محمد علی فتحی

رسانه حاج فتحی، دیدگاه ها، برنامه ها، دروس

محمد علی فتحی

رسانه حاج فتحی، دیدگاه ها، برنامه ها، دروس

محمد علی فتحی
طبقه بندی موضوعی
پاسخ های استاد

۷۸ مطلب با موضوع «پرسمان» ثبت شده است

خواهش میکنم مطالعه کرده و فکر کنید اگر واقعیت داشته باشد چه خواهید کرد؟

برخی می گویند خدا ارحم الراحمین است وچنین کاری با ما نمی کند ودلت پاک باشد.

در جواب می گوییم:

اگر خدا ارحم الراحمین  است اشد المعاقبین(عذاب کننده شدید) هم هست.به علاوه اگر دلی پاک باشد که حرف خدا را و دستور صریح او مبنی بر وجوب حجاب بر زنان را ترک نمی کند!

 

لطفا یک درصد فقط1%احتمال بدهید واقعیت داشته باشد.

 

حضرت علی علیه السلام نقل می‌کند که:

 

روزی من و فاطمه علیها السلام بر پیامبر خدا وارد شدیم، دیدیم پیامبر به شدّت گریه می‌کند.

عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد! چه چیز ترا گریان ساخته است؟

فرمود: ای علی، شبی که مرا به آسمان بردند، زنان اُمّتم در عذاب سختی دیدم و چون شدّت عذاب آنان را دیدم گریان شدم. سپس پیامبر شروع کرد آنچه را شب معراج دیده بود بازگوکرد، از جمله فرمود:

زنی را دیدم به موهایش آویخته شده و مغزش می‌جوشد، و زنی را دیدم به زبانش آویزان شده و آب جوش در حلقش میریزند و زنی را دیدم گوشت بدن خود را می‌خورد و آتش از زیر او شعله‌ور است، و زنی را دیدم که پاهایش به دست‌هایش بسته شده و مارها و عقرب‌ها بر سر او ریخته‌اند و زنی را دیدم که کر و کُور و لال بود و در جعبه‌ای آتشین قرار داشت مغز سرش از سوراخ بینی‌اش بیرون می‌آمد و بدنش در اثر خوره و پیسی قطعه قطعه شده بود، و زنی را دیدم که گوشش را با مقراض‌ها قیچی می‌کنند.

حضرت فاطمه (علیها السلام) به پدرش عرض کرد:

به من بگو این زن‌ها (در دنیا) چه کاری می‌کرده‌اند که خدا آنان را به این عذاب دچار کرده بود؟

پیامبر اکرم فرمود:

دخترم، آن زنی که به موهایش آویخته شده بود، موهای خود را از مردان بیگانه نمی‌پوشاند 

آن زنی که به زبانش آویزان شده بود همسرش را آزار می‌کرد

آن زنی که گوشت بدنش را می‌خورد، بدنش را برای مردم آرایش می‌کرد

آن زنی که دست‌هایش به پاهایش بسته بود و مارها و عقرب‌ها بر او مسلّط بودند، وضو و لباسش کثیف بوده و برای حیض و جنابت غسل نمی‌کرده و خود را پاکیزه نمی‌ساخته و نماز را سبک می‌شمرده

آن زنی که کر و کور و لال بود، از راه زنا بچه‌دار می‌شده و به گردن شوهرش می‌گذاشته(یعنی اولاد زنا را به همسرش نسبت می‌داده) 

آن زنی که گوشش را مقراض‌ها قیچی می‌کردند خود را در اختیار مردان می‌گذاشته …

یا ایها الذین آمنوا توبو الی الله توبة نصوحا.

ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدابا توبه خالصانه بازگردید.

بازآ بازآ    هرآنکه هستی باز آ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

گر کافر وگبر وبت پرستی بازآ

  

 

اجمالی از خصوصیات وویژگیهای شوهران برتر

1-  مؤمن بودن

یعنی در عبادت وبندگی خدای تعالی کوشا باشد وخدا را بر  هر چیز ترجیح دهد که نشانه ایمان، انجام دادن واجب ها وترک حرام می باشد.

مردی که ایمان داشته باشد مایه زینت برای زن در بین مردم خواهد بود به علاوه اینکه مومن، مسئولیت پذیری زیادی در مقایسه با غیر مومن دارد زیرا او خود را موظف به حفظ همسر وفرزندان در هر زمینه می داند.

 

2- امانتداری

منظور، خیانت نکردن به آبروی دیگران ونیز متعرض نشدن نسبت به اموال دیگری است.لذا انسان دزد شایسته همسری نیست.همچنین مردان چشم چران وهرزه امانتدار نیستند وشایسته همسری نمی باشند.

کسی که اسرار خانه واهل آن را به دیگران فاش می کنند لیاقت همسری ندارند.

3- گشاده رویی

یعنی مردی که انتخاب می شود باید عبوس نباشد وغصه های بیرون را تا حد امکان به درون خانه نیاورد.

مردانی که گشاده رو نباشند در برقراری ارتباط خوانوادگی مشکل دارند وممکن است باعث تنش بین اعضای خوانواده ونیز دوستان وآشنایان گردد.

 

4- بخشش

منظور این است که مرد برای برقراری ارتباط عاطفی با همسر ودیگران حتی از خرج مال دریغ ننماید.بدیهی است که بخششها باید ضابطه مند باشد.

 

4-مسئولیت پذیری

یعنی خود را در باربر کارهای خود وحوادثی که برای اعضای خوانواده اتفاق می افتد بی تفاوت نشان ندهد.

5-حمایت از همسر

یعنی در برابر هر گونه هجمه آبرویی،مالی،عاطفی،جانی ومعنوی که به همسر ممکن است برسد،خود را آماده کند و عکس العمل مناسب نشان دهد.

6-حلم

منظور این است که در برابر لغزشهای همسر، کنترل خود را از دست ندهد وتا می تواند بر اذیت همسر بردباری نشان دهد وکمتر از«تشر»زدن استفاده کند.

بدیهی است که افراد عصبی گزینه خوبی برای ازدواج نیستند واین مسأله در باره خانمها نیز متصور می باشد.

7- احترام

یعنی خوبیهای همسر وارزشهای مقدسی که برگرفته از عقل وشرع است را بزرگ کند و به تقبیح آن نپردازد.این کار باید در باره فامیل ودوستان دو طرف باید مراعت شود.

7- صداقت

یعنی در هیچ امری که مربوط به زندگی زناشویی است دروغ نگوید ومخفی کاری ننماید.البته باید زنان به این نکته توجه کنند که اگر شوهر برخی کارهای شخصی و امور مربوط به خودش را نگفت این دروغ نیست بلکه گفتن برخی امور فردی باعث تنش میان زوجین می شود.

8-تحصیل آرامش

مرد باید از هرگونه کاری که باعث تخریب فضای محبت می شود بپرهیزد حتی از نگاه کوچکی که دل شورگی می آورد بپرهیزد. این وظیفه برای زنان نیز متصور است.

9- خوش خلقی

یعنی از خشونت بی جا،دروغ، عصبانیت، غیبت ، عیبجویی،ناسزا گفتن،فحش وتهمت ناروا و...بپرهیزد.

10-آشنایی با مسائل زناشویی

یعنی بداند که چگونه در برقراری روابط جنسی وجلب محبت وعشق همسر چه کند.

بسیاری از طلاقها به خاطر عاجز بودن همسران در جلب توجه جنسی صورت می پذیرد.پیشنهاد می شود در این باره به مشاوران خوانواده مراجعه شود.

11-آرایش

یعنی مرد باید پاکیزه،مرتب وخوش بو وخوش لباس و...برای همسر باشد.

توجه داشته باشید که هر گونه خرج کردن برای  این امر پسندیده است ونهیی در این باره از منظر اسلام وجود ندارد.

 

از خدای متعال آرزوی خوشبختی برای همه مؤمنیت خواستارم.

  

آماده سازی کودکان برای پذیرش برخی عادات غربی در شبکه پویا

 یکی از اتفاقات جالب که در سازمان صدا وسیمای کشور عزیزمان ایران اسلامی در امسال اتفاق افتاد،پدید آمدن شبکه های جدید بود.

یکی از این شبکه ها،شبکه ای است که اختصاص به کودکان ایرانی دارد وبا عنوان«پویا»فعالیت دارد.

وجود شبکه ای خاص برای گروه سنی کودکان، کاری پسندیده است تا با زبان نمایش فیلم بصورت انیمیشن و کارتون و...بتوانند نیازهای کودکان را در زمینه های مختلف فراهم آورند.

فارغ از همه خوبیها وفرصتهای استثنایی که این شبکه دارد،آفاتی تیز متوجه این شبکه است که اثرات منفی آن درکودکان ما بزودی بروز خواهد کرد.

البته این آفات به نظر تعمدی در این شبکه وارد نشده بلکه به خاطر «نبود فیلم تولیدی کافی» مجبورند که از فیلمهای سایر کشورها استفاده نمایند.

مهمترین آفت برخی برنامه ها،محتوای ضد دینی و تبلیغ فرهنگ غرب در فیلمهای خارجی این شبکه است.

چند روزی است که برخی  از فیلمهای این شبکه را رصد می کنم که به برخی ایرادات این فیلمها اشاره می کنم. امیدوارم که مسئولین صدا وسیما در خصوص بهینه سازی فیلمها- که متناسب با فرهنگ اسلامی وبومی باشد- ما فکر جدی بکنند:

1.       عادی سازی روابط دختر وپسر از سنین کودکی

2.       ترویج فرهنگ داشتن دوست پسر ودوست دختر

3.       ناسزا گویی

4.       تجربه گناه(البته بصورت مرموز)

5.       نمایش نمادهای صهیونیستی و شیطان پرستی

6.       عادی سازی بی احترامی وبی اعتمادی به والدین

7.       آماده سازی ذهن کودکان برای خیال پردازی منفی

8.       ترویج جادوگری

9.       ترویج دو اصل بزرگ فرهنگ غربی یعنی:لذت جویی،قدرت طلبی

10.   ترویج ظلم پذیری

11.   درگیر گردن ذهن کودک بین دو فرهنگ ایرانی وغربی وبی اعتمادی به فرهنگ اسلامی وملی

12.   ایجاد ترس ذهنی و ماندگار

13.   ترویج تفکر اومانیستی صرف و عدم استمداد از امدادهای الهی

14.   شخصی سازی دین واینکه دین در حوزه اجتماعی کارآمدی ندارد!

15.   ترویج خلق پرخاشگری

16.   ترویج فمینیسم در برخی برنامه ها

راه برون رفت از این وضعیت وعلاج این بیماری در فیلمها وبرنامه های شبکه:

1.       حمایت از شرکت های ساخت فیلم کودک در کشور

2.       نویسندگان داستانها و فیلم نامه های حوزه کودکان، آستین را بالازده وطرحهای جدید وایده های نو مطرح نمایند.

به امید شبکه ای با رنگ و بوی اسلامی و ایرانی

 

 

 

مقاله مشترک اینجانب و همسرم بانو سرگزی

مرحوم کلینی با اسناد خود از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:

 

وقتی حضرت آدم علیه السلام فوت کرد قابیل و ابلیس جهت بی احترامی وشماتت در مرگ آدم علیه السلام در یک  جا جمع شدند وابلیس و قابیل ، سازها وآلات لهو (موسیقی)نواختند.

پس هرچه در روی زمین از اینگونه وسائل هست که با آن مردم لذت می برند از ابلیس وقابیل به یادگر مانده است.

 

فروع کافی،کتاب الأشربه،باب الغناء،ح3،ص431

 

نکته ها:

 

1- سابقه موسیقی به زمان آدم علیه السلام باز می گردد.

2- مخترعان موسیقی ابلیس رانده شده در گاه خدای تعالی وقابیل برادر کش هست.

3- موسیقی را برای گناه بزرگی همچون بی احترامی به پیامبر خدا استفاده کردند والآن نیز بسیاری از موسیقیها گناه آور است وکسانی که گناه را ناچیز می دانند از آن استفاده می کنند.

4- با توجه به این که مخترعان موسیقی با خدا دشمند واز انسان بیزارند وخود گمراه شده اند،چیزی که از آنها بیرون بیاید مطمئنا در هدف دشمنی با خدا وگمراهی مردم استفاده می شود.

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

باتوجه به این خبر شما نظراتان در مورد موسیقی چه خواهد بود ؟آیا شما نیز از ابلیس وقابیل پیروی خواهید کرد.

 

  

راهای مبارزه با بیماری استمناء:

 

1- از غذای پرچرب کمتر استفاده کنید  چرا که غذای چرب شهوت را بیشتر می کند.

2-از لباسهایی که سبب تحریک می شود استفاده نکنیدمثل: لباس نرم،شلوار تنگ(شلوار تنگ محرک عضله آلت است)

3-از هر چیزی که سبب مهیج کردن شهوت هست پرهیز کنید مثل:(فیلم،عکس،کلیپ، صدا، موسیقی،جک،نوشته ها..)مبتذل

4- هنگام حمام تا می توانید از لباس زیری که براحتی درنیاید استفاده کنید این کار باعث می شود که براحتی خود را هنگام خواسته های نفس کنترل کنید ویا دستپاچگی خود را کمتر کنید.

5- اول بدن را بشویید آنگاه وقت بسیار محدودی را برای شستن عورتین اختصاص دهید با این روش مجال کمتری را به وسوسه کردن نفس وشیطان می دهید.

6- باور داشته باشید که می توتانید جلوی این معضل را بگیرید وبدانید که هر گونه رویارویی شما با این بیماری جهاد در راه خدا حساب می شود زیرا می خواهید با گناه مبارزه کنید.

7 - از خدا بخواهید که در این جهاد کمکتان کند و مخصوصا از امام زمان-عجل الله تعالی فرجه- ملتمسانه بخواهید یاریتان کند.

8- هنگامی که احساس کردید حالت استمناء می خواهد دست دهد این اذکار را(اگر بشود با صدای بلند)زیاد تکرار کنید و هرگز آنرا قطع نکنید: یا عاصم ویا مانع

9- د رطی روز مخصوصا هنگام رویارویی با هر گناهی زیاد بگویید:

یا حیّ ویا قیّوم یا لا اله الّا انت أسألک أن تُحیی قلبی اللهم صل علی محمد وآل محمد.

10- وقتی را برا ی پیدا کردن عوامل محرک شهوت بگذارید وتصمیم بگیرید آنها را ترک کنید وخود را از آنها دور نمایید.

 

لطفا به دیگران این مطالب را انتقال دهید

  

 

دباره تولد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دربین علمای اهل سنت دو دیگاه وجود دارد:
دیدگاه اول: عدم تولد ایشان
دیدگاه دوم: متولد شدن وی
هر کدام از گروه ها استناداتی دارند که در مقاله زیر که  رفقای محترم پرسمان مهدویت آن را نگاشته اند به آنها می پردازیم: 
 

در این نوشتار سعی شده به این پرسش که اهل سنت در مورد تولد امام زمان چه نظری دارند پاسخ داده شود ؟

وجود روایات فراوان در زمینة­ مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، و ‌اعتقاد به آمدن منجی در آخرالزمان، به عنوان عقیده­ای مسلّم در میان مسلمانان پذیرفته شده است.

و این اعتقاد، اختصاص به شیعه ندارد ـ هر چند که عده‌ای از اهل سنت، این امر را نمی‌پذیرند.- ولی عده‌ای از آن‌ها،معتقد به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفهستند.

1. محمد بن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» می­گوید: «مهدی منتظر، در سال دویست و پنجاه و هشت هجری، در سامرا متولد شد. پدرش، حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی المرتضی است، و نام­ او محمد و کنیه­اش ابوالقاسم و از القاب او حجت و خلف صالح و منتظر است». و بعد روایاتی را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در زمینة مهدی موعود نقل می­کند مبنی بر این­که: «مهدی، از نسل من و از فرزندان فاطمه و هم­نام من است و در آخرالزمان قیام می­کند و زمین را از عدل و داد پر می­کند بعد از آن­که از ظلم و جور پر شده است و این قیام، حتمی است حتی اگر یک روز از عمر دنیا بیش­تر باقی نمانده باشد». و پس از ذکر این روایات، آن­ها را بر همان ابوالقاسم محمد بن حسن بن علی … بن علی ابن ابی­طالب متولد دویست و پنجاه و هشت تطبیق می­کند و به اشکال­ها و شبهاتی که در این زمینه ممکن است مطرح شود، پاسخ می­دهد.

2. ‌سبط ابن جوزی حنفی در کتاب تذکرة الخواص، می­گوید: «حضرت حجت «مهدی»، محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابی­طالب است. کنیه او، ابوعبدالله و ابوالقاسم است و او است حضرت حجت و صاحب­الزمان و قائم منتظر». سپس از عبدالله ابن عمر روایتی نقل می­کند که رسول گرامی اسلام فرموده: «در آخرالزمان، مردی از فرزندان من قیام می­کند که نام او همانند نام من و کنیه­اش همانند کنیه­ی من است و زمین را از عدل و داد پر می­کند، پس از آن­که از ظلم و جور پر شده است.».

3. عبدالوهاب شعرانی در کتاب «الیواقیت و الجواهر»، که در بیان آرای اکابر و بزرگان علمای اهل سنّت در مسائل مختلف عقیدتی است، فصلی را به وقایعی که قبل از روز رستاخیز و پایان دنیا حتماً اتفاق می­افتد، اختصاص داده است که یکی از آن وقایع، قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مفصلاً دربارة آن بحث کرده ،و از قول برخی از اکابر علمای اهل سنت، نقل می­کند که «مهدی، فرزند حسن عسکری است که در نیمه­ی شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هـ . ق متولد شد و زنده باقی خواهد ماند تا با عیسی علیه السلام ظهور کند و اکنون که سال نهصد و پنجاه و هشت هجری است، هفتصد و سه سال از عمر شریف او می­گذرد».

چرا برخی از اهل سنت به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقد نیستند، برای این مسئله می‌توان دلایلی را مطرح نمود؛ از جمله:

‌1. مخفی بودن ولادت آن حضرت


آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از همان زمان نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم و صدر اسلام، امری مسلَّم و شایع و مورد توجه مسلمانان بود. و حاکمان وقت هم از آن اخبار بی­اطلاع نبودند و شنیده بودند که مهدی موعود، از نسل حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسین علیه السلام متولد می شود و حکومت ستمکاران به دست­اش منقرض می­گردد و تمام زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد؛ به ویژه روایات متعددی که می­گفت، او، نهمین از فرزندان امام حسین علیه السلام است. دولت عباسی از این امر بیم وهراس داشتند و در صدد بودند به هرگونه که شده این خطر را از حکومت خود دفع کنند. به همین‌جهت، خانه­های بنی­هاشم، بویژه خانه­ی امام حسن عسکری علیه السلام به شدّت تحت کنترل و مراقبت مأموران مخفی و علنی دولت عباسی قرار داشت. معتمد عباسی، به عدة از زنان قابله، مأموریت سری داده بود که در خانه­های بنی­هاشم، به‌ویژه خانه­ی امام حسن عسکری علیه السلام رفت و آمد کنند و مراتب را گزارش دهند ،و به گروهی از مأموران خویش مأموریت داد که دائماً و روز و شب، مراقب خانة آن حضرت باشند وبعد از شهادت امام عسکری علیه السلام، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه ، و اگر آبستنی در بین آنان دیده شد، بازداشت کنند. حتّی به خانه­ی امام عسکری علیه السلام هم اکتفا نکرد و دستور داد تمام خانه­های شهر را با کمال دقت بازرسی و کنترل کنند. [1] (ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شبیه ولادت حضرت موسی علیه السلام می باشد که فرعون، تمام زنان باردار را کشت تا از ولادت او جلوگیری کند، امّا به اراده و خواست خداوند، حضرت موسی علیه السلام در دامان فرعون بزرگ شد.) ولادت حضرت مهدی علیه السلام به خاطر شرایط سخت آن زمان، مخفی بود؛ و حدود پنج سال، قبل از شهادت امام عسکری علیه السلام، یعنی در سال دویست و پنجاه و پنج قمری در شب نیمة شعبان در حالی که تا روز قبل، آثار حمل در مادر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دیگران ظاهر نبود، به دنیا آمد. و در طول این پنج سال، امام حسن عسکری علیه السلام فرزندش را تنها به خواص شیعیان خود نشان می­داد و او را امام، و حجت بعد از خود معرفی می­کرد. با این وضعیت، طبیعی است دیگران از جمله، اهل سنّت که از اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فاصله گرفته بودند، از ولادت آن حضرت مطلع نشوند.

2 . اجتناب از برخی لوازم احتمالی پذیرش ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف


روایاتی که در زمینة مهدی موعود آمده، بسیار زیاد و از نظر مضمون، بسیار متنوع است. در روایات بسیاری، از پیامبر اکرم نقل شده که تعداد ائمه و خلفای بعد از من، دوازده نفر است. مجموع روایات شیعه و سنی در این زمینة نهصد و بیست و پنج حدیث است. در روایات بسیاری ، به نام دوازده نفرائمه تصریح شده، و آمده که اولین آن‌ها امام علی علیه السلام و آخرین‌شان حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و این­که نه نفر از آنان از نسل امام حسین علیه السلام هستند و در تعدادی از این روایات نام تمام آنها ذکر شده است. همچنین در روایات متعددی آمده است که امام ‌مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از فرزندان امام علی علیه السلاماست (214 حدیث ) وامام مهدی از فرزندان فاطمه علیها السلام است (192 حدیث ) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نهمین ازفرزندان امام حسین علیه السلام است (148 حدیث ) . … و این که مهدی فرزند حسن عسکری است (145 حدیث) و ‌نام پدر مهدی حسن است (148 حدیث ).‌[2] بنابراین قبول تولد مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی پذیرش تمامی این روایات و پذیرش این روایات یعنی قرار گرفتن در مقابل انبوهی از سؤالات و مطالبی که اهل سنت هیچ پاسخی برای آن ندارند.

--------------------------------------------------------------------------------

1. ارشاد مفید ، ‌اعلام الوری طبرسی ، اصول کافی کلینی.

2. برای اطلاع تفصیلی، مراجعه کنید به کتاب منتخب­الاثر آیه الله صافی که این احادیث را به تفصیل با ذکر منابع و مصادر شیعی و سنی آن نقل کرده است.

[مجله شماره 6 : - مقالات]

  

یکی از راه هایی که مردم برای رفع نیازهای خود آن را به عنوان «پشتوانه» می دانند «وام گرفتن»از افراد یا مؤسسات و یا ادارات و یا صندوق ها و یا بانکها است. حتی در این وام رگفتن برخی خود را همانند« تشنه»که دنبال «آب» است نشان می دهند.

فارغ از اینکه قرض گرفتن یک روش برای رفع گرفتاری و نیاز است باید دانست که این روش صرفا در مواقع اضطراری توصیه می شود آن هم با رعایت این نکته که قبل از وام گرفتن توان باز پرداخت در خود را بسنجیم.

 

اگر توانایی داشتیم اقدام کنیم و الا صبر نماییم و از خدای عزوجل که همه چیز در اختیار اوست مدد بگیریم. چه بسا صبر و مدد از خدا کاری تر از هر چیز برای رفع گرفتاری هایمان باشد.

وا م گرفتن اثرات منفی در زندگی انسان می گذارد. در روایتی از امام صادق علیه السلام یکی از عوامل زیادتی عمر کمتر وام گرفتن بیان شده است.

اگر مفهوم مخالف این روایت را بپذیریم از فرمایش حضرت این نکته استفاده می شود که زیادی وام برابر است با کوتاهی عمر.

چرایی این نکته را ممکن است در چند جمله مطرح کرد:

1-   1- وام گیرنده به خاطر درگیری فکری و روحی با بازپرداخت وام، روی اعصاب و روان خود فشار می آورد و این فشار به مرور زمان بر روی جسم و تمام سیستم بدن تاثیر می گذارد.

2-  2-  وام گیرنده مجبور می شود از استراحت خود بکاهد تا برای کسب در آمد بیشتر، بیشترین کار را از خود بکشد. با نبود استراحات کافی آرام آرام جسم به سمت فرتوتگی و ناتوانی کشیده می شود.

اینک فرمایش حضرت را با هم مرور می کنیم:

عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَام: خَفِّفُوا الدَّیْنَ، فَإِنَّ فِی خِفَّةِ الدَّیْنِ زِیَادَةُ الْعُمُرِ.

‏امام صادق علیه السلام فرمود:

کمتر قرض «وام» بگیرید که کم قرض داشتن، عمر را زیاد مى کند[1].

 

یک سؤال:

 آیا در زندگی امروزی بدون وام هم می شود زندگی کرد؟!

 

این سؤال بسیاری ازمردم است که وقتی چنین روایتی برایشان خوانده می شود از تعجب این پرسش را می کنند.

در جواب می شود گفت که:

نیازها ما را به سمت خواستن درآمد می کشانند و اگر شغل کافی و یا محل در آمد مناسبی نداشته باشیم مجبور می شویم وام بگیریم.

یا یاید نیازهای کاذب را از زندگی حذف کنیم و یا نیازها را سازماندهی و مدیریت کنیم و یا اینکه به دنبال کسب مهارت برای شغل پر در آمد باشیم.

 


[1] - الأمالی (للطوسی)، النص، ص: 667

 

  

زتان همواره به عنوان وسیله ای برای صاحبان قدرت و شهوت در طول تاریخ مورد استفاده قرار می گرفته اند که این ظلمی بزرگ ونابخشودنی است.

 

البته در میان زنان عده ای بودند که تن به هیچ ذلتی نمی دادند بلکه در برار انسانهای پست می ایستادند و حتی برای حفظ آبرو و شخصیت خود جان خود را فدا می کردند.

 

عامل این ظلم به زنان دو چیز به نظر می رسد باشد:

1- انسان نماهای وحشی و شیطان صفت که هماره به فکر خود بوده اند و بویی از انسانیت را نچشیده بلکه با چیزی به نام انسانیت غریبه بوده وعلیه آن تلاش می کردند که این دسته در طول تاریخ زیاد اند.

2- خود زنان به عنوان عامل دوم باعث اعمال ظلم علیه خود بوده اند.

منظور اینکه این دسته از زنان به جای حفظ شخصیت خود،خود را در معرض سوء استفاده کنندگان قرار می دهند که منشأ این کار جز ناآگاهی از جایگاه انسانی و دوری از فطرت پاک الهی و شهوت خواهی چیز دیگری نیست.

امروزه با پدیده «زنان رنگارنگ» مواجه هستیم زنانی که زیبایی بدن و اندام خود را در اختیار چشم های هوس ران قرار می دهند و به بهانه مد گرایی و دور نشدن از فرهنگ رایج جهانی،حاضرند تمام هستی معنوی وانسانی وحتی مادی خود را فدای آن کنند که نتیجه ای جز تباهی خود نمی گیرند و ناخود آگاه  کمک کار شیطان در ترویج هوسرانی و شهوت رانی می شوند.

شلوارهای رنگارنگ تنگ و مانتوهای کوتاه - بهتر است بگویم بولیز-  و روسری هایی که اسم روسری را دارد و هیچ پوشیدگی برای مو ندارد و آرایشهای غلیظ سر و صورت و مو  و واحدهای آپارتمانی طبقاتی از جنس موی سر روی سر، نه تنها زن را در دیده مرد کامل و انسان واقعی، زیبا نشان نمی دهد بلکه خود به خود به همه عاقلان می فهماند که این زن رنگارنگ چیزی جز این ظاهر ندارد واز درون تهی است.

به زنان جامعه اسلامی عرض می کنم که به خود آیید و به فطرت خود بازگردید ونگذارید تبلیغات شیطان در پس برنامه های ماهواره ها و فضای مجازی شما را به بیراهه کشاند که نتیجه این رنگارنگی،سقوط شخصیت وافتادن از نگاه پاک خدای تعالی و بندگان صالح خداست.

به آخرتتان فکر کنید وبه نتیجه این گناهانی که می کنید بیاندیشید که فردای قیامت وبالتان می شود کافی است به حقانیت آخرت نیم درصد احتمال دهید تا وجود و هستیتان سامان گیرد.

زن مسلمان نباید بازیجه دست شیطان صفتان باشد.

 

در نهایت توجه شما را به روایتی از امیر المومنین علیه السلام جلب می کنم که جامعه امروزی ما را به تصویر کشیده است.مراقب باشید مصداق این روایت نباشید:

«در آخر الزمان زنانی باشند که حجاب نداشته وعریان باشند که از دین جدا گشته در فتنه ها افتند به شهوات تمایل پیدا کرده برای لذتهای حرام بشتابند حلالها را حرام کنند اینان در جهنم وارد خواهند شد».(الفقیه،ج3،ص391)

منظور از عریانی این است که پوشش آنان طوری است که اندام زن را مشخص می کند حجم بدن آنها را با کوچکترین نگاهی نشان می دهد. ومنظور از فتنه ها سوء استفاده هایی است که از زنان به خاطر بی اهمیتیشان به مظاهر دینی می کنند ولی جز خسران و عمری بی آبرویی وشرمندگی چیزی به ارمغان نمی آورد.

آری چنین زنانی بیشتر به شهوت خود و ارضای آن از راه غیر اخلاقی فکر می کنند بیچاره نمی داند که عفت و پاکدامنی اش را دیگر می شود با چیزی خرید و به دست آورد؟!!!

این دسته از زنان مرزهای مقدس الهی را که با عناوین حرام و حلال مشخص شده ، می شکنند و عملا و از روی غفلت و یا تعمدا رو در روی پروردگار خود می ایستند.

«یا ایها الانسان ما غرک بریک الکریم»  ای انسان چه چیزی تو را در برا ر پرودگار بزرگوارت غره کرده و شورانده است؟

این گروه از زنان هیزم جهنم خواهند بود.

زنان ایرانی مراقب باشید هیزم دوزخ نشوید!

زنده باد زن مومن  با حجاب و با عفت ایرانی!

  

 

عن محمد بن مسلم؛ عن أبی عبد اللَّه علیه السّلام‏ فی قول اللَّه عزّ و جلّ‏ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏ قال: التّضرّع: رفع الیدین بالدّعاء

و عن علی بن جعفر عن أخیه موسى علیه السّلام قال: التّبتّل: أن تقلّب کفّیک فی الدّعاء  و الابتهال: أن تبسطهما و تقدّمهما  و الرّهبة: أن تلقی کفّیک و ترفعهما إلى الوجه و التّضرّع: أن تحرّک إصبعیک و تشیر بهما.

 

و قال أبو جعفر بن بابویه فی حدیث آخر: إنّ البصبصة أن ترفع سبّابتیک إلى السّماء، و تحرّکهما، و تدعو[1].

 

ترجمه:

 

 

از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که در باره آیه‏ فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏[2] [نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى در نیامدند]. فرمود:

 

تضرّع: [در اینجا] برداشتن دستها به دعاست.

 

و از امام کاظم علیه السّلام روایت شده است که فرمود:

 

تبتّل: این است که کفّ دو دستت را به دعا بردارى.

ابتهال: این است که دستها را بگسترانى و پیش رو بدارى.

رغبة: این است که رو به قبله بایستى و کف دستها را مقابل صورتت به جانب آسمان بگیرى.

رهبة: این است که کف دو دستت را بگیرى و به جانب صورت بلند کنى.

و تضرّع: این است که دو انگشتت را حرکت دهى و با آنها اشاره نمایى.

 

توضیح: مرحوم شیخ صدوق رضوان اللَّه تعالى علیه نقل مى‏ کند.

 

بصبصة: این است که دو انگشت سبّابه‏ات را به جانب آسمان بردارى، حرکت دهى و دعا کنى.

 


[1] - معانى الاخبار: ص 369، ح 1 و 2.

 

[2] ( 1) مؤمنون/ 76.

 

  

از روشنی پرسیدم دعاکن امسال کربلا برم دلم تنگه در جواب گفت:

یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری

می کند زین دو یکی در دل جانان اثری