امام صادق علیه السلام محور وحدت مذاهب

بعد از جریان منع حدیث توسط خلیفه دوم، بسیاری از معارف دین که توسط پیامبر به اصحاب وی رسیده بود، از گردونه نشر و تبلیغ خارج شد. حتی طوری حکومت وقت در این زمینه اقدام کرد که بخش نامه شده بود اگر کسی نقل حدیث کند با او برخورد می شود.

این جریان تا زمان بنی امیه به قوت اجرایی شد اگرچه بزرگان از اصحاب پیامبر همچون امیر المؤمنین علیه السلام و شیعیان ایشان، در نقل حدیث و انتقال علوم اهتمام ویژه با روش های خاص داشتند.

در دوران خلافت امیر المؤمنین علیه السلام که دوران طلایی بعد پیامبر محسوب می شود حضرت با نامه نگاری، سخنرانی و جلسات خصوصی و توصیه های خاص، توانستند بسیاری از معارف را منتقل کنند. طوری که حجم بالای سخنان ایشان را ما در لابه لای جوامع حدیثی شیعه می یابیم که نهج البلاغه قطره ای از دریای سخنان مولا محسوب می شود.

هر کدام از امامان حسنین علیهم السلام هم، با توجه به جو اختناقی که بنی امیه ایجاد کرد سعی بلیغ در حفظ اصل اسلام داشتند.

در زمان بنی امیه جعل حدیث به نفع جریان حاکمیت رواج یافت و برخی از تازه مسلمانان، اسلام اموی را یاد گرفتند و نه اسلام محمدی  را.

اثر آموزه های اموی را در قتل فرزند رسول خدا به وضع بسیار اسف بار و با نهایت مظلومیت در حادثه کربلا می بینیم. امام حسین علیه السلام را  در واقع مسلمانی کشتند که مسلمان اموی بودند!

از زمان امام سجاد علیه السلام انتقال قدرت از بنی امیه به مروانی ها و بعدها به بنی العباس شروع شد. حاکمان جور زمانه مشغول بازی سیاسی خود شدند. امام سجادعلیه السلام در قالب دعا توانست بسیاری از معارف را منتقل کند.

 بعد از ایشان در زمان امام باقر علیه السلام فرصت باز سیاسی باعث شد ایشان بتوانند با تشکیل «جبهه علمی» معارف ناب محمدی را به شاگران خود منتقل کنند که هرکدام برای خود فقیهی بودند. این «حرکت جهادی» با آموزه های امام صادق علیه السلام در حد اعلای خود رسید. طوری که حجم احادیث امام صادق علیه السلام بسیار زیاده از مجموعه احادیث سابقین شد. دین مبین اسلام چهره واقعی خود را با تلاش های امام باقر علیه السلام و خصوصا امام صادق علیه السلام بیشتر نشان داد. برای همین است که مذهب تشیع بیشترین حجم معارف را در زمینه های مختلف دارد و جالب اینکه ائمه اربعه برادران اهل سنت نیز مدیون مدرسه امام صادق علیه السلام هستند اگرچه قدردان نعمت علم امام صادق علیه السلام نشدند و در برابر مکتب اهل البیت علیهم السلام، مذهب ابداع کردند.

اگر دقت بفرمائید می بینیم که فریقین- شیعه و سنی- مدیون علم امام صادق علیه السلام هستند و امام صادق علیه السلام می توانند محور وحدت بین مذاهب اسلامی باشند.

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۲۸ تیر ۹۶

فضول و عقول

دیدی بعضیا همش دنبال اینن که عیب وایرادی پیدا کنن و زود عَلَمِش کنن و بعد تازه شروع می کنن به تفسیر و توضیح اون عیب و بعد فحش و ناسزا و....


بعضیا هستند دنبال رفع عیب خودشون هستند و اگر عیبی از کسی ببینن به خودش محترمانه تذکر میدن.


دسته اول رو بهش میگن: فضول


دسته دومو بهش میگن: عقول


 خدای مهربان می فرماید:


ولا تجسسوا...(حجرات:۱۲)


عیبوب دیگران را جستجو نکنید.


خلاصه: اول خودت دوم کسی!


  • محمد علی فتحی
  • سه شنبه ۲۷ تیر ۹۶

بزرگش نکن!

وقتی یه کاری رو بیش از اندازش به دیگران بزرگ جلوه بدیم در واقع داریم دروغ میگیم و حواسمون نیست!


حواسمون باشه دروغ نگیم.


آخه پته دروغگو رو آب میشه.


یوم تبلی السرائر.


یاد آر روزی را که پنهانی ها آشکار گردند!


  • محمد علی فتحی
  • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶

دلت بسوزه!

در عالم خیلی از انسانها آمده اند که به ما کمک کنند.


 اینان عاملان خدای مهربانند و ما را دعوت به خدایی شدن می کنند.


اگر آنان را با مهربانی نپذیریم معلوم می شود که نسبت به خود بی رحم هستیم.


لطفا دلمان به حال خودمان بسوزد؟!


به داستان توجه فرمائید:


میرزا جواد آقا ملکی تبریزی روزی پس از پایان درس عازم حجره یکی از طلبه‌ها که در مدرسه دارالشفا بود شد و من در خدمتش بودم. او به حجره آن طلبه وارد شد و پس از بجا آوردن مراسم احترام کمی نشست و سپس برخاست و حجره را ترک گفت. من هدف از این دیدار را پرسیدم: و ایشان در پاسخ فرمود: شب گذشته هنگام سحر فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجّه کردم فهمیدم که این طلبه به تهجد برخاسته و در نماز شبش برایم دعا می‌کند و این فیوضات اثر دعای اوست. این بود که به خاطر سپاسگذاری از عنایتش به دیدارش رفتم.  


منبع: حاج میرزا جواد ملکی تبریزی قدس سره، رساله لقاءالله، ترجمه سید احمد فهری، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1360 ش، مقدمه، صفحه ه، و سیمای فرزانگان، ص 66.




  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۲۵ تیر ۹۶

مهم باشه

یکی از رفقای عزیزم تعریف می کرد:


وقتی وارد خونه میشم و بچه میان سمت اول گوشیمو میندازم زمین بعد بعلشون می کنمو می بوسمشون.


گفتم:


 حالا چرا گوشی رو میندازی زمین؟


گفتش:


برای اینکه به بچه هام بگم شما برام از همه چی مهمترید!


رفقا!


 لطفا بچه هامون برامون مهم باشه...


  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۲۵ تیر ۹۶

ضعیف شدی؟

وقتی نمی تونی برا خودت یا برا دیگران دعا کنی معلوم میشه خیلی ضعیف شدی! 

نکنه شیطان و نفس اماره تو دلت لونه کردند! 
- غسل توبه 
- دورکعت نماز 
- سجده طولانی و تو سجده هم ذکر: " لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین". 

حل میشه نگران نباش!
  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۲۵ تیر ۹۶

بابک خردمین سردار من نیست!

بابک خردمین سردار من نیست!

این نوشته از آن جهت نگاشته می شود که برخی متعصبین و نژاد پرستان و پان ترکیسم ها به عقاید جوانان مسلمان ایرانی حمله کرده و آنان را دعوت به مذهب و عقاید باطل گذشتگان می کنند و این یعنی پس رفت و رویارویی با دین الهی یعنی دین اسلام.

در این نگاشته درباره یکی از شخصیتهای ایرانی که به عنوان سردار من نیز برخی او را یاد می کنند به صورت مختصر اشاره می کنم تا جوانانی  که آماج حمله نژاد پرستانه برخی شده اند کمی آگاهانه با این تفکرات مواجه شوند.

باستحضار می رساند که نویسنده خود ایرانی و آذری زبان و مسلمان است و بدون تعصب این مطلب را یاد داشت می کند:

  1.   بابک خرمدین آیین مزدکی داشت که از نظر زرتشتیان بدعت محسوب می شده است[1]. این نشان می دهد که وی آدم پایبندی نسبت به مذهب و آیین نیاکان خود نبوده است.
  2.      پدر او مسلمان بوده است و بعد از فوت پدرش تا 12 سالگی به گاوچرانی مشغول بوده است[2].
  3.     او که مذهب خرمدینی بعد از ملاقاتش با جاویدان بن شهرک رهبر خرمدینان در منطقه بذ  رااختیار کرده بود باعث شد تا خرمدینان به انسانهایی خون ریز و غارتگر تبدیل شوند. پس او یک انسان صلح جو نبوده بلکه آرامش ایرانیان را به خاطر سودای امپراطوری و شاهی به هم زده است.
  4. بابک اگرچه مردی زیرک و شجاع و توانمند از حیث نظامی بود ولی به خاطر حس ناسیونالیستی و نژاد پرستی با تسلط بر مناطق آذربایجان و جمع آوری سپاه به مقابله با مسلمانان و کشتن آنها پرداخت.
  5.  با توجه به این که وی نژاد پرست بوده و نسبت به دین و مذهب نیز با تعصب نگاه می کرده است ، نشان می دهد که وی یک فرد آزاد اندیش نبوده است و اگر یک فرد سالم از حیث فکری بود باید درباره دین اسلام تحقیق می کرد.
  6.   بابک نماد سردار پان ترکسیم ها است و مجسمه او در آذربایجان نصب شده است.
  7. قیام بابک در واقع قیام علیه اسلام بود. اگرچه ادعا می شود او در برابر اعراب ایستاده است. ولی هر منصفی می داند که دین اسلام هیچ نژادی را بر نژاد دیگر برتری نمی دهد و این کمال حمایت اسلام از انسانیت است.
  8. جای تاسف است که برخی در کشور ما به جای اینکه پیرو دین اسلام یعنی دین خدا - نه به تعبیر نژاد پرستان ایرانی دین اعراب – باشند، از چنین عنصر مشکل دار حمایت می کنند و او را سردار خود می دانند.
  9.  کمال انسان در بازگشت به دین خداست و زندگی برپایه خواست خدا نه زندگی برپایه انسانهایی مثل بابک که پیرو دین بدعتی مثل دین مزدک بود.
  10. با توجه به مزدکی بودن بابک، زنان را می شد به اشتراک بگذارند به شرط اینکه خود زن نیز راضی به آن باشد و این نشان از طرفداری مزدکی و یابکی ها از آزادی جنسی است[3].

 

نکته:

در ادامه همه آزاد اندیشان را به تدبر در آیه 144 سوره آل عمران دعوت می کنم:

 

وَ مَا محَمَّدٌ إِلا رَسولٌ قَدْ خَلَت مِن قَبْلِهِ الرُّسلُ أَ فَإِین مَّات أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقَابِکُمْ وَ مَن یَنقَلِب عَلی عَقِبَیْهِ فَلَن یَضرَّ اللَّهَ شیْئاً وَ سیَجْزِی اللَّهُ الشکرِینَ.

 ترجمه:

محمد صلی اللّه علیه و آله فقط فرستاده خدا بود و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب بر می گردید؟ (و با مرگ او اسلام را رها کرده به دوران کفر و بت پرستی بازگشت خواهید کرد) و هر کس به عقب بازگردد هرگز ضرری به خدا نمی زند و به زودی خداوند شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش ‍خواهد داد.

 خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

[1] - Wherry 1896, p. 66

  • محمد علی فتحی
  • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶

آیا باوجود کارهای خوب، انسانهای مشرک و کافر حظی و بهره ای از احسان خود در آخرت می برند یا نه؟

مطلبی که ملا حظه می فرمایید متن یک حدیث و تحلیل آن است که برای پاسخ به این سؤال که آیا باوجود کارهای خوب، انسانهای مشرک و کافر حظی و بهره ای از احسان خود در آخرت می برند یا نه؟  کاربرد دارد:

متن حدیث:


کنز العمّال عن سلمانِ بنِ عامرٍ الضَّبِّیّ : قلتُ : یا رسولَ اللّه ِ، إنَّ أبی کانَ یَقْری الضَّیفَ ، و یُکْرِمُ الجارَ ، و یَفی بالذِّمَّةِ ، و یُعْطی فی النّائِبَةِ ، فما یَنْفَعُهُ ذلکَ ؟ قالَ : ماتَ مُشْرِکا ؟ قلتُ : نَعَم . قالَ : أمَا إنَّها لا تَنْفَعُهُ ، و لکنَّها تَکونُ فی عَقِبهِ أنَّهُم لَن یُخْزَوا أبَدا ، و لَن یُذَلّوا أبَدا ، و لَن یَفْتَقِروا أبَدا .حدیث[1]


ترجمه:


کنز العمّال ـ به نقل از سلمان بن عامر ضبّى ـ : عرض کردم :

اى رسول خدا! پدرم مردى میهمان نواز و همسایه دار بود ، به پیمان وفا مى کرد و در گرفتاریها و سختیها دستگیر بود. آیا اینها براى او سودى دارد ؟

 پیامبر پرسید :

آیا او مشرک، مُرد ؟

عرض کردم : آرى .

فرمود : اینها به حال او سودى ندارد، امّا به سبب این کارها بازماندگان او هرگز گرفتار و خوار و نیازمند نمى شوند .

 

تحلیل این روایت:

1-      1- سؤال این صحابی به خاطر این بود که می دانست پدرش مشرک از دنیا رفته است ولی او  را انسان درستکار، مهمان نواز ، احترام کننده به همسایه و کمک کننده به نیازمندان در اوج سختی ها می دانست . برایش سؤال شده بود که خدای عزوجل با چنین فردی چگونه برخورد خواهد کرد؟ آیا برای این گونه اشخاص پاداشی داده خواهد شد؟

2- شبیه این پرسش در زمانه ما شنیده می شود:  آیا کسانی که مسلمان نبودند ولی خدماتی برای جامعه بشریت کردند مثل مخترع برق , تلفن، داروها و... آیا آنها را خدا به جهنم خواهد برد؟ آیا خدا به آنان پاداش می دهد؟

2-      3- پیامبر اسلام قبل از اینکه به این سؤال پاسخ دهند می پرسند که آیا او(عامر) مشرک مرده است؟ این سؤال به این  جهت است که به پرسشگر بفهماند که به همین راحتی درباره افراد و عاقبت اعمال آنها نمی شود قضاوت کرد و لذا از او می خواهد که اعلام کند که نسبت به کفر پدر خود آگاهی دارد یا نه؟ تا اگر جواب مثبت بود بر اساس معیار های جهنمی بودن یا بهشتی بودن اشخاص، درباره او قضاوت کند. می بینیم که سلمان اقرار می کند که پدرم مشرک از دنیا رفت.

3-      3- پیامبر در ادامه یک حکم کلی می دهد و آن اینکه این کارهای خوب عامر در آخرت برای او فایده ای ندارد چرا که شرک مانع قبولی عمل در آخرت و باعث حبط و نابودی کارهای خوب می شود. عامر درستکار بود ولی اثر این درست کاری را خودش با شرک از بین برده است. با توجه به اینکه بهشت خانه موحدان و یکتاپرستان است قطعا عامر که مشرک بوده نمی تواند بهشتی باشد.

4-      4- در ادامه پیامبر ذهن سلمان را به نکته مهم دیگری معطوف می دارد و آن اینکه با همه شرک پدر، خدای مهربان، جزای خوب در دنیا به او می دهد که از جمله  از بین رفتن فقر و نداری از خاندان او، ذلیل نشدن فرزندان و گرفتار نشدن آنها است.

5-      5- از ذیل حدیث استفاده می شود که کار نیک بدون پاداش نمی ماند اگر شخص در کنار کار نیک اهل ایمان هم باشد هم خدا در دنیا و هم در آخرت به او پاداش می دهد و اگر اهل ایمان نباشد فقط در دنیا پاداش می دهد آن هم نه به خودش بلکه بر بازماندگانش. چنین فردی روز قیامت بیشترین حسرت ها را خواهد کشید:  از یک طرف آه حسرت می کشد که چرا مؤمن نبوده و از طرفی آه می کشد که چرا از کارهای نیکی که در دنیا کرده نمی تواند در آخرت حظی ببرد.

6-       6- وقتی خدای مهربان حتی با وجود مشرک بودن از انسان به خاطر کار های نیکش تشکر می کند چرا مؤمن نباشیم تا حظ هر دو دنیا را ببریم؟!



[1] - کنز العمّال : 16489.


 دوست عزیز! برای بهبود خدمت رسانی نظر مبارکتان را مرقوم فرمائید

  • محمد علی فتحی
  • يكشنبه ۱۸ تیر ۹۶

پاسخ به شبهات یک بدبین

متنی که ملاحظه می کنید شبهاتی است که دگر اندیشان و معاندان اسلام در شبکه های مجازی پخش کرده اند.

آنچه می بینید از یک تفکر التقاطی نشأة گرفته و نشان می دهد که نویسنده آن فهم سطحی نسبت به اسلام دارد. در ادامه به پاسخ هایی که فراهم آورده ایم توجه فرموده و به دوستان خود انتقال دهید:

 

شبهه 1-

1400سال است مردم خاورمیانه یکدیگر را به خاطر اعتقادات خود میکشند و در همین حال بی خدایان :

 

برق را کشف میکنند،

تلفن را اختراع میکنند،

قدم در کره ماه میگذارند،

با اینترنت دانشگاهی عظیم را به خانه های ما آورده اند،

واکسن بیماری های مختلف را میسازند،،

و هزاران ارمغان دیگر برای آسایش و رفاه بشر فارغ از هم کیشان خود یا غیر هم کیشان !

جواب:

 اولا نبرد بر سر عقاید مختص به خاور میانه نبوده و در اروپا و آمریکا که شما ادعای فرهنگ داشتن آنها را می کنیدنیز از این جنگها بوده است یکی از دلایل اتفاق افتادن انقلاب کبیر فرانسه و جنگ های صلیبی همین مسئله بوده است.

جنگ‌های صلیبی به سلسله‌ای از جنگ‌های مذهبی گفته می‌شود که به دعوت پاپ توسط شاهان و نجبای اروپایی داوطلب برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس از دست مسلمانان برافروخته شد. صلیبیان از جای‌جای اروپای غربی در جنگ‌هایی مجزا بین سال‌های ۱۰۹۵ تا ۱۲۹۱ (۱۹۶ سال) شرکت داشتند. جنگ‌های مشابهی نیز در شبه‌جزیره ایبری وشرق اروپا تا قرن ۱۵ میلادی (۱۰۹۵ تا ۱۵۰۰ حدود ۴۰۰ سال) برپا بود. مبارزان صلیبی یا به اختصار صلیبیان، مسیحیان کاتولیکی بودند که علیه مسلمانان و مسیحیان ارتدوکس در قلمرو روم شرقی و در ابعاد کوچکتر با اسلاوها و بالتهای پگان،مغولها، و خوارج مسیحی می‌جنگیدند. گرچه در بازه‌هایی مسیحیان ارتدوکس با آنها متحد شده، علیه مسلمانان می‌جنگیدند. صلیبیان، توسط پاپ مورد تکریم قرار گرفته و آمرزیده می‌شدند.

صلیبیان در ابتدا با هدف بازپس‌گیری اورشلیم و سرزمینهای مقدس از دست مسلمانان شروع به جنگ کردند و مبارزات آنها در حقیقت پاسخی بود به درخواست رهبران امپراتوری روم شرقی برای جلوگیری از پیشروی ترکان سلجوقی در آناتولی. همچنین، عبارت جنگ‌های صلیبی برای توصیف مبارزاتی همزمان و پس از آن در قرن ۱۶ به کار می‌رودکه در خارج ازشام به دلایل مختلف مذهبی، اقتصادی و سیاسی معمولاً علیه پگانها و خوارج مسیحی و افراد تکفیر شده انجام‌شد. رقابت‌ها بین مراکز قدرت مسیحی و مسلمان گهگاه منجر به اتحاد بین جناحهای مذهبی در برابر مخالفان خود شد، مانند اتحاد مسیحیان با سلجوقیان روم در جنگ صلیبی یکم.

صلیبیان در ابتدا موفقیت‌های موقتی داشتند، اما سرانجام از سرزمین‌های مقدس بیرون رانده شدند. با این حال جنگ‌های صلیبی تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمی بر اروپا گذاشت. به خاطر درگیری‌های درونی بین شاهان و مراکز قدرت مسیحی برخی از جنگ‌های صلیبی از هدف اولیه‌شان منحرف شدند، مانند جنگ صلیبی چهارم که به غارت قسطنطنیهمسیحی و تقسیم امپراتوری بیزانس بین جمهوری ونیز و صلیبیان انجامیدجنگ صلیبی ششم نخستین جنگی بود که بدون دعا و اجازه رسمی پاپ آغاز شدجنگ‌های هفتم، هشتم و نهم به پیروزی مملوک‌ها و حفصیان انجامید و جنگ نهمپایان‌بخش جنگ‌های صلیبی در خاورمیانه بود[1].

در ثانی نبرد در برابر اعتقاد باطل که منجر به سقوط و انحطاط جامعه انسانی می شود نه تنها نکوهیده نیست بلکه برای بقای بشر ضروری می نماید.

نکته سوم اینکه ادعای بی خدایی بودن مخترعین برق،تلفن،اینترنت و یا کسانی که به ماه رفته اند تهمت به این ها محسوب می شود. اگر زندگی نامه این مخترعین را کمکی مطالعه کنید می بینید که آنها هم در زندگی خود بخشهایی از عمر خود را برای مناجات گذاشته ا ند.

راستی شما می دانستید که پدر علم شیمی جابر حیان شاگرد امام صادق علیه السلام مسلمان و خدا پرست بود.

راستی شما می دانید ابن سینا یک مسلمان بوده و کتاب طبش یعنی قانون سالها در اروپا و آمریکا در دانشگاه های بزرگ جهان تدریس می شده و هنوز هم در جهان از آن استفاده می کنند!؟

در ادامه به لیستی که به برخی از مسلمانان دانشمند اشاره شده توجه تام بفرمائید شاید چشمتان به حقایق باز شود:

1.       ابن بطوطه:جغرافی دان مراکشی.

2.       ابن خردادبه:جغرافی‌دان، تاریخ‌نویس و موسیقی‌شناس ایرانی و نویسنده کتاب المسالک و الممالک.

3.       ابن خلدون:تاریخ‌نگار، جامعه‌شناس، مردم‌شناس و سیاست‌مدار عرب. وی را از پیشگامان تاریخ‌نگاری به شیوهٔ علمی و از پیشگامان علم جامعه‌شناسی می‌دانند.

4.       ابن رشد:فیلسوف نامدار عربی.

5.       ابن سینا:پزشک و شاعر و از مشهورترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد.

6.       ابن طاهر بغدادی: قیه، ریاضی‌دان و ادیب.

7.       ابن طفیل:همه‌چیزدان، رمان‌نویس، فیلسوف، پزشک، اخترشناس و وزیر عرب اهل اندلس.

8.       ابن هیثم:فیزیک‌دان عرب اهل بصره. او اولین دانشمند فیزیک نور در جهان است که در زمینه شناخت نور و قانون‌های شکست و بازتاب آن نقش مهمی ایفا کرده‌است. وی همچنین نخستین دانشمند فیزیک نور در جهان، مخترع ذره‌بین، نخستین اندازه گیرنده سرعت صوت، سرعت نور و محیط کره زمین با استفاده از واحد اندازه‌گیری «ذرع»، نخستین محقق ویژگی‌های نور، ریاضی‌دان و دانشمند حساب، هندسه، مثلثات، جبر بوده است.

9.       ابن یونس: از مشهورترین اخترشناسان و ریاضی‌دانان مسلمان مصری بود که کارهایش در زمان خود به دلیل سر آمد بودن مورد توجه قرار گرفته است.

10.    ابو جعفر خازن خراسانی:

11.    ابوحامد کرمانی:مورخ، پزشک، نویسنده، شاعر و فیلسوف نامدار و برجستهٔ کرمان در قرن ششم و هفتم هجری بود.

12.    ابوریحان بیرونی:دانشمند همه‌چیزدان و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس، تاریخ‌نگارِ برجستهٔ خوارزمی ایرانی.

13.    ابوالعباس نیریزی:ریاضی‌دان و اخترشناس ایرانی است که در پایان سدهٔ سوم و آغار سدهٔ چهارم هجری می‌زیسته است.

14.    ابو سهل بیژن کوهی

15.    ابوسعید سجزی: ستاره‌شناس و ریاضی‌دان بزرگ و مشهور ایرانی قرن چهارم هجری.

16.    ابوعبدالله محمد بن عیسی ماهانی:ریاضیدان، مهندس، منجم و نویسنده ایرانی قرن سوم هجری قمری.

17.    ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی:پزشک ایرانی

18.    ابو منصور موفق هروی:داروشناس ایرانی در سده چهارم قمری. او نویسندهٔ کهن‌ترین کتاب فارسی موجود در داروشناسی است.

19.    ابومعشر بلخی:ستاره‌شناس نامی ایرانی.

20.    احمد بن طیب سرخسی:اریخ‌نگار، سیاست‌دان، زبان‌شناس و فیلسوف ایرانی.

21.    اسفراینی:

22.    بدیع‌الزمان جزری:همه چیزدان و مخترع مسلمان اهل جزیره ترکیه.

23.    ثابت ابن قره:

24.    جابر بن حیان:دانشمند و کیمیاگر و فیلسوف ایرانی

25.    خازنی:اخترشناس مسلمان یونانی تبار

26.    خواجه نصیرالدین طوسی:فیلسوف، متکلم، فقیه، ستاره‌شناس، دانشمند، اندیشمند، ریاضیدان و منجم ایرانی.

27.    خوارزمی:ریاضیدان، ستاره‌شناس، فیلسوف، جغرافیدان و مورخ شهیر ایرانی.

28.    شیخ بهایی (بهاءالدین عاملی):حکیم، فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب و مورخ.

29.    زرین دست:چشم‌پزشکی ایرانی

30.    کمال‌الدین فارسی:ریاضی‌دان و فیزیک‌دان برجسته ایرانی در دوران طلایی اسلام.

31.    عباس بن فرناس:فیلسوف، مخترع و فیزیک‌دان و شیمی‌دان و شاعر عرب.

32.    علوی شیرازی:پزشک و داروشناس قرن دوازدهم هجری قمری

33.    ابوحامد محمد غزالی:فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری.

34.    غیاث الدین جمشید کاشانی:ریاضی‌دان برجسته، اخترشناس و شمارشگر زبردست ایرانی.

35.    فارابی:همه چیزدان ایرانی.

36.    شریف ادریسی:جغرافی دان عرب.

37.    محمد مقدسی:جغرافی‌دان قرن چهارم هجری

38.    ابن نفیس:پزشک اهل دمشق.

39.    ابن الحائک

40.    قطب‌الدین شیرازی:پزشک و فیلسوف ایرانی

41.    محمد عوفی:تاریخ‌نگار، زندگی‌نامه نویس، مترجم و ادیب ایرانی

42.    مقیم ارزنی

43.    یعقوبی (ابن واضح):مورخ و جغرافی‌دان شیعی.

44.    ابوحنیفه دینوری:گیاه‌شناس کرد ایرانی.

45.    ابن رسته:کاشف ایرانی.

46.    ابوزید بلخی:جغرافی‌دان و ریاضی‌دان

47.    محمدبن حصار:ریاضی‌دان قرن دوازده میلادی اهل مراکش

48.    فاطمة محمد الفهری:بنیانگذار اولین مؤسسه آکادمیک مدرن که مدرک تحصیلات عالیه ارائه می‌داد

49.    ابن ماجد:دریانورد قرن پانزدهم میلادی منطقهٔ خلیج فارس و اقیانوس هند

50.    زکریای قزوینی:جغرافی‌دان، دانشمند، تاریخ‌نویس و فیلسوف ایرانی‌تبار

51.    ابوالقاسم زهراوی:پزشک و جراح اندلسی.

52.    ابن حزم:فقیه، محدث، فیلسوف، عالم ادیان و مذاهب، ادیب و شاعر و یکی از درخشان‌ترین چهره‌های فرهنگ اسلامی اهل اندلس

اینها تنها تعداد کمی از دانشمندان مسلمانی است که مایه افتخار در جهان هستند. از دانشمندان معاصر به آقای پروفسور مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در شهر تهران از خاندان سمیعی)یک مسلمان و از خاور میانه و ایرانی است اشاره می کنم تا کمی از وادادگی شما نسبت به غرب کاسته شود.

 

شبهه2-

..اما مردم خاورمیانه بهشت را از آن خود می دانند.

جواب:

این هم تهمتی است که شما دلیلی برای آن ندارید. بهشت طبق دیدگاه ادیان توحید در زمین جای ندارد که چنین انگاره ای را مطرح می نمایید لطفا کمی مطالعات خود را بالا ببرید.

شبهه3-

تا به حال پیش خود فکر کرده ایم که چرا خدا 124000راهنمای خود را در منطقه خاورمیانه فرستاده است؟

جواب:

دلیل این مطلب نبود جمعیت در اروپا و آمریکا و استرالیا بوده است. تازه این قاره ها توسط ساکنان خاورمیانه کشف شده است. با توجه به این مطلب معلوم است که پیامبران در جایی ظهور یابند که جمعیتی آنجا باشد. پس این ایراد را نمی توانید بر خاورمیانه وارد کنید.

شبهه4-

تا به حال فکر کرده اید چرا خداوند پیامبری در سرزمینی مثل استرالیا یا اروپا یا امریکا نفرستاده است؟؟

جواب:

خدای مهربان پیامبران را بر اساس سطح فکری و جمعیتی ارسال می کند. آخرین پیامبر خدا یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله بر خلاف تفکر و اندیشه شما بر جزیرة العربی ها و خاورمیانه ای ها فرستاده نشده است بلکه برای همه جهانیان فرستاده شده اند چنانچه در قرآن کریم در آیه 28 سوره سبأ اشاره به آن شده است: و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا ولکن اکثر الناس لایعلمون (و ما تو را نفرستادیم مگر برای آنکه مردم را از خطا و گناه بازداشته و نویدبخش و بیم رسان باشی ، اما بیشتر مردم نمی دانند).

به علاوه جغرافیای زیستی علت اصلی ارسال رسل نیست بلکه ضرورت هدایت کردن مردم اقتضای فرستاده شده پیامبران را دارد. پیامبر اسلام همه آنچه بشر تا رزو قیامت به آن نیاز دارد را در قالب قرآن از ناحیه خدای عزوجل آورده و سنت او می تواند راه گشای گره های کور زندگی بشر باشد. کافی است فهم درست و دقیق از آموزه های او داشته باشیم.

شبهه5-

اگر ادیسون، انیشتین، راسل ، گراهام بل ، برادران رایت و ...... جایشان در جهنم هست ؟!! 

پس در بهشت چه کسانی هستند؟!

جواب:

این ادعای شماست که آنها جهنمی اند. اسلام در باره کسانی کار نیک انجام دهد پاداش و جزا را ترسیم کرده است. به تعبیر قران هر کس کار نیکی انجام دهد خدا به او پاداش می دهد ولو او انسان بدی باشد. بله پاداش های برخی علاوه بر دنیا در آخرت هم هست و برخی را خدای عزوجل در دنیا پاداش می دهد و برخی را فقط در آخرت.

پاداش و جزا از ان خداست و عاقبت خیر و یا بد افراد را خود او می داند بله برای جهنمی شدن و یا بهشتی شدن معیارهایی در قرآن و اخادیث بیان شده است که با آنها  می توان قضاوت اولیه درباره سعادت یا شقاوت افراد کرد ولی واقعیت اسن است که از عاقبت افرد جز خود خدای مهربان خبر ندارد.

شبهه6-

1400سال است که هرکس در حکومت اسلامی آمد، خود را اسلام  واقعی نامید، از زمان عمر و حضرت علی(ع) تا بن لادن و ملاعمر و آل سعود  و ......

و حالا هم که ابوبکر البغدادی خود را اجرا کننده  اسلام واقعی میداند!! به راستی اسلام واقعی کجاست؟

جواب:

 این ایراد به مسلمانان است نه اصل اسلام. برداشت های ناروا از اسلام باعث چنین اختلافی شده است و الا اصل اسلام که برنامه الهی و قوانین خدایی است مایه اختلاف نیست. این ایراد در همه ادیان توحیدی و حتی غیر توحیدی وجود دارد که پیروان این ادیان آن گونه که باید پیرو نشده اند مثل خود شما که متاسفانه به خاطر سطح مطالعه کمتان نسبت به اسلام باعث تردید و دودلی مردم شده اید.

شبهه7-

چرا دین کاملی همچون اسلام باید 70 فرقه داشته باشد؟؟

جواب:

اسلام یک عَلم و یک شعار بیشتر ندارد و آن لا اله الا الله  است که لازمه آن محمد رسول الله و علی ولی الله است. همان طور که در شبهه قبلی عرض شد باز این ایراد به اسلام بر نمی گردد بلکه بر پیروان ادعایی اسلام باز می گردد.

 شبهه8-

به راستی که کشورهای مسلمان جهان سوم را با آتش زدن یک کتاب می توان شلوغ کرد، اما کشورهای نوین کافران با کشته شدن یک کودک صدایشان بلند میشود ..

جواب:

در هر دین و آیینی اگر به مقدسات آن توهین شود باید پیروان آن از آیین و دین خود دفاع کنند و الا نشان بی اعتمادی آنها به باورشان خواهد بود.

شما مثل اینکه خیلی دوست داری غیر مسلمان ها را کافر بدانید ولی اسلام نسبت به اهل کتاب چنین نظری ندارد.

از منظر اسلام هرکس در هرجای عالم باشد و ندای مظلومیت سر دهد باید به او کمک کرد و لو آن فرد کافر باشد. و این نشان نهایت احترام اسلام به حقوق بشر و جانبداری از جان و ناموس  مردم است. اینکه ادعا می کنید غربیها و اروپائیها فقط حامی کودکان مظلوم هستند یک ادعایی کذب است اتفاقا کودکان مسلمانان ایران، سوریه، فلسطین، افغانستان و...قربانی اروپائیان و آمریکائیها هستند و در برابر این ظلمها اصلا عکس العملی نشان نمی دهند. شما که ادعای فرهنگ را دارید هنگامی که این کودکان بی گناه کشته می شدند آیا بر اروپائیها و آمریکائیها نهیب زدید و یا اینکه....

شبهه9-

یک فرد دیندار به خودش این اجازه را میدهد که به اسم خدا جان انسانی را بگیرد ...

جواب:

کاش برای این ادعا دلیل هم می آوردید. قتل کسی که به خدای مهربان و آیین و پیامبران او جسارت و توهین می کند واجب است البته به حکم خدا. در دین اسلام و سایر ادیان خودسرانه کسی را کشتن خود گناه محسوب می شود. اگر شما خدا را قبول دارید باید حکم قصاص و یا حکم اعدام او را درباره مرتدین بپذیرید و الا با شما کاری نداریم. چون شما خدا را عملا قبول ندارید!

شبهه10-

اما یک فرد بی خدا برای خدمت به بشریت، قلب مصنوعی میسازد ...

جواب:

شما باز به یک دانشمند تهمت بی خدایی زدید. چرا فکر می کنید که هر کس دانشمند است بی خداست و هر کس با خداست دانشمند نیست!

شبهه11-

انواع داروها را میسازد و .....

جواب:

مسلمانان و با خدا ها هم ساختند. کمی مطالعه خود را ببرید بالا. کافی است در اینترنت یک کم جستجو کنید!

شبهه12-

به راستی ما به کجا میرویم؟

جواب:

همه ما به سوی خدا خواهیم رفت چه بخواهیم و چه نخواهیم!

شبهه13-

هدفمان در زندگی چیست؟

جواب:

ما هدفمان در زندگی بندگی خداست اما شما را نمی دانم.

ما زندگی می کنیم و به همنوعان خود در حد توان خدمت می کنیم شما را نمی دانم!

ما زندگی می کنیم تا زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم و حکومت الهی وی تحقق یابد و ریشه ظلم و بی عدالتی را از بین ببرد اما شما را نمی دانم!

شبهه14-

مگر غیر از این است که شما به خاطر جغرافیای کشورت مسلمانی؟

جواب:

این ادعای شماست ما به خاطر خدا مسلمانیم و خداپرستی ما اقتضای مسلمان بودنمان را دارد.

شبهه15-

مگر غیر از این است که سیاه و سفید یکی هستیم و اسممان انسان است؟

انسان.......

جواب:

همه ما انسانیم و یک خدا داریم ولی برای خدا تعیین تکلیف نمی کنیم و انسان را بالاتر از خدا قرار نمی دهیم زندگی ما بر اساس تفکر اومانیستی نیست بلکه بر اساس تفکر الهی و یکتاپرستی است.

شبهه16-

آیا وقت آن نرسیده که بخاطر انسان بودن به هم کمک کنیم نه به خاطر رضای خدا؟

جواب:

کسی که انسان واقعی باشد خودش را از خدا دور نمی کند بلکه تمام همت خود را برای جلب رضای خالقش می نهد این اقدام نه تنها خلاف انسانیت نیست بلکه جوهره انسانیت است.

تمام موجودات عالم همه تسبیح و تقدیس خدا می کنند اما انسانهایی مثل شما به جای خدا پرستی  و دعوت بشر به خداپرستی از حق دور می شوند!

راستی شما چرا با خدا مشکل دارید؟!

شبهه17-

شما..خدا را در کجا میابید؟

جواب:

خدا جا و مکان ندارد بلکه خود خالق مکانها ست او را خلقتش و از آثارش درک می کنیم. او را لحظه ای درک می کنیم که اگر بخواهد همین لحظه که شما این متن را می خوانید می تواند جان شما را بگیرد و هیچ کس نمی تواند جلوی او را بگیرد!

شبهه18-

در کنار سنگی در کشور بیگانه؟ در سرزمین اعراب ....؟؟ در ضریح های جنس طلا؟ در کعبه؟؟مسجد؟؟

جواب:

خدای ما همه جا حضور دارد.  خدا پرستی که جا و مکان نمی شناسد این امکان مقدسه بهانه ای برای جمع شدن موحدان و یکتا پرستان در کنار هم است.

شبهه19-

یا در کودکی که سرچهارراه از تو طلب یک قرص نان می کند؟؟

یا در کمک به همنوعانت بدون منت؟؟

یا در یاری رساندن به انسانی دیگر بدون کنجکاوی در دینش؟؟

جواب:

همه ما مسلمانان این کار ها را می کنیم ما چه کنیم که شما بدبین هستید و چشمتان را نمی خواهید به حقایق باز کنید!

شبهه20-

مگر پیامبر اسلام نفرموده است که:

"لحظه ای تفکر یک مومن از هفتاد سال عبادت کورکورانه نزد خداوند برتر است"

جواب:

بلکه فرموده اند به همین خاطر شما به تفکر درباره یک نکته فرا می خوانم:

آیا خدا را همانگونه که او است و او می خواهد قبول داری یا آنگونه که خودت می خواهی!؟

شبهه21-

التماس تفکر....

جواب:

 و همچنین

 


[1] به نقل از: https://fa.wikipedia.org

  • محمد علی فتحی
  • شنبه ۱۷ تیر ۹۶

کدام خانواده نور چشمی خدا است؟

کدام خانواده نور چشمی خدا است؟


رسول اکرم صلى الله علیه و آله :


إذا أرادَ اللّه  بِأهلِ بَیتٍ خَیرا فَقَّهَهُم فِى الدّینِ و َوَقَّرَ صَغیرُهُم کَبیرَهُم و َرَزَقَهُمُ الرِّفقَ فى مَعیشَتِهِم و َالقَصدَ فى نَفَقاتِهِم و َبَصَّرَهُم عُیُوبَهُم فَیَتُوبُوا مِنها؛


☘هرگاه خداوند براى خانواده اى خیر بخواهد آنان را در دین دانا مى کند، کوچک ترها بزرگ ترهایشان را احترام مى نمایند، مدارا در زندگى و میانه روى در خرج روزیشان مى نماید و به عیوبشان آگاهشان مى سازد تا آنها را برطرف کنند.


نهج الفصاحه،ص181، ح 147


نکته:


خانواده ای که از چشم خدا افتاده این ویژگی ها رو داره:


۱. اصلا از دین بدشان می آید.

۲. بچه احترام بزرگترها رو نداره و بالعکس.

۳. اگه کسی تو خونه عبادت کنه مسخره اش می کنند.

۴. اگه کسی دنبال علم بره میگن: اونایی که خوندن و یادگرفتند چی شدند!

۵. شب و روز به فکر اینند که برن بازار و بخرند و بخورند و...

۶. همش مثل مگس که رو نجاست می نشینه و دنبال پیدا کردن عیب دیگران و تخریب با آن عیب و سرزنش و غیبت اوهستند.

۷. اگر کسی به آنها عیبشون رو بگه آسمان و زمین رو به هم می دوزند و طرف را به باد فحش و ناسزا می کشند.


به خدا پناه می بریم از چنین خانواده ای


  • محمد علی فتحی
  • شنبه ۱۷ تیر ۹۶