۳۶ مطلب با موضوع «تفسیر» ثبت شده است

شعر جدیدم: تفسیر عشقبازی

 یکی از الگوهای شعری من جناب حافظ شیرازی است. شاعری عارف، آگاه، مؤدب و پر مایه که خواندن اشعار وی جان به جان می بخشد. 
در وزان یکی از قصائد وی شعری سرودم تقدیمتان می کنم:

 

دلم می رود ز دستم ای عاشقان خدا را
دردا که درد هجران ، جان می برد گدا را

در محفل فقیران راهی نیافت دنیا
از بس که بی نیازی است عشاق بینوا را

محنت سرای دنیا، روزی شود فراموش
جامی بده به مستان تا گل شود دلارا

‌صبرت بَرَد دواماً هجران روی دلدار
غمپروری چو کردی، دستت رسد نگارا

غفلت نباشد اندر ساعات و لحظه هایش
دوری کنی ز یارت جان می شود چو خارا

سجاده ات ندارد بوی خوش بهشتی
وقتی که در قنوتت نبود دعا هدا را 

آسایش دو دنیا تفسیر عشقبازی است
گر عشق را نداری شو ملتمس خدا را

در کوی می پرستان، شهره نمی شود کس
هرکس به فکر خویش است دریاب آشنا را

آن شمس و ماه رویش ما را به فتنه افکند
ما را بصیرتی نیست، تفسیر کن قضا را 

شکرانه جمالش هر دم مراقبش باش
ذکرت مدام باشد تعجیل کن بقا را

طغیان نکن شب و روز برخیز و کوب در را
شاید تصدقی کرد، شاه جهان گدا را

آیینه جمالش رخسار حق نشان داد
هر روز  کن تماشا مرآت کبریا را

فتحی چو کرد دل را آن نور لا یزالی
شکرانه وفایش، تحمید کن خدا را

۱۴۰۴/۰۷/۱۸
کرج، ایران کوچک
محمد علی فتحی
 

تفسیر آیه 94 سوره انبیاءف رابطه عمل صالح و ایمان

 

 

عملی که مطابق با حق باشد، عمل صالح نام دارد.

عمل صالح زمانی مقبول می شود و برای انسان سودمند خواهد بود که دارای روح ایمان باشد. 

صرف داشتن عمل خوب کافی نیست بلکه ایمان در کنار آن ضروری است.

در ویس بالا نکات ذیل را دنبال کنید:

 

▪️رابطه بین ایمان و عمل صالح

▪️نماز دل بخواهی

▪️قبول نشدن عمل نیک بدون نیت الهی

▪️دلیل مستجاب شدن دعای غیر مؤمن 

 

بیان :

حجت الاسلام و المسلمین فتحی

 

سخنرانی تخصصی فاطمیه

 

 

 

یکی از موضوعات مهم در زندگی مؤمن استکبار ستیزی است و اینکه در برابر ظالم نباید سر تعظیم فرود آورد و نباید با دشمن طرح دوستی و مودت ریخت.

اینکه چرا مقاومت در برابر دشمن کم هزینه تر از تسلیم و صلح با دشمن است از دیگر موضوعات مهم در حوزه سیاست است.

در بالا چهار سخنرانی تخصصی استاد حجت الاسلام و المسلمین فتحی را در موضوعات یاد شده را همراه با تطبیق بر سیره حضرت زهرا سلام الله علیها را می توانید دانلود نمایید.

این سخنرانی ها با محوریت آیات اولیه سوره مبارکه ممتحنه و در دهه اول محرم سال 1403 در مسجد مهدویه کرج ایراد شده است.

سرمایه بزرگ

سرمایه بزرگتر ها در قدیم و در اوج نداری، #توکل_بر_خدا بود.
 
با این سرمایه فرزندان زیاد می آوردند؛
با این سرمایه برای سفره نان می آوردند؛
با این سرمایه، گره های زندگی را حل می کردند؛
با این سرمایه کارهای بزرگ انجام می دادند؛ 
با این سرمایه همه فرزندان را داماد یا عروس می کردند و ....

آری ایمان به #خدا و #یقین به رزاقیّت و حمایت او ، بزرگترین چیزی است که اگر نداشته باشیم با همه دارایی و خوشی هایمان، روی خوشبختی را نخواهیم دید.

چه زیبا فرمود خدای عزوجل:

وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ۞وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا  ۞ (سوره طلاق: آیات ۲و۳)
----------
 و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند، و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد. و هر کس بر خدا توکّل کند، خدا امر او را کفایت می‌کند. خداوند فرمان خود را به انجام می رساند. به یقین خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.

✍️ محمد علی فتحی

نگاه تبعضی

#نگاه_تبعضی جزو بدترین نگاه ها در حوزه بهره مندی از آموزه ها و دستورات دینی است. 

▪️هرگاه کسی دستورات دین را بر اساس منفعت شخصی و یا حزبی و گروهی قبول نماید و اگر به ضررش بود آن را نفی کند، دچار #نگاه_تبعُّضی شده است. 

چنین فردی ایمان ناقص دارد و در زمره #منافقین قرار می گیرد. 

نمونه واضح چنین نگاهی در خصوص #حد_محاربه است که براحتی افرادی آنرا به نفع فرد و جریان نمی بینند لذا در صد نفی و یا انکار و یا عدم تطبیق صحیح آن بر مصداق بر می آیند.

در این آیات تأمل کنیم: 

▪️ إنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا (النساء:۱۵۰) 

▪️أولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا ۚ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا (النساء:۱۵۱) 
----------
▪️ کسانی که به خدا و پیامبران او کفر میورزند، و می خواهند میان خدا و پیامبرانش جدایی بیفکنند، و می گویند: «به بعضی ایمان می آوریم، و بعضی را انکار می کنیم» و می خواهند در میان این (دو)، راهی (برای خود) انتخاب کنند. 

▪️آنها کافران حقیقی اند. و برای کافران، مجازات خوارکننده ای فراهم ساخته ایم.

✍️ محمد علی فتحی 

در کدام صف قرار داری؟

❗️❓در کدام صف قرار داری؟

 

اتفاقات اخیر در کشورمان، دو نوع صف بندی را نشان داد:

 

🔻یک صف مربوط به کسانی که به دنبال نابود کردن ایران به خاطر نظام اسلامیی که دارد هست. این صف را جریان #استکبار و #کفر و #نفاق با اعضای آمریکایی، اسرائیلی، انگلیسی، سعودی و اروپایی و منافقین، تجزیه طلب ها، سلطنت طلبان، همجنسگرایان، بی دین ها، بی غیرت ها ، بی ناموس ها و .... تشکیل می دهند. 

 

🔻صف دیگر به دنبال بسط #عدالت، ایجاد #جامعه_توحیدی و #تمدن‌اسلامی و #حکومت‌جهانی موعود و #منجی امتها #حضرت‌مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در راس این صف جمهوری اسلامی ایران، #مستضعفین عالم، بسیاری از مردم ایران اسلامی، برخی ملت های اسلامی و آزادیخواهان مومن عالم قرار دارند که پایبندی به #قوانین_الهی، رعایت #تقوا، #پاکدامنی، #حیا و #عفت و #غیرت و #شجاعت و #مجاهدت در راه خدا و #ایثار و #خیرخواهی، #آزادگی و .... در دستور کار قرار دارد. 

 

❗️اینکه من بدانم الآن در کدام صف قرار دارم مهم است. 

 

❗️اینکه بدانم اقدامات زبانی، نوشتاری و عمل و حتی نیت من در کدام صف قرار دارد مهم است.

 

در این روایت تامل کنیم:

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله: 

 

▪️یا اَیُّهَا النّاسُ اِنَّما هُوَ اللّه ُ وَ الشَّیْطانُ وَ الْحَقُّ وَ الْباطِلُ وَالْهُدى وَالضَّلالَةُ وَ الرُّشْدُ وَ الْغَىُّ وَ الْعاجِلَةُ وَ الآجِلَةُ وَ الْعاقِبَةُ وَ الْحَسَناتُ وَ السَّیِّئاتُ فَما کانَمِنْ حَسَناتٍ فَلِلّهِ وَ ما کانَ مِنْ سَیِّئاتٍ فَلِلشَّیْطانِ لَعَنَهُ اللّه ُ؛ 

 

▪️اى مردم! جز این نیست که خداست و شیطان، حق است و باطل، هدایت است وضلالت، رشد است و گمراهى، دنیاست و آخرت، خوبى هاست و بدى ها. هر چه خوبىاست از آنِ خداست و هر چه بدى است از آنِ شیطان ملعون است. 

 

📚کافى، ج ۲، ص ۱۶، ح ۲

 

اکنون ببین در کدام یک از این صف ها قراری داری؟ 

 

✍ محمد علی فتحی

 

#نشر_حداکثری 

 

#رسانه‌حاج‌فتحی 👇

➕@hajfathi_ir ➕

تفرقه اهل ایمان ، عامل نکبت

قال الله تعالی:

و تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ.( الانبیاء:۹۳)

و (گروهی از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند. (سرانجام) همگی به سوی ما باز می گردند (و جزای کار خویش را می بینند).
 
👌نکات:

1-  کلمه تقطع ، معناى تقطیع یعنى جدا کردن است.
2-   بعضى دیگر گفته اند به همان معنایى است که از لفظ متبادر مى شود و آن تفرق و اختلاف است.
3-  مقصود از آن این است که مردم این امر واحد را که گفتیم همان دین توحید است که انبیا بدان دعوت کرده اند رها کرده با اینکه امرى واحد بود پاره پاره نموده و میان خود تقسیمش کردند، هر طایفه اى یک قسمت آن را گرفته بقیه را رها کرد یکى وثنى مذهب شد، یکى یهود و یکى نصارى و یکى مجوس و دیگرى صابئى، آن هم با همه اختلافاتى که در طوایف آنها هست و این خود نوعى سرزنش و مذمتى است از مردم به خاطر اختلافشان در دین و نافرمانى خدا در پرستش معبود یگانه .
4-  و در جمله کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ بیان مى کند که اختلافشان در امر دین نادیده گرفته نمى شود بلکه همگى به سوى خدا بازگشت نموده بر طبق اختلافى که در امر دین کردند سزا داده مى شوند هم چنان که تفصیل در آیه فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ اَلصّٰالِحٰاتِ نیز بدان اشاره دارد .
5-   اگر جمله کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ را بدون عطف آورده براى این است که این جمله در واقع جوابى است از سؤالى تقدیرى، گویى کسى پرسیده عاقبت اختلافشان در امر دین چه خواهد بود و چه نتیجه خواهد داد در پاسخ فرموده همه به سوى ما بر مى گردند و طبق عملشان مجازاتشان مى کنیم .
6-  از ظاهر آیه بر می آید که دلیل این همه اختلاف در میان امت ها خود مردم هستند نه رهبران آنها. لذا اتهام به کوتاهی انبیاء در هدایت گری مردم و یا ناکارآمدی خود دین در هدایت وایجاد تفرقه سخنی باطل است. 
7-  ( وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ ) کارشان به جایى رسید که در برابر هم ایستادند،و هر گروه،گروه دیگرى را لعن و نفرین مى کرد و از او برائت و بیزارى مى جست،به این نیز قناعت نکردند به روى همدیگر اسلحه کشیدند و خونهاى زیادى را ریختند،و این بود نتیجه انحراف از اصل اساسى توحید و آئین یگانه حق.
8-  جمله تقطعوا که از ماده قطع مى باشد به معنى جدا کردن قطعه هایى از یک موضوع به هم پیوسته است،و با توجه به اینکه از باب تفعل آمده که به معنى پذیرش مى آید مفهوم جمله این چنین شود:آنها در برابر عوامل تفرقه و نفاق تسلیم شدند،جدایى و بیگانگى از یکدیگر را پذیرا گشتند، به یکپارچگى فطرى و توحیدى خود پایان دادند و در نتیجه گرفتار آن همه شکست و ناکامى و بدبختى شدند
9-   و در آخر آیه اضافه مى کند اما همه آنها سرانجام به سوى ما باز مى گردند ( کُلٌّ إِلَیْنٰا رٰاجِعُونَ ) این اختلاف که جنبه عارضى دارد برچیده مى شود و باز در قیامت همگى به سوى وحدت مى روند،در آیات مختلف قرآن،روى این مساله زیاد تاکید شده که یکى از ویژگیهاى رستاخیز برچیده شدن اختلافات و سوق به وحدت است: در آیه 48 سوره مائده مى خوانیم إِلَى اَللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ : بازگشت همه شما به سوى خدا است و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه مى سازد این مضمون در آیات متعددى از قرآن مجید به چشم مى خورد و به این ترتیب آفرینش انسانها از وحدت آغاز مى شود و به وحدت باز مى گردد.

✍️ محمد علی فتحی

کرج ایران کوچک

  

انقطاع کلی سر اجابت

قال الله تبارک و تعالی:

لهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ ۖ وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا یَسْتَجِیبُونَ لَهُم بِشَیْءٍ إِلَّا کَبَاسِطِ کَفَّیْهِ إِلَی الْمَاءِ لِیَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ ۚ وَمَا دُعَاءُ الْکَافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ (الرعد: ۱۴) ۞

ترجمه:
----------
دعوت حق (و دعای مستجاب) از آن اوست. و کسانی را که (مشرکان) غیر از او می خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمی گویند. آنها همچون کسی هستند که کفهای (دست) خود را به سوی آب می گشاید تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسید. و دعای کافران، جز در ضلال (و گمراهی) نیست.

نکته:

تا انقطاع کلی تحقق نیابد، اجابت هم حاصل نشود.
حتی در دعا به خود دعا نباید اعتماد نمود بلکه به مدعو که ذات اقدس الهی است باید توجه کرد.

✍ محمد علی فتحی

#مؤسسه_فرهنگی_تبلیغی_ندای_عصر

نه به لغویات

درآیه3 سوره #مؤمنون می خوانیم:


«وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ».

و آنها(مؤمنان) کسانی هستند که از #لغو و #بیهودگى روی گردانند.


#رسول_الله صلی_الله_علیه_و_آله می فرماید:


 علیکم بقلّة الکلام و لا یستهوینّکم الشّیطان.


🗒ترجمه:


سخن کمتر گوئید و شیطان مجذوبتان نکند.


📚پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه: مجموعه کلمات قصار حضرت رسول (ص)، 1جلد، علمى - تهران، چاپ: چهارم، 1382 ه.ش.

 

🔷نکات:


1-#سخن گفتن یکی از بزرگترین #مواهب_الهی است که انسان با آن می تواند آنچه می اندیشد، آنچه در درون دارد، و آنچه می خواهد را ابراز کند.
2-سخن گفتن #شخصیت انسان را رو می کند و بدی و یا خوبی او را نشان می دهد. 
3-#کم گویی و به موقع سخن گفتن #شکر_گزاری این نعمت محسوب می شود.
4-آفت سخن گفتن، پرگویی، باطل گویی و لغو گویی است.
5-لغو گویی به معنی بیان مطالبی است که فایده دنیایی و #اخروی برای انسان ندارد  واورا از #یاد_خدا غافل می کند و صرفا اسباب خنده و #تمسخر و یا #تهمت را فراهم می کند. 
6-متاسفانه در گروه های شبکه های اجتماعی و کانال های  تلگرامی مباحث لغوی به وفور طرح می شود که هم #عمر_انسان بر باد می دهد و هم ترویج #اباحی_گری می شود.
7-در ذیل فرمایش رسول گرامی اسلام #ترهیب و #تحذیر( ترساندن) حضرت، اساسی است و واقعیت این است که شیطان با لغویات، افراد را  به سمت #زندگی_شیطانی جذب می کند.
8-غالب کاربران در فضای مجازی در گروه ها و کانالهایی با محتوای غیر اخلاقی و لغو عضوند که حجم کاربرانشان بالاست و این نشان می دهد که شیطان بسیار ماهرانه جذب خود را انجام داده است.
9-نه تنها خودمان سخن لغو نگوییم و #پیام_لغو ننویسیم بلکه پیام لغو هم ارسال نکنیم و نیز از عضویت در گروه ها و کانال های اشاعه دهنده لغویات بیرون بیاییم.


🙏به امید #فضای_مجازی_پاک و به دور از لغویات و فضایی پر از #معرفت،#ادب و #تعالی و #کمال.


➕شما هم با ارسال این پیام به دوستان در ساختن فضای مجازی پاک سهیم شوید. 

✍️ محمد علی فتحی 

  

غصه بر گندکاری های لیبرال ها کافی نیست!

قال الله تعالی:

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ.( مائده: ۴۱)

🔻ترجمه:

ای فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می‌کنند و با زبان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند!

👌 #نکات :

🔻برخی از مردم در کفر ورزی و مراعات نکردن اصول و ارزش های الهی نهایت تلاش را دارند. خواصی از جامعه که عمدتا مسئولان سیاسی و فرهنگی کشور هستند، بجای پایبندی به آموزه های الهی اندیشه های لیبرالی را ترجیح می دهند.

🔻اینان با سخنان زیبا و رفتاری دوگانه باعث نگرانی و ناراحتی اهل ایمان می شوند. این نگرانی گاه به جایی می رسد که حزن و اندوه فراوان را برای اهل ایمان به وجود می آورد.

🔻نمونه سرعت گیرندگان در کفر ورزی اصلاح طلبانی هستند که با وجود آگاهی از مضرات و تبعات خطرناک #مذاکره با دشمن، تمام همت خود را بر ترویج #دوگانه "مذاکره و حل مشکلات اقتصادی کشور" تاکید دارند. 

🔻اینان حاضرند ملتی را که در رویارویی با دشمنان و #نظام_سلطه جان فرزندانشان را تقدیم کردند، تسلیم آنان کنند. یعنی عملا به ملت بفهمانند که مبارزه شما با دشمن استکباری در طی سی و یک سال گذشته اشتباه بوده و ما باید #صلح کنیم! 

🔻این اندازه #گستاخی در خواص اصلاح طلب و تدبیری ها، همان مصداق #یسارعون_فی_الکفر است که دل #مومنان و #دلسوزان_انقلاب و خوانواده های معظم #شهدا و #دانشمندان و قاطبه #امت_اسلامی را جریحه دار کرده است.

🔻خدای عزوجل در آیه به نکته مهم اشاره دارد و آن اینکه: "اگر کفر ورزی منافقان محزونتان کرد در حزن و اندوه توقف نکنید بلکه باید شما در ایمان داری و اقدام به موقع دربرابر این جماعت تسریع نمایید".

 

👌 #نکته_اساسی

🔻صرف غصه خوردن در برابر #کفرورزان و #منافقان و #لیبرالها و #اصلاح_طلب_ها کافی نیست بلکه شما در پایبندی به اصول و ارزش های اسلام با قوت و سرعت اقدام کنید.
 این اتفاق با #اقدام_جهادی طیف مومنان جواب می دهد و با #جهاد_فرهنگی می توان جلوی ضایعه های ایجاد شده را گرفت.

 

🙏 به امید پیروزی موحدان عالم بر لیبرالها و کافران

✍️ محمد علی فتحی
کرج، ایران کوچک
۹۹/۷/۳۰

نظر امام صادق علیه السلام درباره صلح امام حسن علیه السلام

امام صادق علیه السلام ضمن وصیت به ابو جعفرمحمد بن نعمان احول فرمود:

اِعْلَمْ أَنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لَمَّا طُعِنَ وَ اِخْتَلَفَ اَلنَّاسُ عَلَیْهِ سَلَّمَ اَلْأَمْرَ لِمُعَاوِیَةَ فَسَلَّمَتْ عَلَیْهِ اَلشِّیعَةُ عَلَیْکَ اَلسَّلاَمُ یَا مُذِلَّ اَلْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَا أَنَا بِمُذِلِّ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ لَکِنِّی مُعِزُّ اَلْمُؤْمِنِینَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُکُمْ لَیْسَ بِکُمْ عَلَیْهِمْ قُوَّةٌ سَلَّمْتُ اَلْأَمْرَ لِأَبْقَى أَنَا وَ أَنْتُمْ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ کَمَا عَابَ اَلْعَالِمُ اَلسَّفِینَةَ لِتَبْقَى لِأَصْحَابِهَا وَ کَذَلِکَ نَفْسِی وَ أَنْتُمْ لِنَبْقَى.[1]

ترجمه:

بدان وقتى حسن بن على(علیه السّلام)را مجروح کردند،و مردم در بارۀ او اختلاف نموده.فرمانروائى را بمعاویه واگذاشت.شیعیان وقتى باو سلام میکردند میگفتند السلام علیک یا مذل المؤمنین سلام بر تو اى خوارکنندۀ مؤمنین او در جواب آنها میفرمود من خوارکنندۀ مؤمنان نیستم من عزیزکنندۀ آنهایم،وقتى دیدم توان مقابله با آنها را ندارید.مقام را باو واگذار کردم تا موجب بقاى خود و شما باشم،چنانچه خضر کشتى را معیوب کرد تا آن را براى صاحبان کشتى نگهدارد همین طور من نیز خود و شما را نگهداشتم تا میان آنها بایستم و نابود نشویم.

نکته:

  • طبق تحلیل امام صادق علیه السلام علت اصلی صلح امام حسن علیه السلام ضعف یاران امام حسن علیه السلام و تنها شدن حضرت در عرصه مبارزه با معاویه بود.
  • امام برای حفظ جان خود که برای معرفی اسلام ناب محمدی ضرورت داشت زنده بماند، اقدام به صلح فرمود.
  • امام بعد از صلح تحمیلی، زمینه فرهنگی افشاگری علیه ظالمان را در حکوت جائران فراهم کرد.
  • در زمان صلح ایشان، مسئله عمده جهان اسلام مشکلات اقتصادی نبود بلکه عمده نگرش سیاسی نسبت به مقوله حکومت بود.
  • مردم زمانه به خاطر جانبداری از حکومت لیبرالی معاویه، حکومت توحیدی امام حسن علیه السلام را نپذیرفتند و همین زمینه غربت امام را فراهم کرد.
  • جالب این که یارانی که امام را تنها گذاشتند بعد از عدم پایبندی معاویه به مفاد صلح نامه، به امام طعنه زدند درحالی سرزنش سزاوار خودشان بود چرا که امام به حق را یاری نکرده و او را تنها گذاشتند.
  •  در این روایت امام صادق علیه السلام به نقل از امام حسن مجتبی علیه السلام جریان صلح را تشبیه به خراب کردن کشتی توسط خضر علیه السلام کرد که در آیه أَمَّا السَّفینَةُ فَکانَتْ لِمَساکینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعیبَها وَ کانَ وَراءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفینَةٍ غَصْباً[2]، بدان اشاره شده است:  (اما آن کشتی از آن مستمندانی بود که دردریا کار می کردند، پس من خواستم آن را معیوب کنم ، چون در پس ایشان پادشاهی بود که همه کشتیها را به غصب و زور می گرفت )، خضر به حضرت موسی فرمود: آن کشتی متعلق به مردم فقیری بود که بوسیله آن در دریا کسب معیشت می نمودند و چون پادشاه ظالمی در آنجا بود که هر کشتی سالمی را به زور تصرف می کرد، من خواستم کشتی آنها را معیوب کنم که پادشاه به آن طمع نبندد و آن را تصرف نکند، تا آن مردم فقیر بتوانند بوسیله کشتی لقمه نانی بدست آورند.
  • اسلام در زمام امام حسن علیه السلام به مانند کشتیی بود که ظالمانی چون اموی ها اقدام به خراب کردن آن کرده بودند. واگذاری حکومت ظاهری اسلام به معاویه در واقع عیب دار کردن ظاهری حکومت با صلح تحمیلی بود ولی نتیجه این صلح حفظ حکومت باطنی بود که در شخص امام معصوم و خاندان عصمت علیهم السلام متبلور بود. امام با صلح جان منادیان اسلام و اقعی را حفظ کردند تا اسلام واقعی حفظ شود.

محمد علی فتحی

کرج، ایران کوچک

27/7/99

 

[1] -   بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام  ,  جلد۷۵  ,  صفحه۲۸۶ 

[2] - الکهف: 79

اگر فداکاری امیر المؤمنین علیه السلام در لیلة المبیت نبود، الآن از اسلام خبری نبود

خداوند متعال در این آیه مبارکه فرمود:

«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَاللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد[1]؛

 برخى از مردم باایمان و فداکار همچون علی علیه‌السلام در لیلة المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله جان خود را در برابر خشنودى خدا مى‌ فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است».

این آیه درباره جان نثارى، فداکارى، تعهد و ایمان امیر المؤمنین علیه السلام است در روزگاری بود که مشرکی به دنبال قتل رسول الله صلب الله علیه و آله و پایان دادن به نظام نوپای توحیدی بود.

تمامى مفسران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت، معتقدند که شأن نزول این آیه فداکارى حضرت علی علیه‌السلام در لیلة المبیت و در بیان فضیلت و مقام آن حضرت است.

صاحب تفسیر شریف "مجمع البیان" گفت: این آیه در میان راه مکه و مدینه، به هنگام هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله بر آن حضرت نازل گردید[2].

همچنین این مفسر گرانقدر روایت کرد:

هنگامى که حضرت علی علیه‌السلام در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید تا پیامبر صلی الله علیه و آله از دسیسه مشرکان بگریزد، جبرئیل در بالاى سر حضرت علی علیه‌السلام و میکائیل در پایین پاهایش قرار گرفته (و او را محافظت مى‌ نمودند) و جبرئیل به آن حضرت، مى‌ گفت: آفرین و خوشا به افرادى مانند تو، اى پسر ابى‌ طالب که خداوند متعال در میان فرشتگانش به تو مباهات مى‌ کند و به تو مى‌ نازد[3].

نکات:

  • مجاهدت مولی علیه علیه السلام در دفاع از رسول خدا صلی الله علیه وآله آن هم در شرایطی که مشرکین توطئه قتل ایشان را کشیده بودند فضیلتی است که هیچیک از اصحاب پیامبر بدان دست نیافته اند.
  • اگر فداکاری ایشان نبود الآن از اسلام خبری نبود.
  • مسلمین تا قیام قیامت مدیون جان نثاری مولا علی علیه السلام هستند.
  • توصیف خدای عزوجل از امیر المؤمنین علیه السلام در این آیه، اخلاص و فداکاری ایشان را در دفاع از دین نشان می دهد.
  • شخصیتی مثل علی علیه السلام تنها شایسته جانشینی نبی الله بوده است و دیگرانی که در میدان های نبرد ترسو بودند و در میدان های عبادت نفاق داشتند و از پشت خنجر به نبی خدا زدند و با ایجاد سقیفه تفکر حکومت انسان غیر معصوم و غیر کامل بر انسان را را رواج دادند شایسته زمامداری امت اسلامی نبودند.

محمد علی فتحی

کرج ایران کوچک

 

[1] - سوره بقره، آیه 207.

[2] - مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 1-2، ص 535؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 47.

[3] - مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 1-2، ص 535؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 46؛ تاریخ الیعقوبى، ج 1، ص 358.

حجت الاسلام و المسلمین فتحی: فرصت عرفه را انسان زیرک از دست نمی دهد + توصیه ها

همیشه فرصت های خوب نصیب انسان نمی شود. فرصتهای بازگشت جهت ایجاد تحول و دگرگونی در زندگی از آن مواردی است که کمتر نصیب انسان های خطا کارمی شود.

خدای مهربان از آن جهت که بندگانش را دوست دارد و به آنان عشق می ورزند و نمی خواهد از خودش دور شوند و اسیر شیطان و نفس اماره و در نهایت جهنم شوند، زمان هایی را به طور ویژه برای گناهکاران اختصاص داده است تا بتوانند جبران خطاهای گذشته کنند.

از جمله آن فرصتهای مهم، شب های قدر است که خیل عظیمی از انسان ها،توفیق توبه و انابه به درگاه الهی را دارند. خیلی ها که خود را آلوده به انواع گناهان می کنند، رمضان را دل به خدا سپرده و با تمنای بخشش از ذات خدای یگانه، زندگی و حیات جدیدی را شروع می کنند زندگیی به رنگ خدا.

گاهی شیطان زمینه های گناه را قبل از ماه رمضان ایجاد می کند و برخی در این فرصت بازگشت رمضان، به جای عروج به درگاه خدا سقوط می کنند و آلوده می شوند.

آلوده شده های ماه رمضان گاهی نا امید می شوند و فکر می کنند که دیگر فرصت توبه نخواهند داشت. دریغ از اینکه خدای مهربان روز مقدسی ر ا برای همین افراد گذاشته است. آری آن روز فرصت عرفه است.

روز عرفه به تعبیر نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله، بهترین زمان برای بخشوده شدن گناهانی است که فکر می شود بخشوده نخواهند شد.

 پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید:

خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی‌کند.

در میان گناهان، گناهانی است که جز در عرفات بخشیده نمی‌شود.

هنگامی که مردم در عرفات وقوف می‌کنند و حاجت‌های خود را با گریه و زاری درخواست می‌کنند، خداوند نزد فرشتگان به این مردم افتخار می‌کند و به فرشتگان خطاب می‌کند: آیا نمی‌بینید که بندگان من از راه‌های دور و غبارآلود به‌سوی من آمده‌اند و مالشان را در راه من خرج کرده‌اند و بدن‌ها را خسته کرده‌اند؟ به عزت و جلالم سوگند! گناهکارانشان را به نیکوکارانشان می‌بخشم و آنها را از گناه پاک می‌کنم، مانند روزی که از مادر متولد شده‌اند.

آنگاه که در عرفات وقوف کنى، چنانچه گناهانت به تعداد شن‌های شنزار یا ستارگان آسمان یا قطره‌های باران باشد، خداوند آنها را خواهد بخشید.( کافى، ج 4، ص 316؛ علل الشرایع، ج 2، ص 436)

 عرفه فریاد رسای خدای عزوجل به همه بازماندگان از قافله توابین است. آری! روز عرفه خدا می خواهد نهایت عفو و بخشایش و غفاریت خود را نشان دهد. انسان های زیرک و با هوش این فرصت راز دست نمی دهند!

امام سجاد(ع) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی می‌کرد. به او فرمود:

«وای بر تو! آیا در مثل چنین روزی از غیر خدا درخواست می‌کنى، درحالی‌که در این روز برای بچه‌هایی که در شکم مادران هستند، امید سعادت و خوشبختی می‌رود.( جعفریات، ج 114، ص 415.)

طبق این فرموده امام سجاد علیه السلام، گستره رحمت الهی در روز عرفه به قدری است که طفلان به دنیا نیامده و آرمیده در شکم مادران نیز ، می توانند از این فرصت بهره مند شوند.

 چطور از فرصت عرفه بهره زیادی ببریم؟

در جواب عرض می شود:

  1. روز عرفه غسل توبه کنید.
  2. سعی کنید شب استراحت کافی داشته باشید.
  3. در شب و روز عرفه پرخوری نکنید.
  4. اشتغالات خود را به امور دنیایی و هرچیزی که شما را به خودتان و دیگران مشغول می کند دوری کنید.
  5. در آن روز صدقه بدهید.
  6. مبادا در این روز بد اخلاقی، تندی ، ناسزاگویی و غیبت کنید.
  7. مبادا کسی را نا امید و دل شکسته کنید.
  8. اگر روزه داری مانع دعا کردن در این روز نمی شود روز بگیرید و الا بهتر است روزه نگیرید.
  9. در طول روز ذکر «استغفر الله ربی و اتوب الیه» و ذکر «صلوات» را زیاد بگویید.
  10. از دعاهای مأثور یعنی روایت شده مثل دعای عرفه امام حسین علیه السلام و امام سجاد علیه السلام برای نیایش استفاده کنید.
  11. اگر دیدید حال دعا ندارید به هر اندازه می توانید ذکر بگویید خصوصا استغفار را زیاد تکرار کنید.
  12. در این روز برای همه دعا کنید و در صدر دعاهایتان دعا برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
  13. نمازتان را حتما سر اول وقت بخوانید.
  14. هنگلم دعا از لباس های پاکیزه استفاده کنید و خود را معطر نمایید.
  15. دعا و مناجاتتان بهتر است زیر آسمان و در فضای باز باشد.

محمدعی فتحی

دبیر اجرایی بنیا دبین المللی غدیر استان البرز

💠 شب قدر و حضرت زهرا (س)

امام صادق علیه السلام:

▫️ من عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعرِفَتِها فَقَد أدرَکَ لَیلَةَ القَدرِ .

امام صادق علیه السلام:

▫️ هر که #فاطمه را، آن گونه که سزاوار است، بشناسد، بى تردید #شب_قدر را درک کرده است.
 
📚 بحار، ج ۴۳، ص ۶۵.

👌 نکته:

هرکه فاطمی تر ، شب قدرش عالی تر.
 

✅ شرح دعای روز اول ماه مبارک رمضان

▫️اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی فِیهِ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیا عَنِ الْمُجْرِمِینَ.

▫️خدایا روزه ام را در این ماه روزه روزه داران قرار ده، و شب زنده داری ام را شب زنده داری شب زنده داران، و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران، و ببخش گناهم را در آن ای معبود جهانیان، و از من درگذر،  ای درگذرنده از گنهکاران».

👌شرح اجمالی: 

۱. در این دعا از خدا درخواست #روزه_داری_واقعی و #قیام_واقعی شده است که به ظاهر منظور از قیام، #عبادت در شب با #نماز و #مناجات خواندن است ولی معنای فراتری نیز می شود تصور کرد و آن اقدام برای انجام کارها برای رضای خداست یعنی #قیام_لله در همه امور.
۲. درخواست #بیداری و خروج از حالت #غفلت نیز نشان می دهد در روز اول عوامل غفلت زا سراغ ما بیایند.
غفلت از حقیقت #گوهر خویش، غفلت از #خالق یکتا و غفلت از #مقصد نهایی یعنی #آخرت و غفلت از هرچه که مانع رسیدن ما به #قرب الی الله است. 
۳. غفلت، صیدگاه شیطان است و انسان مومن در حالت غفلت به #مسلخ_شیطان کشیده می شود.
۴. مهمترین عامل غفت زدا، #ذکر_الله است و در مصادیق #ذکر چیزی بالاتر از #قرآن وجود ندارد.
۵. #قرائت و توجه به آیات قرآنی و خصوصا ذکر برخی آیات بیدار کننده و تاثیر گذار، می تواند حال غفلت را از بین ببرد.
۶. در ذیل فراز، از خدای مهربان درخواست #عفو می شود تا به روزه دار بفهماند که اگر مبتلا به گناه شدی نا امید نباش و باز در خانه #معبود را بزن و از او در پاکی از معصیت مدد بگیر.

#حاج_فتحی
#شرح_دعای_روز_اول

تفسیر قرآن، خدا ما را رها نکرده است

 

به بیان حجت الاسلام و المسلمین فتحی

تفسیر آیه36 سوره مبارکه القیامة

مدت زمان: 2 دقیقه 16 ثانیه

نجات نوح از چنگال متعصبان لجوج

وَ نُوحاً إِذْ نٰادىٰ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ اَلْکَرْبِ اَلْعَظِیمِ وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ اَلْقَوْمِ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ[1].

ترجمه:

‎‎و نوح را(به یادآور)هنگامى که پیش از آنها(ابراهیم و لوط)پروردگار خود را خواند،ما دعاى او را مستجاب کردیم،او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم.

‎‎و او را در برابر جمعیتى که آیات ما را تکذیب کرده بودند یارى نمودیم،چرا که آنها قوم بدى بودند،لذا همه را غرق کردیم.

تفسیر:

بعد از ذکر گوشه‌اى از داستان ابراهیم و لوط،به ذکر قسمتى از سرگذشت یکى دیگر از پیامبران بزرگ یعنى"نوح"پرداخته مى‌فرماید:"به یادآور نوح را،هنگامى که قبل از آنها(قبل از ابراهیم و لوط)پروردگار خود را خواند" و تقاضاى نجات از چنگال منحرفان بى‌ایمان کرد(وَ نُوحاً إِذْ نٰادىٰ مِنْ قَبْلُ ).

این نداى نوح ظاهرا اشاره به نفرینى است که در سوره نوح در قرآن مجید نقل شده است آنجا که مى‌گویدرَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً[2]  :

"پروردگارا! احدى از این قوم بى‌ایمان را روى زمین مگذار!چرا که اگر بمانندبندگان تو را گمراه مى‌کنند،و نسل آینده آنها نیز جز کافر و فاجر نخواهد بود"! (

و یا اشاره به جمله‌اى است که در آیه ۱۰ سوره قمر آمده فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ  :"پروردگار خود را خواند و عرض کرد خدایا من در برابر آنها مغلوبم مرا یارى کن".

تعبیر به"نادى"که معمولا براى خواندن با صداى بلند مى‌آید ممکن است اشاره به این باشد که آن قدر این پیامبر بزرگ را ناراحت کردند که سرانجام فریاد کشید و براستى اگر حالات نوح را که بخشى از آن در سوره نوح آمده و بخشى در سوره هود درست بررسى کنیم مى‌بینیم که حق داشته فریاد بزند [3].

سپس اضافه مى‌کند"ما دعاى او را مستجاب کردیم و او و خانواده‌اش را از آن غم و اندوه بزرگ رهایى بخشیدیم"( فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ  ).

در حقیقت جمله"فاستجبنا"اشاره اجمالى به اجابت دعاى او است،و جملهفَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ  "شرحى و تفصیلى براى آن محسوب مى‌شود.

در اینکه منظور از کلمه"اهل"در اینجا کیست؟در میان مفسران گفتگو است،زیرا اگر منظور خانواده او باشد،تنها بعضى از فرزندان نوح را شامل مى‌شود،زیرا مى‌دانیم یکى از فرزندانش"با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد".

همسرش نیز در خط او نبود،و اگر منظور از اهل،پیروان خاص و یاران با ایمانش باشد،بر خلاف معنى مشهورى است که اهل دارد.

اما مى‌توان گفت:که اهل در اینجا معنى وسیعى دارد،هم بستگان مؤمن او را شامل مى‌شود و هم دوستان خاص او را،چرا که در مورد فرزند نااهلش مى‌خوانیمإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ[4]  ":"او از خاندان تو نیست چرا که مکتبش را از تو جدا کرده"(

به این ترتیب آنها که پیوند مکتبى با نوح داشتند در حقیقت از خانواده او محسوب مى‌شوند.

ذکر این نکته نیز لازم است که واژه"کرب"در لغت به معنى اندوه شدید است،و در اصل از"کرب"به معنى زیر و رو کردن زمین گرفته شده،چرا که اندوه شدید دل انسان را زیر و رو مى‌کند،و توصیف آن به"عظیم"،نهایت شدت اندوه نوح را مى‌رساند.

چه اندوهى از این بالاتر که طبق صریح آیات قرآن،۹۵۰ سال دعوت به آئین حق کرد،اما طبق مشهور میان مفسران در تمام این مدت طولانى تنها هشتاد نفر!به او ایمان آوردند [5]کار بقیه چیزى جز سخریه و استهزاء و اذیت و آزار نبود.

 در آیه بعد اضافه مى‌کند:"ما او را در برابر قومى که آیات ما را تکذیب کردند یارى کردیم"( وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا ).

"چرا که آنها قوم بدى بودند،لذا همه آنان را غرق کردیم"(إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ).

این جمله بار دیگر تاکیدى است بر این حقیقت که مجازاتهاى الهى هرگز جنبه انتقامى ندارد،بلکه بر اساس انتخاب اصلح است،به این معنى که حق حیات و استفاده از مواهب زندگى براى گروهى است که در خط تکامل و سیر الى-‎ اللّٰه باشند و یا اگر روزى در خط انحراف افتادند بعدا تجدید نظر کرده و بازگردند، اما گروهى که فاسدند و در آینده نیز هیچگونه امیدى به اصلاحشان نیست جز مرگ و نابودى سرنوشتى ندارند.


[1] - الانبیاء:76-77

[2] - نوح:26-27

[3] - جلد ۹ تفسیر نمونه از صفحه ۶۸ تا ۱۲۵ 

[4] - هود:46

[5] - مجمع البیان ذیل آیه ۴۰ سوره هود،و نور الثقلین جلد ۲ صفحه ۳۵۰.

نکته های مهم جریان مباهله

پرسش :

چه نکته های مهمی از قضیه مباهله حضرت محمد(ص) به دست می آید؟

پاسخ :

واقعه مباهله ، از جهات مختلفى حائز اهمّیت و قابل تأمّل و بررسى است . مهم ترین و برجسته ترین نکاتى که در این رویداد ملاحظه مى شود، عبارت اند از :

۱ . اثبات حقّانیت اسلام در برابر مسیحیت

واقعه مباهله ، نشان داد که رهبران مسیحى نجران ، مانند دیگر علماى مسیحى معاصر پیامبر صلى الله علیه و آله ، علائم پیامبر خاتم را در کتب آسمانى خود، خوانده بودند و آنها را کاملاً بر شخصِ ایشان، منطبق مى دانستند ؛ امّا براى آن که موقعیت خود را در جامعه مسیحیت از دست ندهند ، حق را کتمان مى کردند ، چنان که قرآن تصریح مى فرماید :

«الَّذِینَ ءَاتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقًا مِّنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ [1].

کسانى که به آنان کتاب دادیم، او را مى شناسند، همچنان که فرزندان خود را مى شناسند ؛ لیکن گروهى از ایشان، حقیقت را پوشیده مى دارند، با آن که مى دانند»  .

بنا بر این ، جریان مباهله ، نه تنها براى اثبات صداقت و حقّانیت پیامبر صلى الله علیه و آله در برابر مسیحیت نجران، از هر برهانى کارآیى بیشترى داشت ، بلکه یکى از ادلّه حقّانیت اسلام در برابر مسیحیت در طول زمان و تا دامنه قیامت است . جالب توجّه، این که: از زمان واقعه مباهله در سال نهم هجرى تا کنون، هیچ عالم مسیحى اى براى مباهله با مسلمانان، اعلام آمادگى نکرده است .

۲ . اثبات جانبدارى اسلام از منطق و صلح

دومین نکته قابل توجّه در واقعه مباهله ، اثبات جانبدارى اسلام از منطق و صلح است . این ماجرا نشان مى دهد که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در برخورد با قدرت هاى مخالف خود ، در گام نخست، تلاش مى کرد با بهره گیرى از گفتگو و مناظره و استفاده از دلیل و برهان، آنها را به حق دعوت نماید و در گام دوم ، اگر معتقد به خدا بودند ، آنها را به مباهله و داورى خداوند متعال مى خواند ، و اگر مباهله را هم نمى پذیرفتند ، در صورتى که شرایط اسلام را قبول مى کردند ، پیمان نامه سیاسى امضا مى کرد . بنا بر این، استفاده اسلام از قدرت در میدان نبرد ، تنها براى شکستن سدهاى آگاهى و آزادى اندیشه بود .

۳ . اثبات برترى اهل بیت علیهم السلام

در واقعه مباهله ، پیامبر صلى الله علیه و آله براى بیان مصداق  «أبنائنا»  در آیه مباهله ، حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را ، و براى روشن شدن مصداق  «نسائنا»  ، فاطمه علیهاالسلامرا ، و براى نشان دادن مصداق  «أنفسنا»  ، امام على علیه السلام را ، همراه خود براى مباهله برد و آنان را اهل خود خواند[2] . این اقدام پیامبر صلى الله علیه و آله ، بیانگر برترى آنان بر سایر امّت اسلامى است ، چنان که اهل بیت علیهم السلام در احادیث فراوان و در موارد متعدّدى، براى نشان دادن جایگاه الهى و قرآنى خود ، به آیه مباهله احتجاج کرده اند[3] .

۴ . اثبات خلافت بلا فصل امام على علیه السلام

آیه مباهله در کنار اقدام عملى پیامبر صلى الله علیه و آله در معرّفى امام على علیه السلام به عنوان «نفس» خود ، به روشنى نشان مى دهد که پس از پیامبر صلى الله علیه و آله هیچ یک از صحابه، مانند على علیه السلام شایستگى خلافت بلافصل ایشان را ندارد.

از این رو، امام رضا علیه السلام در جواب مأمون که پرسید : دلیل بر خلافت جدّت [على بن ابى طالب] چیست ؟ عبارتِ  «خودمان»  را بیان مى نماید و وقتى مأمون مى گوید: این در صورتى است که  «زنانمان»  نبود؛ ولى امام رضا علیه السلام در جواب مى فرماید که : «اگر  «پسرانمان»  نبود، دلالت نداشت»، که مأمون، ساکت مى شود .

 

[1] بقره : آیه ۱۴۶ .

[2] در کتاب المحاسن و المساوى (ص ۴۲) ، به نقل از مردى از بنى هاشم آمده که : پدرم برایم نقل کرد : در جلسه محمّد بن عایشه در بصره شرکت کردم . مردى از وسط جمعیت برخاست و[رو به محمّد کرد و ]گفت : اى ابو عبد الرحمان! با فضیلت ترین صحابه پیامبر خدا چه کسانى بودند ؟ گفت : ابو بکر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبیر ، سعد ، سعید ، عبد الرحمان بن عوف و ابو عبیده جرّاح . آن مرد به محمّد گفت : پس على بن ابى طالب کجاست ؟ گفت : اى مرد! در باره اصحاب پیامبر خدا پرسیدى ، یا در باره خودش ؟ گفت : در باره اصحابش پرسیدم . گفت : خداوند ـ تبارک و تعالى ـ مى فرماید :  « قُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ؛ بگو : بیایید ، پسرانمان و زنانمان و خودمان و خودتان را فرا بخوانیم»  (آل عمران : آیه ۶۱) . با این وصف ، چگونه اصحاب پیامبر ، همانند خود او خواهند بود ؟!

[3] ر.ک : ص۲۸۱ (فصل دوم : استدلال هاى اهل بیت علیهم السلام به ماجراى مباهله) .

تفسیر آیه مباهله

قال الله تعالی:

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ[1].

ترجمه:

از آن پس که به آگاهی رسیده ای، هر کس که درباره او با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را ما زنان خود را و شما زنان خود را ما خود و شما خود آنگاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم.

تبیین:

آیه مباهله به یک اتفاق مهم در تاریخ اسلام اشاره دارد. اتفاقی که در آن جایگاه خاندان نبوت برای همگان ثابت شد و دشمنان اسلام خوار و ذلیل شده و مجبور به پذیرش حامیت اسلام شدند.

مسیحیان نجران از روى لجاجت و عناد سخن پیامبر را درباره یگانگى آفریدگار و شخصیت حضرت عیسی علیه‌السلام نپذیرفتند، خداوند به پیامبراسلام دستور داد که آنان را براى نفرین بر ضد یکدیگر بخواند و هر دو گروه در برابر هم بایستند و از خدا بخواهند که هر کس در این موضوع دروغ‌گو است، خداوند بر او غضب کند و سوایش نماید.

روایت فراوانی از شیعه و سنى نقل شده است که مضمون آنها بدین شرح است:

رسول خدا صلى الله علیه و آله در صبح روز مقرر آمد؛ در حالى که امام حسین علیه السلام را در آغوش داشت و دست امام حسن علیه السلام را گرفته بود و حضرت فاطمه و امام على علیهماالسلام در پشت سر حضرت حرکت مى‌کردند. حضرت به آن‌ها فرمود: وقتى من دعا کردم، شما آمین بگویید. وقتى بزرگ مسیحیان چنین دید، خطاب به همراهانش گفت: اى گروه نصارا! همانا صورت‌هایى را مى‌بینم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جاى بَرکَند، مى‌کَنَد. مباهله نکنید که نابود مى‌شوید؛ آنگاه آنان تسلیم پیامبر شدند و به پرداخت جزیه گردن نهادند[2].

طبق آیه شریفه و نیز شأن نزول آن، منظور از ابنائنا امامین همامین حسنین علیهم السلام و منظور از نسائنا فقط حضرت زهرا سلام الله علیها است و نه همسران پیامبر!! چون در این واقعه فقط حضرت زهرا سلام الله علیها حضور داشتند و جمع آوردن نسائنا به خاطر بزرگی و عظمت شخص است که چنین استعمالی از جمع در بین عرب ها متداول است.

منظور از انفسنا یعنی جانمان تنها امیر المؤمنین است که این تعبیر نشان از نهایت قرب امیر المؤمنین علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد.

جا دارد این سؤال مهم طرح شود که بعد از نبی مکرم اسلام احق به خلافت نفس پیامبر است یا صحابی او؟

قطعا نفس پیامبر به خلافت وی اولی تر است تا کسی که صحابی است. علاوه اینکه نفس النبی، صحابی پیامبر هم بود.

بارها گفت پیمبر که علی جان من است

هم به جان علی و جان محمد صلوات

 



[1] - سوره آل عمران: آیه 61

[2] - الکشّاف، ج‌ 1، ص‌ 368 و 369.


تعلیم قرآن در قبر و برزخ

 

علیّ بن إبراهیم ، عن أبیه عن القاسم بن محمّد ، عن سلیمان بن داود المنقریّ ، عن حفص قال:

 سمعت موسى بن جعفر - علیه السّلام - یقول لرجل:

 أ تحبّ البقاء فی الدّنیا؟ فقال: نعم. فقال: و لم؟ قال: لقراءة « قل هو اللّه أحد ». فسکت عنه.

 فقال له بعد ساعة:

 یا حفص ، من مات من أولیائنا و شیعتنا و لم یحسن القرآن ، علّم فی قبره لیرفع اللّه به من درجته، فإنّ درجات الجنّة على عدد آیات القرآن ، یقال له: اقرأ و ارق. فیقرأ ثمّ یرقى . قال حفص : فما رأیت أحدا أشدّ خوفا على نفسه من موسى بن جعفر - علیه السّلام - و لا أرجأ للنّاس منه، و کانت قراءته حزنا، فإذا قرأ فکأنّه یخاطب إنسانا[1].

 

 

ترجمه:

 

 

هر کس از دوستان و شیعیان ما که بمیرد و قرآن را خوب بلد نباشد، در قبرش قرآن به او آموخته شود تا خداوند به سبب آن درجه اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت به اندازه شمار آیات قرآن است. پس به قرآن خوان گفته شود: بخوان و بالا رو.

 

 

 

[1] -  تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب , ج 7 , ص 420 و  بحار الأنوار : 92 / 185 باب 20.