آرامگاه محمد ابن حنبل
وهابیت کوردل بنای بر قبور را حرام می دانند و قبور ائمه بقیع علیهم السلام را بر اساس همین تفکر تخریب کرده اند ولی می بینید که قبر یکی از امامانشان مقبره دارد؟!
تاکی دروغ به امت اسلامی؟1
کدام دروغتان را باور کنیم؟!

آرامگاه محمد ابن حنبل
وهابیت کوردل بنای بر قبور را حرام می دانند و قبور ائمه بقیع علیهم السلام را بر اساس همین تفکر تخریب کرده اند ولی می بینید که قبر یکی از امامانشان مقبره دارد؟!
تاکی دروغ به امت اسلامی؟1
کدام دروغتان را باور کنیم؟!

در انتخاب همسربه اصالت داشتن خوانواده طرف مقابل خود دقت کنید شما می خواهید فردا صاحب فرزند شوید اگر فرزند خوب می خواهید باید نطفه او در زمینی بروید که سالم از هر گونه بدیها باشد.تأثیر ژن را همه دانشمندان بر روی روان آدمی قبول دارند.
به این روایت دقت کنید:
رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : أنکحوا الأکفاء وانکحوا فیهم واختاروا لنطفکم . (وسائل الشیعة (آل البیت) - الحر العاملی - ج 20 - ص 48(
ترجمه:
باهم کفو خود را ازدواج کنید وازدواج را در میان آنان بپا دارید وبرای نطف های خود انتخاب کنید.
طبق این روایت بهترین گزینه برای همسر هم - کفو بودن- یعنی همسانی در ایمان تقوی وخوانواده می باشد. جمله آخر پیامبر این نکته را می رساند که شما در امر ازدواج باید بگردید وبرای نطفه خود زمین خوب برای رشد فرزند انتخاب کنید
همانطور که گفتیم اصالت خانوادگی(در ایمان،نجابت ،شجاعت و سایر صفات نیکو)پیش شرط ازدواج سالم است.
روایت دوم:
قام النبی ( صلى الله علیه وآله ) خطیبا فقال : أیها الناس إیاکم وخضراء الدمن قیل : یا رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) وما خضراء الدمن ؟ قال : المرأة الحسناء فی منبت السوء .
پیامبر صلى الله علیه وآله در یمک جلسه عمومی به مردم فرمودند:
ای مردم! مبادا با(خضراء الدمن )ازدواج کنید.پرسیدند: خضراء الدمن کیست؟
فرمود : زنی که در محل رشد بدی تولد یافته است .
فرموده پیامبر کنایه از این است که اگر دختری هر چه قدر زیبا از لحاظ چشم(چشم سبز)باشد ویا سایر زیباییهای ظاهری را داشته باشداما در دامن ورحم یک مادر بد (اخلاق یا سرشت)رشد یافته باشد ازدواج نکنید. این روایت بردختران ومردانی که در خوانواده های بدی رشد یافته اند نیز صدق می کند.
ازدواج برای زیبایی آری یا نه؟
همسر شما(مرد یا زن)باید زیبا باشد.زیبایی در دوام واستحکام خوانواده نقش کلیدی دارد. انسان عاشق زیبایی است اگر کسی همسری زیبا برای خود انتخاب نکند ممکن است بعد از مدتی از او سیر شود وبه دنبال زن زیبای دیگر بیافتد که عواقب بدی برای یک خوانواده به دنبال دارد.به علاوه زیبایی انسان را آرامش می دهد.چه خوب است که در کنار زیبایی ظاهری زیبایی باطن را که حاصل عبادت وبندگی است، یک همسر داشته باشد.
به این روایت توجه کنید:
عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إذا تزوج الرجل المرأة لجمالها أو لمالها وکل إلى ذلک ، وإذا تزوجها لدینها رزقه الله المال والجمال .)وسائل الشیعة (آل البیت) - الحر العاملی - ج 20 - ص 49 – 50(
ترجمه:
امام صادق علیه السلام: وقتی مردی با زنی تنها به خاطر زیباییش و یا مال او ازدواج کند خداوند مرد را به خود آن مال و زیبایی واگذار می کند(خدای تعالی پشتیبانی از او را بر می دارد و او را به بنده ضعیفش واگذار می کند) واگر به خاطر دین زن با او ازدواج کند خداوند هم مال وهم زیبایی را به او می دهد.
نکته:
زن مومن به خاطر فکر برتر در اداره زندگی وحسن معیشت ونیز قناعت، موجبات افزونی مال را فراهم می کند زن مومن به اندازه نیاز خرج می کند واز ریخت وپاش می پر هیزد وهمه اینها عامل مهم دراقتصاد خوانواده است.زن مومن به خاطر اخلاق نیکش همسر را به خود جذب می کند همان جذابیتی که مردان از زیباییهای زنان انتظار داشتند.به علاوه معنویات چهره انسان را دگر گون می کنند مثلا نماز شب خواندن انسان را نورانی کرده وبه زیبایی او می افزاید.
متظر پستهای بعدی درباره ازدواج باشید.
راستی همه این خصوصیات که برای همسر خوب گفته شد به فرموده پیامبر-صلی الله علیه وآله- مبنی بر(حکم من بر یکی از شما برای دیگری نیز
هست) برای مردان وزنان یکی است.
یکی از مهمترین اصول در حفظ بنیان خانواده، متصل بودن روابط اعضای نهاد خانواده است.
اعضای واحد کوچ ولی بسیار با اهمیت خانواده، شامل پدر و مادر وفرزندان می شود که نوع رفتار و رابطه آنها بر کل اعضا تأثیر می گذارد.
اگر عاملی باعث سردی این رابطه و یا هنجار در این رابطه شود،امکان تخریب شخص از حیث اخلاقی واعتقادی و عاطفی و روانی می رود.
حضوردر فضای مجازی بدون برنامه ریزی مناسب در نحوه استفاده از آن باعث تیرگی روابط می شود.
دلیل این مسأله این است که فرد عدالت در رفتار را از بین می برد به این معنی که درجایی باید با افراد خانواده تعامل داشته باشد و زمان مناسب را برای این کاربگذارد، فرد با شخص دیگری در فضای مجازی خصوصا از انوع شبکه های اجتماعی آن سپری می کند.
از یک طرف جذابیت و شگفتی و احساس وظیفه حضور در فضای مجازی فرد را وادار می کند که دست از فعالیت بر ندارد و از طرف دیگر با مطالبه به حق اعضا برای برقراری رابطه روبرو می شود.
تنش بین اعضا در همین وقت به وجود می آید و اگر نتوانند این هنجار را مدیریت کنند باعث دعوا و مشاجره لفظی و در مرحله شدیدتر آن تبدیل به کتک کاری می شود.
راه چاره چیست؟
1- برای حضور در شبکه های مجازی ساعت خاصی با موافقت اعضاب خانواده تعیین شود.
2- فعالیتها در خارج از خانواده انجام شود.
3- حد اقل هنگام استفاده از فضای مجازی به اعضا اطلاع داده و نظر آنها را جلب کند.
سؤال:
۱. مطلق روزه مستحبی برای کسی که روزه قضای واجب به گردن دارد، چه حکمی دارد؟
۲. معتکف شدن برای کسی که روزه قضای واجب به گردن دارد چه حکمی دارد؟
جواب:
1. نمی تواند روزه مستحبی بگیرد و اگر گرفت تا قبل از اذان ظهر فرصت دارد نیتش رابه قضا برگرداند.
2. اعتکاف او ایرادی ندارد و لی نیت روزه مستحبی نکند بلکه نیت روزه قضا کند و اعتکاف او صحیح است.
سوال:
چرا همه انسانها از دین خدا باخبر نیستن؟مثلا یه انسان تو روستاهای آفریقا اصلا خبر از اینکه اسلام چیه و چطوره نداره.چرا فقط یه عده از انسانها با اسلام اشنایی دارن ؟؟
جواب:
دلیل این مسأله یا کوتاهی خود افراد در کسب معرفت نسبت به دین اسلام است و یا کوتاهی ما مسلمانان در خصوص تبلیغ دین اسلام.
نا آشنایی افراد نسبت به دین اسلام عیب خود دین نیست.
افراد حق جو باید درباره حقایق موجود در عالم تحقیق و تفحص نمایند و کوتاهی در این خصوص نا بخشودنی است.
در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم:
لایدرک الحق الا بالجد.
حق بدون تلاش و جدیت درک نمی شود.
نهج البلاغه،خطبه٢٩
باربی عروسکی با اندام یک زن بالغ و جوان هرزه ای است که نگاه به جنس مؤنث را برای پسران ترویج می کند و و فکر و اندیشه دختران را به داشتن چنین اندامی و چنین شخصیتی می کشاند.
باربی به مهاجم جنسی در بین دختران و پسران در رده سنی کودک و نوجوان تبدیل شده است.
براستی طراحان این عروسک و حامیان آن،توانسته اند در دل بچه های معصوم و پاک نفوذ کنند و حداقل فکر توجه به اندام، وتفاوت جنسیتی،ایجاد کنجکاوی جنسی،و عادی بودن روابط دختر و پسر را ترویج نمایند.
این عروسک توانسته به عنوان قهرمانان پوشالی بچه های ایران و کشورهای اسلامی خود را جا کند.
با وجود چنین هجمه ای علیه بچه های ما، برخی حرکت های ارزشمندی مثل آتش زدن چنین عروسکی را جلوی بچه ها و با کمک خود بچه ها ترویج خشونت می دانند.
خشونت در صورتی در ذهن کودک تداعی می شود که آنچه مورد خشونت قرار گرفته یک موجود زنده باشد و نیز آن موجود ارزشی و مهاجم تلقی نشود.
شما در رویارویی با دشمن، وقتی به او حمله می کنید و او را نابود می کنید آیا حرکت شما خشونت محسوب می شود؟!
آیا هجمه فرهنگی باربی نوعی خشونت روانی نیست؟ روح و روان بچه های مسلمان که توسط این نمادهای غربی مورد تخریب قرار گرفته نباید دلسوزی مسئولین را قلقلک دهد؟
چرا با کسانی که با این مهاجم برخورد کرده اند برخورد می کنید؟ نکند شما هم برای کودکتان باربی خرید اید و حال برای اینکه کودکتان از شما آزرده نشود، راحتی فرزندتان را به سلامتی روحی و روانی فرزندان ایران ترجیح می دهید؟
بنده به نوبه خود از همه کسانی که این ایده را دادند و در استان البرز آن را عملی کردند تشکر می کنم و از همه دلسوزان به فرزندانمان خواهش می کنم این حرکت را ادامه داده و با نماد های دیگری مهاجم فرهنگی برخورد های جدی نمایند.
محمد علی فتحی
تبانی برای گران کردن اجناس
یکی از بدترین کارها بین برخی بازاریان این است که با هم سر یکی گردن قیمت اجناس با هم تبانی می کنند.
وقتی مشتری برای خرید به بازار می آید متوجه می شود که جنسی که لازم دارد در همه فروشگاه ها یک قیمت دارد.
مشتری بیچاره به خاطر رفع نیازش مجبور می شود که جنس را بخرد.
در این بین آنکه سود کلانی برده و جنس را به قیمت گران فروخته ، فروشنده است. مستی این سود او را می گیرد و اجناس دیگر را در بازار به همین تریتیب می فروشند. این فروشنده تخیل می کند که خدا به او برکت داده و او تاجر خوبی است!!! غافل از اینکه چنین کسبی حرام است چرا که در آن کسب، راضی شده به ضرر یک مسلمانی جنس گران بفروشد.
برای تبیین بحث به قضیه تاریخی دقت کنید:
امام صادق علیهالسلام به یکى از خدمتگزارانش به نام «مصادف» هزار دینار پرداخت و به او فرمود، آماده سفر تجارتى به مصر شو؛ زیرا عائله من زیاد شده و نیاز به درآمد بیشتر دارم. مصادف، با پول امام کالایى تهیّه کرد و همراه گروهى از تجّار رهسپار مصر شد. این گروه وقتى به نزدیکى مصر رسیدند، با کاروانى برخورد کردند که به تازگى از مسیر خارج شده بود. از آنان درباره وضعیّت بازار مصر و موقعیّت کالاى خود در آن پرسیدند و معلوم شد، کالاى تجارتى ایشان که از نیازهاى عمومى مردم بود، در بازارهاى مصر نایاب است و مشترى فراوان دارد.
مصادف و همراهانش با درک موقعیّت خاصّى که در آن قرار گرفته بودند همسوگند شدند که هیچ کس کالایش را کمتر از دو برابر قیمت خرید نفروشد. آنها پس از فروش کالاى تجارتى و جمعآورى سود و سرمایه به مدینه بازگشتند.
مصادف خدمت امام صادق علیهالسلام رسید، در حالى که دو کیسه پول همراه داشت و محتواى هر کیسه هزار دینار بود. او هر دو کیسه را خدمت حضرت نهاد و عرض کرد: «فدایت شوم، یکى اصل سرمایه و دیگرى سود آن است.»
حضرت فرمود: «این سود بسیارى است. چگونه آن را به دست آوردهاى؟!» مصادف تمامى ماجرا را براى امام (ع) شرح داد و این که چگونه با هم، همسوگند شدند و به آسانى سود سرشارى به دست آوردند!
حضرت با ناراحتى فرمود:
«سُبْحانَ اللَّه! به زیان مردمى مسلمان با هم، همسوگند مىشوید که متاع خویش را جز به دوبرابر قیمت خرید نفروشید؟»
آنگاه یکى از دو کیسه را برداشت و فرمود: «این سرمایه من، و ما را به چنین سودى نیاز نیست! سپس فرمود:
«یا مُصادِفُ! مُجادَلَةُ السُّیُوفِ اهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلالِ[1]».
اى مصادف! جنگیدن با شمشیرها از به دست آوردن [روزىِ] حلال آسانتر است.
آقایان کسبه گرامی!
به خاطر سود ناچیز دنیا، زندگی را با لقمه حرام آلوده نکنید.
به قلم: محمد علی فتحی مدرس حوزه و دانشگاه
خوش گمانی در روزگار فتنه و فساد وفریب،باعث ضرر است
امیرمؤمنان على علیهالسلام فرمود:
«... اذَا اسْتَوْلَى الْفِسادُ عَلَى الزَّمانِ وَاهْلِهِ فَاحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَرَ[1]»
ترجمه:
... هرگاه فساد و تبهکارى بر روزگار و اهلش چیره شد، اگر مردى به مرد دیگرى خوش بین باشد، فریب خورده و نادانى کرده است.
آقای حمیدروحانی می گوید:
سازمان منافقین در سالهاى قبل از پیروزى انقلاب، کوشش فراوانى کردند تا نظر امام خمینى قدس سرّه را به خود جلب کنند ازجمله فردى به نام حسین روحانى را به نجف فرستادند او طى یک ماه به طور مداوم و روزى یک تا یک و نیم ساعت خدمت امام مىرسید و با بیان آیات قرآن ونهج البلاغه به تبیین مواضع سازمان مىپرداخت و برخى از کتابهاى سازمان را نیز در اختیار امام گذاشت به این امید که امام آنها را تأیید کند ولى آن عالم ربّانى پس از شنیدن سخنان نماینده منافقین ومطالعه کتابها پاسخ مىدهد که من هنوز به نظر نهایى درباره شما نرسیدهام و باید با افراد مطلع دیگرى گفتگو کنم.
منافقین که از این راه طرفى نبستند، نزد علما و روحانیون مبارزى که با امام رابطه داشتند رفتند و از آنها خواستند که با تلگراف و نامه از امام بخواهندکه سازمانشان را تأیید کند و آنها نیز چنین کارى را انجام دادند و سیل سفارشها و درخواستها امام را تحت فشار قرار داد، ولىدست پرورده قرآن ونهج البلاغه دربرابراین فشارها وجوسازیهامقاومت کرد و با بصیرت و آگاهى خاص خود به این سازمان خود فروخته- که بعدها ماهیت پلیدش براى همه روشن شد- اعتماد نکرد[2].
نمونه تاریخی:
روایت شده است که اسماعیل، فرزند امام ششم مىخواست، مقدارى پول در اختیار شخصى (شرابخوار) بگذارد تا برایش تجارت کند. در این باره با پدرش، مشورت کرد. امام علیهالسلام فرمود: فرزندم! آیا نشنیدهاى که این مرد شراب مىنوشد؟ عرض کرد: مردم این گونه مىگویند. حضرت فرمود: این کار را نکن. (پول خدو را به او مسپار) اسماعیل، اندرز پدر را نپذیرفت وسرمایه خود را به او سپرد و مرد نیز براى تجارت به یمن رفت. پس از باز گشت، نه تنها سودى به اسماعیل نپرداخت، بلکه سرمایهاش را نیز پس نداد (ودر اثر حسن ظن اسماعیل به فرد بدکار، زیان دید)[3].
دلیل اینکه نباید در روزگار فساد حسن ظن به افراد داشت این است که :
متاسفانه غالب مردم بر اساس رفتار اجتماعی و آنچه که درجامعه به صورت ارزش در آمده ولو در نزد خدای تعالی بی ارزش باشد زندگی می کنند.
خصوصیات اجتماعی بر روحیه افراد تأثیر منفی می گذارد در چنین فضایی حسن اعتماد دشوار است.
وفای به وعده کسب سرمایه اعتماد
از اخلاق اسوه های انسانیت همچون انبیاء علیهم السلام وفای به وعده هاست.
وفای به وعده نشانگر:
1- متعهد بودن شخص
2- ایمان به خدای تعالی
3- ایمان به معاد
4- ارزشمندی وقت و سرمایه عمر هم نوعان
5- صداقت درونی شخص
6- با اراده بودن
7- ثبات شخصیت
فرد می باشد.
وفای به وعده باعث می شود خدای عزوجل فرد را عزیز بدارد و اورا بزرگ کرده و نام اورا در عوالم وجود ذکر نماید.
قرآن کریم، یکى از پیمبران الهی چنین فرماید:
«وَاذْکُرْ فِى الْکِتابِ اسْمعیلَ انَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ[1]».
در این کتاب، اسماعیل را یاد کن، همانا او در وعدهاش راستگو و باوفا بود.
در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده که:
حضرت اسماعیل با شخصى قرار ملاقات گذاشت، ولى او در وعدهگاه خود حاضر نشد. آن حضرت مدّت زیادى در آنجا به انتظار نشست، به طورى که غیبت طولانى او موجب نگرانى پیروانش گردید.
سرانجام فردى که بر حسب اتّفاق از آنجا مىگذشت، حضرت را مشاهده کرده، گفت: «اى پیامبر خدا، ما بر اثر نبودن شما ناتوان شدهایم.» حضرت فرمود: «من با فلان کس در اینجا وعده دیدار دارم، ولى او نیامده است و تا او نیاید من از اینجا نمىروم.» آن مرد جریان را به مردم خبر داد و آنها به سراغ شخص مزبور رفته، او را خدمت آن حضرت آوردند. مرد ضمن عذرخواهى عرض کرد: «اى پیامبر خدا؛ من قرار ملاقات با شما را فراموش کردم.» ایشان فرمود: «اگر نیامدهبودى، من همچنان در اینجا مىماندم.[2]»
پیامبر بزرگوار اسلام نیز روزى کنار سنگى با شخصى وعده دیدار داشت.
آفتاب بالا آمد، هوا گرم شد، ولى او نیامد. یاران آن حضرت به ایشان عرض کردند: «خوب است از آفتاب به سایه بیایید.» حضرت فرمود: «من با او در اینجا وعده دیدار دارم و تا او نیاید از اینجا حرکت نخواهم کرد.[3]»
تصور نشود که این کار پیامبر اشتباه است و کمی تکان خوردن از یک جایی که سایه ندارد به جایی که سایه دارد چه مشکلی ایجاد می کند؟
اتفاقا برخی افراد روی مکان وزمان وعده چنان حساس هستند که اگر مثل پیامبری دقیق در آن وعده گاه حاضر نشود ممکن است حد اقل در دلشان کدورتی وشکی نسبت به پیامبر خدا پیدا کنند و همین ایمان او را به خطر اندازد و شیطان از این فرصت استفاده کرده و شخص را شکار نماید.
امامان معصوم (ع) نیز در احترام به پیمان و وفاى به عهد میان انسانها نظیر نداشتند.
زمانى امام سجّاد علیه السلام، از یکى از یاران خویش دههزار درهم قرض خواست که هر وقت قادر باشد، بپردازد. او از آن حضرت رهن طلبید. امام نخى از عباى خود کشید و به او داد و فرمود: «این وثیقه من است تا موقع اداى دین نزد شما باشد.» گرچه قبول چنین وثیقهاى در برابر دههزار درهم براى قرضدهنده دشوار است، لیکن او با توجّه به شخصیّت امام آن را پذیرفت.
مبلغ را به ایشان تقدیم کرد و نخ را در قوطى کوچکى جاى داد. پس از چندى امام پول را تهیّه کرد و نزد طلبکار آورد و فرمود: «پولت حاضر است. وثیقه مرا بیاور.» مرد که به نخ عبا اهمّیّت نمىداد، اظهار داشت: «من نخ عبا را گم کردهام.» حضرت فرمود: «در این صورت طلب خود را از من نمىگیرى، تعهّد با شخصى مثل مرا نباید ناچیز انگاشت.» مرد به ناچار قوطى مزبور را آورد و نخ را به امام پس داد. امام نخ را گرفته و دور انداخت و بدهى خود را پرداخت نمود [4].
با این عمل به آن شخص و دیگران آموخت که یک نخ ممکن است به تنهایى ارزشى نداشته باشد، ولى وقتى نشانه تعهّد و التزام به یک پیمان باشد، آنقدر ارزنده است که مىتواند وثیقه و پشتوانه مبالغ هنگفتى درهم و دینار گردد.
یکی از پیامد های شوم بد عهدی و عمل نکردن به وعده ها از بین رفتن اعتماد عمومی به فرد است. اعتماد دیگران به ما از هر سرمایه ای برای تثبیت جایگاه اجتماعی گرانتر و پر بهاتر است.
در توصیه امیر مژمنان علیه السلام می فرماید:
«لا تَعْتَمِدْ عَلى مَوَدَّةِ مَنْ لا یُوفى بِعَهْدِهِ[5]»
بر دوستى کسى که به عهد و پیمان خود وفا نمىکند، اعتماد مکن.
شاعر می گوید:
پیر پیمانهکشِ من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمانشکنان[6]
خواهش میکنم مطالعه کرده و فکر کنید اگر واقعیت داشته باشد چه خواهید کرد؟
برخی می گویند خدا ارحم الراحمین است وچنین کاری با ما نمی کند ودلت پاک باشد.
در جواب می گوییم:
اگر خدا ارحم الراحمین است اشد المعاقبین(عذاب کننده شدید) هم هست.به علاوه اگر دلی پاک باشد که حرف خدا را و دستور صریح او مبنی بر وجوب حجاب بر زنان را ترک نمی کند!
لطفا یک درصد فقط1%احتمال بدهید واقعیت داشته باشد.
حضرت علی علیه السلام نقل میکند که:
روزی من و فاطمه علیها السلام بر پیامبر خدا وارد شدیم، دیدیم پیامبر به شدّت گریه میکند.
عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد! چه چیز ترا گریان ساخته است؟
فرمود: ای علی، شبی که مرا به آسمان بردند، زنان اُمّتم در عذاب سختی دیدم و چون شدّت عذاب آنان را دیدم گریان شدم. سپس پیامبر شروع کرد آنچه را شب معراج دیده بود بازگوکرد، از جمله فرمود:
زنی را دیدم به موهایش آویخته شده و مغزش میجوشد، و زنی را دیدم به زبانش آویزان شده و آب جوش در حلقش میریزند و زنی را دیدم گوشت بدن خود را میخورد و آتش از زیر او شعلهور است، و زنی را دیدم که پاهایش به دستهایش بسته شده و مارها و عقربها بر سر او ریختهاند و زنی را دیدم که کر و کُور و لال بود و در جعبهای آتشین قرار داشت مغز سرش از سوراخ بینیاش بیرون میآمد و بدنش در اثر خوره و پیسی قطعه قطعه شده بود، و زنی را دیدم که گوشش را با مقراضها قیچی میکنند.
حضرت فاطمه (علیها السلام) به پدرش عرض کرد:
به من بگو این زنها (در دنیا) چه کاری میکردهاند که خدا آنان را به این عذاب دچار کرده بود؟
پیامبر اکرم فرمود:
دخترم، آن زنی که به موهایش آویخته شده بود، موهای خود را از مردان بیگانه نمیپوشاند
آن زنی که به زبانش آویزان شده بود همسرش را آزار میکرد
آن زنی که گوشت بدنش را میخورد، بدنش را برای مردم آرایش میکرد
آن زنی که دستهایش به پاهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند، وضو و لباسش کثیف بوده و برای حیض و جنابت غسل نمیکرده و خود را پاکیزه نمیساخته و نماز را سبک میشمرده
آن زنی که کر و کور و لال بود، از راه زنا بچهدار میشده و به گردن شوهرش میگذاشته(یعنی اولاد زنا را به همسرش نسبت میداده)
آن زنی که گوشش را مقراضها قیچی میکردند خود را در اختیار مردان میگذاشته …
یا ایها الذین آمنوا توبو الی الله توبة نصوحا.
ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدابا توبه خالصانه بازگردید.
بازآ بازآ هرآنکه هستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
گر کافر وگبر وبت پرستی بازآ

1- مؤمن بودن
یعنی در عبادت وبندگی خدای تعالی کوشا باشد وخدا را بر هر چیز ترجیح دهد که نشانه ایمان، انجام دادن واجب ها وترک حرام می باشد.
مردی که ایمان داشته باشد مایه زینت برای زن در بین مردم خواهد بود به علاوه اینکه مومن، مسئولیت پذیری زیادی در مقایسه با غیر مومن دارد زیرا او خود را موظف به حفظ همسر وفرزندان در هر زمینه می داند.
2- امانتداری
منظور، خیانت نکردن به آبروی دیگران ونیز متعرض نشدن نسبت به اموال دیگری است.لذا انسان دزد شایسته همسری نیست.همچنین مردان چشم چران وهرزه امانتدار نیستند وشایسته همسری نمی باشند.
کسی که اسرار خانه واهل آن را به دیگران فاش می کنند لیاقت همسری ندارند.
3- گشاده رویی
یعنی مردی که انتخاب می شود باید عبوس نباشد وغصه های بیرون را تا حد امکان به درون خانه نیاورد.
مردانی که گشاده رو نباشند در برقراری ارتباط خوانوادگی مشکل دارند وممکن است باعث تنش بین اعضای خوانواده ونیز دوستان وآشنایان گردد.
4- بخشش
منظور این است که مرد برای برقراری ارتباط عاطفی با همسر ودیگران حتی از خرج مال دریغ ننماید.بدیهی است که بخششها باید ضابطه مند باشد.
4-مسئولیت پذیری
یعنی خود را در باربر کارهای خود وحوادثی که برای اعضای خوانواده اتفاق می افتد بی تفاوت نشان ندهد.
5-حمایت از همسر
یعنی در برابر هر گونه هجمه آبرویی،مالی،عاطفی،جانی ومعنوی که به همسر ممکن است برسد،خود را آماده کند و عکس العمل مناسب نشان دهد.
6-حلم
منظور این است که در برابر لغزشهای همسر، کنترل خود را از دست ندهد وتا می تواند بر اذیت همسر بردباری نشان دهد وکمتر از«تشر»زدن استفاده کند.
بدیهی است که افراد عصبی گزینه خوبی برای ازدواج نیستند واین مسأله در باره خانمها نیز متصور می باشد.
7- احترام
یعنی خوبیهای همسر وارزشهای مقدسی که برگرفته از عقل وشرع است را بزرگ کند و به تقبیح آن نپردازد.این کار باید در باره فامیل ودوستان دو طرف باید مراعت شود.
7- صداقت
یعنی در هیچ امری که مربوط به زندگی زناشویی است دروغ نگوید ومخفی کاری ننماید.البته باید زنان به این نکته توجه کنند که اگر شوهر برخی کارهای شخصی و امور مربوط به خودش را نگفت این دروغ نیست بلکه گفتن برخی امور فردی باعث تنش میان زوجین می شود.
8-تحصیل آرامش
مرد باید از هرگونه کاری که باعث تخریب فضای محبت می شود بپرهیزد حتی از نگاه کوچکی که دل شورگی می آورد بپرهیزد. این وظیفه برای زنان نیز متصور است.
9- خوش خلقی
یعنی از خشونت بی جا،دروغ، عصبانیت، غیبت ، عیبجویی،ناسزا گفتن،فحش وتهمت ناروا و...بپرهیزد.
10-آشنایی با مسائل زناشویی
یعنی بداند که چگونه در برقراری روابط جنسی وجلب محبت وعشق همسر چه کند.
بسیاری از طلاقها به خاطر عاجز بودن همسران در جلب توجه جنسی صورت می پذیرد.پیشنهاد می شود در این باره به مشاوران خوانواده مراجعه شود.
11-آرایش
یعنی مرد باید پاکیزه،مرتب وخوش بو وخوش لباس و...برای همسر باشد.
توجه داشته باشید که هر گونه خرج کردن برای این امر پسندیده است ونهیی در این باره از منظر اسلام وجود ندارد.
از خدای متعال آرزوی خوشبختی برای همه مؤمنیت خواستارم.
واما حق الزوجه فان تعلم ان الله عز وجل جعلها لک سکنا وانسا فتعلم ان ذلک نعمه من الله علیم فتکرمها وترفق بها وان کان حقک علیها اوجب فان لها علیک ان ترحمها.(البحار-ج۷۸-ح۷۰-ص۲۳۷)
ترجمه:
واما حق زنت این است که بدانی خدای عز وجل اورا مایه آرامش وانس گرفتن قرار داده وبدانی که این انس وآسایش نعمتی است (که خدا بواسطه زن)به تو داده است پس زنت را اکرام کن و نسبت به مهربان باش اگر چه حق تو بر زنت بیشتر است ولکن باید که به او ترحم کنی.
نکته ها:
۱- اسلام بر خلاف برخی ادعاها از زنان حمایت می کند واز مقام او تمجید می کند.
۲-زنان مایه آرامش روحی وروانی مردان هستند که اگر این نعمت از زندگی انسان حذف شود بد بخت خواهد بود.
۳- بر مرد از باب تشکر از نعمت خدا لازم است که همسر خود را احترام کند ودر امور مختلف(جنسی)به او ارفاق نماید.
۴-اگر چه حق مرد بیشتر وسختتر است با همه احوال نباید نسبت به زن بی رحمی نشان دهد.
خدایی د رکدام آموزه غربی از مقام شامخ زن این چنین تمجید می شود واز او حمایت می گردد؟
شاید برخی از آقایان بگویند که کدام آرامش ما که تو خونه با زنمون...داریم؟
در جواب عرض می کنم :
تنشها را یا دوتایی بوجود می آوردید ویا یکی از شماها. به هر حال یا در انتخاب همسر اشتباه کرده اید ویا شما بد رفتاری می کنید.
هنگام پیدا شدن هر کدورتی کافی است باهم بنشینید وبه منشا پیدایش آن مشکل فکر کنید. این سوالها را ازهم بپرسید:
چرا چنین شد؟
چراباید این مشکل ارتباط مارا به هم بزند؟
آیا می ارزد که به خاطر یک اشتباه از هم دل خور شویم؟
آیا بهتر نیست از حق خود بگذریم؟
آیا بهتر نیست از هم معذرت بخواهیم؟
عزیزان! معذرت خواهی از هم نشانه این است که زندگی را دوست داریدمی خواهید عشق در میان شما حاکم شود.
گاهی موقعها شیطان باعث نزاع می شود که در این صورت باید سجاده ات را پهن کنی دور کعت نمار بخوانی وگریه بکنی واز خدا بخواهی که همدیگر را برای هم اصلاح کند واز شر شیظان حفظ نماید.
برای همه شما آرزوی شادکامی دارم
«من اومأ الی متفاوت خذلته الحیل»[1].
هرکه به کارهای پراکنده اشاره کند(یعنی عمل کند)چاره ها او را خوار نمایند.
وقال علیه السلام:
«قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه»[2].
عمل کمی که برآن مداوت شود بهتز عمل زیادی است که انسان را ملول وخسته کند.
توضیح:
بسیار ی از ما انسانها به دلیل داشتن «فکر و اندیشه فعال» تصمیمهای متفاوتی را برای عمل کردن می گیریم.
گاهی در آن واحد تصمیم می گیریم که مثلا از فردا و یا از همین حالا چند کار را انجام دهیم.یا دست به انجام پرژه ای می زنیم و در همان لحظه به فکر پروژهه ای دیگر می افتیم.از یک کار شروع می کنیم وهنوز آن را تمام نکرده به کار دیگر مشغول می گردیم.
ظاهر این عملکردهایی خوش بینانه است وما احساس می کنیم که از پس همه اینها بر می آییم غافل از آنکه به قول قدیمیها:
«جوجه را آخر پاییز می شمارند»!
یعنی خروجی این تصمیمات گوناگون چیزی نمی شود! حتی به زور از میان آن همه تصمیمات یکی را عملی می کنیم؟!!
وقتی خروجی تصمیمات پراکنده وبه تعبیر بنده «گنجشکی» ما افتضاح شد ناامیدی و خستگی و بی حوصلگی ما را بیچاره می کند.
تعبیر به گنجشکی به این خاطر است که همانند این پرنده زیبا زا یک شاخه ای به شاخه دیگر می پریم واز این پرریدنها چیزی جز ضعف قوا عایدمان نمی شود.
ار قافله عقب می افتیم ودیگر توانی نمی ماند که به مقصدی برسیم.
ما می مانیم توقعات بیجا ومرکبی که راهوار بود والآن جان ندارد خود را تکان دهد.
رفقا ناامید نشوید!
از همین حالا یک تصمیم بگیریم این تصمیم متفاوت از همه است واقعا مردانه به آن عمل کنیم.
می پرسید چه تصمیمی؟
«تا کاری را تمام نکردیم کار دیگری را شروع نکنیم».
فرمایش مولا امیر المومنین علیه السلام به این نکته اشاره دارد که پراکندگی در تصمیمات به دلیل اینکه نیر وی انسان را کاهش می دهد و اینکه «انسان انباشته از تصمیات» برای هر کاری باید چاره ای بیاورد ولی نمی تواند، زود ضعیف می گردد.
راهکاری که حضرت دارند این است که به یک کارکمی که بر انجام آن مداوت داشته باشیم اکتفا کنیم وقتی آن کار تمام گشت به سراغ تصمیم بعدی و کار بعدی برویم.
اندیشمندان مغز واعصاب نیز بر این معتقدند که تشتت افکار و تصمیمات گوناگون حتی از نوع صحیح آن، نیرویی مغز وفعالیت مغز را کند می کند وحتی ممکن است اختلال در اندیشه ایجاد کند چه رسد به اینکه ان تصمیات غیر عاقلانه باشد.
یکی از این شبکه ها،شبکه ای است که اختصاص به کودکان ایرانی دارد وبا عنوان«پویا»فعالیت دارد.
وجود شبکه ای خاص برای گروه سنی کودکان، کاری پسندیده است تا با زبان نمایش فیلم بصورت انیمیشن و کارتون و...بتوانند نیازهای کودکان را در زمینه های مختلف فراهم آورند.
فارغ از همه خوبیها وفرصتهای استثنایی که این شبکه دارد،آفاتی تیز متوجه این شبکه است که اثرات منفی آن درکودکان ما بزودی بروز خواهد کرد.
البته این آفات به نظر تعمدی در این شبکه وارد نشده بلکه به خاطر «نبود فیلم تولیدی کافی» مجبورند که از فیلمهای سایر کشورها استفاده نمایند.
مهمترین آفت برخی برنامه ها،محتوای ضد دینی و تبلیغ فرهنگ غرب در فیلمهای خارجی این شبکه است.
چند روزی است که برخی از فیلمهای این شبکه را رصد می کنم که به برخی ایرادات این فیلمها اشاره می کنم. امیدوارم که مسئولین صدا وسیما در خصوص بهینه سازی فیلمها- که متناسب با فرهنگ اسلامی وبومی باشد- ما فکر جدی بکنند:
1. عادی سازی روابط دختر وپسر از سنین کودکی
2. ترویج فرهنگ داشتن دوست پسر ودوست دختر
3. ناسزا گویی
4. تجربه گناه(البته بصورت مرموز)
5. نمایش نمادهای صهیونیستی و شیطان پرستی
6. عادی سازی بی احترامی وبی اعتمادی به والدین
7. آماده سازی ذهن کودکان برای خیال پردازی منفی
8. ترویج جادوگری
9. ترویج دو اصل بزرگ فرهنگ غربی یعنی:لذت جویی،قدرت طلبی
10. ترویج ظلم پذیری
11. درگیر گردن ذهن کودک بین دو فرهنگ ایرانی وغربی وبی اعتمادی به فرهنگ اسلامی وملی
12. ایجاد ترس ذهنی و ماندگار
13. ترویج تفکر اومانیستی صرف و عدم استمداد از امدادهای الهی
14. شخصی سازی دین واینکه دین در حوزه اجتماعی کارآمدی ندارد!
15. ترویج خلق پرخاشگری
16. ترویج فمینیسم در برخی برنامه ها
راه برون رفت از این وضعیت وعلاج این بیماری در فیلمها وبرنامه های شبکه:
1. حمایت از شرکت های ساخت فیلم کودک در کشور
2. نویسندگان داستانها و فیلم نامه های حوزه کودکان، آستین را بالازده وطرحهای جدید وایده های نو مطرح نمایند.
به امید شبکه ای با رنگ و بوی اسلامی و ایرانی
مقاله مشترک اینجانب و همسرم بانو سرگزی
شاید برای شما اتفاق افتاده باشد که در جمعی نکته ای را مطرح کنید و یا نظرتان را درباره چیزی بیان کنید و رفیقی و مستمعی بعد از کلام شما و یا حین سخن گفتن شما،چیزی برخلاف آنچه می گویید مطرح کند.طبیعی است که در درون از نوع نظر او ناراحت می شوید زیرا چیزی بر خلاف نظر وخواست شما گفته و یه گونه ای، ضعف شما را مطرح کرده است.
ولی واقعیت این است که این ناراحتی جز خورد کردن اعصاب و روان خود و بد بینی نتیجه ای ندارد.
ما اشتباه فکر می کنیم که اظهار نظر دیگران در باره مسأله مطرح شده از ناحیه ما،حتما به معنی دخالت دادن نظر است و این درحالی است که بین اعمال نظر و اظهار نظر تفاوت فاحشی وجود دارد.
اعمال نظر به این معنا است که شخصی نظر خاص خود را با تحکم و تفرعن بخواهد عملی سازد و در این مسیر به نظر کسی اهمیت ندهد.اما اظهار نظر صرفا گفتن نظر است بدون اعمال فشار واین نتیجه آزادی بیان است و نه تنها بد نیست بلکه ممکن است به تصحیح با تقویت نظر مطرح شده ما بیانجامد.
پس باید دقت کرد که هر اظهار نظری اعمال نظر نیست لذا بی خودی اعصابمان را درباره نظرات دیگران خورد نکنیم.
رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرماید:
«اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه».(الفقیه،ج4،ص334)
دانشمند ترین مردمان کسی است که علم دیگران را به علم خود اضافه کند.
مستحضرید که یکی از راههای جمع کردن علم دیگران، شنیدن نظرات آنان است لذا بهتر است تحملمان را بیشتر کنیم تا آگاهیمان نسبت به مسائل افزون گردد.
یکی ازوظایف بندگی در همه شئون زندگی خاصه در ایام شهر الله است«انابه»می باشد.جالب توجه اینکه یکی از نامهای ماه مبارک رمضان را«شهر الإنابة»نامیده اند.
انابه در لغت عربی یعنی بازگشت به سوی حق تعالی همراه باتوبه و گریه وزاری است.
حالت انابه ویژگی هایی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم:
1- در انابه بازگشت از خود وخلق به سوی خالق یکتاشرط اول است.
2- انابه کننده دائما باید رجوع الی الله داشته باشد.
انابه به دو قالب عملی و قلبی تقسیم می شود.در انابه عملی مهمترین چیز ترک معصیت است. کسی که گناهی را نخواهد انجام دهد حتی اگر آه و زاری هم نداشته باشد «منیب»محسوب می گردد.در انابه قلبی عبد دائما در خواسته های خود و نیازهایش مراجعه سریع وعلی الدوام به حق تعالی دارد.
در قرآن کریم انبیاء بزرگی رابه عنوان «منیب» و«اوّاه»یاد کرده است:
حضرت آدم،یعقوب،ابراهیم،داوود،سلیمان،ایوب علیهم السلام.
خدای تعالی منتظر انابه کننده گان است و منیب به دلیل اتصال دائمی به ذات باری تعالی وقدرت علی الاطلاق قویترین فرد محسوب می شود.
راهای کسب حالت انابه:
- توجه به آیات ونشانه های عظمت حق تعالی
- ترک گناه
- وداع در آخرین شب از ماه رمضان را امام صادق علیه السلام عامل توفیق برای انابه می داند.
-در خواست جزئی ترین خواسته ها وحاجات از خود خدای تعالی حتی نمک آش را.
-خواندن دعاهایی که قالب انابه دارند مثل دعای کمیل،ابوحمزه ثمالی،مناجات خمس عشره و...
- ارتباط باقرآن کریم از طریق قرائت وتفسیر
- خواندن وتفکر کردن وعمل نمودن به احادیث اهل البیت علیهم السلام
دانلود سخنرانی های بنده با موضوع:
۱- اثرات حب اهل البیت علیهم السلام ورفع گرفتاریهااز اینجادانلود کنید.
۲- تفسیر آیات۲۲۰الی۲۲۴سوره بقره ازاینجا دانلود کنید.
۳- دائم الوضو بودن- تفسیر تبعض -در دین (پذیرفتن بخشیاز احام وطرد برخی دیگر) ازاینجا دانلودکنید.
۴- اهمیت امام شناسی/اینجا
۵- تفسیر آیه۱۸۶سوره بقره/علل عدماجابت دعا/اینجا
۶- تفسیر آیه۸۱سوره طه/اینجا
۷- بدترین دردها/اینجا
روش های دشمنان اسلام و دشمنان کشورمان برای نابودی کشورمان:
1- ترویج بی عفتی و بی حجابی برای رویارویی با روحیه شجاعت و غیرت و جوانمردی جوانان و مردان.
این شیوه به این گونه انجام می گیرد:
- عادی سازی روابط دختر وپسر
- آرایشهای زننده زنانه
- استفاده ار لباسهای کوتاه،رنگی، و نازک و تنگ
- افزایش تعداد آرایشگاه ها به طور فزاینده و باور نکردنی در سطح شهرها
- ترویج طلاق و داشتن خانه های مجردی برای انجام هر گونه ...
- بی تفاوتی صنف لباس فروشان و گمرک در تولید و ورود لباسهای یاد شده به دلایل ...
2- ترویج بی غیرتی برای از بین بردن روحیه مقاوت و ایستادگی مردم کشورمان با ترویج شرابخواری،استعمال دخانیات و مواد مخدر.
این شیوه به این صورت می پذیرد:
- ورود بی رویه مشروبات به شهرها با وجود نیروهای امنیتی و حفاظتی و انتظامی!
- زیاد شدن قهوه خانه ها ونیز ترویج قلیان کشیدن و سیگار در خوانواده
- ورود انواع مواد با شگردهای نامعلوم
3- بی ارزش جلوه دادن ارزشهای اسلامی و دستورات دینی از جمله نماز با معرفی کردن افراد به ظاهر مومن ولی در باطن منافق و خائن به عنوان کسانی که مروج دین هستند تا مردم عملا از ارزشها متنفر شوند.
4- ترویج روحیه گدایی در کل سیستم اقتصادی برای باز شدن روی دولتمردان برای ارتباط با خارج برای استقراض و...با اینکه کشور ما دارای ذخایر عظیم اقتصادی است!
اگر می خواهید کشورتان آسیب نبیند از دایره فعالیت دشمنان دوری کنید.
لطفا این پیام را برای رضای خدای تعالی و حفظ ناموستان و کشورتان به دیگران اطلاع دهید.
همیشه یک باور برایم مهم است:«خدا پشتیبان مومن است».
امیر المومنین علیه السلام در وصف اهل تقوا می فرماید:
«انفسهم عفیفه».(نهج البلاغه /خطبه متقیبن)
ترجمه: جانهای آنان بسیار پاک است.
در خصوص معنی عفت دو مطلب وجود دارد:
۱- پاکی از آلودگی به هر گناهی خصوصا گناهان جنسی
۲- پاکی از آلودگی به گرد و غبار تعلق به غیر الله که جزو درجات علیین محسوب می گردد.
دلیل اینکه حضرت فرمود جان آنان عفت دارد به این جهت است که جان مرکز کشور دل است و اگر این مرکز استراتژی پاک گردد سایر جهات کشور وجود آدمی پاک خواهد شد.
منشا این پاکی دوری از هوای نفس و نیز احساس حضور ومراقبت علی الدوام باری تعالی بر شخص است.
انسان متقی می داند که نهان وآشکار او تحت سیطره علم ودانش وقدرت خدای تعالی است لذا جرات نمی کند تا در محضر حق جسارتی کند.
در منابع اسلامی عفت را در موضوعات متعددی مطرح نموده اند:
۱- عفت چشم که عبارت باشد از آلوده نکردن آن به نگاه به نامحرم
۲- عفت گوش که عبارت باشد از ترک شنیدن موسیقی و غیبت وتهمت ودروغ و...
۳- عفت زبان که عبارت باشد از دوری از گناهان زبانی مثل دروغ و. غیبت و...
۴- عفت فرج که عبارت باشد ازحفظ آن از نامحرم
۵- عفت جسم که عبارت باشد از عدم لمس نامحرم
۵- عفت شکم که عبارت باشد از اجتناب از حرام خواری وخوردن غذا ونوشیدنیهای شبهه ناک.
۷- عفت دل که ترک تعلق داشتن به غیر الله است.
بدانید عزیزانم که انسان عفیف می تواند در حد نبی پیامبر قرار گیرد.
رسول خدا(ص): کاد العفیف ان یکون نبیا.(نهج الفصاحه)
ترجمه: زود است که عفیف وپاک دامن نبی بشود.
راه کسب عفت:
۱- بداند که همیشه خدای تعالی وفرشتگان وپیامبر واهل البیت علیهم السلام وحتی اعضاء وجوارح او وی را می بیند.
۲- از گناهان دوری کند.
۳- هر روز۱۱بار سوره قل هو الله احد را بخواند.
۴- شب قبل از خواب ۱۱بار سوره قدر را بخواند.
۵- خانم ها مداومت بر قرائت سوره نور کنند .
۶- مردان مداومت بر قرائت سوره یوسف کنند.
۷- ذکر شریف لا حول ولا قوه الا بالله العی العظیم را ورد دل وزبان خود کند.
۸- بر واجبات اهتمام ورزند خصوصا نماز اول وقت.