۳۳۳ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

بدترین تلاش ها

امام على علیه السلام :

 بِئسَ السَّعیُ التَّفرِقَةُ بینَ الألِیفَینِ [1].

«بدترین تلاش، جدایى انداختن میان دو یار همدم است.»

هشدار به:

-   برخی والدین

-    برخی برادران و خواهران

-   برخی دوستان

-    برخی همکاران

-    برخی همسایه ها

-    برخی.....

                    مراقب باشیم از این برخی ها نباشیم!



[1] - غرر الحکم : 4412.

توبه پیامبر

امام صادق علیه السّلام فرمود:

 رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله روزى هفتاد بار به درگاه خدا توبه مى‌کرد. راوى گوید: گفتم: آیا آن حضرت مى‌گفت:

«استغفر اللَّه و أتوب الیه»؟

فرمود: نه، بلکه مى‌گفت:

«أتوب الى اللَّه».

گفتم: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله توبه مى‌کرد و هیچ گاه برنمى‌گشت ولى ما توبه مى‌کنیم و باز به گناه برمى‌گردیم!

امام علیه السّلام فرمود:

باید از خدا کمک خواست.[1]



[1] - سنن النبى( ترجمه استاد ولى)، ص: 30

طهارت دائمی و تاثیر آن در کثرت روزی

فی کتاب عوالى اللآلى : فِی الحَدیثِ :

 أنَّهُ صلى الله علیه و آله شَکا إلَیهِ رَجُلٌ قِلَّةَ الرِّزقِ ، فَقالَ علیه السلام :

 أدِمِ الطَّهارَةَ یَدُم عَلَیکَ الرِّزقُ .

 فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذلِکَ فَوُسِّعَ عَلَیهِ الرِّزقُ .[1]

ترجمه:

در حدیث است که مردى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله از اندکىِ روزى شکوه آورد . فرمود:

همواره با طهارت باش تا روزى ات پیوسته باشد.

آن مرد چنین کرد و روزى اش گشایش یافت .

 

مصادیق طهارت دائمی:

۱. وضو دائمی داشتن.

۳. داشتن افکار و عقاید خوب

۲. ترک گناهان

نکته:

۱.این روایت بیشتر درباره دائم الوضو بودن است.

۲. امام رحمة الله علیه به نقل از استادشان مرحوم شاه آبادی وضو را مثل پوشیدن لباس رزم در برابر دشمن می دانستند و تاکید می کردند مؤمن همیشه وضو داشته باشد تا در برابر آسیب های شیطان کمتر آسیب ببیند.

خادم  اسلام  و مسلمین محمد علی فتحی



[1] - عوالی اللآلی : 1 / 268 / 72 وج 4 / 5 / 1 .

دستور العمل برای کسب آرامش حداقلی

 

از اعمال عبادی زیادی که در آنهاحضور قلب نداریدپرهیز کنید.

 سعی کنید به کیفیت کار توجه کنید تا کمیّت آن.

اعمال زیر را هر روز انجام دهید:

۱. سوره «یس» یکبار.

۲. صلوات به هر تعداد که می توانید.

۳.استغفار هفتاد بار.

۴. به کارهای مربوط به منزل و فرزندان و همسرتان بپردازید و در این زمینه کم نگذارید.که از صد سال شب زنده داری بهتر است.

۵. تا ضرورت اقتضا نکرد صحبت نکنید.

۶. قبل از انجام هرکاری و گفتن کلامی درباره اش فکر کنید اگر مرضی خدا بود انجام دهید.

۷. از معاشرت با انسانهایی که غافل هستند پرهیز کنید.

۸. فعالیت مجازی را کم کنید و در ساعت خاصی کتاب مطالعه کنید.

۹. با همسرتان درباره استفاده بهینه و در زمان خاص از موبایل پیشنهاد مذاکره بدید و بین هم قراری برای فعالیت بگذارید.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

دستور العمل علامه طباطبائی برای توفیقات و غلبه بر هوای نفس

هر روزه طرف صبح که از خواب بیدار مى‌شوید، قصد جدى کنید که هر عملى پیش آید، رضاى خدا، عزّ اسمه، را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کارى که مى‌خواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طورى که اگر نفع اخروى نداشته باشد، انجام نخواهید داد، هرچه باشد. و همین حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهید داد.

 

 

وقت خواب، چهار- پنج دقیقه‌اى در کارهایى که روز انجام داده‌اید، فکر کرده و یکى‌یکى از نظر خواهید گذرانید، هرکدام مطابق رضاى خدا انجام یافته، شکر کنید و هرکدام، تخلف شده استغفار کنید و این رویه را هرروز ادامه دهید.

 

 

این روش اگرچه در بادى حال، سخت و در ذائقه نفس تلخ مى‌باشد، ولى کلید نجات و رستگارى است.

 

 

 و هر شب، پیش از خواب توانستید سور مسبّحات یعنى:

 

 

سوره‌هاى حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید، تنها سوره حشر را بخوانید[1].

 

 

 

 

[1] - ترجمه و شرح بدایة الحکمة، ج‌1، ص: 398

 

 

سب مقدسات مخالفان از منظر قرآن


قال الله تعالی:

ولَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ  کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ[1]

ترجمه:

(به معبود) کسانى که غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى ظلم و جهل، خدا را دشنام دهند. این گونه براى هر امّتى عملشان را زینت دادیم. سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است. و آنها را از آنچه عمل مى کردند،آگاه مى سازد (و پاداش و کیفر مى دهد).

 

نکته ها:

 

1-      این آیه به صراحت ناسزاگویی به کفار و مشرکین را نکوهش می کند و دلیل آن را مقابله آنان به مثل و سب خدای تعالی می داند.

2-     ناسزا گویی به مقدسات اشخاص طبق آیه شریفه نکوهش شده و حرام می باشد.

3-     از آیه استفاده می شود که منطق اسلام ناسزا گویی نیست بلکه عقاید خود را مسلمان واقعی با برهان و دلیل مطرح کرده و از آن دفاع می کند.

4-     لعن اگرچه ناسزا گویی و سبّ محسوب نمی شود ولی قطعا بدتر از آن است.

5-     لعن دشمنان اهل البیت علیهم السلام آن هم به صورت علنی و در زمانه ای که دشمن به دنبال شکاف انداختن بین صفوف مسلمین است، کاری است خلاف آیه قرآن و سیره عملی اهل البیت علیهم السلام.

6-     اهانت و سبّ و لعن بزرگان فرق اسلامی طبق فتاوای مراجع عظام جایز نیست و شیعه واقعی با برهان و دلیل می تواند آنان را نقد کند.

7-     یک مورد لعن علنی از اهل البیت علیهم السلام نسبت به بزرگان اهل سنت گزارش نشده است اگر مواردی هم باشد قطعا از حیث سندی اعتبار ندارد.

8-     اگر به واسطه اهانت به مخالفین مذهب، پیروان آنان ، خون شیعه ای را بریزند قطعا یکی از شریکان جرم، سبّ و لعن کننده می باشد.

9-     شیعه واقعی نه از اهل البیت علیهم السلام جلو می افتد و نه عقب. شیعه ملازم اهل البیت علیهم السلام است.

10- در سیره عملی اهل البیت علیهم السلام اهانت و سبّ بزرگان اهل سنت جای ندارد.

11- برادران اهل سنت، رفتار ناشایست جهّال از شیعه را به پای اهل البیت علیهم السلام و شیعیان بصیر و متعهد ننویسند.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی



[1] -  انعام:108

شادکن باش

امام  صادق علیه السلام:

مَن أدخَلَ السُّرورَ على مُؤمِنٍ فقد أدخَلَهُ على رسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله ، و مَن أدخَلَهُ على رسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله فقد وَصَلَ ذلکَ إلى اللّهِ ، و کذلکَ مَن أدخَلَ علَیهِ کَرْباته.

«هر که به مؤمنى شادى رساند ، به رسول خدا صلى الله علیه و آله شادى رسانده باشد و هر که به رسول خدا صلى الله علیه و آله شادى رساند ، به خدا شادى رسانده باشد و چنین است هر که به مؤمنى اندوهى رساند .[1]»



[1] - الکافی : 2/192/14

اقدامات معنوی برای جلوگیری از زلزله

علی بن مهزیار می گوید:

 کَتَبتُ إلى أبی جَعفَرٍ علیه السلام وشَکَوتُ إلَیهِ کَثرَةَ الزَّلازِلِ فِی الأَهوازِ ،وقُلتُ :

تَرى لِیَ التَّحَوُّلَ عَنها ؟

 فَکَتَبَ علیه السلام :

 لا تَتَحَوَّلوا عَنها ، وصومُوا الأَربِعاءَ وَالخَمیسَ وَالجُمُعَةَ ، وَاغتَسِلوا وطَهِّروا ثِیابَکُم ، وَابرُزوا یَومَ الجُمُعَةِ ، وَادعُوا اللّهَ فَإِنَّهُ یَدفَعُ عَنکُم .

 قالَ : فَفَعَلنا فَسَکَنَتِ الزَّلازِلُ .


على بن مهزیار  نقل می کند:

 به ابو جعفر (امام جواد) علیه السلام نامه اى نوشتم و از فراوانى زلزله در اهواز به ایشان شکایت نمودم و گفتم : آیا صلاح مى دانید من از این شهر منتقل شوم؟

 ایشان مرقوم فرمود :

«از آن جا منتقل نشوید . چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید و جامه هاى پاکیزه بپوشید و روز جمعه بیرون روید و به درگاه خدا دعا کنید . [خداوند ،] زلزله را از شما برطرف مى کند.

 ما این کار را کردیم و زلزله ها فرو نشستند ..[1]»



[1] - تهذیب الأحکام : ج 3 ص 294 ح 891 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 544 ح 1515 ، علل الشرایع : ص 555 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 91 ص 150 ح 8 .

بهترین و بدترین خانمها

 پیامبر اکرم صلّی  الله  علیه  و  آله فرمودند

:

انَّ مِن خَیرِ نِسَائَکُم اَلمُتَبَرَّجَةَ مِن زَوجِها الحصَانَ عَن غَیرِه ؛

 

بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.

 

بحارالانوار، ج 103، ص 235

 

نکته:

 

-     زنان آرایشی خیابانی جزو کدام دسته اند؟!

-     زنان پوشیده ای که برای همسران خود در منزلشان آرایش نمی کنند چه جایگاهی دارند!؟

شهیدی که عشق اذان گفتن داشت

کار هر روزش بود. زمستان، تابستان، گرما و سرما. صبح ها توی حیاط اذان می گفت و بزرگ و کوچک خانواده را برای نماز بیدار می کرد. در زندگی هیچ چیز بیشتر از این راضی اش نمی کرد که ببیند پسر و دختر هایش نماز می خوانند و روزه می گیرند.

 

همه کار ها دقیق و منظم بود. رفت و آمد ها، خواب و بیداری، دخل و خرج، خورد و خوراک و همه کارهای خانه، حساب کتاب دار و با برنامه بود؛ مثل پادگان.

 

حاج عشقعلی کاظمی مرد متدین، مردمدار و زحمت کشی بود. در بازار نجف آباد نجاری می کرد. نمازش را در مسجد بازار می خواند. از همان کودکی دست پسر هایش را می گرفت و به مسجد می برد.

سال هزاروسیصدوسی وهفت؛ احمد، در این خانه منظم و مذهبی، در کوچه ملاصدرا از محله های قدیمی نجف آباد به دنیا آمد.


پی نوشت:

یادگاران، جلد 19 کتاب شهید احمد کاظمی، ص 1

 

 

زیارت تا زیارت

یکی از وجوه حسن زیارت، اتصال به امام یا ولی الله  است.

اگر زیارت بروی ولی این ارتباط تنگاتنگ نباشد، زیارتت ریاضتی است بی حضور.

" همچون  نمازی که با حضور قلب نباشد! "

اگر اتصالت با امام یا ولی الله دائمی باشد و لو جسدت زائر نباشد در عالم واقع تو زائری !!!

حافظ چه زیبا گفته:

میان عاشق و معشوق حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

زوار اربعینی چون با عشق و سوز و گداز می روند زائرحاضر هستند.

جاماندگان از زیارت اگر دل به مولا دهند و در عطش زیارت بسوزند آنها هم زائرند!

پس :

السلام علیک یا اباعبد الله

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

صله ارحام مخرب

صله ارحامی که باعث شود تو از ارزشهای الهی دور شوی بیشتر به قطع ارتباط با خدای مهربان منجر خواهد شد!

اصلا این جوری بگم:

 صله با ارحام ناشایست تو را از صله با حجت خدا روی زمین عجل الله تعالی فرجه الشریف دور می کند.!

به این حدیث دقت کنید:

ابوهاشم جعفرى مى‏گوید:

حضرت رضا علیه السلام به من فرمود: چرا تو را نزد عبدالرحمن بن یعقوب مى‏بینم؟

 ابوهاشم می گوید به امام عرض کردم:

او دایى‏ من‏ است. حضرت فرمود:

او درباره خدا سخن ناشایست و غیر قابل قبولى مى‏گوید، «سخنى که با آیات قرآن و معارف اهل بیت ناهماهنگ است». خدا را به صورت اشیاء و اوصاف آن وصف مى‏کند. بنابراین یا با او همنشین باش و ما را واگذار، یا با ما بنشین و او را رها کن.

عرضه داشتم:

 او هرچه مى‏خواهد بگوید، چه زیانى به من دارد. وقتى من آنچه را او مى‏گوید نگویم چیزى بر عهده من نیست.

حضرت فرمود:

 آیا بیم ندارى از این که عذابى بر او فرود آید و هر دوى شما را بگیرد؟

آیا داستان کسى که خود از یاران موسى علیه السلام بود و پدرش از یاران فرعون را نشنیده‏اى؟ هنگامى که لشکر فرعون کنار دریا به موسى و یارانش رسید، آن پسر از موسى جدا شد که پدرش را نصیحت کند و به موسى و یارانش ملحق نماید، پدرش به راه باطل خود دنبال فرعونیان مى‏رفت و این جوان با او درباره آیینش ستیزه مى‏کرد، تا هر دو به کنارى از دریا رسیدند و با هم غرق شدند، خبر به موسى رسید، فرمود: او در رحمت خداست ولى چون عذاب نازل شود از کسى که نزدیک گنهکار است دفاعى نشود![1]



[1] کافى: 2/ 374، باب مجالسة أهل المعاصى، حدیث 2.

وقتی حجاب داری

وقتی حجاب داری....

1-   می شوی  نور چشمی خدا چرا که به خواسته اش عمل کردی.

2-   می شوی بالاتر از فرشته چرا که به اصل انسانییت بازگشتی.

3-   می شوی یک موجود برتر که می توانی چشم هوسرانان را بر خود ببندی.

4-   می شوی موجودی که ابهت و عظمتت مردان را به زانو در می آورد.

5-    می شوی یک همسر خوب چرا که به شوهرت خیانت نمی کنی.

6-     می شوی مادر خوب چرا که نجابتت را به فرزندانت نشان می دهی.

7-     می شوی همسایه خوب که مایه افتخار شوی نه مایه انزجار.

8-     می شوی رفیق خوب که به تو اعتماد کنند.

9-     می شوی یک ایرانی اصیلِ مسلمان که گدشتگانت به تو افتخار کنند.

10-   می شوی یک خواهر خوب که برادرت به خاطرت نگران نباشد.

11-   می شوی شبیه سیده زنان عالم که به تو لبخندی ازسررضایت زند و شفیع تو در محشر باشد.

12-   می شوی پاک که دلهای آلوده در تو طمع نکنند.

13-   می شوی «مرحومه» نه «ملعونه»که برایت فرشتگان  وعالمیان دعا کنند.

14-   می شوی «مبارکه»نه «کالای معامله» که خیر و نیکی از رشته های چادر ت بریزد.

15-   می شوی «مستوره»(=پوشیده) که تور ا از آتش دورخ بپوشاند.

16-   می شوی «مأمونه»(=در امنیت)تا به هنگام کوچ از دنیا عذاب قبر نبینی.

17-   می شوی «صّدیقه» که به پاکی دلت گواه باشد.

18-   می شوی «صالحه» که از «فاحشه» به دور باشی.

19-   می شوی  «مقتدر» که «ملعبه»(=بازیچه) دست این وآن نباشی.

20-   می شوی «مایه عزت» که از «ذلت» به دور باشی.

21-  می شوی انسان به تمام معنا که از شیطان به دور باشی.

22-  می شوی جزو «حزب الله» که از «حزب شیطان» به دور باشی.

23-  می شوی  «آزاده» که در بند هوی وهوس نباشی.

24-  می شوی  زیبا که به جمال باطنی ات گواه باشد.

25-  می شوی «دست نایافتنی» که بهایت رود بالا.

وقتی حجاب داری خودت هستی  برای خدا...

ثواب خرجی دادن زائر امام حسین علیه السلام

هشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: ... قُلْتُ:

فَمَا لِمَنْ یُجَهِّزَ إِلَیْهِ وَ لَمْ یَخْرُجْ لَعَلَّهُ تُصِیبُهُ لِقِلَّةِ نَصِیبِهِ‏ قَالَ: یُعْطِیهِ اللَّهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ- مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یُخْلِفُ عَلَیْهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ وَ یُصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِیُصِیبَهُ وَ یُدْفَعُ عَنْهُ وَ یُحْفَظُ فِی مَالِهِ

 

هشام می گوید، از امام صادق(ع) پرسیدم:

کسی که خودش به واسطۀ بیماری یا مشکلی نتواند به زیارت امام حسین(ع) برود و در عوض شخصی دیگر را روانه کند(هزینه‌هایش را بدهد)، چه اجری دارد؟

امام صادق(ع) فرمودند:

- به ازای هر درهمى که خرج کند، خداوند همانند کوه اُحد برایش حسنه می‌نویسد.

- چندین برابر آنچه هزینه کرده را در همین دنیا به او برمی‌گرداند!

- بلاهایى را که فرود آمده تا به او برسد، از او می‌گردانَد و از وى دور می‌کند و مالش حفظ می‌‏شود.

 

کامل الزیارت، ص123.

مراقبت های ماه محرم

      

1. خواندن نماز شب و روز اول ماه

2.   صدقه اول ماه

3. روزه اول و سوم این ماه

4.  اظهار حزن و اندوه بر امام حسین علیه السلام و یارانش

5. حضور در مجالس حسینی

6.  رعایت اخلاص در همه امور

7.  خدمت به عزاداران حسینی

8.  مطالعه سیره و تاریخ و سخنان امام حسین علیه السلام

9.   دوری از تجملات و خوشی های زود گذر دنیا

10. توجه تام به وجود مقدس ولی عصرعجل الله تعالی فرجه و دعا برای سلامتی حضرت

11. خواندن روزانه زیارت عاشورا و حد اقل سلام ساده به وجود مقدس حضرت امام حسین علیه السلام

12.  رعایت نماز اول وقت

13.  عدم ایذاء مؤمنین خصوصا عزاداران حسینی

نیکی بی جا

جایگاه اهل فضل در اجتماع

یاد داشت ذیل شرح حدیثی از امیر المؤمنین علیه السلام است که جایگاه ارزشمند اهل فضل را در اجتماع به عنوان مایه امنیت معرفی می کند.

امیر المؤمنین علیه السلام:  اذا قلّ‏ اهل‏ الفضل‏ هلک اهل التجمل.[1]

ترجمه:

هرگاه اهل فضل کم شوند اهل تجمل نابود گردند.

 نکات:

1- منظور از اهل تجمل دنیا گرایان و اهل فضل گروه های مختلف از اهل ایمان می باشند که تفصیل آنها می آید

2- طبق این سخن استوانه حفظ اهل تجمل، وجود شریف اهل فضل می باشند.

3-اگر امنیتی اهل تجمل دارند به برکت وجود اهل فضل است.

4-شخصیت های ارزشمند، باعث قوام مردم دنیا خواه هستند.

5- اهل فضل معنای وسیعی دارد که در روایات خاندان عصمت و طهارت این افراد به آن عنوان معرفی شده اند:

-  متقین؛امیر المؤمنین علیه السلام: المتقون هم اهل الفضائل[2].

-  اهل صله ارحام،اهل گذشت،اهل بخشندگی؛ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قَالَ لِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ بَیْنَ الْخَلَائِقِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ ثُمَّ یُنَادِی مُنَادٍ أَیْنَ أَهْلُ الْفَضْلِ قَالَ فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ فَیَقُولُونَ مَا کَانَ فَضْلُکُمْ فَیَقُولُونَ کُنَّا نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُعْطِی مَنْ حَرَمَنَا وَ نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا فَیَقُولُونَ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ[3].

-  اهل انصاف؛امیرالمؤمنین علیه السلام: الانصاف افضل‏ الفضائل[4].

-  اهل حفظ زبان و اهل احسان؛ امیر المؤمنین علیه السلام: حفظ اللسان و بذل الاحسانمن افضل فضائل الانسان[5].

- اهل دوری از غضب و اهل دوری از شهوت؛ امیر المؤمنین علیه السلام:راس الفضائل ملک الغضب و اماتة الشهوة[6].

-  اهل علم؛ امیر المؤمنین علیه السلام:غایة الفضائل العلم[7].

-  طبق حدیث یاد شده دلیل اینکه خدای عزوجل تعجیل در هلاکت اهل تجمل که همان اهل دنیا باشند نمی کند، وجود با برکت اهل فضل است.

- مؤید قرآنی این سخن آیه شریفه 33  سوره مبارکه انفال است که در این آیه خدای مهربان وجود پیامبر را به عنوان سید اهل فضائل و نیز استغفار را مایه ا مام امت از عذاب معرفی می کند؛ وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ‏ فِیهِمْ‏ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ.

6- ممکن است خدای مهربان به برکت یک اهل فضل در یک خانواده، قبیله،کوچه، محل، شهر، کشور بلاها و عذاب خود را از جماعتی بردارد. لذا اهل دنیا و همه باید شکرگزار وجود اهل فضائل باشند و نیز جامعه را به سمتی کشانند که اهل فضیلت در آن زیاده باشد.

پی نوشت:

[1] آقا جمال خوانسارى، محمد بن حسین، شرح محقق بارع جمال الدین محمد خوانسارى بر غُرر الحکَم و دُرَر الکَلم، 7جلد، دانشگاه تهران - تهران، چاپ: چهارم، 1366.

[2] -  نهج البلاغه خطبه193

[3] - الزهد(کوفى اهوازى، حسین بن سعید)، النص، ص: 94

[4] - غرر الحکم:805

[5] - غرراحم:4899

[6] - غررالحکم:5237

[7] - غررالحکم:6379

تحلیل ابهت و اقتدار شهید حججی

برخی کشته شدن مدافعان حرم را مصداق  جمله" وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ[1]" (با دست خویش، خود را به هلاکت نیفکنید) می دانند و با اظهارات نابخرادانه خود اعلام می دارند که حاضرین در نبرد با داعش، خودشان را به ساحت مرگ انداخته اند و این یک نوع خودکشی است.

غالب کسانی که چنین تفکری دارند انسان های عافیت طلب و پر ادعایی هستند که در راه حفظ ارزشها گامی بر نمی دارند چرا که نه غیرت دینی دارند و نه شجاعتی که بتوانند با آن به مقابله با دشمن بپردازند اینان به جای اینکه حداقل سکوت کنند برای اینکه آبرویشان نرود و در اجتماع مفتضح نشوند سعی می کنند که مجاهدان در راه خدا را تخریب کنند و رفتاری جهادی آنان را زیر سؤال برند.

اگر کسی کمی دقت نماید خواهد دید که بین «تهلکه» با «شهادت»‏ رابطه تباین وجود دارد. چرا که تهلکه به معنى مرگ بى‏دلیل است در حالى که شهادت‏ قربانى شدن در راه هدف و نایل گشتن به‏ حیات جاویدان است[2].

کسانی که شهادت را انتخاب می کنند به سطح فکری والایی دست یافته اند و هدف بزرگ زندگی که رسیدن به لقاء الله است را انتخاب کرده اند اما آنان که حتی نمی خواهند درباره شهادت فکر کنند و آرزوی آن را نمایند زندگی را در اهداف پایین تری دنبال می کنند.

شهدا مهمترین سرمایه وجودی خود را، جان خود نمی دانند بلکه مهمتر از جانشان، خدا، مکتب، مذهب، اصول و ارزشهای الهی و انسانی می دانند. لذا برای حفظ و صیانت از این ارزشها ، حاضرند جان خود را تقدیم کنند تا کلمه حق در حد اعتلای خودش باقی بماند.

کسانی می تواند شهادت را انتخاب کنند که معرفتشان به خدای عزوجل بسیار عالی باشد طوری که در لحظه انتخاب شهادت و در زیر تیغ دشمن که دقیقه ای دیگر سرش را از تنش جدا خواهد کرد ، تردید نمی کند چون می داند که این حالت وی در منظر باری تعالی است و منتقم خون او خود خدای عزوجل است و این نوع کشته شدن مرضی خداست.

بالا بودن مقام صبر و شکیبایی در برابر سختی جان دادن در راه خدا، نشان می دهد این فرد معرفتش به خدای عزوجل بسیار عالی است که عرفا و بزرگان معرفت، شاید در طی بیست سال ریاضت بتوانند به آن دست پیدا کنند.

از سالار شهیدان و مجاهدان راه خدا امام حسین علیه السلام همین معنى نقل شده که در صحنه کربلا به هنگامى که بعضى از عزیزانش با فجیعترین وجهى شربت شهادت‏ نوشیدند فرمود:

هون على ما نزل بى انه بعین اللَّه[3]

" همین که مى ‏دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام مى‏ گیرد تحمل آن بر من آسان است".

شهدای عزیزی مثل شهید حججی به آن سطح از معرفت دست یافته بودند لذا می بینیم که وی با ابهت و عظمت و اقتدار در برابر دشمن می ایستند و حتی هنگام جان دادن دست از اعتقاد و باور حقه خود بر نمی دارند.

شهید حججی نشان داد که  ارزشهای اسلامی و پایبندی به آن چقدر می تواند اقتدار آفرین، تربیت کننده، متعالی کننده و شجاع کننده جوانان و مردم باشد.

به روح مطهر شهید حججی و شهدای مظلوم مدافع حرم صلوات می فرستیم و از خدای مهربان شهادت در راه خودش را مسألت می نمائیم.

                                                                                 به قلم خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

 

پی نوشت:

[1] - بقره: 195

[2] - تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 39

[3] -بحار الانوار جلد 45 صفحه 46.

راه تشخیص خوبتر

انتخاب بهترین عمل از بین کارهای نیکف خود یک توفیق خاص می طلبد. اینکه بتوانیم از میان دو کار، آنکه بها و ارزش زیاده ای دارد را برگزینیم نشان می دهد که «بصیرت» نافذ شده و خدای مهربان به تو « فرقان»  یعنی قدرت تشخیص حق و باطل را داده و این جای شکرگزاری است.

مؤمن باید «عمل احسن» انجام دهد و به حداقل از «کار حسن» راضی نشود. در این صورت، سرعت رشد و پیشرفت او زیاد خواهد بود.

به نمونه ای از روش تشخیص خوب و خوب تر اشاره می کنیم:

روی عن بعض الصّحابة قال‏: جاء رجل من الأنصار إلى النّبیّ (صلّى اللّه علیه و آله) فقال: یا رسول اللّه إذا حضرت جنازة و مجلس عالم أیّهما أحبّ إلیک أن أشهد؟

فقال رسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله): إن کان للجنازة من‏ یتبعها و یدفنها فإنّ حضور مجلس عالم أفضل من حضور ألف‏ جنازة، و من عیادة ألف مریض، و من قیام ألف لیلة، و من صیام ألف یوم، و من ألف درهم یتصدّق بها على المساکین، و من ألف حجّة سوى الفریضة، و من ألف غزوة سوى الواجب تغزوها فی سبیل اللّه بمالک و نفسک، و أین تقع هذه المشاهد من مشهد عالم؟ أما علمت أنّ اللّه یطاع بالعلم و یعبد بالعلم؟ و خیر الدّنیا و الآخرة مع العلم، و شرّ الدّنیا و الآخرة مع الجهل[1]؟

ترجمه:

از برخى از اصحاب و یاران رسول خدا روایت شده که او گفته:

مردى از انصار (گروهى از مردم مدینه که برسول خدا ایمان آورده او را یارى کردند) نزد پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) آمده گفت:

اى رسول خدا هر گاه مرده‏اى و مجلس عالم و دانشمندى دیدار شد کدام یک نزد تو دوستتر است که من حاضر شوم (و از ثواب و پاداش آن بهره‏مند شوم)؟

 رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود:

اگر براى جنازه و مرده کسى است که او را همراهى کند و بخاک بسپارد حضور و بودن مجلس عالم برتر از حضور هزار جنازه‏ و عیادت و دیدار هزار بیمار، و برپا ایستادن هزار شب (براى عبادت و بندگى) و روزه گرفتن هزار روز است، و از هزار درهم (پول نقره) که آنها بمستمندان و نیازمندان بخشیده شود، و از هزار حجّ جز حجّ واجب، و از هزار جنگ رفتن جز جنگ رفتن واجب که بوسیله دارائى و جانت در راه خدا بجنگى، و کجا برابرى میکند حضور در این جاها با حضور نزد عالم و دانشمند؟ آیا نمیدانى خدا بوسیله علم و دانش اطاعت و پیروى و عبادت و بندگى مى‏شود؟ و خیر و نیکى دنیا و آخرت با علم و دانش است، و شرّ و بدى دنیا و آخرت با جهل و نادانى؟

 نکته :

با توجه به این روایت، می شود حدث زد که بزرگترین راه تشخیص خوب و خوب تر توجه به «میزان محبوبیت» عمل در نزد خدای عزوجل است که با معیارهای قرآن و حدیث و عقل سلیم می توان آن را فهمید.

پی نوشت:

[1] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ،بنادر البحار، النص، ص: 119

 

ماه گرفتگی، فلسفه آن و احکام مربوطه

یاد داشتی که ملاحظه می فرمایید درباره فلسفه خسوف یعنی ماه گرفتگی، شیوه برخورد ما با آن و بیان چند حکم شرعی درباره آن است.

 

 

 

حکمت خسوف

 

 

یکی از سؤالات مهم انسانها در طول تاریخ این است که قیامت کی اتفاق خواهد افتاد. دلیل این پرسش یا حقیقت جویی بشر و یا حس کنجکاوی و یا آمادگی برای ورود به جهان دیگر است.

 

 

قرآن کریم پرده از این سؤال برداشته و خصوصا از زبان تکذیب کنندگان روز قیامت می فرماید:

 

 

" یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ[1]" یعنی می پرسد که کی روز قیامت خواهد بود؟!

 

 

برای پاسخ به این سؤال ،خدای عز و جل چند نشانه از قیامت را  در قرآن بیان می دارد.

 

 

مثلا می فرماید:  " فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ وَ خَسَفَ الْقَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ[2]".

 

 

ترجمه:  آنگاه که چشم در دیدن متحیر شود و خسوف خورشید وماه اتفاق افتد.

 

 

 منظور از" خسوف‏ قمر" بى ‏نور شدن آن است.

 

 

طبق آیه شریفه یکی از نشانه های قیامت خسوف است. که خدای عزوجل نمونه این خسوف را در طول سال ، در نقاط مختلف جهان با قرار دادن زمین بین خورشید و ماه و افتادن سایه زمین بر روی ماه نشان می دهد تا به جهانیان قدرت و عظمت و بزرگی خود را نشان دهد و به بندگان گوشزد کند که چنین اتفاقی در آستانه قیامت خواهد افتاد و ظلمت به خاطر خسوف کلی در خورشید و ماه،  همه جا را فرا خواهد گرفت.

 

 

همگان اذعان دارند که ظلمت و تاریکی بدون یک سو از نور دهشت و وحشت زیادی می آورد و آرامش روحی و روانی انسان را به هم می زند.

 

 

شاید به همین دلیل است که در آموزه های اسلامی برای کرنش در برابر این قدرت نمایی خدای عزوجل دستور داده شده است که هنگام خسوف و کسوف نماز آیات خوانده شود.

 

 

از امام صادق علیه السلام در این باره  از پدرشان امام باقر علیه السلام  نقل شده است که حضرت فرمود:

 

 

 زلزله‏ها و گرفتگى ماه و خورشید و بادهاى سخت و وحشت‏زا، از نشانه‏هاى قیامت است. هر گاه یکى از اینها را دیدید، به یاد برپایى قیامت بیفتید، به مسجدها پناه برید و نماز بخوانید.[3]

 

 

ازامام رضا علیه السلام در بیان علّت نماز آیات به هنگام کسوف فرموده‏اند:

 

 

 کسوف آیتى است از آیات خدا که نمى‏دانیم به نشانه رحمت حقّ عزّ و جل ظاهر شده یا به منظور عذاب الهى پدید آمده، بارى نبى اکرم صلى الله علیه و آله دوست دارند که امّتشان هنگام ظهور کسوف در مقابل خالق و راحم فزع و جزع و تضرّع نموده تا شرّ آن از ایشان دفع گشته و بدین وسیله از امر مکروه مترتّب بر آن مصون بمانند، چنان چه قوم یونس وقتى در مقابل حقّ عزّ و جل تضرّع و جزع و فزع نمودند بارى تعالى عذاب را از آنها برگرداند.[4][5]

 

 

تاکید به تدبر در آیات الهی

 

 

امام سجاد علیه السّلام مى‏فرماید:

 

 

جز شیعیان ما کسى به خاطر خسوف و کسوف و زلزله نمى‏ترسد و به خدا استغاثه نمى‏کند پس اگر یکى از این‏ها رخ داد به خدا پناه ببرید و به او مراجعه کنید

 

 

شهید ثانى قدّس سرّه مى‏فرماید:

 

 

 به هنگام نماز آیات پیش‏آمدهاى هولناک آخرت و زلزله‏هاى آن و گرفتگى خورشید و ماه و تاریکى قیامت و ترس خلائق از گرفتار شدن به عذاب و عقوبت الهى را بیاد آور.

 

 

و دعا و تضرّع بسیار کن و با خوف و خضوع و خشوع از خدا رهایى از آن گرفتاریها را طلب کن و از او بخواه که تو را از آن ظلمت بگذراند و به نور رهنمون شود و از لغزشهایت چشم بپوشد.

 

 

از گناهانت توبه کن به امید آنکه به این نفس شکسته و سرافکنده که از تقصیر خود حیا بر او غلبه کرده نظرى کند و توبه‏ات را بپذیرد و لغزشت را ندیده گیرد[6].

 

 

 سؤال:

 

 

 اگر خورشید گرفتگى در شهر ما قابل رؤیت نباشد و یا در شهر دیگرى زلزله شود، نماز آیات بر ما واجب مى‏شود؟

 

 

همه مراجع: امورى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر محلى که اتفاق بیفتد، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم شهرهاى مجاور آن، واجب نیست.[7]

 

 

کیفیت نماز آیات:

 

 


این نماز دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد که جمعا ده رکوع مى‌شود که آن را می‌توان به یکی از این دو صورت بجا آورد:
الف: بعد از نیت، تکبیرة الاحرام گفته و سپس حمد و سوره را می‌‌خواند و به رکوع می‌‌رود سپس سر از رکوع برداشته بار دیگر حمد و سوره را می‌‌خواند و به رکوع می‌رود و آن گاه سر از رکوع برداشته به خواندن حمد و سوره می‌‌پردازد و همچنین تا پنج رکوع آن گاه بعد از رکوع پنجم به سجده می‌رود و بعد از سجده دوم برخاسته و رکعت دوم را نیز مانند رکعت اول را انجام می‌دهد و پس از سر برداشتن از سجده دوم تشهد می‌خواند و سلام می‌دهد و در این نماز فرقى بین این نیست که در ده بار حمد و سوره خواندن یک سوره را تکرار کند و یا ده سوره متفاوت بخواند.
ب: بعد از نیت، تکبیرة الاحرام گفته و سپس سوره حمد را خوانده و یک سوره کامل را پنج قسمت می کند، آن گاه بعد از حمد یک قسمت از آن سوره را می‌خواند و به رکوع می‌رود و سر از رکوع برداشته بدون این که حمد را تکرار کند قسمت دوم از همان سوره را می‌خواند و به رکوع می‌رود و مجدداً برخاسته قسمت سوم آن سوره را می‌خواند و به رکوع می رود و همچنین تا رکوع پنجم به طورى که قبل از رکوع پنجم همۀ سوره تمام شود و رکوع پنجم را به جاى آورده و سر از رکوع برداشته و به سجده می‌رود و پس از سجده دوم برخاسته رکعت دوم را نیز به همین ترتیب به جا می آورد.[8]

 

 

پی نوشت:

[1] - القیامه: آیه6

 

 

[2] - القیامة: 9-7

 

 

[3] - وسائل‏الشیعة، ج 7، ص 487 ..

 

 

 

[4] -علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج 1، ص 851 ..

 

 

 

[5]-  گروهى از مولفان، پرسش ها و پاسخ هاى‏دانشجویى، 47جلد، دفتر نشر معارف - قم.

 

 

 

[6] - شبر، عبد الله،  ترجمه الاخلاق،نشر هجرت،قم،1387، ص97

 

 

[7] -  توضیح المسائل مراجع، م 1494؛ نورى، توضیح المسائل، م 1491؛ وحید، توضیح المسائل، م 1502 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 713.

 

 

 

[8] - توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج ‏1، ص 813، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، 1424ق.