۳۳۳ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

💠 تکریم فرزندان

درباره عالم بزرگوار، میرزایشیرازی نقل کرده اند:

 هرگز فرزندانش را و حتی بچه‌های کوچک را صدا نمی زد، مگر اینکه پیش یا پس از اسم آنها، آقا یا خانم را می‌افزود.

هنگامی که فرزندانش به اتاق ایشان وارد می‌شدند، به احترام آنان از جای خود بلند می‌شد یا می‌ایستاد، حتی در برخورد با فرزند هفت و هشت ساله اش این گونه رفتار می‌کرد[1].

 

[1] - سیدمحمود مدنی، دیدار با ابرار، (میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا)، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱، چ ۱، ش۷، ص۱۲۸ و سیره اخلاقی علما - صفحه ۱۱۵

اظهار نیاز نکن!

مادامی که خدای یگانه هست و او غنی علی الاطلاق است، دست نیاز به سوی کسی دراز کردن در بین اولیاء الله روانیست.

هرچه قدرت استغنای عبد نسبت به خلائق زیاد باشد، معلوم می شود که دایره ایمان و توکلش وسیع و معرفتش به ساحت ربوبی زیاد است.

اگرچه واسطه های فیض الهی مردم را هنگام درخواستشان محروم نمی سازند ولی باز اگر کسی از خدای عزوجل و خالق این واسطه ها بخواهد بهتر خواهد بود.

به این حدیث توجه بفرمایید:

وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ:

 اِشْتَدَّتْ حَالُ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَتْ لَهُ اِمْرَأَتُهُ لَوْ أَتَیْتَ اَلنَّبِیَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَسَأَلْتَهُ فَجَاءَ إِلَى اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَسَمِعَهُ یَقُولُ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ فَقَالَ اَلرَّجُلُ مَا یَعْنِی غَیْرِی فَرَجَعَ إِلَى اِمْرَأَتِهِ فَأَعْلَمَهَا فَقَالَتْ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بَشَرٌ فَأَعْلِمْهُ فَأَتَاهُ فَلَمَّا رَآهُ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ حَتَّى فَعَلَ ذَلِکَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ ذَهَبَ اَلرَّجُلُ فَاسْتَعَارَ فَأْساً ثُمَّ أَتَى اَلْجَبَلَ فَصَعِدَهُ وَ قَطَعَ حَطَباً ثُمَّ جَاءَ بِهِ فَبَاعَهُ بِنِصْفِ مُدٍّ مِنْ دَقِیقٍ ثُمَّ ذَهَبَ مِنَ اَلْغَدِ فَجَاءَ بِأَکْثَرَ مِنْهُ فَبَاعَهُ وَ لَمْ یَزَلْ یَعْمَلُ وَ یَجْمَعُ حَتَّى اِشْتَرَى فَأْساً ثُمَّ جَمَعَ حَتَّى اِشْتَرَى بَکْرَیْنِ وَ غُلاَماً ثُمَّ أَثْرَى وَ حَسُنَتْ حَالُهُ فَجَاءَ إِلَى اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَأَخْبَرَهُ وَ أَعْلَمَهُ کَیْفَ جَاءَ یَسْأَلُهُ وَ کَیْفَ سَمِعَهُ یَقُولُ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قُلْتُ لَکَ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ.[1]

ترجمه:

یکى از اصحاب رسول اللّٰه-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-دست تنگ شد،همسرش گفت:

نزد پیامبر-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-برو و از او حاجتت را طلب کن.

آن مرد نزد حضرت آمده شنید که پیامبر اکرم مى‌فرماید:

«هر که از ما طلب کند او مى‌دهیم،ولى کسى که اظهار نیاز نکند، خداوند او را بى‌نیاز مى‌سازد».

 آن مرد با خود گفت:

حتما مقصود حضرت من بودم.

آنگاه به سوى همسرش بازگشت و ماجرا را به اطلاعش رساند.

زن گفت:رسول اللّٰه-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-بشرى است مانند دیگران(از حال تو چه خبر دارد)برو و وضع خودت را براى او بگو.

آن مرد مجددا نزد حضرت آمد،چون رسول حق-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-او را دید،همان جملۀ سابق را بیان فرمود.

این مرد،رفت و آمد،تا سه مرتبه این کار تکرار گردید و آن مرد که صحنه را این چنین دید رفت و تبرى به عاریه گرفت و به طرف کوه روانه گردید،از کوه بالا رفت و قدرى هیزم جمع کرده به شهر آورد و به اندازۀ پنج سیر آرد،آن را فروخت.

 روز بعد مجددا به طرف کوه رفت،این بار هیزم بیشترى آورد و فروخت، همین کار را تکرار کرد تا اینکه تبرى خرید.

پس از گذشت مدتى،دو شتر و یک برده نیز خریدارى نمود تا اینکه داراییش زیاد شد و روزگارش رو به راه گردید، سپس نزد رسول خدا-صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم-آمد،ماجراى خود را به اطلاع حضرت رساند که چگونه قصد ابراز نیاز به محضر حضرت را داشت و از ایشان چه شنید.

 حضرت فرمود:

من که به تو گفتم هر که از ما طلب کند به او مى‌دهیم ولى کسى که اظهار نیاز نکند،خداوند او را بى‌نیاز مى‌سازد.

 

[1] - عدة الداعی و نجاح الساعی , جلد 1 , صفحه 100

❤️تمنای تو

دیگر خسته شده ام

از تو نه؟!

از بی نوایی خود

که خاک بازی هنوز از ذهنم بیرون نرفته!

نمی دانم چگونه بال داشته باشم و آنگاه چگونه پرواز کنم.

آشیانه سرد شده ونفس گرمت را می خواهم

پایم شکسته نمی توانم راه روم

عصا می خواهم

سوی چشمان را گناه گرفته اگر تو هم بیایی نمی توانم ببینم

وای برمن!؟

ای عزیز!

بیچارگان را دریاب

بی بضاعتمیم حتی مزجات آن را نداریم.

گفته اند که قبل از خواهش گدایان عطایتان را ارزانی می دارید.

می دانی چه می خواهم؟

یک عمر تمنا...

تمنای تو!

وصیت امام سجاد علیه السلام در آخر عمر

روایت اول:

ابوحمزه ثمالی از حضرت امام محمدباقر(علیهالسلام) نقل می‌کند که فرمود:

چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین(علیهماالسلام) فرا رسید، من را به سینه خود چسبانید و فرمود:

پسرم، تو را به چیزی وصیت میکنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد. او فرمود:

 از ظلم به کسی که علیه تو یاری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.

روایت دوم:

از حضرت ابی الحسن(علیهالسلام) نقل شده است که امام سجاد(علیهالسلام) در هنگام وفات بیهوش شد. سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:

حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه‌ی بهشت را به ما بخشید و ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.

از ظلم به کسی که علیه تو یاری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.

سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد: "پس چه خوب است اجر عاملین" و از دنیا رفت.

روایت سوم:

و در روایت دیگری آمده است:

امام زین العابدین(علیهالسلام) پیش از وفات لحظهای به هوش آمد و پارچهای را که رویش بود کنار زد و فرمود:

قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید. بعد پارچه را روی صورتش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.[1]

 

[1] - بحارالانوار، ‌ج 46، ص 152، حدیث 16 (به نقل از اصول کافی ) و ص 147.

 

بشارتهای الهی به مؤمن و شیعه و محب حسین علیه السلام

همه مؤمنان پیامبر اسلام و امیر المؤمنین علیهما السلام را هنگام مرگ می بینند و این بشارتی است که خدای عزوجل به مؤمن در ابتدای ورودش به جهان ابدیت داده است. به این مسأله در قرآن کریم تصریح شده است.

اهمیت این مطلب بدان جهت است که انسان بیدار را برای تولی و تبری می کشاند و تأثیر خودش را برای بهبود سبک زندگی وی می گذارد.

وقتی انسانی بداند که ولایت پذیری باعث سعادتمندی و خوشی وی خواهد بود، پایه های زندگی خود را طبق آن بنا می نماید.

به این روایت نورانی توجه کنیم:

فِی الْکَافِی عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ :

یَا عُقْبَةُ لاَ یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلاَّ هَذَا الْأَمْرَ الَّذِی أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَ مَا بَیْنَ أَحَدِکُمْ وَ بَیْنَ أَنْ یَرَى مَا تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ[1] إِلاَّ أَنْ تَبْلُغَ نَفْسُهُ إِلَى هَذِهِ ثُمَّ أَهْوَى بِیَدِهِ إِلَى الْوَرِیدِ[2] ثُمَّ اتَّکَى وَ کَانَ مَعِی الْمُعَلَّى فَغَمَزَنِی[3] أَنْ سَلْهُ.

فَقُلْتُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَإِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ أَیَّ شَیْءٍ یَرَى؟ فَقُلْتُ لَهُ: بِضْعَةَ عَشْرَةَ مَرَّةً:أَیَّ شَیْءٍ؟ فَقَالَ فِی کُلِّهَا:یَرَى لاَ یَزِیدُ عَلَیْهَا.

ثُمَّ جَلَسَ فِی آخِرِهَا فَقَالَ:یَا عُقْبَةُ ! فَقُلْتُ:لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ،فَقَالَ:أَبَیْتَ إِلاَّ أَنْ تَعْلَمَ،فَقُلْتُ:نَعَمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّمَا دِینِی مَعَ دِینِکَ فَإِذَا ذَهَبَ دِینِی کَانَ ذَلِکَ[4] کَیْفَ لِی بِکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ کُلَّ سَاعَةٍ،وَ بَکَیْتُ فَرَقَّ لِی فَقَالَ:یَرَاهُمَا وَ اللَّهِ،قُلْتُ:بِأَبِی وَ أُمِّی مَنْ هُمَا؟قَالَ:ذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ،یَا عُقْبَةُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ مُؤْمِنَةٌ أَبَداً حَتَّى تَرَاهُمَا، قُلْتُ فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِمَا الْمُؤْمِنُ أَ یَرْجِعُ إِلَى الدُّنْیَا؟ فَقَالَ:لاَ یَمْضِی أَمَامَهُ إِذَا نَظَرَ إِلَیْهِمَا مَضَى أَمَامَهُ فَقُلْتُ لَهُ: یَقُولاَنِ شَیْئاً؟ قَالَ:نَعَمْ یَدْخُلاَنِ جَمِیعاً عَلَى الْمُؤْمِنِ فَیَجْلِسُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ رَأْسِهِ وَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ عِنْدَ رِجْلِهِ،فَیُکِبُّ[5] عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَیَقُولُ یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَبْشِرْ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ إِنِّی خَیْرٌ لَکَ مِمَّا تَرَکْتَ مِنَ الدُّنْیَا،ثُمَّ یَنْهَضُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَیَقُومُ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ حَتَّى یُکِبَّ عَلَیْهِ فَیَقُولَ:یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَبْشِرْ أَنَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ الَّذِی کُنْتَ تُحِبُّهُ أَمَا لَأَنْفَعَنَّکَ،ثُمَّ قَالَ:إِنَّ هَذَا فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ،فَقُلْتُ:أَیْنَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ هَذَا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ؟قَالَ فِی یُونُسَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَاهُنَا «الَّذِینَ آمَنُوا وَ کٰانُوا یَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرىٰ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ فِی الْآخِرَةِ لاٰ تَبْدِیلَ لِکَلِمٰاتِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». 

ترجمه:

عقبه گوید: امام صادق علیه السّلام به من فرمود:
اى عقبه! خداوند در روز قیامت، هیچ چیز را از بندگانش نمى‌پذیرد، مگر این امر (ولایت) را که شما (شیعیان) بر آن هستید، و هیچ یک از شما نخواهد دید آن‌چه را که چشم او را روشن نماید، مگر زمانى که جان او به این‌جا برسد.
سپس با دست مبارک خود به شاهرگ خویش اشاره فرمود، آن‌گاه تکیه داده و نشست.
معلّى که همراه من بود، با چشم اشاره کرد که در این مورد از حضرتش بیشتر بپرسم.
گفتم: اى پسر رسول خدا! هرگاه جان محتضر به این‌جا برسد، چه چیزى را مى‌بیند؟ بیش از ده بار پرسیدم: چه چیزى را مى‌بیند؟
ولى امام در همۀ آن‌ها فرمود: مى‌بیند و چیزى بر آن نیافزود.
سپس در آخرین پرسش نشست و فرمود: اى عقبه!
گفتم: آرى، بفرمایید!
فرمود: گویى دست نخواهى کشید مگر پاسخ سؤال را بدانى‌؟
گفتم: آرى، اى پسر رسول خدا! دین من فقط‍‌ دین شماست. هرگاه دین من برود، میان من و شما جدایى خواهد افتاد. چگونه مى‌توانم در حضور شما باشم و پاسخ خویش نگیرم‌؟! سپس گریان شدم. حضرت چون چنین دید، دلش به حالم سوخت و فرمود: به خدا سوگند! آن دو را مى‌بیند.
گفتم: پدر و مادرم فداى شما باد! آن دو کیستند؟
فرمود: آن‌ها رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و على علیه السّلام هستند. اى عقبه! هیچ مؤمنى نمى‌میرد، مگر این‌که آن‌ها را مى‌بیند.
گفتم: هرگاه مؤمن ایشان را چنین ببیند، آیا دوباره به دنیا باز مى‌گردد؟
فرمود: نه، به جلو پیش خواهد رفت، هرگاه ایشان را ببیند.
گفتم: آیا چیزى به او مى‌گویند؟
فرمود: آرى، هر دو با هم نزد مؤمن آیند. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در کنار سر و على علیه السّلام در کنار پاى او خواهند نشست، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رو به او مى‌کند و مى‌فرماید: اى دوست خدا! بشارت باد بر تو! من رسول خدایم. من از آن‌چه که از دنیا ترک کرده‌اى، براى تو بهترم.
سپس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله برمى‌خیزد و على علیه السّلام به پاخاسته و رو به او مى‌کند و مى‌فرماید: اى دوست خدا! بشارت باد بر تو. من على بن ابى طالبم، آن کسى که او را دوست مى‌داشتى. آگاه باش که به تو سود خواهم رساند.
سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: این حقیقت در کتاب خداى متعال مذکور است.
گفتم: خداوند مرا فداى تو گرداند! در کجاى کتاب خداست‌؟
فرمود: در سورۀ یونس، آن‌جا که خداى متعال مى‌فرماید:«آن کسانى که ایمان آورده و پرهیزگار شدند، براى آن‌ها بشارت باد در زندگى دنیا و جهان آخرت و کلمات خداوند را تغییرى نیست، و این همان رستگارى بزرگ است».

 

حدیث دوم:

در این حدیث تصریح به رؤیت امام حسن و امام حسین علهما السلام نیز شده است:

 فِی تَفْسِیرِ الْعَیَّاشِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحِیمِ قَالَ:قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: إِنَّمَا أَحَدُکُمْ حِینَ تَبْلُغُ نَفْسُهُ هَاهُنَا یَنْزِلُ عَلَیْهِ مَلَکُ الْمَوْتِ فَیَقُولُ:أَمَّا مَا کُنْتَ تَرْجُو فَقَدْ أُعْطِیتَهُ،وَ أَمَّا مَا کُنْتَ تَخَافُهُ فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى مَنْزِلِهِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ یُقَالُ لَهُ: 

انْظُرْ إِلَى مَسْکَنِکَ مِنَ الْجَنَّةِ وَ انْظُرْ هَذَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ[6]. 

 

حدیث سوم:

در این حدیث هرکس با حسین علیه السلام ارتباطی داشته قطعا بهشتی است.

وَ عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ اَلْیَمَانِ قَالَ: رَأَیْتُ اَلنَّبِیَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ آخِذاً بِیَدِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ قَالَ یَا أَیُّهَا اَلنَّاسُ هَذَا اَلْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ أَلاَ فَاعْرِفُوهُ وَ فَضِّلُوهُ فَوَ اَللَّهِ لَجَدُّهُ أَکْرَمُ عَلَى اَللَّهِ تَعَالَى مِنْ جَدِّ یُوسُفَ بْنِ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ هَذَا اَلْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ جَدُّهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ جَدَّتُهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ أُمُّهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ أَبُوهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ عَمُّهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ عَمَّتُهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ خَالُهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ خَالَتُهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ أَخُوهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ هُوَ فِی اَلْجَنَّةِ وَ مُحِبُّوهُمْ فِی اَلْجَنَّةِ وَ مُحِبُّو مُحِبِّیهِمْ فِی اَلْجَنَّةِ[7] .

 

[1] - قرة العین:برودتها و انقطاع بکائها و رؤیتها ما کانت مشتاقة إلیه،و القر-‎‎بالضم-‎‎ :ضد الحرّ،و العرب تزعم أن دمع الباکی من شدة السرور بارد و دمع الباکی من الحزن حار فقرة العین کنایة عن الفرح و السرور و الظفر بالمطلوب.

[2] - الورید:عرق فی العنق و یقال له حبل الورید.

[3] - غمزه:عصره و کبسه بیده.

[4] -  قال فی الوافی: کان تامة ای إذا ذهب دینی تحقّق تخلفى عنک و مفارقتی إیاک و عدم اکتراثى بالجهل بما تعلم«انتهى»و فی تفسیر العیّاشیّ و المنقول عن المحاسن«انما دینی مع دمی فإذا ذهب دینی کان ذلک»و علیه فالمعنى ان دینی مقرون بحیاتی فمع عدم الدین فکأنّی لست بحی.

[5] -  أکب علیه:أقبل إلیه و لزمه.

[6] - تفسیر نور الثقلین،ج2،ص312

[7] -  کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام , جلد 1 , صفحه 306

به زنان نگاه نکردن نشان امین بودن

امام کاظم علیه السلام:

فی قَولِ اللّه ِ عز و جل «یَأَبَتِ اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِینُ»:

 قالَ لَها شُعَیب:

 یا بُنَیَّةُ هذا قَوِیٌّ قَد عَرَفتِهِ بِدَفعِ الصَّخرَةِ، الأَمینَ مِن أینَ عَرَفتِهِ؟

قالَت: یا أبَتِ، إنّی مَشَیتُ قُدّامَهُ، فَقالَ:

 اِمشی مِن خَلفی فَإِن ضَلَلتُ فَأَرشِدینی إلَى الطَّریقِ، فَإِنّا قَومٌ لا نَنظُرُ فی أدبارِ النِّساءِ.[1]

 

امام کاظم علیه السلام:

درباره این سخن خداوند عز و جل به نقل از دختر شعیب، خطاب به پدر که: «اى پدر! او (موسى) را استخدام کن؛ چرا که بهترین کسى است که استخدام مى کنى: هم نیرومند [و هم] امانتدار است»: شعیب علیه السلام به دخترش گفت: «دخترم! نیرومندى این مرد را با برداشتن سنگ، دانستى، امانتدارى اش را از کجا دانستى؟ ».

دختر گفت:

 پدرم! من، پیشاپیش او راه مى رفتم. به من گفت:

 پشتِ سرم حرکت کن و اگر اشتباه رفتم، راه را به من نشان بده. زیرا ما مردمانى هستیم که به پشتِ سر زنان، نگاه نمى کنیم.

 

نکته:

 آنکه چشم چرانی دارد و دنبال ناموس دیگران می افتد از مسیر انبیاء به دور است و بر پیشانیش مهر خائن زده می شود.

چنین شخصی قابل اعتماد نیست و لذا تزویج ناموس به چنین فردی خود خیانتی دیگر است.

 

[1] - کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۴ ص ۱۹ ح ۴۹۷۴.

غیرت و حیای مردان

امام علی علیه السلام :


 یا أهلَ العِراقِ ، نُبِّئتُ أنَّ نِساءَکُم یُدافِعنَ الرِّجالَ فِی الطَّریقِ ، أما تَستَحیونَ ؟ !


▫️«اى مردم عراق ! خبردار شده ام که زنان شما در گذرگاه ها ، با مردان ، تنه به تنه مى خورند . آیا شرم نمى کنید ؟!»


👌نکات:


۱. طبق این روایت برخی از زنان در زمان امیر المؤمنین علیه السلام، اختلاط با مردان داشتند و این اتفاق به عنوان مشکل اجتماعی مطرح بوده است.

۲. تهییج غیرت مردان توسط حضرت در یک سخنرانی عمومی ، نشان از نقش مثبت مردان در حل معضل اختلاط زنان با مردان غریبه را دارد.

۳. متاسفانه در جامعه ما نهی کنندگان از بی حجابی و اختلاط زنان را مخالف آزادی و نیز فضول و ورود به حریم خصوصی می دانند، در حالی که چنین نهیی ریشه در سیره عملی اهل البیت علیهم السلام دارد و متدینین بر اساس منش و رفتار بزرگانی چون حجت خدای عزوجل و وصی رسول الله صلی الله علیه و آله، رفتار می کنند.

۳. مردانِ بی تفاوت نسبت به حجاب و اختلاط زنان با مردان، مورد سرزنش قرار گرفته اند و دلیل این بی تفاوتی را نبود حیا در مرد می داند.

۴. حیای مرد اقتضا می کند که حریم خصوصی خود یعنی همسرش را حفظ کند و نگذارد این حریم توسط خود زن خدشه دار شود.

۵. بی تفاوتی مرد نسبت به معضل یاد شده، نشان از نبود فضیلت حیا است که شایسته است مردان نسبت به تحلّی و آراسته شدن به آن مردانه اقدام کنند.


📚 الکافی : ج 5 ص 537 ح 6

شرح دعای روز سیزدهم ماه مبارک رمضان

▫️ اللَّهُمَّ طَهِّرْنِی فِیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الْأَقْذَارِ وَ صَبِّرْنِی فِیهِ عَلَی کَائِنَاتِ الْأَقْدارِ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِلتُّقَی وَ صُحْبَةِ الْأَبْرَارِ بِعَوْنِکَ یَا قُرَّةَ عَیْنِ الْمَسَاکِینِ.


▫️خدایا مرا در این ماه از آلودگیها و ناپاکی‌ها پاک کن، و بر شدنی‌های مورد تقدیرت شکیبایم گردان، و به پرهیزگاری و هم نشینی با نیکان توفیقم ده، به یاری ات ای نور چشم درماندگان.


✅ نکات:


▫️منظور از "دنس" ناپاکی و منظور از"قذر"آلودگی است.  دنس در خصوص گناهان بزرگ و قذر در خصوص گناهان کوچک بکار می رود. با این توضیح، در این فراز از خدا می خواهیم که ما را از گناهان بزرگ و کوچک پاک کند و آثار آن را از ما بردارد. این طهارت به برکت استغفار و توبه حاصل می شود که اگر این دو تحقق یابد، عبد قابلیت پذیرش نعمت را می یابد و لذا معنی "یرسل السماء علیکم مدرارا" و "لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض" تحقق می یابد. پاکی از گناه عامل برخورداری از نعمت های پیش رو است.

▫️خدای عزو جل برای همه ما، اموری را مقدر فرموده که بر اساس حکمت و مصلحت است. عبد الهی باید بر آن مقدرات صبر کند و صبرش به این است که شکایت نکند و بگوید: "الهی رضا برضاک تسلیما لامرک لا معبود سواک"

اگر شکایت از مقدرات الهی شود، عبد در مرحله سقوط از مقام عبودیت و ورود در مرحله ادنی سَبُعیّت خواهد بود‌.

▫️تقوی ورزی به معنی خودنگهداری از گناهان بدون توفیق از جانب باری تعالی امکان ندارد. مراحل تقوی نیاز به توحید محض و احساس وابستگی و نیاز به ذات باری تعالی دارد. اگر عبد در مقام بندگی استقلالی فکر کند و ترک گناه را مستند به قوه و توان خود کند، نشان ضعف در توحید عملی است.

▫️مصاحبت با نیکان به معنی همراهی مداوم با آنان است. از جمله چیزی هایی که خلق انسان را تغییر می دهد، همین همراهی با نیکان است. اخلاق آنان، عقاید آنان، انسان را متحول می کند حتی شنیدن حالات و اخلاق آنان ، انسان را دگرگون می کند.

و منظور از نور چشمی بودن خدا برای بیچارگان، محبوبیت ذات او نزد آنان است. طوری که مساکین همه چیز را برای وصال با او تحمل می کنند. چنین مساکینی در واقع ثروت عظیم توحید را دارند. همه را داده اند تا خدا را داشته باشند.

#حاج_فتحی 

         

چندتوصیه ساده درباره ماه رمضان + صیغه توبه

رمضان ماه نزول رحمت الهی ، ماه تقسیم روزی ها و اجل ها و ماهی است که خدای عزوجل میهمان خانه خود بیت الله الحرام را تعیین می کند.

برای بهره مندی بیشتر از فیوضات این ماه شایسته است چند کار ساده را انجام دهیم:

1-  قبل از ماه از گناهان توبه کنیم بهتر است شب اول غسل توبه کرده و صیغه استغفار را بخوانیم یعنی: «اَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ بَدیعُ السَّمواتِ وَالاْرْضِ ذُوالْجَلالِ وَالاْکْرامِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یَتُوبَ عَلَىَّ».

ترجمه:

 آمرزش مى طلبم از خدا که معبودى جز او نیست، زنده و پاینده است، آفریننده آسمانها و زمین مى باشد، صاحب بزرگى و اکرام است، و از او مى خواهم که توبه ام با بپذیرد. 

در روایت است که امام صادق علیه السلام فرمود:

 اگر مؤمنى در یک روز چهل گناه کبیره دچار شود، آنگاه از روى ندامت و پشیمانى، این استغفار را بخواند، خدا گناهان او را بیامرزد[1].

2-  اگر دینی بر گردن دارید حلالیت بطلبید و اگر به صاحبان حقوق دسترسی ندارید برای آنان آمرزش بخواهید.

3-  تا می توانید در ماه مبارک از سخن بیهوده و لغوی پرهیز کنید.

4-  از نشست و برخاست با انسان های لا ابالی و بی قید و غیر مذهبی پرهیز کنید البته این به معنی بد اخلاقی کردن با آنان نیست.

5-  بیشتر لحظه ها به ذکر و خواندن قرآن بپردازید.

6-  به محرومان و نیازمندان در حد توان کمک کنید.

7-  از مشاجره و نزاع با دیگران پرهیز کنید.

8-  به مجالس وعظ و سخنرانی تشریف ببرید. گاهی یک انقلاب درونی در یک مجلس مذهبی انسان را بیست سال جلو می اندازد.

9-  بعد از ظهرها کمی استراحت کنید تا شب های ماه مبارک را بیشتر به شب زنده داری و مناجات با خدا بگذرانید.

10- سحری به اندازه و از غذای های مغذی و مقوی استفاده کنید. شربت آب لیمو برای رفع تشنگی خوب است و خوردن 21 دانه مویز برای قوت و انرژی در طی روز مناسب است.



[1] - مفاتیح الجنان


         

وظایف روزه داران از زبان امام سجاد علیه السلام

در یاد داشت زیر با توجه به متن دعای 44 امام سجادعلیه السلام در صحیفه سجادیه، وظایف روزه داران را لیست کرده ایم.

امید که با رعایت این موارد میهمان خوبی برای خدای مهربان باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

...وَ أَعِنَّا عَلَى صِیَامِهِ بِکَفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِیکَ، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا یُرْضِیکَ حَتَّى لَا نُصْغِیَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ، وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ  وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَیْدِیَنَا إِلَى مَحْظُورٍ، وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ، وَ حَتَّى لَا تَعِیَ بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ، وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ، وَ لَا نَتَکَلَّفَ إِلَّا مَا یُدْنِی مِنْ ثَوَابِکَ، وَ لَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِی یَقِی مِنْ عِقَابِکَ، ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِکَ کُلَّهُ مِنْ رِئَاءِ الْمُرَاءِینَ، وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعِینَ، لَا نُشْرِکُ فِیهِ أَحَداً دُونَکَ، وَ لَا نَبْتَغِی فِیهِ مُرَاداً سِوَاکَ.  اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ قِفْنَا فِیهِ عَلَى مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتِی حَدَّدْتَ، وَ فُرُوضِهَا الَّتِی فَرَضْتَ، وَ وَظَائِفِهَا الَّتِی وَظَّفْتَ، وَ أَوْقَاتِهَا الَّتِی وَقَّتَّ  وَ أَنْزِلْنَا فِیهَا مَنْزِلَةَ الْمُصِیبِینَ لِمَنَازِلِهَا، الْحَافِظِینَ لِأَرْکَانِهَا، الْمُؤَدِّینَ لَهَا فِی أَوْقَاتِهَا عَلَى مَا سَنَّهُ عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی رُکُوعِهَا وَ سُجُودِهَا وَ جَمِیعِ فَوَاضِلِهَا عَلَى أَتَمِّ الطَّهُورِ وَ أَسْبَغِهِ، وَ أَبْیَنِ الْخُشُوعِ وَ أَبْلَغِهِ.  وَ وَفِّقْنَا فِیهِ لِأَنْ نَصِلَ أَرْحَامَنَا بِالْبِرِّ وَ الصِّلَةِ، وَ أَنْ نَتَعَاهَدَ جِیرَانَنَا بِالْإِفْضَالِ وَ الْعَطِیَّةِ، وَ أَنْ نُخَلِّصَ أَمْوَالَنَا مِنَ التَّبِعَاتِ، وَ أَنْ نُطَهِّرَهَا بِإِخْرَاجِ الزَّکَوَاتِ، وَ أَنْ نُرَاجِعَ مَنْ هَاجَرَنَا، وَ أَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنَا، وَ أَنْ نُسَالِمَ مَنْ عَادَانَا حَاشَى مَنْ عُودِیَ فِیکَ وَ لَکَ، فَإِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذِی لَا نُوَالِیهِ، وَ الْحِزْبُ الَّذِی لَا نُصَافِیهِ.  وَ أَنْ نَتَقَرَّبَ إِلَیْکَ فِیهِ مِنَ الْأَعْمَالِ الزَّاکِیَةِ بِمَا تُطَهِّرُنَا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ تَعْصِمُنَا فِیهِ مِمَّا نَسْتَأْنِفُ‏ مِنَ الْعُیُوبِ، حَتَّى لَا یُورِدَ عَلَیْکَ أَحَدٌ مِنْ مَلَائِکَتِکَ إِلَّا دُونَ مَا نُورِدُ مِنْ أَبْوَابِ الطَّاعَةِ لَکَ، وَ أَنْوَاعِ الْقُرْبَةِ إِلَیْکَ.  اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ جَنِّبْنَا الْإِلْحَادَ فِی تَوْحِیدِکَ وَ الْتَّقْصِیرَ فِی تَمْجِیدِکَ، وَ الشَّکَّ فِی دِینِکَ، وَ الْعَمَى عَنْ سَبِیلِکَ، وَ الْإِغْفَالَ لِحُرْمَتِکَ، وَ الِانْخِدَاعَ لِعَدُوِّکَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. اللَّهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبَادَتِنَا إِیَّاکَ، وَ زَیِّنْ أَوْقَاتَهُ بِطَاعَتِنَا لَکَ، وَ أَعِنَّا فِی نَهَارِهِ عَلَى صِیَامِهِ، وَ فِی لَیْلِهِ عَلَى الصَّلَاةِ وَ التَّضَرُّعِ إِلَیْکَ، وَ الْخُشُوعِ لَکَ، وَ الذِّلَّةِ بَیْنَ یَدَیْکَ حَتَّى لَا یَشْهَدَ نَهَارُهُ عَلَیْنَا بِغَفْلَةٍ، وَ لَا لَیْلُهُ بِتَفْرِیطٍ…

 با توجه به فرموده امام زین العابدین عله السلام در دعای مذکور که در هنگام وارد شدن ماه مبارک رمضان ایراد فرموده اند وتوجه در عمق مفاهیم این دعا،می توان این وظایف را برای روزه داران ترسیم کرد:

  1. نگاهداری جوارح از آلوده شدن به گناه
  2. بکارگیری جوارح در راه انجام چیزهایی که باعث رضایت خدای تعالی است
  3. گوش ندادن به لغویات
  4. تسریع نکردن در نگاه به لهویات ودوری از آنها
  5. دست درازی نکردن به چیزهایی که ازآن منع شده  ایم
  6. قدم نگذاشتن در جایی که از ورود به آن منع و دورمان کرده اند
  7. پرنکردن شکم از حرام
  8. صحبت نکردن مگربه آنچه که آنرا خدای متعال بر ما فرض کرده است
  9. به سختی نینداختن خود مگر به چیزی که ما را به  ثواب الهی نزدیک کند
  10. انجام ندادن کاری مگر چیزی که ما را از عقاب الهی حفظ کند
  11. دوری از ریاء
  12. دوری از سمعه
  13. عدم مشارکت دادن غیر خدا در اعمال
  14. فقط مراد همه باید خدا باشد
  15. مراعات اقامه نماز در ساعات خودش با همه حدودش:انجام واجباتش،مراعات وقتش،انجام رکوع وسجود با بهترین کیفیت،داشتن بهترن وکاملترین طهارت برای نماز،مراعات خشوع وخضوع
  16. صله رحم وارتباط با کسی که با او قطع رابطه کرده ایم ویا انها با ما قطع رابطه کرده اندبا نیکی به آنان
  17. خوبی به همسایگان با نیکی و بخشش به آنان
  18. پاک کردن اموال از تبعات با اخراج زکوات (وخمس)
  19. سرزدن و مراجعه به کسی که از مادوری و قهر کرده است
  20. بخشودن کسانی که به ما ظلم کرده  اند
  21. برقراری آشتی با کسی با ما عداوت داشته مگر کسی که با خدا ودرباره خدا دشمنی اش بوده است.
  22. تقرب جست به درگاه الهی با اعمالی که پاک کننده از گناهان است
  23. دور یا الحاد در توحید
  24. دوری از کم کاری وکوتاهی در تمجید حق تعالی
  25. دوری از شک در دین
  26. دوری از گم کردن راه خدای تعالی
  27. دوری از غفلت درباره حرامهای الهی
  28. دوری از خدعه های شیطان
  29. روزه روز
  30. نماز خواندن وتضرع وخشوع و اظهار ذلت در شبهای آن
  31. دوری از غفلت در روز وکم کاری در شبش

الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

 

           

گناه، عامل مرگ!!!

 امام جواد علیه السلام: 

مَوْتُ الاْءنسانِ بِالذُّنُوبِ أکْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأجَلِ وَحَیاتُهُ بِالْبِّرِ أکْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمْرِ.

 امام جواد علیه السلام فرمود: 

مرگ انسان به سبب گناه بیش از مگر با اجل است و زندگى به خاطر نیکوکارى بیش از زندگى عُمر و سال است (برخى از گناهان سبب کوتاهى عمر وبرخى از کارهاى نیک سبب طول عمر انسان مى شود). 

 📚 الفصول المهمه ۲۷۴ ۲۷۵

 👌نکته: 

عامل اصلی بسیاری از مرگ ها گناهانی است که انسان را به فنا می دهد. گناهانی چون، ظلم به پایین دست مثل کارگر و اجیر ، حبس مال دیگران، تحقیر و تضعیف مؤمن، دل شکستن، قطع رحم، بی حرمتی به والدین، زنا و رابطه جنسی نامشروع، شرابخواری، قمار و ... از گناهانی هستند که رگ حیات انسان را ابتدا نازک، وانگهی قطع می کند. 

در مقابل، عمل نیک به دلیل این که جلب حب الله و حب الخلق می کند و دعای خیر مؤمنین پشتوانه انسان نیک کردار می شود، تاثیر شگرفی بر طول عمر دارد. 

ذکر شب نیمه شعبان

حدیت در فضیلت ماه شعبان

 

 

عَنِ اَلرَّسُولِ اَلْأَکْرَمِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ :

أَنَّ شَهْرَ شَعْبَانَ شَهْرٌ شَرِیفٌ وَ هُوَ شَهْرِی وَ حَمَلَةُ اَلْعَرْشِ تُعَظِّمُهُ وَ تَعْرِفُ حَقَّهُ وَ هُوَ شَهْرٌ یُزَادُ فِیهِ أَرْزَاقُ اَلْعِبَادِ لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ تُزَیَّنُ فِیهِ اَلْجِنَانُ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ شَعْبَانَ لِأَنَّهُ یَتَشَعَّبُ فِیهِ أَرْزَاقُ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ هُوَ شَهْرُ اَلْعَمَلِ فِیهِ یُضَاعَفُ اَلْحَسَنَةُ بِسَبْعِینَ وَ اَلسَّیِّئَةُ مَحْطُوطَةٌ وَ اَلذَّنْبُ مَغْفُورٌ وَ اَلْحَسَنَةُ مَقْبُولَةٌ وَ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ یُبَاهِی بِهِ لِعِبَادِهِ وَ یَنْظُرُ إِلَى صُوَّامِهِ وَ قُوَّامِهِ فَیُبَاهِی بِهِمْ حَمَلَةَ اَلْعَرْشِ . وَ هُوَ شَهْرٌ تَتَضَاعَفُ فِیهِ أَرْزَاقُ اَلْعِبَادِ مِنْ أَجْلِ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ تُزَیَّنُ فِیهِ اَلْجِنَانُ، وَ إِنَّمَا سُمِّیَ شَعْبَانَ لِأَنَّهُ تَتَشَعَّبُ فِیهِ أَرْزَاقُ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ تَتَضَاعَفُ فِی حَسَنَاتِهِمْ سَبْعِینَ ضِعْفاً، وَ تُحَطُّ فِیهِ اَلذُّنُوبُ وَ تُغْفَرُ، وَ تُقْبَلُ فِیهِ أَعْمَالُ اَلْخَیْرِ، وَ یَنْظُرُ اَللَّهُ اَلْجَبَّارُ فِیهِ إِلَى صَائِمِی وَ عَابِدِی هَذَا اَلشَّهْرِ فَیُبَاهِی بِهِمْ حَمَلَةَ عَرْشِهِ[1].

ترجمه:

 

از حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل شده است که فرمود:

 ماه شعبان ماهى است شریف و آن ماه من است و حاملان عرش الهى آن را تعظیم مى‌نمایند و حق و حرمت آن را مى‌شناسند و آن ماهى است که در آن روزى‌هاى بندگان زیاد مى‌شود و بهشت‌ها را براى ماه رمضان زینت مى‌کنند و ماه شعبان را شعبان نامگذاری کرده‌اند براى آن‌که در آن روزى‌هاى مؤمنان متشعّب و بسیار مى‌گردد و حسنه در آن ماه هفتاد برابر مضاعف مى‌گردد و گناه در آن پست مى‌گردد و آمرزیده مى‌شود و اعمال خیر در آن مقبول مى‌گردد و خداوند جبّار نظر مى‌کند به سوى روزه‌داران و عبادت‌کنندگان این ماه پس مباهات مى‌کند به ایشان با حاملان عرش

 

نکته:

1- در روایت فوق ممکن است روزی مادی و معنوی منظور باشد که در این صورت مؤمنین باید اهتمام بیشتری به بهره مندی از این ماه نمایند.

2. نکته دیگر اینکه تقسیم روزی در این ماه اختصاص به مؤمن دارد نه غیر آن و منظور از مؤمن، کسی است که علاوه بر التزام به اصول و فروع دین ، محبت و ولایت اهل البیت علیهم السلام را نیز دارد.

3. مانع بزرگ بهره مندی از فیوضات این ماه قطعا گناه و ستم خواهد بود. هر گناهی و لو کوچک آن ممکن است، مانع رسیدن این روزی شود. لذا شایسته است مؤمنین مراقبت خود را در این ماه زیادتر نمایند.

 


[1] - زاد المعاد  جلد 1 , صفحه 43

عید شادی داشته باشیم

چه کنیم در دید وبازدیدهای نوروزی هیچ مشکل وکدورتی با کسی پیش نیاید واز ایام عید بیشترین لذت را ببریم؟

این خیلی مهم است که چه گونه منش ورفتار داشته باشیم تا دیگران را از خود آزرده خاطر ننماییم.


برای اینکه یک عید پر از  خاطره های خوب داشته باشیم این چند کار را انجام دهیم:


۱- نیت کنیم دیدارهایمان برای خدا باشد با این کار دیدارهایمان نورانی خواهد بود وثواب دو برابر خواهیم برد ان شاء الله و نگران این نخواهیم بود که در این روزها کار نیکی انجام نداده ایم.

2- برای دیدن کسی یک برنامه منظم داشته باشید وبه وضعیت روحی وجسمی طرفتان توجه کنید تا مبادا در یک  وقت نامناسب ودیر و وقت استراحت،بر میزبان وارد شویم که ممکن است  پذیرایی او با طیب خاطر نباشد که خود به خود احساس سنگینی ،از میزبان خواهید دید که ممکن است موجبات ناراحتی شما فراهم گردد.

3- قبل از مهمانی به میزبان اطلاع دهید وآنان را از حضور خود با خبر کنید.

4- سعی کنید در ساعت مشخص شده بر میزبان وارد شوید تا او بتواند از وقت خود بیشترین استفاده را ببرد.

5- با سلام و خنده با دیگران ملاقات کنید واین خنده واقعا ار سر محبت باشد(نه زور زورکی)

6- چون بیشتر کدورتها به خاطر سخن بی جا ونا مربوط است از صحبت بیهوده بپرهیزید. منظور این نیست که اصلا سخن نگویید بلکه سخنی بگویید که همرا با ادب ونزاکت وحکمت باشد تا مخاطبتان بیشترین بهره را ببرد.

7- توجه داشته باشید که در مجلستان غیبت از کسی نشود .نه خودتان غیبت کنید ونه اجازه بدهید که کسی غیبت کند.هنگام غیبت سخن را جهت دهید.

8- اگر از کسی درباره مخاطبتان چیزی از بدی شنیده اید آنرا بازگو نکنید تا زمینه کدورت وغیبت را فراهم نکرده باشید.

9- حرفهایی که به هم می زنید امانتند به هر کس نگویید.

10- از همسر،فرزند،برادر یا خواهر خود کاملا حمایت کنید وآنها را با اسم زیبایشان وبا پیشوند «آقا» یا «خانم» صدا بزنید.

11- مبادا جلوی دیگران همدیگر را تحقیر کنید که هم، شأن خوانوادگی خود وهم کسی را که تحقیر کرده اید پایین آورده اید.

12-در اوقات نماز نشان دهید که شما در عین ارتباط با دیگران هرگز از ارتباط با خدا دست بر نمی دارید وبرای این کار دیگران راتشویق کنید.

13-اگر مدت طولانی جایی خواهید ماند به قراءت قرآن دسته جمعی مبادرت کنید.

14- به اطرافیان، مخصوصا به میزبانتان کمک کنید واز همه کارهای آنها حتی کوچکترینش تشکر کنید.

15- اگر از کسی ناراحت هستید، بزرگی کنید واو را مورد لطف خود قرار دهید وبخشایید ودر این راه هرگز پشیمان نشوید که خدا بزرگترین اجرها را برای تان خواهد داد.

16-در خوردن وآشامیدن با کمال متانت وسنگینی به اندازه استفاده کنید تا به پر خوری متهم نشوید.

17-از جوک وخنده هایی که بیشتر تمسخر است تا حق، بپرهیزید.

18-  تا می توانید مدت اقامت خود را در خانه کسی، محدود وکم کنید تا دیگران در این عید بتوانند به کارهای متفرقه خود بپردازند.

19-سعی کنید خودتان باشید نه کس دیگر، تا مبادا کاری از شما سر زند و ملامتتان کنند.

20- از امر ونهی کردن تا می توانید بپرهیزید وکارهایی شخصی خود را حتی آب ریختن را از دیگران نخواهید با این کار شما دیگران را به تکلف نیانداخته اید وبه فرموده امیر المومنین -علیه السلام- شرط الفت، تر ک کلفت است.

21-همواره به خدا از شر شیطانهایی جنّی وانسی پناه ببرید تا گزندی به شما نرسد. 

درپایان برای همه شما عیدی پر برکت همراه با شادکامی آرزومندم.

          


زهد مخفی

امیرالمؤمنینعلیه السلام:

أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ[1].
امامعلیه السلام:

«برترین نوع پارسایى مخفى داشتن پارسایى است».

شرح:

در این فرموده امیر المؤمنین علیه السلام به ریشه ای ترین بحث زهد اشاره می فرماید:

وابستگی به خود «زهد ورزی» که با اظهار آن خود را نشان می دهد بر خلاف زهد است.

کسی که در مسیر سیر الی الله قرار دارد حتی بر عمل خود مثل همین زهد ورزی، نباید دل ببندد چرا که این فعل، غیر از معبود هستی یعنی الله تعالی است و سالک الی الله و عبد حقیقی خدا، به حسنات خود اعتماد نمی کند بلکه بر ذات باری تعالی فقط اعتماد دارد.

دلیل اینکه یگانه های توحید و کمّلین از عباد الله دائما بر استغفار و اقرار به گناه تاکید داشتند همین است.

آنان در  اوج مناجاتشان وابستگی به مناجات نداشتند بلکه به پروردگار خود که با او مناجات دارند اعتماد دارند.

رسیدن به این مقام و منزلت جز با استعانت از ذات باری تعالی و توجه به مقام عزت الهی و ذلت بندگی میسور نیست. لذا در تعبیر قرآنی آمده است: وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّه[2]. یعنی صبر کن ولی صبرت کردنت با استعانت از خدای عزوجل باشد.

لذا زاهد باید زهد کند و زهد او جز با مدد از باری تعالی حقیقی نخواهد بود.

ازهد و ما زهدک الا بالله.

محمد علی فتحی19/12/1397



[1] - حکمت 28

[2] - النحل: 127

          


حضرت مادر

مادر اگر آسیب ببیند، همه آسیب می بینند.

مادر خوب بودن هنری بی نظیر است.

حدیث پرستاری

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله:


مَن قامَ عَلى مَریضٍ یَوما و لَیلَةً بَعَثَهُ اللّه ُ مَعَ ابراهیمَ الخَلیلِ ؛ 


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند:


هر کس یک شبانه روز از بیمارى پرستارى کند ، خداوند او را با ابراهیم خلیل محشور مى کند .


ثواب الأعمال ، ص 341 .


رابطه جنسی در حضور کودکان هرگز!

رابطه جنسی با همسر شرعی حدود خاص خود را دارد. رعایت این حدود درخوشایندی زندگانی برای زوجین و فرزندان مؤثر است.

یکی از مواردی که زوجین در خلوت جنسی خود باید مراعات کنند این است که این رابطه در موقعیت «حضور» و «هوشیاری» و حتی «نفس کشیدن» فرزندان و در یک فضایی که فرزندان حضور دارند، انجام نگیرد.

اگر کودکان از رابطه زوجین آگاهی یابند تاثیر منفی در روحیه آنان گذاشته وعاملی مخفی برای تحریک جنسی آنان می شود که این عامل، خود را در زمان بلوغ و بعد از آن نشان می دهد و ممکن است کودک را به انحراف جنسی بکشاند.

 در این باره به دو حدیث توجه کنید:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

مبادا کسی با زنش آمیزش جنسی کند در حالی که در گهواره بچه‌ای به آن دو نگاه می‌کند[1].

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیث دیگری فرمود: سوگند به آنکه جانم بدست اوست اگر مردی با زنش در حالی که طفل بیداری در اتاق است که آندو را می‌بیند، نفس و صدای آنها را می‌شنود، آمیزش کند، آن بچه هرگز رستگار نشود و زنا کار گردد[2].

امام صادق علیه السلام فرمود:

 اگر در اتاقی بچه‌ای هست، مرد با همسرش آمیزش نکند که موجب زنا خواهد بود[3].

یک سؤال:

گاهی زوجین در فضایی زندگی می کنند که مجبورند فرزندان نیز آنجا باشند. مثل زوجینی که در یک اتاق زندگی می کنند و فرزند هم دارند و در خانه والدین و برادران و خواهران هم زندگی می کنند. در این موقعیت زوجین چگونه رابطه داشته باشند و هشدار یاد شده را مراعات نمایند؟

در جواب باید گفت که:

چاره ای جز رعایت هشدار نیست.

شاید به لحاظ فقهی رابطه در حضور کودکان حرمت نداشته باشد ولی به هر حال اثر و ضعی خود را بر روح و روان آنان می گذارد.

 زوجین برای داشتن یک رابطه خوب می تواند چند کار را انجام دهند:

1-  تلاش کنند در نبود فرزند اقدام به رابطه کنند لازمه این کار برنامه ریزی برای رابطه جنسی است. فرزندان را در فضای دیگری بخوابانید و یا آنان را مشغول بازی کنید.

2- در فضایی غیر از آن فضا، اقدام به رابطه نمایند. مثلا درنبود سایرین از اعضای خوانواده، اتاق یا هال منزل ویا جای دیگر اقدام به رابطه نمایند.

                                                                                                                                    محمد علی فتحی



[1] - بحار ص 100 ص 295 ص 220

[2] - فروع کافی ج 5 ص 499 و 500

[3] - فروع کافی ج 5 ص 499 و 500


زنده زنده سوخت....اما آخ نگفت

 شهید آوینی:

حسین خرازی نشست ترک موتورم.

بین راه، به یک نفربر پی ام پی، برخوردیم که در آتش می سوخت.

فهمیدیم یک بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده می سوزد!

من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم.

گونی سنگرها را برمی داشتیم و از همان دو سه متری، می پاشیدیم روی آتش!

جالب این بود که آن عزیزِ گرفتار شده، با این که داشت می سوخت، اصلا ضجه و ناله نمی زد!

و همین پدر همه ی ما را درآورده بود!

بلند بلند فریاد می زد:

خدایا!

الان پاهام داره می سوزه!

می خوام اون ور ثابت قدمم کنی!

خدایا!

الان سینه ام داره می سوزه!

این سوزش به سوزش سینه ی حضرت زهرا نمی رسه!

خدایا!

الان دست هام سوخت!

می خوام تو اون دنیا دست هام رو طرف تو دراز کنم!

نمی خوام دست هام گناه کار باشه!

خدایا!

صورتم داره می سوزه!

این سوزش برای امام زمانه!

برای ولایته!

اولین بار حضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت!

آتش که به سرش رسید، گفت:

خدایا! دیگه طاقت ندارم،

دیگه نمی تونم،

دارم تموم می کنم.

لااله الا الله...

خدایا!

خودت شاهد باش!

خودت شهادت بده آخ نگفتم!

 

آن لحظه که جمجمه اش ترکید، من دوست داشتم خاک گونی ها را روی سرم بریزم!

بقیه هم اوضاعشان به هم ریخت.

 

حال حسین آقا از همه بدتر بود.دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه می کرد و می گفت:

 

خدایا!

ما جواب اینا را چه جوری بدیم؟

ما فرمانده ایناییم؟

اینا کجا و ما کجا؟

اون دنیا خدا ما رو نگه نمی داره بگه جواب اینا رو چی می دی؟

 

زیر بغلش را گرفتم و بلند کردم و هر طوری بود راه افتادیم.

تمام مسیر را، پشت موتور، سرش را گذاشت روی شانه ی من و آن قدر گریه کرد که پیراهن و حتی زیر پوشم خیسِ اشک شد.

 

امروز زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست

التماس دعا

             

می خوای روزیت زیادبشه؟

خیلی از ماها دوست داریم از روزی زیادی بر خوردار شویم و در مسیر زندگی به لحاظ مالی و اقتصادی مشکل نداشته باشیم.

روزی حلال لطفی است که از ناحیه خدای مهربان شامل بنده مؤمنش می شود. برای اینکه روزی زیاد شود، حتما باید ظرفیت پذیرش این لطف در خود ایجاد کنیم.

برخی از اعمال ساده در ظرفیت زایی ورزی تاثیر شگرفی دارد. به این دستور العمل امیر المؤمنین علیه السلام عمل کنیم:

 

مرحوم شیخ صدوق رحمه الله در کتاب الخصال  از سعید بن علاقه نقل می کند که می گفت :

 سَمِعتُ أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِیَ بنَ أبی طالِبٍ علیه السلام یَقولُ :

 ... ألا اُنَبِّئُکُم بَعدَ ذلِکَ بِما یَزیدُ فِی الرِّزقِ؟ قالوا : بَلى یا أمیرَ المُؤمِنینَ ، قالَ : الجَمعُ بَینَ الصَّلاتَینِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وَالتَّعقیبُ بَعدَ الغَداةِ وبَعدَ العَصرِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وصِلَةُ الرَّحِمِ تَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وکَسحُ الفِناءِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، ومُواساةُ الأَخِ فِی اللّهِ عز و جل یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وَالبُکورُ فی طَلَبِ الرِّزقِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وَالاِستِغفارُ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وَاستِعمالُ الأَمانَةِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وقَولُ الحَقِّ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وإجابَةُ المُؤَذِّنِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وتَرکُ الکَلامِ فِی الخَلاءِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وتَرکُ الحِرصِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وشُکرُ المُنعِمِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وَاجتِنابُ الیَمینِ الکاذِبَةِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وَالوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ ، وأَکلُ ما یَسقُطُ عَنِ الخِوانِ یَزیدُ فِی الرِّزقِ . ومَن سَبَّحَ اللّهَ کُلَّ یَومٍ ثَلاثینَ مَرَّةً دَفَعَ اللّهُ عز و جل عَنهُ سَبعینَ نَوعا مِنَ البَلاءِ أیسَرُهَا الفَقرُ .[1]

 

به نقل از سعید بن علاقه ـ :شنیدم که امیر مؤمنان، على بن ابى طالب علیه السلام ، مى فرمود:

. .. سپس ، آیا به شما خبر ندهم که چه چیز ، روزى را مى افزاید؟

 گفتند: چرا ، اى امیر مؤمنان!

 فرمود :

1-      دو نماز را با هم خواندن،  روزى را مى افزاید .

2-       تعقیب خواندن بعد از نماز صبح و عصر، روزى را مى افزاید .

3-       صله رحم، روزى را مى افزاید .

4-      جارو کردن درگاه خانه ، روزى را مى افزاید .

5-       کمک مالى کردن به برادر ایمانى ، روزى را مى افزاید .

6-      صبح زود در پى روزى رفتن، روزى را مى افزاید .

7-       استغفار، روزى را مى افزاید .

8-       امانتدارى، روزى را مى افزاید .

9-      گفتن حق ، روزى را مى افزاید .

10-   پاسخ دادن به مؤذّن ، روزى را مى افزاید .

11-   حرف نزدن در خلا (دستشویى) ، روزى را مى افزاید .

12-   حرص نداشتن، روزى را مى افزاید .

13-  سپاس گزارى از صاحب نعمت، روزى را مى افزاید .

14-  پرهیز از سوگند خوردن دروغ ، روزى را مى افزاید .

15-   وضو گرفتن پیش از غذا، روزى را مى افزاید.

16-   خوردن آنچه از سفره مى ریزد ، روزى را مى افزاید .

17-  هر کس هر روز، خدا را سى بار تسبیح[2] کند، خداوند ، هفتاد گونه بلا را از او مى گرداند ، که ساده ترینِ آنها ، تهى دستى است.



[1] - الخصال : ص 505 ح 2 ، مشکاة الأنوار : ص 230 ح 645 ، جامع الأخبار : ص 343 ح 953 ، روضة الواعظین : ص 499 وفیه «کسح القاذورات» بدل «کسح الفِنا» بحارالأنوار : ج 76 ص 314 ح 1 .

[2] - یعنی  سی بار بگوید: سبحان الله