۳۳۱ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

آرایش و زیبایی از منظر اسلام

 

کلمه تجمل که یک واژه عربی است به معنی« جمال دادن» و «خود را زیبا نمودن» و به تعبیر ساده تر«آراستن» است.

در دین اسلام که مظهر زیبایی است سفارش زیادی برای «آراستن» و به «خود پرداختن» شده است. مرحوم کلینی از محدثان بزرگ شیعی، در کتاب« فروع کافی» باب مخصوصی را به نام «باب الزی والتجمل» اختصاص داده است که روایات مربوط به آراستگی ظاهری را در لباس،بدن، خانه و...مطرح کرده است.

 

 

در جامعه امروز ما، از این کلمه بیشتر بار منفی آنرا می فهمند.

وقتی می گویند فلانی «تجملاتی» است با این کار، از طرف خورده می گیرند.

 

واقعیت تجمل چیست؟

 

تجمل به معنای آراستگی جسم  و خانه و...اگر در حد اصراف و خروج از عرف متدینین باشد عیب است. کسانی که به دنبال جمع آوری بهترین اشیاء برای خود هستند و در این راه از هیچ گونه خرجی ابایی ندارند دچار افراط شده اند که مذموم است.

 

افراط در تجمل لذت احساس زیبایی را  کم می کند و شخص را به خاطر افراط در دام خواسته های نفس می اندازد.

 

کسی که به اصطلاح عامیانه «هشتش گرو نهشه» اگر به دنبال ساختن خانه ای اشرافی برای خود باشد در طوفان فقر و نداری، تا ابد خواهد ماند.

 

چرا نباید خانه ای مجلل داشته باشم؟

 

داشتن خانه ای که مایه آرامش روحی اعضای خانه باشد نه تنها عیب نیست بلکه لازم است ولی آیا با افراط در این کار به آرامش می رسیم؟

 

واقعیت این است که تجملات افراطی روحیه دنیا خواهی ودنیا طلبی را افزون می کند و انسان را از اینکه برای آخرت خود ذخیره ای فراهم کند منع  می کند. انسان تجملاتی فرصتها و انرژی خود را صرف جمع کردن همه زرق و برقها می کند ودیگر وقتی برای مناجات و نیایش و توجه به خدا و آخرت نمی کند.

 

 

تجمل در لباس

 

در برخی روایات از تجمل در لباس تمجید شده است  و هر خرجی برای آنرا اسراف نمی دانند. البته این بدان معنا نیست که ما از حد اعتدال خارج شویم.

 

بهتر است برای هر فصلی و برای هر مناسبتی لباس مخصوص به اندازه دو و یا سه دست داشته باشیم.

 

مومن  لباس نیکو می پوشد و با همه نداریش به دیگران فقر خود را آشکار نمی کند تا مبادا عزت و شوکت او محدود گردد و مورد طعنه دیگران قرار گیرد.

 

دیدار با برادر دینی و دست دادن با او

آیا زنان می توانند به دیدار برادر دینی خود روند و با آنان دست دهند؟

نکته: این پست صرفا برای پاسخ به سؤال است و نویسنده به دنبال ترویج فرهنگ مفسده دار دست دادن با نامحرم نیست!

در پاسخ به این سؤال که عین آن را در زمان امام صادق علیه السلام از حضرت پرسیده اند، توجهتان رابه تحلیل روایت ذیل جلب می کنم:

 

سَعِیدَةُ وَ مِنَّةُ أُخْتَا مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ بَیَّاعِ السَّابِرِیِّ قَالَتَا:

 دَخَلْنَا عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقُلْنَا تَعُودُ الْمَرْأَةُ أَخَاهَا قَالَ نَعَمْ قُلْنَا تُصَافِحُهُ قَالَ مِنْ وَرَاءِ الثَّوْبِ قَالَتْ إِحْدَاهُمَا إِنَّ أُخْتِی هَذِهِ تَعُودُ إِخْوَتَهَا قَالَ إِذَا عُدْتِ إِخْوَتَکِ فَلَا تَلْبَسِی الْمُصَبَّغَةَ.[1]

ترجمه:

سعیده و منّه خواهران ابن ابی عمیر می گویند که بر محضر مبارک امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم و عرض کردیم:

زن می تواند برادرش را دیدار کند؟

حضرت فرمود: بله

عرض کردیم: می تواند با او دست دهد؟

فرمود: از پشت لباس می تواند.

یکی از آن دو عرض کرد: این خواهرم با برادرانش دائم دیدار می کند نظر شما چیست؟

فرمود: وقتی می خواهی برادرانت را دیدار کنی لباس رنگی نپوش.

 نکات:

1-این روایت مرفوعه است و قابل مناقشه سندی است.

2- از این روایت استفاده می شود که زنان در زمان امام این فرصت را داشتند که مسائل شرعی خود را از مرجع دینی خود یعنی امام بپرسند و این نشان می دهد برخلاف تفکر برخی بر اینکه اسلام زن را به حاشیه کشانده، اسلام به زنان آزادی  معقول را ارزانی داشته است.

3- درباره «اخ» و «اخوه» که در روایت آمده دو معنی می توان بیان کرد:

یکی برادر نسبی انسان و دیگری برادر دینی. با توجه به اینکه شرعا برادر نسبی محرم زن محسوب می شود سؤال درباره اینکه آیا با او دست بدهند یا آیا با او دیدار کنند یا نه بی مورد است. لذا به نظر می رسد در این روایت منظور برادر دینی است.

4- طبق این روایت دیدار برادر دینی و پرس و جوی احوال او ایرادی ندارد و این حکم اولی است و فرض است که از این دیدار هیچ گناه و یا معصیتی متوجه زن نیست. بله اگر زن احتمال بدهد که در این دیدار امکان افتادن در گناه و معصیت برای خود و یا برادر دینی اش و جود دارد این دیدار حرام خواهد بود.

5- اما درباره دست دادن در این روایت که امام فرمود از پشت لباس ایرادی ندارد ظاهرا ناظر به زنی است که جوان نباشد. این حکم در روایات دیگر درباره «و القواعد من النساء التی لا یرجون نکاحا[2] ....»یعنی زنانی که خانه نشین هستند و امیدی بر ازدواج(رابطه جنسی) با آنان نیست، استثنا شده است.

6- از اینکه امام فرمود دست دادن باید از پشت لباس باشد استفاده می شود که لمس دست زن بدون هیچ مانعی و حاجزی جایز نیست. طبیعی است وقتی این همه حساسیت درباره لمس وجو دارد نمی توان دست را فشار داد چرا که اثر فشار دادن دست زیادتر از لمس است.

7- روایات متعددی وجود دارد که تا انسان می تواند از ارتباط گرفتن حتی کلامی آن، با زن جوان پرهیز کند. در احوالات امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که به زنان جوان سلام نمی دادند و علتش را خوف از وارد شدن حالتی بر قلب ایشان از صدای زن جوان، بیان می فرمودند.

کانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یُسَلِّمُ عَلَى النِّساءِ و یَرُدُّونَ عَلَیهِ السَّلامَ و کانَ امیرُالمؤمنینَ علیه السلام یُسَلِّمُ على النِّساءِ و کان یَکْرَهُ انْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ و یَقُولُ: أَخافُ انْ یُعْجِبَنى صَوْتُها فَیَدخُلَ عَلىَّ اکْثَرُ مِمّا اطْلُبُ مِنْ الأَجْرِ.[3]

رسول خدا صلى الله علیه و آله به زن‏ها سلام مى‏کرد. آنها نیز پاسخ سلامش را مى‏دادند.

امیرالمؤمنین على علیه السلام به زن‏ها سلام مى‏کرد، ولى کراهت داشت به زن‏هاى جوان سلام کند و مى‏فرمود: مى‏ترسم آهنگ صداى آنها در من اثر کند. آن وقت، زیان این کار از پاداشى که در نظر دارم، بیشتر شود.

8- نکته مه دیگری که امام در دیدار شرعی برادران دین یبه زنان گوشزد می کنند این است که از لباسهای رنگی در دیدار استفاده نکنند و این نشان تاکید امام بر نهایت تحفظ و رعایت نهایت خویشتن داری و تقوی در این دیدارها است. رنگها به دلیل اینکه مهیج هستند امکان دارد که مردان را تحریک کند و این مایه فساد برای زن و مرد شود. با توجه به این نکته می توان یک قاعده کلی را در ارتباطات اجتماعی برای زنان مطرح کرد و آن اینکه: زنان تا می توانند از لباس رنگی در دیدار با نا محرم استفاده ننمایند و علت آن واضح است که برای سلامتی و بهداشت اجتماعی ضروری است.

پی نوشت:

[1] - کلینى، محمد بن یعقوب، الکافى، 8جلد، دار الکتب الاسلامیه - تهران، چاپ: چهارم/ الکافى ؛ ج‏5 ؛ ص526

[2] - سوره نور:60

[3] - اصول کافى، ج 2، ص 648.

پشت پرده رنج کار

رنج در کسب و کار یکی از ناخوشایندترین حالت برای برخی مردم است. خیلی ها دوست دارند که به راحتی درآمد داشته باشند و به راحتی زندگی کنند. حتی برخی به خاطر این خواسته دست به هر کاری که منجر به درامد حلال شود نمی زنند و به خاطر رعایت شأن  و منزلت خانوادگی و اجتماعی، افت می دانند که شغلی غیر از شغل پشت میزی و دفتری انتخاب کنند.

این درحالی است که ما از لایه های این سختی اطلاع کافی نداریم. بیشتر ما به ظاهر امور توجه داریم و به باطن آنها و اینکه چرا این رنج ها برایمان اتفاق می افتد کاری نداریم.

آیا تا به این مطلب برخورد کردید که خدای مهربان به خاطر اینکه بنده اش در آلودگی گناهان و خطاهایش نیفتند سختی و رنج کار برای کسب درآمد حلال را برایش رقم می زند!؟

برخی گناهان به همین راحتی پاک نمی شوند حتی اعمالی  مثل روزه و نماز(مستحبی) و عمره نیز نمی توانند آنها را پاک کند. اما سختی کشیدن در راه خدا آنها را پاک می کند.

در این زمینه به روایتی از نبی مکرم صلی الله علیه وآله توجه بفرمائید:

إنّ من الذّنوب ذنوبا لا یکفّرها الصّلاة و لا الصّیام و لا الحجّ‏ و لا العمرة، یکفّرها الهموم فی طلب المعیشة.

بعضى گناهان هست که نماز و روزه و حج و عمره آن را محو نمى کند فقط گرفتارى در طلب معاش آن را نابود میکند[1].



[1] - نهج الفصاحه مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله، ص: 340

چرایی دائمی بودن عذاب خودکشی

سؤال:

کسی که به خاطر رنج، خودکشی کرده، چرا باید در آخرت عذاب دائمی ببیند، مگر خدا ارحم الراحمین نیست؟

 

پاسخ :

با توجه به اینکه حق حیات را احدی حتی خود انسان نمی تواند از خودش سلب کند هرگونه اقدامی علیه حیات، نکوهش شده است.

در قرآن کریم می خوانیم:

«وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إنَّ اللّه َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا[1]».


و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم کرد.


 اگر کسی خود را بکشد،کفران بزرگترین نعمت کرده است و بعد از این گناه چون نمی تواند توبه کند، نتیجه اش جهنم خواهد بود.


تذکر این نکته ضروری است می نماید:

درست است که خدا ارحم الراحمین است ولی اشد المعاقبین هم می باشد. رحمت او شامل کسی می شود که جلوی فیض الهی را نگیرد. انسانی که خود کشی می کند،خودش را از رحمت بی کران الهی محروم کرده است و لذا مستحق عذاب است.

بهانه رنج در زندگی مجوز خود کشی نیست. رنج همیشه با انسان قرین است و برای رهایی از آن اسلام دستور هایی همچون یاد خدا، توکل بر او، قناعت ورزی، جلوگیری از طمع و...بیان کرده است.

در زمینه رنجهای زندگی با کارشناسان و مشاوران باید صحبت کرد تا راهکارهای عملی  را بیان کنند.

 

پی نوشت:

[1] - نساء/29 و 30.

لباس روحانیت

یکی از سؤالات مهم مردم و نیز طلاب جوان درباره تاریخچه، منشأ، ضرورتها، باید ها و نباید ها، دائم یا مقطعی بودن لباس روحانیت است.

در این باره مباحث زیادی بیان شده که شاید بتوانم در برخی پست ها به شبهات و سؤالات پیرامون آن پاسخ بدهیم.

یکی از نویسندگان خوب حوزی جناب آقای عالم زاده نوری به صورت مستوفی به بحث در این خصوص پرداخته اند که در ادامه پیشنهاد می دهم فایل کتاب ایشان را با کلیک روی عکس دانلود کنید.


بررسی چند علت بی توجهی مردان نسبت به حجاب همسران


کلید واژه های مهم:

علقه ازدواج، رابطه جنسی، حریم ویژه، تک بعدی، لذت جنسی، غیرت، غیور، دین ، مهریه، ترس، شجاعت، قلب وارونه، شناخت تفصیلی به خدا ، زندگی عزتمندانه، راه حل نهایی،  طلاق

 

شروع تحلیل:


وقتی زنی به همسری مردی در می آید در واقع با عُلقه ازدواج ، مخصوص هم می شوند. این یک قاعده و اصل ارزشی است که تمام انسانهای پاک سرشت و آگاه به آن پایبند هستند.

 آنها می توانند نزدیکترین رابطه ها را باهم داشته باشند رابطه ای که کسی جز خودشان از آن مطلع نباشد.

ازدواج یک حریم ویژه بین مرد و زن ایجاد می کند. مرد باید نهایت دفاع و حمایت از زن خود را داشته باشد و زن نیز باید نهایت احترام و عاطفه و مهربانی و همکاری را در طول زندگی با شوهر خود انجام دهد.

کسانی که به زندگی زناشوئی تک بعدی نگاه می کنند و ازدواج را صرفا برای رسیدن به اوج لذت جنسی با همسر خود می دانند نمی توانند در مسیر زندگی با هم کنار بیایند.

مردی که فقط به خاطر ارضای جنسی با زنی ازدواج می کند کاری به رفتارهای زن و شیوه سلوک و زندگی او نخواهد داشت زیرا او دنبال درد سر نیست. چنین مردی فقط از همسرش رابطه جنسی می خواهد که آن هم حاصل می شود.

این نگرش تک بعدی، باعث می شود اگر زن بی حجاب و یا با آرایش و یا با ناز و کرشمه جلوی مرد غریبه ای ظاهر شود نه تنها عکس العملی نشان ندهد ، بلکه زنش را تشویق به آن کار کند.  

این روحیه نشان مرگ مساله غیرت در مرد است که نتیجه آن وارونه شدن قلب او است.

منظور از وارونه بودن قلب این است که دل چنین مردی به جای اینکه حق را بپذیرد باطل را می پذیرد و بجای اینکه سمت آب گوارا رود ، به سمت آب شور و کثیف و گل آلود می رود.

به این نکته فرموده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اشاره دارد:‏ إِذَا لَمْ یَغَرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنْکُوسُ‏ الْقَلْب‏[1]. یعنی: وقت یمردی غیرت نشان ندهد پس بدان قلب او وارونه شده است.

 

بد نیست درباره غیرت توضیحی بدهم:

غیرت از کلمه غیر ساخته شده و به معنی این است که فرد نسبت به ناموس خود، چنان عکس العمل و حمیّتی نشان دهد که نتواند ارتباط غیر خودش با همسرش را تحمل کند.

در باره خدای عزوجل و غیور بودنش این نکته جای بیان دارد:

خدا نسبت به بندگانش حساس است و نمی خواهد که این بنده اش رابطه اش از او قطع گردد و نصیب شیطان که دشمن خداست شود به همین خاطر بسیاری از چیزها را بر بندگانش حرام کرده تا از او دور نشوند.

در این باره امام صادق علیه السلام می فرماید:

إنّ اللَّه غیور یحبّ کلّ غیور و لغیرته‏ حرّم‏ الفواحش ظاهرها و باطنها[2].

خدا غیرتمند است و هرغیرتمندى را دوست دارد، و چون غیرت دارد کارهاى زشت آشکار و پنهان را حرام کرده است.

برخی مردان با ادعای آزادی و زنانی نیز با همین شعار شیطانی، دست از آزادگی می شویند و لذا در پی لذت زود گذر دنیا، بردگی نفس و شیطان را قبول می کنند لذا می بینیم که اینان به مساله حجاب که حکم خداست توهین کرده و حامیان آن را مسخره می کنند.

این نوع از طغیان گری و نبود غیرت در مرد، نشان بیماری دل او است و حتما باید با یک روانشناس دینی مشورت کند.

گاهی مردان به دلیل ضعیف النفس و یا شجاع نبودن از بر خورد با زن بی حجاب صرف نظر می کنند. برای این مردان پیشنهاد می شود که در تقویت ایمان خود آن هم با روش شناخت تفصیلی به صفات خدای عزوجل، خود را تقویت کنند چون منشأ شجاعت، علم و آگاهی به خدای عزوجل و توجه تام به خواست او و تسلیم شدن در برابر اراده او است.

برخی مردان به دلیل گرو بودن و اسیر شدنشان به دست زن آن هم با مهریه سنگین، رغبتی به برخورد با بی حجابی همسر خود ندارند . آنان می ترسند اگر برخوردی شود زن مطالبه مهریه کند و چون ناتوان از پرداخت مهریه است و ترس دارد که دچار درد سر شود، می پسندد که خون دل خورده و سکوت کند.

به این مردان باید گفت: شما چه سکوت کنید و چه نکنید شرعا زیر دین مهریه زنتان هستنید حال که نمی توانید از زیر دین این زن خرج شوید لا اقل عزتمندانه زندگی کنید. با همسرتان برخود محترمانه و مؤدبانه و از سر دلسوزی داشته باشید و استدلال برای خوب بودن حجاب بیاورید و او را تشویق کنید و اگر در نهایت با همه روش های خوب، آن زن زیر بار حکم خدا نرفت او را طلاق دهید. چون ادامه زندگی با شخصی که پایبند به حکم خدا نیست جز ذلت چیزی ندارد شما می توانید با ازدواج با یک زن مؤمنه به آرامش دست یابید. شاید شما فکر کنید من دعوت به طلاق می کنم؟ نه این درست نیست من راه نهایی را گفتم و طلاق در هر حال بد می دانم جز در موقع ناچاری که نیکو است.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی


پی نوشت:

[1] - مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: 237

[2] - الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 529

فضول و عقول

دیدی بعضیا همش دنبال اینن که عیب وایرادی پیدا کنن و زود عَلَمِش کنن و بعد تازه شروع می کنن به تفسیر و توضیح اون عیب و بعد فحش و ناسزا و....


بعضیا هستند دنبال رفع عیب خودشون هستند و اگر عیبی از کسی ببینن به خودش محترمانه تذکر میدن.


دسته اول رو بهش میگن: فضول


دسته دومو بهش میگن: عقول


 خدای مهربان می فرماید:


ولا تجسسوا...(حجرات:۱۲)


عیبوب دیگران را جستجو نکنید.


خلاصه: اول خودت دوم کسی!


دلت بسوزه!

در عالم خیلی از انسانها آمده اند که به ما کمک کنند.


 اینان عاملان خدای مهربانند و ما را دعوت به خدایی شدن می کنند.


اگر آنان را با مهربانی نپذیریم معلوم می شود که نسبت به خود بی رحم هستیم.


لطفا دلمان به حال خودمان بسوزد؟!


به داستان توجه فرمائید:


میرزا جواد آقا ملکی تبریزی روزی پس از پایان درس عازم حجره یکی از طلبه‌ها که در مدرسه دارالشفا بود شد و من در خدمتش بودم. او به حجره آن طلبه وارد شد و پس از بجا آوردن مراسم احترام کمی نشست و سپس برخاست و حجره را ترک گفت. من هدف از این دیدار را پرسیدم: و ایشان در پاسخ فرمود: شب گذشته هنگام سحر فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجّه کردم فهمیدم که این طلبه به تهجد برخاسته و در نماز شبش برایم دعا می‌کند و این فیوضات اثر دعای اوست. این بود که به خاطر سپاسگذاری از عنایتش به دیدارش رفتم.  


منبع: حاج میرزا جواد ملکی تبریزی قدس سره، رساله لقاءالله، ترجمه سید احمد فهری، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1360 ش، مقدمه، صفحه ه، و سیمای فرزانگان، ص 66.




مهم باشه

یکی از رفقای عزیزم تعریف می کرد:


وقتی وارد خونه میشم و بچه میان سمت اول گوشیمو میندازم زمین بعد بعلشون می کنمو می بوسمشون.


گفتم:


 حالا چرا گوشی رو میندازی زمین؟


گفتش:


برای اینکه به بچه هام بگم شما برام از همه چی مهمترید!


رفقا!


 لطفا بچه هامون برامون مهم باشه...


ضعیف شدی؟

وقتی نمی تونی برا خودت یا برا دیگران دعا کنی معلوم میشه خیلی ضعیف شدی! 

نکنه شیطان و نفس اماره تو دلت لونه کردند! 
- غسل توبه 
- دورکعت نماز 
- سجده طولانی و تو سجده هم ذکر: " لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین". 

حل میشه نگران نباش!

آداب جماع و فرزند آوری از منظر اسلام

آداب جماع و فرزند آوری از منظر اسلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه السلام چنین سفارش کرد:

اى على! چون عروس را به خانه تو آورند وقتى نشست کفش او را بکن و پایش را بشو و آبش را به در خانه‏ات بریز که چون چنین کنى خدا از خانه ‏ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بچرخد تا برکت آن به هر گوشه خانه‏ات برسد و خدا عروس را از جنون و خوره و پیسى امان دهد که به او رسند تا در آن خانه است و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن.

 

على علیه السلام عرض  کرد:

 یا رسول اللَّه! چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟

 فرمود: چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است.

 على علیه السلام عرض  کرد:

چطور سرکه از او منع کند؟

 

فرمود :چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود به طور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.

سپس فرمود:

 

اى على ! با زنت اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگى و خوره و گیجى بدو شتابند و به فرزندش.

 بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندى آورید قیچ باشد و شیطان به قیچى انسان شاد است.

نزد جماع سخن مگو که اگر فرزندى شود از گنگى در امان نیست.

 مبادا کسى به فرج زنش بنگرد و باید وقت جماع‏ دیده بر هم نهد زیرا نظر به فرج مایه کورى فرزند است.

 اى على! با زنت به عشق زن دیگرى مجامعت مکن که می ترسم اگر فرزندى شود مخنث[1] و زن منش و گیج باشد.

 هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که می ترسم آتشى از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند.

 اى على ! جماع‏ مکن جز آنکه خودت دستمالى داشته باشى و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنى است میان شما و شما را به جدائى و طلاق کشد.

 ایستاده جماع‏ مکن که کار خران است و اگر فرزندى شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد.

در شب فطر جماع‏ مکن که اگر فرزندى شود بسیار بد باشد.

در شب عید قربان جماع‏ مکن که فرزند شش انگشت آید یا چهار انگشت.

زیر درخت بار دار جماع‏ مکن که فرزند جلاد و آدم کش و کدخدا آید.

در برابر پرتو آفتاب جماع‏ مکن، مگر با روپوش بر هر دو که اگر فرزند شود در سختى و فقر باشد تا بمیرد.

 میان اذان و اقامه جماع‏ مکن که فرزند خونخوار آید.

 اى على!  چون زنت آبستن باشد بی وضوء با او جماع‏ مکن که فرزند کوردل و بخیل آید.

 در نیمه شعبان جماع‏ مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید.

در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع‏ مکن که فرزند گمرک چى‏ و معاون ظالم آید و جمعى از مردم بدستش هلاک شوند.

 بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت‏گذار آید.

 چون قصد سفر دارى در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید.

 

 رسول خدا این آیه را خواند : إِنَ‏ الْمُبَذِّرِینَ‏ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِین‏. به راستى اسراف کاران  برادران شیاطین باشند[2].

چون در سفرى رفتى تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید.

اى على ! شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندى آید حافظ قرآن و راضى به قسمت خدا باشد.

 اى على! اگر شب سه شنبه جماع کنى و فرزندى آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوى دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است.

 اگر شب پنجشنبه جماع کنى و فرزندى آید حاکمى از حکام گردد یا عالمى از علماء .

در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمان است فرزند که آید تا پیر شود شیطان به او نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد.

 در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد.

 در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندى می رود که از ابدال[3] باشد ان شاء اللَّه.

اى على! در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندى شود بسا باشد جادوگر و دنیا طلب در آید.

اى على!  این سفارش مرا به یاد نگهدار چنانچه من از جبرئیل نگهداشتم[4].


[1] -  مردی که در جماع ناتوان باشد و حالات زنانه داشته باشد. 2 - کنایه از: بی غیرت و بی حمیت .

[2] - سوره اسراء- 30

[3] - بی مانند روزگار

[4] - امالى شیخ صدوق-ترجمه کمره‏اى، متن، ص: 570

ضبط صدا

سیره شهدا

صدایمان ضبط می شود

یادم می آید سالها قبل از جبهه رفتن نادر روزی تمام اعضاء خانواده دور هم جمع بودیم. در اتاق نشسته و در حال صحبت کردن بودیم ناگهان دیدیم که صدای خودمان را می شنویم به عقب برگشتیم نادر را دیدم که کنار ضبط صوت نشسته است و صدایمان را ضبط کرده است گفت به صحبتهایتان گوش کنید و ضبط را روشن کرد وقتی حرفهایمان را شنیدیم همه ناراحت شده بودند که چرا حرفهای بیخودی زده ایم نادر با این کار می خواست بگوید از این حرفها نزنید صحبت بکنید که برای آخرت شما مفید باشد بعد نادر گفت: 

تمام حرفهای شما ضبط می شود و در نزد خداوند محفوظ است مراقب اعمال و صحبتهایتان باشید.

شهید نادر رضایی‌


منبع: اطلاعات دریافتی از کنگره سرداران و 32000 شهید استانهای خراسان


عقوبت های ترک نماز

نماز به عنوان امام اعمال و سرآمد آنها است و فاصله بین کفر عملی و ایمان ترک نماز است. بسیاری به دلایل مختلف این واجب الهی را ترک کرده اند در حالی که این عبادت به عنوان عامل بزرگ بازدارندگی در برابر گناهان محسوب می شود.

 

در بین روایات ترهیبی( ترساننده از عقوبت گناهان) این روایت از بهترین فرموده های خاندان عصمت درباره ترک نماز است. کافی است یک در صد احتمال دهیم  این خبر واقعیت داشته باشد.

ترجمه حدیث:

حضرت فاطمه (ع)، سرور زنان، دختر پیامبر- که درود خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد- از پدرش محمّد (ص) پرسید:

پدرجان! سزاى مردان و زنانى که نماز خود را سبک بشمارند چیست؟

فرمود:  ای فاطمه! هر مرد و زنى نماز خود را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده خصلت دچار مى‏ کند:

 شش خصلت در دنیا و سه خصلت هنگام مرگ و سه خصلت در قبر و سه خصلت در قیامت هنگامى که از قبر خارج مى‏ شود.

امّا خصلت‏هائى که در دنیا به او مى ‏رسد:

خداوند عمرش را بى‏ برکت مى‏ کند، و برکت از روزیش بر مى ‏دارد، و سیماى شایستگان را از چهره ‏اش محو مى‏ کند، و در برابر کارهایش پاداشى به او نمى ‏دهد، و دعایش را به آسمان بالا نمى ‏برد، و ششم اینکه از دعاى شایستگان بهره ‏اى ندارد.

امّا خصلتهائى که هنگام مرگ به او مى ‏رسد:

 نخست اینکه با خوارى مى ‏میرد، دیگر آنکه گرسنه جان مى ‏سپارد، و سوّم آنکه با حال تشنگى از دنیا مى‏ رود بگونه‏ اى که اگر تمام نهرهاى دنیا را به او بخورانند سیراب نمى ‏شود.

امّا خصلتهائى که در قبر به او مى ‏رسد:

اوّل آنکه خداوند فرشته‏ اى بر او مى ‏گمارد که پیوسته او را در قبر حرکت مى‏ دهد، دیگر آنکه قبر را بر او تنگ مى‏ گرداند، و سوّم آنکه قبرش تاریک مى‏ گردد.

امّا خصلت هائى که روز قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر به او مى‏ رسد:

 نخست آنکه خداوند فرشته‏ اى بر او مى‏ گمارد که او را در برابر چشم مردم به صورت روى زمین مى‏ کشد. دوّم آنکه حساب او را سخت مى ‏گیرند، و سوّم آنکه خداوند به او نظر نمى‏ کند و او را پاک نمى‏ سازد و عذابى دردناک خواهد داشت.

 

متن عربی حدیث:

عن سیدة النساء فاطمة ابنة سید الأنبیاء صلوات اللَّه علیها و على ابیها و على بعلها و على أبنائها الأوصیاء أنّها سألت أباها محمّدا صلّى اللَّه علیه و آله فقالت:

 یا أبتاه ما لمن تهاون بصلاته من الرّجال و النّساء؟ قال صلّى اللَّه علیه و آله: یا فاطمة من تهاون بصلاته من الرّجال و النّساء ابتلاه اللَّه بخمس عشرة خصلة، ستّ منها فی دار الدّنیا و ثلاث عند موته و ثلاث فی قبره و ثلاث فی یوم القیامة إذا خرج من قبره.

فأمّا اللّواتی تصیبه فی دار الدّنیا فالأولى یرفع اللَّه البرکة من عمره و یرفع اللَّه البرکة من رزقه و یمحو اللَّه (عزّ و جلّ) سیماء الصّالحین من وجهه، و کلّ عمل یعمله لا یوجر علیه و لا یرفع دعاؤه الى السّماء، و السّادسة لیس له حظّ فی دعاء الصّالحین، و امّا اللّواتی تصیبه عند موته فأوّلهنّ أنّه یموت ذلیلا و الثّانیة یموت جائعا و الثّالثة یموت عطشانا فلو سقی من انهار الدّنیا لم یرو عطشه. و امّا اللّواتی تصیبه فی قبره فأوّلهنّ‏[1] یوکّل اللَّه به ملکا یزعجه فی قبره و الثّانیة یضیّق علیه قبره، و الثّالثة تکون الظّلمة فی قبره، و أمّا اللّواتی تصیبه یوم القیامة إذا خرج من قبره فأوّلهنّ أن یوکّل اللَّه به ملکا یسحبه على وجهه و الخلائق ینظرون إلیه و الثّانیة یحاسب حسابا شدیدا و الثّالثة لا ینظر اللَّه‏ إلیه و لا یزکّیه و له عذاب ألیم[2].


[1]  فاولهن،« فاولاهن» ن خ البحار

[2] - الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 292  و فلاح السائل/ 99 البحار 83/ 21

عقوبت ترک زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام

قَالَ الصادق علیه السلام:


 ‏ مَنْ تَرَکَ زِیَارَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَا یَنْظُرُ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَ لَا تَزُورُونَ مَنْ تَزُورُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ النَّبِیُّونَ علیهم السلام إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَفْضَلُ مِنْ کُلِّ الْأَئِمَّةِ وَ لَهُ مِثْلُ ثَوَابِ أَعْمَالِهِمْ وَ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ فُضِّلُوا.


هرکه زیارت امیر المؤمنین علیه السلام را ترک کند خدای عزو جل به نگاه رحمت نمی کند. آیا نمی خواهید کسی را زیارت کنید که فرشتگان و انبیا زیارتش می کنند.امیر المؤمنین علیه السلام افضل از هر امامی است و برای او دوبرابر اعمال آنان است و امام به اندازه اعمالشان برتری بر دیگری یافته اند.


 جامع الأخبار، ص: 23

زنان بی ایمان چشم روشنی های شیطان

 

پیامبر صلی الله علیه و آله:

روزی شیطان به حضرت یحیی گفت: 

ای پیامبر خدا، همانا آگاه باش که امیدوارترین چیزها و محکم‌ترین تکیه گاه و بهترین چشم روشنی برای من، زنان بی تقوا هستند.

به راستی که آن‌ها دام‌های من برای انحراف و فساد در جامعه می‌باشند، آن‌ها به مانند تیری هستند که وقتی پرتاب می‌نمایم، خطا نمی‌روند، و اگر زنانِ بی تقوا نبودند، من قدرت گمراهی کوچک‌ترین انسان‌ها را نداشتم، چشم دلم به وسیله آن‌ها شاد می‌شود و به کمک چنین زنانی در هدف‌هایم پیروز می‌شوم و به یاری این دسته از زنان، مردم را به نابودی می کشانم، چرا که این زنان، مایه امید و تکیه گاه من و مورد اطمینان و فریادرس من می‌باشند!                 

بحارالانوار، ج 63: 229؛ ج 14: 173

 

 

معیار ارزشمندی

وَاصْبرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِ‏ یُرِیدُونَ‏ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا؛[1]

ترجمه: و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] وجه او را مى‏خواهند، شکیبایى پیشه کن و دو دیده‏ات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس‏] کارش بر زیاده‏روى است، اطاعت مکن.

1-    مساله مهم در زندگانى فرد و جامعه‏ها مساله معیارهاى سنجش، و نظام ارزشى حاکم بر فرهنگ آن جامعه است.زیرا تمام حرکتها در زندگى فرد و جمع از همین نظام ارزشى سرچشمه‏ مى‏گیرد، و براى آفریدن این ارزشها است.اشتباه یک قوم و ملت در این مساله، و روى آوردن به ارزشهاى خیالى و بى‏اساس، کافى است که تاریخ آنها را به تباهى بکشد، و درک ارزشهاى واقعى و معیارهاى راستین محکم‏ترین زیربناى کاخ سعادت آنها است. دنیا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهاى مادى و نفرات خود مى‏دانند، حتى معیار شخصیت در پیشگاه خدا را در این چهار چوب تصور مى‏کنند، چنان که در آیات فوق نمونه‏اى از آن دیدیم، و نمونه‏هاى فراوان دیگرى از آن در قرآن مجید به چشم مى‏خورد.

1- فرعون جبار و زر و زورپرست به اطرافیانش مى‏گوید: من باور نمى‏کنم موسى از طرف خدا باشد اگر راست مى‏گوید پس چرا دست بند طلا به او داده نشده است؟!" فَلَوْ لا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ‏" (سوره زخرف آیه 53). او حتى نداشتن چنین زر و زیورى را دلیل بر پستى مقام موسى مى‏شمرد و مى‏گوید: (أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ‏) (سوره زخرف آیه 52).

اگه فلانی رای نمی آورد تو ایران نمی موندم!

یه هنرمندی گفته بود: اگه فلانی رای نمی آورد تو ایران نمی موندم!

تحلیل:

دلیل این تصمیمات شخص گرایی هستش نه حق گرایی.

حق پیرو هوای نفس این و آن نیست.

در واقع همه چیز بر محور حق می چرخد.


به این آیه توجه کنید:

 

وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنَاهُم بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِکْرِهِم مُّعْرِضُون.َ 

ترجمه:


ﻭ ﺍﮔﺮ ﺣﻖ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﻫﺎﻯ ﻧﻔﺲ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻣﻰ  ﻛﺮﺩ ، ﺑﻰ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻣﻰ  ﭘﺎﺷﻴﺪ [ ﻭ ﺗﺒﺎﻩ ﻣﻰ  ﺷﺪ ؛ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﻫﺎﻯ ﻧﻔﺲ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻨﺪ ] ﺑﻠﻜﻪ ﻛﺘﺎﺏ[ﻯ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﺷﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻯ ] ﺁﻧﺎﻥ [ ﺍﺳﺖ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﻢ ، ﻭﻟﻰ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻳﻪ ﺷﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﻯ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ .،(المومنون:71)  

برای عاقل یک اشاره کافی است!


دقت امام در مصرف بیت المال و نگاه به زندگی اشرافی مدعیان پیروی از خط امام

خدای عزوجل می فرماید:

 إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ الإسراء/ 27

اسراف‌کاران، برادران شیاطین‌اند


 آینه:

حکایت؛ یک بار برادری که مسئول امور مالی امام بود، پشت یک پاکت چیزی نوشت و خدمت امام فرستاد، ایشان در یک کاغذ کوچک جواب داد و زیر آن نوشت: شما در این قطعه کوچک هم می‌توانستید بنویسید از این‌رو آن برادر کاغذهای خرده را جمع و جور می‌کرد و در کیسه‌ای نگه می‌داشت و هنگامی‌که می‌خواست چیزی بنویسید، روی آن کاغذها می‌نوشت. امام هم زیرش جواب می‌نوشت.


 بسیار اتفاق می‌افتاد که ایشان شب‌ها از اندرون بیرون می‌آمدند و اگر چراغی روشن بود خاموش می‌کردند و افراد را توبیخ می‌کردند چرا چراغ را روشن گذاشته و خاموش نکرده‌اند.

در هنگام وضو گرفتن آب اضافه مصرف نمی‌کردند و در فاصله بین مسح و شستشوی دست راست و چپ شیر آب را می‌بست.۱

                                                                                                                                    

  پی نوشت:

۱. با اقتباس و ویراست از کتاب داستان دوستان

۲. سیدحمیدرضا خوشدل


قابل توجه حسن فریدون( روحانی) که ادعای پیروی از خط امام می کند: یک و نیم ملیارد از بیت المال برای سفر یک روزه شما به البرز با سیره امام می سازد!                                                                        

همیشه پای یک مرد در میان است!

دیگر نخواهم گفت: 

خانم حجاب

 خواهرم حجاب

 

خواهم گفت:

 ای مرد غیرتت کو....

نکته:

همیشه پای یک زن در میان بود ولی زمانه عوض شده همیشه پای یک مرد در میان است!

 فقط یک مرد این را می فهمد!؟

تاکید می کنم:  یک مرد

مرد

سرقت علمی رساله دکتری حسن روحانی توهین به شعور ملت ایران

دزدی در لغت به معنی برداشتن پنهانی چیزی که متعلق به دیگران است می باشد[1]. در اصطلاح فقهی و اخلاقی نیز دزدی معنی را دارد.

کسی که دزدی می کند معمولا از حیث اعتقادی  ایمان راسخ به عالم الغیب و الشهاده بودن خدای عزوجل ندارد و نیز نمی داند که یوم تبلی السرائری هست که در آن این رفتار پنهانی او آشکار شده و آبرویش خواهد ریخت. چنانچه به این نکته امام صادق علیه السلام به صورت اجمالی اذعان دارند:

الامام الصادق علیه السلام:

 ...لَا یَسْرِقُ السَّارِقُ‏ حِینَ یَسْرِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ...الحدیث[2].

دزد وقتی که دزدی می کند مؤمن نیست.

متعلق دزدی فقط اشیاء و اموال نیست بلکه شامل دزدی  اطلاعات و یاد داشت های علمی دیگران هم می شود. یکی از واژه های پر تکرار در بین دانشمندان و پژوهشگران « سرقت علمی[3]» است.

کسی که در نوشته ادعایی خود هیچ تلاشی از خود نمی کند و خالقش عالم و دانشمند دیگری است، او به سرقت علمی دست زده است.

با توجه به بررسی های انجام شده توسط پژوهشگران عزیز بر روی رساله دکتری حسن فریدون رئیس جمهوری دولت یازدهم ایران، رگه هایی از این سرقت علمی به چشم می خورد.

چنانچه فصل چهار رساله دکتری ایشان عین  کتاب «حکم ثانوی در تشریع اسلامی»آیت‌الله علی‌اکبر کلانتری نماینده استان فارس در مجلس خبرگان رهبری است.

چنانچه در گزارش تسنیم آمده است: در رساله دکترای حسن روحانی، از ده‌ها کتاب و مقاله مختلف، سرقت کلمه به کلمه یا موزائیکی انجام شده و به برخی از منابع ارجاع داده و به مابقی هیچ گونه ارجاعی نداده‌اند؛ کتاب‌ها و مقالاتی از آیت‌‌الله علی‌اکبر کلانتری، ضیاءالدین سردار، نوئل کالسون، حمید عنایت، وائل حلاق، سید ابوالاعلی مودودی، پاتریک بنرمن، هاشم کمالی، ویلیام مونتگومری وات از جمله پرتکرارترین قربانیان این سرقت کم سابقه‌اند.

 بیش از ۷۰ درصد ترجمه تز دکترای آقای روحانی توسط یک فرد پاکستانی‌الاصل و ساکن نیویورک به نام شیخ محمد سرور که ترجمه قرآن انجام می‌دهد.

نکته ها:

1-      حال جای این سؤال مطرح است که آقای روحانی که دم از اخلاق و حقوق شهروندی و عدالت و پایبندی به قانون می زند چرا در طی 19 سال با ادعای دکتری در پست های مختلف حضور داشته است؟

2-      تخالف شعارهای حسن روحانی با عملکرد و رفتار او نشان از عدم اعتقاد ایشان به باورهایی است که مردم به خاطر آن به او اعتماد کرده اند. این رفتار با مردم توهین به شعور ملت و مردم ایران و رسوایی در سطح بین اللملی برای یک ایرانی آن هم در مقام دولتی محسوب می شود.

3-      با وجود این رسوایی طرفدارن آقای حسن روحانی که غالب آنها ادعای تمدن و فرهنگ و اصلاحات می کنند باید در برابر این رسوایی سکوت نکنند و الا در عقل و ایمانشان باید تردید کرد. حتی طرفداران حسن روحانی اگر دیندار  هم نباشد و شعار انسانیت می دهند و یا ادعای ایرانی بودن می کنند، به خاطر شرافتی که دارمد نباید سکوت کنند.

4-      این نوشته از سر درد و رنج این جانب بوده و خدا شاهد است بابت این اتفاق خوشحال نیستم. ناراحتم از اینکه چطور یک فرد به شعور یک ملت توهین کرده است و ادعای دفاع از ملت را می کند.

                 خادم اسلام و مسلمین محمدعلی فتحی

پی نوشت:


[1] - ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، قم، 1363

[2] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏10، ص: 229

[3] - Plagiarism