و «خود را زیبا نمودن» و به تعبیر ساده تر«آراستن» است.

در دین اسلام که مظهر زیبایی است سفارش زیادی برای «آراستن» و به «خود پرداختن» شده است. مرحوم کلینی از محدثان بزرگ شیعی، در کتاب« فروع کافی» باب مخصوصی را به نام «باب الزی والتجمل» اختصاص داده است که روایات مربوط به آراستگی ظاهری را در لباس،بدن، خانه و...مطرح کرده است.

در جامعه امروز ما، از این کلمه بیشتر بار منفی آنرا می فهمند.

وقتی می گویند فلانی «تجملاتی» است با این کار، از طرف خورده می گیرند.

واقعیت تجمل چیست؟

تجمل به معنای آراستگی جسم  و خانه و...اگر در حد اصراف و خروج از عرف متدینین باشد عیب است. کسانی که به دنبال جمع آوری بهترین اشیاء برای خود هستند و در این راه از هیچ گونه خرجی ابایی ندارند دچار افراط شده اند که مذموم است.

افراط در تجمل لذت احساس زیبایی را  کم می کند و شخص را به خاطر افراط در دام خواسته های نفس می اندازد.

کسی که به اصطلاح عامیانه «هشتش گرو نهشه» اگر به دنبال ساختن خانه ای اشرافی برای خود باشد در طوفان فقر و نداری، تا ابد خواهد ماند.

چرا نباید خانه ای مجلل داشته باشم؟

داشتن خانه ای که مایه آرامش روحی اعضای خانه باشد نه تنها عیب نیست بلکه لازم است ولی آیا با افراط در این کار به آرامش می رسیم؟

واقعیت این است که تجملات افراطی روحیه دنیا خواهی ودنیا طلبی را افزون می کند و انسان را از اینکه برای آخرت خود ذخیره ای فراهم کند منع  می کند. انسان تجملاتی فرصتها و انرژی خود را صرف جمع کردن همه زرق و برقها می کند ودیگر وقتی برای مناجات و نیایش و توجه به خدا و آخرت نمی کند.

تجمل در لباس

در برخی روایات از تجمل در لباس تمجید شده است  و هر خرجی برای آنرا اسراف نمی دانند. البته این بدان معنا نیست که ما از حد اعتدال خارج شویم.

بهتر است برای هر فصلی و برای هر مناسبتی لباس مخصوص به اندازه دو و یا سه دست داشته باشیم.

مومن  لباس نیکو می پوشد و با همه نداریش به دیگران فقر خود را آشکار نمی کند تا مبادا عزت و شوکت او محدود گردد و مورد طعنه دیگران قرار گیرد.

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۱۱ مرداد ۹۶

زیبایی آری یا نه؟

زیبایی آری یانه؟

در انتخاب همسربه اصالت داشتن خوانواده طرف مقابل خود دقت کنید شما می خواهید فردا صاحب فرزند شوید اگر فرزند خوب می خواهید باید نطفه او در زمینی بروید که سالم از هر گونه بدیها باشد.تأثیر ژن را همه دانشمندان بر روی روان آدمی قبول دارند.

به این روایت دقت کنید:

رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : أنکحوا الأکفاء وانکحوا فیهم واختاروا لنطفکم . (وسائل الشیعة (آل البیت) - الحر العاملی - ج 20 - ص 48(

ترجمه:

باهم کفو خود را ازدواج کنید وازدواج را در میان آنان بپا دارید وبرای نطف های خود انتخاب کنید.

طبق این روایت بهترین گزینه برای همسر هم - کفو بودن- یعنی همسانی در ایمان تقوی وخوانواده می باشد. جمله آخر پیامبر این نکته را می رساند که شما در امر ازدواج باید بگردید وبرای نطفه خود زمین خوب برای رشد فرزند انتخاب کنید

همانطور که گفتیم اصالت خانوادگی(در ایمان،نجابت ،شجاعت و سایر صفات نیکو)پیش شرط ازدواج سالم است.

روایت دوم:

قام النبی ( صلى الله علیه وآله ) خطیبا فقال : أیها الناس إیاکم وخضراء الدمن قیل : یا رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) وما خضراء الدمن ؟ قال : المرأة الحسناء فی منبت السوء .

پیامبر صلى الله علیه وآله در یمک جلسه عمومی به مردم فرمودند:

ای مردم! مبادا با(خضراء الدمن )ازدواج کنید.پرسیدند: خضراء الدمن کیست؟

فرمود : زنی که در محل رشد بدی تولد یافته است .

فرموده پیامبر کنایه از این است که اگر دختری هر چه قدر زیبا از لحاظ چشم(چشم سبز)باشد ویا سایر زیباییهای ظاهری را داشته باشداما در دامن ورحم یک مادر بد (اخلاق یا سرشت)رشد یافته باشد ازدواج نکنید. این روایت بردختران ومردانی که در خوانواده های بدی رشد یافته اند نیز صدق می کند.

 

ازدواج برای زیبایی آری یا نه؟

همسر شما(مرد یا زن)باید زیبا باشد.زیبایی در دوام واستحکام خوانواده نقش کلیدی دارد. انسان عاشق زیبایی است اگر کسی همسری زیبا برای خود انتخاب نکند ممکن است بعد از مدتی از او سیر شود وبه دنبال زن زیبای دیگر بیافتد که عواقب بدی برای یک خوانواده به دنبال دارد.به علاوه زیبایی انسان را آرامش می دهد.چه خوب است که در کنار زیبایی ظاهری زیبایی باطن را که حاصل عبادت وبندگی است، یک همسر داشته باشد.

به این روایت توجه کنید:

عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إذا تزوج الرجل المرأة  لجمالها أو لمالها وکل إلى ذلک ، وإذا تزوجها لدینها رزقه الله المال والجمال .)وسائل الشیعة (آل البیت) - الحر العاملی - ج 20 - ص 49 – 50(

ترجمه:

امام صادق علیه السلام: وقتی مردی با زنی تنها به خاطر زیباییش و یا مال او ازدواج کند  خداوند مرد را به خود آن مال و زیبایی واگذار می کند(خدای تعالی پشتیبانی از او را بر می دارد و او را به بنده ضعیفش واگذار می کند) واگر به خاطر دین زن با او ازدواج کند خداوند هم مال وهم زیبایی را به او می دهد.

نکته:

زن مومن به خاطر فکر برتر در اداره زندگی وحسن معیشت ونیز قناعت، موجبات افزونی مال را فراهم می کند زن مومن به اندازه نیاز خرج می کند واز ریخت وپاش می پر هیزد وهمه اینها عامل مهم دراقتصاد خوانواده است.زن مومن به خاطر اخلاق نیکش همسر را به خود جذب می کند همان جذابیتی که مردان از زیباییهای زنان انتظار داشتند.به علاوه معنویات چهره انسان را دگر گون می کنند مثلا نماز شب خواندن انسان را نورانی کرده وبه زیبایی او می افزاید.

متظر پستهای بعدی درباره ازدواج باشید.

راستی همه این خصوصیات که برای همسر خوب گفته شد به فرموده پیامبر-صلی الله علیه وآله- مبنی بر(حکم من بر یکی از شما برای دیگری نیز

هست) برای مردان وزنان یکی است.

  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۲۰ فروردين ۹۶

عشقها را سو دهیم!؟

ن امیر المؤمنین علیه السلام:

                                     من استحسن قبیحا کان شریکا له.

                                                                                         (غررالحکم)

ترجمه:

هر کس یک زشتی را نیکو گرداند در آن زشتی شریک شده است.

 شرح:

دوست داشتن جزو ذات انسانها است ونمی تواند از آن جدا شود.این دوست داشتن پیامدهای گوناگونی برای انسان دارد.

گاه پیامد علاقه ها «خوب» است وگاه«بد».

باید حواس انسان آماده دریافت بهترین گزینه از نتیجه علاقه ها باشد چرا که این ارتباطها در خوشبختی وتلخکامی انسان تأثیر فراوان دارد.

در متون مقدس اسلامی که «نکته های حیات بخش انسان های کامل» در آنها جای دارد یک نوع دعوت همگانی  برای سمت وسو دادن به عشق ها و محبت ها  وحتی کینه ها و دشمنیها وجود داردکه اگر درست به این نداهای الهی گوش دهند وبه آنها عمل کنند قطعا انسان ها به راه راست خواهند آمد وبه سعادت ابدی خواهند رسید.

در جمله نورانی یاد شده امیر المؤمنین- علیه السلام - نتیجه خوب دانستن زشتیها را شریک شدن در آن کار زشت می داند و گوشزد می کند که مبادا انسان به خاطر علاقه نابخردانه به کار زشت وناپسند دیگران،خود را در گروه«گناهکاران»قرار دهد.

چرا که انسان با علاقه هایش محشور خواند شد.

اگر خوبان را دوست داشته باشد با آنان خواهد بود  و اگر گناهکاران را محبوب خود داند باآنها در جایگاه«دوزخ»زندگی خواهد کرد.

دشمنی با صالحان«زندگی تلخ »را نصیب آدم می کند ونیز دوستی با «دشمنان وخطاکاران» بد عاقبت شدن را.

پیامها:

1- دوست داشتنها ودشمن داشتنها در خوشایند زندگی انسان وبد بختی او تأثی گذار است.

2-باید علاقه ها به سوی بهترین گزینه یعنی خوبیها سمت وسو داده شوند.

3- همانگونه که «دوستی خوبان» خوشی را برای انسان می آورد «دشمنی با خوبان» نیز پیامد ناگوار وتلخ به  همراه دارد.

4- انسان با علاقه هایش محشور می شود.

دوست عزیز شما از روایت چه نکته ای را می فهمید؟

  • محمد علی فتحی
  • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵