۱۳۰ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

خودت + دیگران

 

بی توجهی به حال اطرافیان و دوستان و آشنایان عملی نکوهیده است.

دستور اکید اسلام بر همیاری و توجه به هم نوع است تا شادی های زندگی و غم های را همه باهم احساس کنند و برای حل مشکلات به هم کمک کنند.

تمرکز کردن بر خود و خود و خود از انسانیت و ایمان به دور است.

 

به این حدیث توجه کنیم:

 

خلّاد گوید:

 مردى دیر به خدمت پیامبر (ص) رسید، پیامبر به او فرمود: 

چه باعث شده است که تو را کم ملاقات مى‏کنم؟

 

پاسخ داد: 

اى رسول خدا برهنگى مانع آمدنم بود.

 پیامبر فرمود: 

آیا همسایه‏ات دو جامه نداشت که یکى را به تو عاریه دهد؟

 پاسخ داد چرا [داشت.] 

 

حضرت فرمود:

 او برادر تو نیست.[1]

 


[1] حر عاملى، محمد بن حسن، آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام، 1جلد، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهشهاى اسلامى - مشهد مقدس، چاپ: پنجم، 1380.

 

 

صدقه روزانه

یکی از دستورات اسلام برای رفع گرفتاریها و امان ماندن از حوادث بد و سختیها دادن صدقه به نیازمندان است.

ما امکان پرداخت صدقه روزانه را برای کاربران آسان کردیم.

کمک های شما به نیازمندان از اهل علم، دانش جویان و دانش آموزان و مریض ها و قرض داران خواهد رسید.

می توانید از ما مطالبه قبض پرداخت کنید.

کافی است کلیک کنید

آزادیه تو ببند

‏به بی حجابی پیری گفت:

دخترم حجابت را مراعات کن که بی حجابی، امنیت روحی مردم را برهم می زند.

دختر: من دوست دارم آزادباشم مردم چشمشان راببندد.

پیرمرد کفشهایش را درآورد.

 بوی گندجوراب فضا را پرکرد.

 دختر گفت: 

کفشاتو بپوش خفه مان کردی.

پیر گفت:

 دوست دارم آزادیه تو بینی ات را ببند!

سلمان محمدی

 رهبر انقلاب در ابتدای درس خارج روز دوشنبه مورخ ۲ بهمن‌ماه، به ذکر حدیثی ازامام صادق(ع)، درباره خصوصیات جناب سلمان فارسی پرداختند. نظر به اینکه این حدیث می‌تواند الگویی اخلاقی و رفتاری برای نیروهای مؤمن و انقلابی باشد، خط حزب‌الله برای اولین‌بار آن را منتشر می‌کند.

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم.

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین.

«عَن مَنصورِ بنِ بَزرَج، قال: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ الصّادِق (علیه‌السّلام):

 ما أَکثَرَ ما أَسمَعُ مِنکَ یا سَیِّدی ذِکرَ سَلمانَ الفارسی»، راوی می‌گوید چقدر من زیاد می‌شنوم از شما که نام سلمان را می‌برید و از او یاد می‌کنید. معلوم می‌شود که حضرت [امام صادق (علیه‌السّلام)] مکرّر در مکرّر راجع به سلمان مطالبی را می‌فرموده‌اند.

این شخص تعجّب می‌کند که چیست که اینقدر موجب شده شما به او توجّه دارید، یا شاید مثلاً به او محبّت دارید و از این قبیل. «فَقال: لاتَقُل «الفارسی» وَ لکِن قُل سَلمانَ المُحَمَّدی»، یعنی نسبتِ او، فراتر از نسبت قومی و میهنی است؛ نسبت دینی است. این البتّه به هیچ‌وجه، طعن به قوم فارس نیست؛ پیغمبر اکرم و ائمّه (علیهم‌السّلام) از فارس - مردم ایران- تمجید کردند، تعریف کردند؛ در این که تردیدی نیست. می‌خواهد بفرماید که این شخص، فراتر و بالاتر از این است که به نسبتِ قومی شناخته بشود؛ نسبتِ او، نسبتِ عقیده و دین و پیامبر است؛ او کأنّه مثلاً- فرزند پیغمبر است.

«أَ تَدری ما کَثرَةُ ذِکری لَه؟» [حضرت فرمود] می‌دانی چرا؟

 «قُلتُ: لا.

قال: ثَلاثِ خِصالٍ»، سه خصوصیّت در سلمان بود که این موجب می‌شود که من او را زیاد یاد کنم و نام او را ببرم -لابد مثلاً- اجلال کنم او را، تعظیم کنم او را یا محبّت به او بورزم.

«أَحَدُها: ایثارُه هَوی أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‌السّلام) عَلی هَوی نَفسِه»، چیست آن سه خصلت؟

یکی‌اش این است: میل امیرالمؤمنین را بر میلِ خود غلبه می‌داد. از این معلوم می‌شود که بیش از یک بار چنین چیزی اتّفاق افتاده که حضرت چیزی را اراده کردند، سلمان چیز دیگری در دل خود و در ذهن خود می‌خواسته است ولیکن میل و هوای امیرالمؤمنین را  -«هَوی» یعنی میل- بر میل خود ترجیح داده است.

ببینید مقام امیرالمؤمنین را؛ حالا البتّه اینها که گوشه‌وکنارهای آن عظمت و آن جلالت الهی و ملکوتی و جبروتی است ولی خب، اینها همه، هرکدام یک نشانه است.

«وَ الثّانیَة: حُبُّهُ لِلفُقَراء وَ اختیارُه اِیّاهُم عَلی أَهلِ الثَّروَةِ وَ العَدَد»،

[دوّم:] فقرا را دوست می‌داشت. بعضی‌ها از طبقه‌ی مستضعف جامعه اصلاً بدشان می‌آید؛ حاضر نیستند طرف آنها بروند، نگاه بکنند به آنها! خودشان را برتر از آنها می‌دانند؛ او نه؛ فقرا را دوست می‌داشت، آنها را بر اهل ثروت ترجیح می‌داد. اگر فرض بفرمایید در یک جایی امر دایر بود بین یک سرمایه‌دارِ محترمِ خیلی پول‌داری یا یک فقیری، یا باید مثلاً خانه‌ی این برود یا خانه‌ی آن برود، یا باید به این سلام کند یا باید به آن سلام کند، این فقیر را بر آن غنی ترجیح می‌داد؛ اینها درس است دیگر.

ما طلبه‌ها، ما جامعه‌ی روحانیّت و علمی، یکی از خصوصیّات‌مان از اوّل همین بوده است که با ضعفا و طبقه‌ی ضِعاف نزدیک بوده‌ایم؛ این خیلی امتیاز بزرگی است. بله، گاهی پول‌دارها ممکن بود سراغ یک عالمی هم بیایند، او هم یک احترامی بکند امّا معاشرت روحانیّون ما، علمای ما، مراجع ما، ائمّه‌ی جماعت ما -علمائی که بودند با مردم- عمدتاً با مردم فقیر و زیر متوسّط بوده است؛ این خیلی چیز مهمّی است؛ این را باید نگه بداریم. حالا که علما و روحانیّت، به یک موقعیّتی در عالم سیاست دست پیدا کرده‌اند، نباید آنچه را تاریخچه‌ی ما و سنّت کهن ما است از دست بدهیم. اینکه در یک شهری یک عالمی مثلاً باشد، [ولی] بین مردم معروف باشد که ایشان با تجّار و با پول‌دارها و با باغ‌دارها و مانند اینها [اُنس دارد] - مهمانی خانه‌ی این؛ مهمانی در باغ آن- امّا با فقرا نه، اُنسی ندارد؛ این چیز خوبی نیست. این هم یک خصوصیّت.

«وَ الثّالِثَة: حُبُّهُ لِلعِلمِ وَ العُلَماء»، یکی هم این [سوّمی]: جناب سلمان علم را دوست می‌داشت، علما را دوست می‌داشت.

 این سه خصوصیّت در این بزرگوار، موجب می‌شود که امام صادقِ با آن جلالت و عظمت، نسبت به او گرایش پیدا کند، محبّت -یا تجلیل و تعظیم- نسبت به او بکند. «إِنَّ سَلمانَ کانَ عَبداً صالِحاً حَنیفاً مُسلِماً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکین[1]»، [می‌فرمایند: سلمان بنده‌ی صالحِ حنیفِ مسلمان است و از مشرکین نیست].

 



[1] -  منبع حدیث: « بحار» 22/ 327- از کتاب« امالى» مفید.

 

غرق فضای مجازی

تودیع و معارفه امام مسجد امام جعفر صادق علیه السلام ساسانی

تودیع و معارفه امام مسجد امام جعفر صادق علیه السلام ساسانی توسط حجت الاسلام خالقپرست معاونت محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد استان البرز هم زمان با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء آغاز شد.در ادامه حجت الاسلام خالقپرست معاون امور مساجد استان به ایراد سخنرانی پرداختند و ضمن بیان مسائل اخلاقی به فعالیت های انجام شده در مرکز و وظایف فعالین مسجد از قبیل امام ، خادم و هیئت امناء پرداختند .

معاونت مرکز با قرائت حکم امامت حجت الاسلام فتحی را بعنوان امام جدید معرفی نمودند و حجت الاسلام نصرتی را تودیع کردند.

در پایان حجت الاسلام نصرتی ضمن ارائه گزارش مختصری از فعالیت های انجام شده در مدت امامت، مشغله کاری شان را دلیل کناره گیری از این مسئولیت بیان کردند.

چهارشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۰۶

سامانه مشاوره آنلاین اجوبه

سامانه مشاوره آنلاین اجوبه به روز رسانی شد.

کافی است بر روی عکس کلیک کنید

اپلیکیشن سامانه مشاوره اجوبه یکی از قویترین و بروزترین اپلیکیشن ها در این زمینه میباشد پس از دانلود اپلیکیشن میتوانید به صورت انلاین با کارشناسان مورد اعتماد خود صحبت کنید و همینطور میتوانید به پرسش های خود را در پروفایل کاربری خود ببینید دسترسی به تمام محتوای سایت در قالب اپلیکیشن نیز یکی دیگر از مزیت های اپ اندروید اجوبه میباشد.

تعصب

سؤال:

کدام   تعصب  بد  است؟

جواب:

از امام على بن الحسین علیه السلام درباره" تعصب" سؤال کردند فرمود:

العصبیة التی یاثم علیها صاحبها ان یرى الرجل شرار قومه خیرا من خیار قوم آخرین، و لیس من العصبیة ان یحب الرجل قومه، و لکن من العصبیة ان یعین قومه على الظلم.

" تعصبى که انسان به خاطر آن گناهکار می ‏شود این است که اشرار قومش را بهتر از نیکان قوم دیگر بداند، اما اینکه انسان قوم و قبیله خویش را دوست دارد عصبیت نیست، عصبیت آن است که انسان قوم و قبیله خود را در ستمگرى یارى دهد"[1]



[1] - اصول کافى( باب العصبیه) ج 2 صفحه 233.

دستور العمل برای کسب آرامش حداقلی

 

از اعمال عبادی زیادی که در آنهاحضور قلب نداریدپرهیز کنید.

 سعی کنید به کیفیت کار توجه کنید تا کمیّت آن.

اعمال زیر را هر روز انجام دهید:

۱. سوره «یس» یکبار.

۲. صلوات به هر تعداد که می توانید.

۳.استغفار هفتاد بار.

۴. به کارهای مربوط به منزل و فرزندان و همسرتان بپردازید و در این زمینه کم نگذارید.که از صد سال شب زنده داری بهتر است.

۵. تا ضرورت اقتضا نکرد صحبت نکنید.

۶. قبل از انجام هرکاری و گفتن کلامی درباره اش فکر کنید اگر مرضی خدا بود انجام دهید.

۷. از معاشرت با انسانهایی که غافل هستند پرهیز کنید.

۸. فعالیت مجازی را کم کنید و در ساعت خاصی کتاب مطالعه کنید.

۹. با همسرتان درباره استفاده بهینه و در زمان خاص از موبایل پیشنهاد مذاکره بدید و بین هم قراری برای فعالیت بگذارید.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

ایام محسنیه

چند نکته درباره بدعت ایام محسنیه

1-      بی تردید مصیبت شهادت حضرت محسن بن علی دلهای همه محبان خاندان عصمت علیهم السلام و آزادگان جهان را داغدار کرده است.

2-      قاتلین این سبط پیمبر قطعا مغضوب الهی هستند که لعنت خدا بر آنان باد.

3-      اظهار اندوه و تاسف بر این مصیبت از موارد قربات الی الله است.

4-      بی تردید برگزاری ایام محسنیه در این برهه از زمان جز ایجاد شکاف و تفرقه بین امت اسلامی چیز دیگری نخواهد داشت.

5-      از بین علما و مراجع سلف بصیر و آگاه به زمان و علمای فعلی کسی دستور به برگزاری چنین مناسبتی نکرده است.

6-      در سیره عملی اهل البیت علیهم السلام نیز چنین چیزی وجود ندارد.

7-      متاسفانه جریان خطرناک آخوندهای انگلیسی با مسائلی از این دست به اختلاف افکنی بین امت اسلامی و زشت کردن چهره شیعه دامن می زنند.

8-      شیعه واقعی نه جلوتر از اهل البیت علیهم السلام حرکت می کند و نه از آنان عقب می افتد.

9-      شیعه واقعی و با بصیرت ملازم اهل البیت علیهم السلام است.

لطفا این پیام را منتشر کنید.

شادکن باش

امام  صادق علیه السلام:

مَن أدخَلَ السُّرورَ على مُؤمِنٍ فقد أدخَلَهُ على رسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله ، و مَن أدخَلَهُ على رسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله فقد وَصَلَ ذلکَ إلى اللّهِ ، و کذلکَ مَن أدخَلَ علَیهِ کَرْباته.

«هر که به مؤمنى شادى رساند ، به رسول خدا صلى الله علیه و آله شادى رسانده باشد و هر که به رسول خدا صلى الله علیه و آله شادى رساند ، به خدا شادى رسانده باشد و چنین است هر که به مؤمنى اندوهى رساند .[1]»



[1] - الکافی : 2/192/14

اقدامات معنوی برای جلوگیری از زلزله

علی بن مهزیار می گوید:

 کَتَبتُ إلى أبی جَعفَرٍ علیه السلام وشَکَوتُ إلَیهِ کَثرَةَ الزَّلازِلِ فِی الأَهوازِ ،وقُلتُ :

تَرى لِیَ التَّحَوُّلَ عَنها ؟

 فَکَتَبَ علیه السلام :

 لا تَتَحَوَّلوا عَنها ، وصومُوا الأَربِعاءَ وَالخَمیسَ وَالجُمُعَةَ ، وَاغتَسِلوا وطَهِّروا ثِیابَکُم ، وَابرُزوا یَومَ الجُمُعَةِ ، وَادعُوا اللّهَ فَإِنَّهُ یَدفَعُ عَنکُم .

 قالَ : فَفَعَلنا فَسَکَنَتِ الزَّلازِلُ .


على بن مهزیار  نقل می کند:

 به ابو جعفر (امام جواد) علیه السلام نامه اى نوشتم و از فراوانى زلزله در اهواز به ایشان شکایت نمودم و گفتم : آیا صلاح مى دانید من از این شهر منتقل شوم؟

 ایشان مرقوم فرمود :

«از آن جا منتقل نشوید . چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید و جامه هاى پاکیزه بپوشید و روز جمعه بیرون روید و به درگاه خدا دعا کنید . [خداوند ،] زلزله را از شما برطرف مى کند.

 ما این کار را کردیم و زلزله ها فرو نشستند ..[1]»



[1] - تهذیب الأحکام : ج 3 ص 294 ح 891 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 544 ح 1515 ، علل الشرایع : ص 555 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 91 ص 150 ح 8 .

من یک بانوی ایرانی مسلمانم

بعد از این همه شبهاتی که درمورد حقوق زن در اسلام تو فضای مجازی پخش شده این متن واقعا  به شبهات پاسخ زیبایی داده است:

اﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ می شد هرچه خریده بود اول به ﻣﻦ  می داد اﻭ می گفت ﺳﻔﺎﺭﺵ پیامبر ﺍﺳﺖ ...

ﺍﻭﻝ ﻣﺮﺍ می بوسید ﺳﭙﺲ به ﺳﺮﺍﻍ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ می رفت ﺗﺎ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ...

ﻃﺒﻖ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﻗﺪﻡ و سعادتمند می دانست  ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ  ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ گل ﺧﻄﺎﺏ می کرد.

وقتی ازدواج کردم،وظیفه ی سنگین جهاد از دوش من برداشته شد و دادن یک لیوان آب به همسرم اجر جهاد در راه خدا را برایم داشت...

خداوند برایم حق مهریه و نفقه قرار داده تا استقلال مالی داشته باشم و دستم جلو هیچ کس دراز نباشد...

از طرفی میﺘﻮﺍﻧﻢ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻏﺪﻏﻪﯼ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ؛ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﭘﺪﺭ ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

پدرم همیشه مواظب بود تا دلم نشکند و آزاری نبینم چراکه پیامبرش گفته است:

زنان مانند بلور اند حساس و شکننده، آنها را نیازارید...

وقتی مادر شدم خدای مهربان از محبت و عشق خودش در من دمید تا نسل آینده بشر را تربیت کنم و به پاداش آن بهشت ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ قرار داد...

ﺩﯾﻪ ﯼ ﭘﺪﺭ ﻭﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ اگر ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﺎﻓﺎﺕ ﺷﻮﺩ به مسلمان بودنم افتخار می کنم که پیامبرش گفته است :

چه فرزند خوبی است دختر پرمحبت، کمک کار، مونس و همدم، پاک و علاقه مند به پاکیزگی

 (ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻡ)

ﺣﺎﻟﻢ ﺍﺯ فمنیسمی به هم  می خورد که ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻣﺮدان ﻣﺴﺎﻭﯼ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ.

ﻣﻦ تساوی ای ﺭﺍ نمی خواهم ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ  ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ بدوم ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺪﺭﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭﺍ بگیرم

من ریحانه ام جایگاهم فراتر ازین حرفهاست.

من یک زنم ... خالقم سوره ای به نامم نازل کرد!

من یک زنم...

خالقم طواف نساء را واجب کرده که بدون آن حتی حج ات قبول نیست.

من یک زنم...

و خالقم گفته باید هفت بار پا در جای پای یک زن، هاجر بگذاری و آنقدر سعی کنی تا خدایت تو را بپذیرد.

من زنم....

بهشت زیر پای مادر است...

روح انسان از درون من به او دمیده میشود...

هر روز پاسداری من از کودکم،ثوابی عظیم دارد.

اگر یک ساعت همسرم، با محبت و انس با من باشد، و به من خدمتی کند برای او برابر با هزار سال عبادت است..

سرشت و صفات انسانها از شیر من است...

عفت من سرمایه الهی من است.

من چرک نویس هیچ احساسی نمی شوم!!!

من عاشق سوره کوثرم...سوره ای که گواهی میدهد نسل پیامبر نسلی است که از سلاله یک زن است.

وقتی حجاب داری

وقتی حجاب داری....

1-   می شوی  نور چشمی خدا چرا که به خواسته اش عمل کردی.

2-   می شوی بالاتر از فرشته چرا که به اصل انسانییت بازگشتی.

3-   می شوی یک موجود برتر که می توانی چشم هوسرانان را بر خود ببندی.

4-   می شوی موجودی که ابهت و عظمتت مردان را به زانو در می آورد.

5-    می شوی یک همسر خوب چرا که به شوهرت خیانت نمی کنی.

6-     می شوی مادر خوب چرا که نجابتت را به فرزندانت نشان می دهی.

7-     می شوی همسایه خوب که مایه افتخار شوی نه مایه انزجار.

8-     می شوی رفیق خوب که به تو اعتماد کنند.

9-     می شوی یک ایرانی اصیلِ مسلمان که گدشتگانت به تو افتخار کنند.

10-   می شوی یک خواهر خوب که برادرت به خاطرت نگران نباشد.

11-   می شوی شبیه سیده زنان عالم که به تو لبخندی ازسررضایت زند و شفیع تو در محشر باشد.

12-   می شوی پاک که دلهای آلوده در تو طمع نکنند.

13-   می شوی «مرحومه» نه «ملعونه»که برایت فرشتگان  وعالمیان دعا کنند.

14-   می شوی «مبارکه»نه «کالای معامله» که خیر و نیکی از رشته های چادر ت بریزد.

15-   می شوی «مستوره»(=پوشیده) که تور ا از آتش دورخ بپوشاند.

16-   می شوی «مأمونه»(=در امنیت)تا به هنگام کوچ از دنیا عذاب قبر نبینی.

17-   می شوی «صّدیقه» که به پاکی دلت گواه باشد.

18-   می شوی «صالحه» که از «فاحشه» به دور باشی.

19-   می شوی  «مقتدر» که «ملعبه»(=بازیچه) دست این وآن نباشی.

20-   می شوی «مایه عزت» که از «ذلت» به دور باشی.

21-  می شوی انسان به تمام معنا که از شیطان به دور باشی.

22-  می شوی جزو «حزب الله» که از «حزب شیطان» به دور باشی.

23-  می شوی  «آزاده» که در بند هوی وهوس نباشی.

24-  می شوی  زیبا که به جمال باطنی ات گواه باشد.

25-  می شوی «دست نایافتنی» که بهایت رود بالا.

وقتی حجاب داری خودت هستی  برای خدا...

راه تشخیص خوبتر

انتخاب بهترین عمل از بین کارهای نیکف خود یک توفیق خاص می طلبد. اینکه بتوانیم از میان دو کار، آنکه بها و ارزش زیاده ای دارد را برگزینیم نشان می دهد که «بصیرت» نافذ شده و خدای مهربان به تو « فرقان»  یعنی قدرت تشخیص حق و باطل را داده و این جای شکرگزاری است.

مؤمن باید «عمل احسن» انجام دهد و به حداقل از «کار حسن» راضی نشود. در این صورت، سرعت رشد و پیشرفت او زیاد خواهد بود.

به نمونه ای از روش تشخیص خوب و خوب تر اشاره می کنیم:

روی عن بعض الصّحابة قال‏: جاء رجل من الأنصار إلى النّبیّ (صلّى اللّه علیه و آله) فقال: یا رسول اللّه إذا حضرت جنازة و مجلس عالم أیّهما أحبّ إلیک أن أشهد؟

فقال رسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله): إن کان للجنازة من‏ یتبعها و یدفنها فإنّ حضور مجلس عالم أفضل من حضور ألف‏ جنازة، و من عیادة ألف مریض، و من قیام ألف لیلة، و من صیام ألف یوم، و من ألف درهم یتصدّق بها على المساکین، و من ألف حجّة سوى الفریضة، و من ألف غزوة سوى الواجب تغزوها فی سبیل اللّه بمالک و نفسک، و أین تقع هذه المشاهد من مشهد عالم؟ أما علمت أنّ اللّه یطاع بالعلم و یعبد بالعلم؟ و خیر الدّنیا و الآخرة مع العلم، و شرّ الدّنیا و الآخرة مع الجهل[1]؟

ترجمه:

از برخى از اصحاب و یاران رسول خدا روایت شده که او گفته:

مردى از انصار (گروهى از مردم مدینه که برسول خدا ایمان آورده او را یارى کردند) نزد پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) آمده گفت:

اى رسول خدا هر گاه مرده‏اى و مجلس عالم و دانشمندى دیدار شد کدام یک نزد تو دوستتر است که من حاضر شوم (و از ثواب و پاداش آن بهره‏مند شوم)؟

 رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود:

اگر براى جنازه و مرده کسى است که او را همراهى کند و بخاک بسپارد حضور و بودن مجلس عالم برتر از حضور هزار جنازه‏ و عیادت و دیدار هزار بیمار، و برپا ایستادن هزار شب (براى عبادت و بندگى) و روزه گرفتن هزار روز است، و از هزار درهم (پول نقره) که آنها بمستمندان و نیازمندان بخشیده شود، و از هزار حجّ جز حجّ واجب، و از هزار جنگ رفتن جز جنگ رفتن واجب که بوسیله دارائى و جانت در راه خدا بجنگى، و کجا برابرى میکند حضور در این جاها با حضور نزد عالم و دانشمند؟ آیا نمیدانى خدا بوسیله علم و دانش اطاعت و پیروى و عبادت و بندگى مى‏شود؟ و خیر و نیکى دنیا و آخرت با علم و دانش است، و شرّ و بدى دنیا و آخرت با جهل و نادانى؟

 نکته :

با توجه به این روایت، می شود حدث زد که بزرگترین راه تشخیص خوب و خوب تر توجه به «میزان محبوبیت» عمل در نزد خدای عزوجل است که با معیارهای قرآن و حدیث و عقل سلیم می توان آن را فهمید.

پی نوشت:

[1] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ،بنادر البحار، النص، ص: 119

 

تاثیر رفتار در دوره کودکی و جوانی بر شکل گیری شخصیت

هنگامی که مردم شام درجنگ صفین قرآنها را بر نیزه ها زدند و جنگجویان را به حکم‌قرآن دعوت نمودند علی (ع) فرمود:

ای بندگان خدا من سزاوارترین کسی هستم که کتاب خدا را پذیرفته ام اما معاویه، عمرو بن عاص، ابن ابی معیط، حبیب بن مسلمه و ابن ابی سرح، اینان نه اهل دیانت اند و نه به قرآن اعتقادی دارند من آنها را بهتر از شما می شناسم در وقت کودکیشان با آنها بوده ام و پس از آنکه به حد مردی رسیدند باز یا آنها بوده ام در هنگام کودکی و مردی بدترین بودند.

این سخن، (دعوت او به حکم قرآن) سخن حقی است که از آن اراده باطل و ناروا شده، بخدا قسم اینان قرآن رابلند نکرده اند اینان قرآن را نمی شناسند و بدان عمل نمی کنند و اینکه می بینید که قرآنها را بر سر نیزه ها کرده اند جز مکر و حیله چیز دیگری نیست[1].

 

نکته:

از این فرمایش حضرت استفاده می شود که شخصیت فرد در دوران کودکی و جوانی به هر صورت شکل گیرد، در ادامه حیات و زندگی آن شخصیت خود را نشان می دهد.

حرکت به سمت حق در دوران کودکی و جوانی نکته کلیدی شخصیت حق گرا ساز است.

 

پی نوشت:

[1] - ترجمه الغدیر،ج۳،صفحه ۲۳۶

 

 

زندگی خوشبختانه

لطفا برایمان از زندگی سعادتمند بنویسید.

جمله بالا دغدغه یکی از دوستان در نحوه زندگی کردن است که نشان می دهد انسانی آینده نگر و دلسوز برای خود و دیگران است.

بحث درباره خوشبختی فرصت زیادی را می طلبد تا در باره آن حق مطلب ادا شود.

ولی به اجمال برخی از راه های احساس خوشبختی  و رضایت از زندگی را می نویسیم:

1- همیشه به خاطر داشته باشید که در هر حال یک پشتیبان در تمام ناکامی ها دارید و او خدای مهربان است که نزدیکترین ،مهربانترین، و دلسوزترین فرد برای انسان است. او خواسته بندگانش را می داند و خواسته ای آنان را جواب می دهد. باوجود چنین کسی و نزدیک شدن به او موانع سعادت برطرف خواهد شد.

2- عبادات خود را سر وقت انجام دهید مخصوصا نماز را در وعده  های خاص خود اقامه کنید. شما با نماز رشته اتصال خود با خدایی که خوشبختی ها را تقسیم می کند را محکم می کنید به علاوه بزرگترین دشمن خود را که هر لحظه ای مانع خوشی است یعنی شیطان را دور می کنید.

3- عادت کنید در هنگام بروز مشکلات یک جایی را برای گریه انتخاب کنید. تعجب نکنید! گریه باعث تسکین آلام قلب و مایه آرامش است و وقتی روح خود را از نگرانیها وآشوبها تخلیه کردید راحت تر می توانید مشکلات پیش آمده را مدیریت کنید.

4- سعی کنید همیشه با دیگران متواضعانه برخورد کنید و فکر کنید که شما از او گناهکارترید تا بتوانید راحت تر ارتباط صمیمی ایجاد کنید.

5- در زندگی هدف داشته باشید برای این کار آنچه در طی روز انجام می دهید را برای خدا نیت کنید در این صورت با خدایی که تجارت کرده اید که کمترین سود حاصل از این تجارت آرامش روحی در دنیا است زیرا وقتی بدانید که کار های انجام شد ه در پیش خد ا محفوظ است از کار کردن اگر چه طاقت فرسا باشد لذت خواهید برد.

6- خود را درگیر تجملات  و خوشیهای دروغین و گذرای دنیا نکنید. اگر بدانید که با تقویت روح چه چیزهایی از عوالم ملکوت می بینید دیگر دنیا را طلاق خواهید داد. توجه داشته باشید که هر اندازه تعلق قلب و دل و جانتان به دنیا بیشتر شود به همان اندازه غصه شما بیشتر می شود چون انسان از دنیا سیر نمی شود و هر آنی دنبال چیز جدید است و اصلا به خودش و اینکه لذت می برد یا نه فکر نمی کند.

7-با مومنان نشست و بر خواست داشته باشید مومن به دلیل آزار نرساندن به انسان و نیز  روحیه لطیف خود انرژی مثبت زندگی و لبخند و خوشی را به شما انتقال خواهد داد. لذا از انسانهایی که با خود درگیرند و خدا را کنار گذاشته اند دوری کنید زیرا آنان نه تنها مشکل حل نمی کنند بلکه مشکل آفرین هستند.

8- سفرهای خود را به اماکن متبرکه و سیاحتی سالم  تقویت کنید. در این سفرها بسیاری از مشکلات روحی که خود از وجود آنها بی خبریم حل خواهد شد که تبعا در نگرش به زندگی و اداره آن تأثیر خواهد گذاشت.

9- نظم و انضباط را در هر حال فراموش نکنید . بی نظمی سبب تشویش خاطر است که احساس پوچی و نارضایتی را به خاطر نرسیدن سریع به خواسته ها و نیازها در پی خواهد داشت.

10-عادت کنید اوقاتی را برای مطالعه و نوشتن سپری کنید. پیشنهاد می کنم حدیث بخوانید که  مطالب سودمندی را درآن خواهید یافت که دیدتان را به همه چیز تغییر می دهد.

11- هنگام بروز هر ناراحتی  فکر کنید و علت ایجاد کننده آنرا بیابید وتصمیم بگیرید که دیگر آنرا تکرار نکنید.

12- گاهی موقع لازم است  دم بدم گذشت داشته باشید اگر کسی با شما قهر کرد شما آشتی را شروع کنید زیرا در حالت قهر ماندن جز خورد کردن روحیه دو طرف چیز دیگری به همراه ندارد.

  و سخن نهایی اینکه به قول حافظ رحمه الله:

     آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است                بادوستان مروّت با دشمنان مدارا

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

دیدار با برادر دینی و دست دادن با او

آیا زنان می توانند به دیدار برادر دینی خود روند و با آنان دست دهند؟

نکته: این پست صرفا برای پاسخ به سؤال است و نویسنده به دنبال ترویج فرهنگ مفسده دار دست دادن با نامحرم نیست!

در پاسخ به این سؤال که عین آن را در زمان امام صادق علیه السلام از حضرت پرسیده اند، توجهتان رابه تحلیل روایت ذیل جلب می کنم:

 

سَعِیدَةُ وَ مِنَّةُ أُخْتَا مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ بَیَّاعِ السَّابِرِیِّ قَالَتَا:

 دَخَلْنَا عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقُلْنَا تَعُودُ الْمَرْأَةُ أَخَاهَا قَالَ نَعَمْ قُلْنَا تُصَافِحُهُ قَالَ مِنْ وَرَاءِ الثَّوْبِ قَالَتْ إِحْدَاهُمَا إِنَّ أُخْتِی هَذِهِ تَعُودُ إِخْوَتَهَا قَالَ إِذَا عُدْتِ إِخْوَتَکِ فَلَا تَلْبَسِی الْمُصَبَّغَةَ.[1]

ترجمه:

سعیده و منّه خواهران ابن ابی عمیر می گویند که بر محضر مبارک امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم و عرض کردیم:

زن می تواند برادرش را دیدار کند؟

حضرت فرمود: بله

عرض کردیم: می تواند با او دست دهد؟

فرمود: از پشت لباس می تواند.

یکی از آن دو عرض کرد: این خواهرم با برادرانش دائم دیدار می کند نظر شما چیست؟

فرمود: وقتی می خواهی برادرانت را دیدار کنی لباس رنگی نپوش.

 نکات:

1-این روایت مرفوعه است و قابل مناقشه سندی است.

2- از این روایت استفاده می شود که زنان در زمان امام این فرصت را داشتند که مسائل شرعی خود را از مرجع دینی خود یعنی امام بپرسند و این نشان می دهد برخلاف تفکر برخی بر اینکه اسلام زن را به حاشیه کشانده، اسلام به زنان آزادی  معقول را ارزانی داشته است.

3- درباره «اخ» و «اخوه» که در روایت آمده دو معنی می توان بیان کرد:

یکی برادر نسبی انسان و دیگری برادر دینی. با توجه به اینکه شرعا برادر نسبی محرم زن محسوب می شود سؤال درباره اینکه آیا با او دست بدهند یا آیا با او دیدار کنند یا نه بی مورد است. لذا به نظر می رسد در این روایت منظور برادر دینی است.

4- طبق این روایت دیدار برادر دینی و پرس و جوی احوال او ایرادی ندارد و این حکم اولی است و فرض است که از این دیدار هیچ گناه و یا معصیتی متوجه زن نیست. بله اگر زن احتمال بدهد که در این دیدار امکان افتادن در گناه و معصیت برای خود و یا برادر دینی اش و جود دارد این دیدار حرام خواهد بود.

5- اما درباره دست دادن در این روایت که امام فرمود از پشت لباس ایرادی ندارد ظاهرا ناظر به زنی است که جوان نباشد. این حکم در روایات دیگر درباره «و القواعد من النساء التی لا یرجون نکاحا[2] ....»یعنی زنانی که خانه نشین هستند و امیدی بر ازدواج(رابطه جنسی) با آنان نیست، استثنا شده است.

6- از اینکه امام فرمود دست دادن باید از پشت لباس باشد استفاده می شود که لمس دست زن بدون هیچ مانعی و حاجزی جایز نیست. طبیعی است وقتی این همه حساسیت درباره لمس وجو دارد نمی توان دست را فشار داد چرا که اثر فشار دادن دست زیادتر از لمس است.

7- روایات متعددی وجود دارد که تا انسان می تواند از ارتباط گرفتن حتی کلامی آن، با زن جوان پرهیز کند. در احوالات امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که به زنان جوان سلام نمی دادند و علتش را خوف از وارد شدن حالتی بر قلب ایشان از صدای زن جوان، بیان می فرمودند.

کانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یُسَلِّمُ عَلَى النِّساءِ و یَرُدُّونَ عَلَیهِ السَّلامَ و کانَ امیرُالمؤمنینَ علیه السلام یُسَلِّمُ على النِّساءِ و کان یَکْرَهُ انْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ و یَقُولُ: أَخافُ انْ یُعْجِبَنى صَوْتُها فَیَدخُلَ عَلىَّ اکْثَرُ مِمّا اطْلُبُ مِنْ الأَجْرِ.[3]

رسول خدا صلى الله علیه و آله به زن‏ها سلام مى‏کرد. آنها نیز پاسخ سلامش را مى‏دادند.

امیرالمؤمنین على علیه السلام به زن‏ها سلام مى‏کرد، ولى کراهت داشت به زن‏هاى جوان سلام کند و مى‏فرمود: مى‏ترسم آهنگ صداى آنها در من اثر کند. آن وقت، زیان این کار از پاداشى که در نظر دارم، بیشتر شود.

8- نکته مه دیگری که امام در دیدار شرعی برادران دین یبه زنان گوشزد می کنند این است که از لباسهای رنگی در دیدار استفاده نکنند و این نشان تاکید امام بر نهایت تحفظ و رعایت نهایت خویشتن داری و تقوی در این دیدارها است. رنگها به دلیل اینکه مهیج هستند امکان دارد که مردان را تحریک کند و این مایه فساد برای زن و مرد شود. با توجه به این نکته می توان یک قاعده کلی را در ارتباطات اجتماعی برای زنان مطرح کرد و آن اینکه: زنان تا می توانند از لباس رنگی در دیدار با نا محرم استفاده ننمایند و علت آن واضح است که برای سلامتی و بهداشت اجتماعی ضروری است.

پی نوشت:

[1] - کلینى، محمد بن یعقوب، الکافى، 8جلد، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ: چهارم/ الکافى ؛ ج‏5 ؛ ص526

[2] - سوره نور:60

[3] - اصول کافى، ج 2، ص 648.

پشت پرده رنج کار

رنج در کسب و کار یکی از ناخوشایندترین حالت برای برخی مردم است. خیلی ها دوست دارند که به راحتی درآمد داشته باشند و به راحتی زندگی کنند. حتی برخی به خاطر این خواسته دست به هر کاری که منجر به درامد حلال شود نمی زنند و به خاطر رعایت شأن  و منزلت خانوادگی و اجتماعی، افت می دانند که شغلی غیر از شغل پشت میزی و دفتری انتخاب کنند.

این درحالی است که ما از لایه های این سختی اطلاع کافی نداریم. بیشتر ما به ظاهر امور توجه داریم و به باطن آنها و اینکه چرا این رنج ها برایمان اتفاق می افتد کاری نداریم.

آیا تا به این مطلب برخورد کردید که خدای مهربان به خاطر اینکه بنده اش در آلودگی گناهان و خطاهایش نیفتند سختی و رنج کار برای کسب درآمد حلال را برایش رقم می زند!؟

برخی گناهان به همین راحتی پاک نمی شوند حتی اعمالی  مثل روزه و نماز(مستحبی) و عمره نیز نمی توانند آنها را پاک کند. اما سختی کشیدن در راه خدا آنها را پاک می کند.

در این زمینه به روایتی از نبی مکرم صلی الله علیه وآله توجه بفرمائید:

إنّ من الذّنوب ذنوبا لا یکفّرها الصّلاة و لا الصّیام و لا الحجّ‏ و لا العمرة، یکفّرها الهموم فی طلب المعیشة.

بعضى گناهان هست که نماز و روزه و حج و عمره آن را محو نمى کند فقط گرفتارى در طلب معاش آن را نابود میکند[1].



[1] - نهج الفصاحه مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله، ص: 340

چرایی دائمی بودن عذاب خودکشی

سؤال:

کسی که به خاطر رنج، خودکشی کرده، چرا باید در آخرت عذاب دائمی ببیند، مگر خدا ارحم الراحمین نیست؟

 

پاسخ :

با توجه به اینکه حق حیات را احدی حتی خود انسان نمی تواند از خودش سلب کند هرگونه اقدامی علیه حیات، نکوهش شده است.

در قرآن کریم می خوانیم:

«وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إنَّ اللّه َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا[1]».


و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم کرد.


 اگر کسی خود را بکشد،کفران بزرگترین نعمت کرده است و بعد از این گناه چون نمی تواند توبه کند، نتیجه اش جهنم خواهد بود.


تذکر این نکته ضروری است می نماید:

درست است که خدا ارحم الراحمین است ولی اشد المعاقبین هم می باشد. رحمت او شامل کسی می شود که جلوی فیض الهی را نگیرد. انسانی که خود کشی می کند،خودش را از رحمت بی کران الهی محروم کرده است و لذا مستحق عذاب است.

بهانه رنج در زندگی مجوز خود کشی نیست. رنج همیشه با انسان قرین است و برای رهایی از آن اسلام دستور هایی همچون یاد خدا، توکل بر او، قناعت ورزی، جلوگیری از طمع و...بیان کرده است.

در زمینه رنجهای زندگی با کارشناسان و مشاوران باید صحبت کرد تا راهکارهای عملی  را بیان کنند.

 

پی نوشت:

[1] - نساء/29 و 30.