همواره زنان به خاطر نشناخته شدن جایگاهشان در هندسه عالم وجود مورد مظلومیت واقع شده اند و گاه به خاطر کج فهمی دچار تناقض گویی درباره او شده اند.

در منابع دین اسلام، به روایات مختلفی بر می خوریم که درباره زن اظهار نظرهای متفاوتی بیان داشته اند که اگر کسی همه این منابع را در کنار هم نچیند و یک خانواده آیه ای و حدیثی در باره موضوع زن تشکیل ندهد، تلقی خواهد کرد که اسلام شخصیت زن را می کوبد در حالی که از نگاه یک اسلام شناسف سخنان گفته شده در منابع اسلامی به تناسب زمان و مخاطب بیان شده و هرگز نمی توان با یک حدیث نظر نهایی را درباره یک موضوع داد.

از جمله روایاتی که در نهج البلاغه از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده حدیثی است که دسیسه بازان و معاندان اسلام از آن برای تخریب چهره اسلام استفاده می کنند.

 با توضیحاتی که می آید خواهید دید که این نوع از برداشت از منابع روایی صحیح نیست:

 

در حکمت 230 نهج‏البلاغه آمده است:«المرأة شر کلها و شر ما فیها انه لابد منها» پاسخ شما چیست؟

در پاسخ[1] به این سؤال دو نکته حائز اهمیت است:

1. طبق روایات، زن خوب از تمام خوبى‏ها برتر است. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «أکثر الخیر فى النساء»[2]؛ «بیشتر خوبى‏ها در زنان است». و زن بد نیز از تمام بدى‏ها بدتر «المرأة شر کلها».

همان‏گونه که ملاحظه مى‏شود در نگاه اول به نظر مى‏رسد که بین روایات تعارض باشد در حالى که چنین نیست. زیرا شأن نزول بسیارى از این روایات به دلیل سؤالاتى بود که از ائمّه علیه السلام مى‏شده و آن بزرگواران بنا بر شرایط و موقعیت‏هاى مختلف گاهى جواب‏هاى به ظاهر متضاد مى‏دادند. امّا همگى بیان‏گر واقعیت‏ها و در حقیقت راهنمایى‏ها و روایات امامان علیهم السلام مانند تابلوى راهنمایى و رانندگى در جاده‏هاست. براى مثال تابلوى سرازیرى و شیب تند، به معناى بدى راه نیست اما راننده باید توجه داشته باشد که اگر تند براند، احتمال تصادف و سقوط در درّه هست. مردان نیز باید توجه داشته باشند دل‏ربایى‏ها و زیبایى‏هاى زنان آنان را مجذوب خود نسازد و آنان را در سراشیبى تند زندگى قرار ندهد. نگرش اصیل و اصلى اسلام به زن به عنوان نعمتى الهى است که استعدادهاى فراوانى در وجود او به ودیعه نهاده شده است.

و اگر این استعدادها در مسیر هدف آفرینش و طاعت و بندگى خدا باشد، بیشترین خیر و خوبى را در بر خواهد داشت. ولى اگر همین استعدادهاى فوق‏العاده در غیر مسیر هدف خلقت و اطاعت و عبادت خداوند قرار گیرد، زمینه‏ساز فساد و تباهى براى خود و جامعه خواهد بود.

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «... لیس للمرأة خَطَرٌ لا لصالحتهن و لا لطالحتهن، أما صالحتهن فلیس خطرها الذهب والفضة، بل هى خیر من الذّهب والفضّة، و اما طالحتهن فلیس التراب خطرها بل التراب خیر منها»[3]؛ «زنان قابل ارزش‏گذارى نیستند، نه صالحشان و نه گمراهشان. اما صالح ایشان با طلا و نقره قابل قیمت‏گذارى نیستند چون ارزش آنان بیشتر از طلا و نقره است. و گمراهشان با خاک قابل قیمت‏گذارى نیستند چون خاک با ارزش‏تر از آنان است».

2. مقصود امیرالمؤمنین علیه السلام در این روایت، هشدار به مردان است که در نحوه برخورد و معاشرت با زنان به گونه‏اى عمل نکنند که از اهداف خویش باز بمانند و به طور دائم مشغول معاشرت با زنانشان باشند که این معاشرت دائمى و سرگرم بودن افراطى شر خواهد بود زیرا مانع رسیدن آنان به اهدافشان خواهد شد. امّا از سوى دیگر لازمه زندگى، همراهى و همنشینى با آنان است.

پی نوشت:

[1] - پرسش ها و پاسخ هاى‏دانشجویى، ج‏38، ص: 99

[2] - حرّ عاملى، وسائل الشیعة، مجلدات 30، ج 20، ص 24.

[3] - حرّ عاملى، وسائل الشیعة، مجلدات 30، ج 20 ص 47.